احكام قرباني                         

 

       أضحیه یا قربانی عبارت ازذبح گوسفند ، گاو ویا شتر برای رضای الله جل جلاله در ایام عید قربان می باشد. ودر سال دوم هجرت مانند زکات ، روزه و نماز عیدین مشروع گردید ه است . زیرا الله جل جلاله در آیه دوم سوره کوثر می فرماید: {پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی نما}. ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم در حدیثی که امام ترمذی وابن ماجه به روایت سیدتنا عایشه صدیقه رضی الله عنها نقل می نماید ، می فرمایند :{ در روز عید قربان هیچ عمل فرزند آدم نزد الله جل جلاله محبوب تر از ریختاندن خون قربانی نیست ، بدرستیکه آن حیوان ذبح شده در روز قیامت – برای ازدیاد وزن اعمال قربانی کننده – با شاخها ، مویهاوسمها خود می آید ، وخون ریخاتانده شده آن قبل از رسیدن به زمین مورد قبول الله جل جلاله قرارمی گیرد،پس خود را با قربانی نمودن خوشحال گردانید .}امام بخاری وامام مسلم رحمهما الله به روایت حضرت انس رضی الله نقل می نمایند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم {دو رأس قوچ سیاه وسفید وشاخ دار را ، به دست مبا رک  ذبح نمودند- ودر وقت ذبح – بسم الله الله اکبر گفته وپای مبارک خودرا بربالای روی گوسفند نهاده بودند}.ودر حد یثی که ابن ماجه واحمد از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده اند. رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند: {کسی که استطاعت به قربانی دارد وقربانی نمی نماید به عیدگاه ما نزدیک نگردد }. وحکمت در قربانی شکر گزاری به نعمات مختلف الهی، اقتدا به سید نا ابراهیم خلیل علیه السلام ،شکر بقای زندگی ، گفاره گناهان، کمک به فقراء و مساکین ، صله رحم ، وآمادگی برمهمانی  دادن های ایام عید و توسع به اعضای فامیل است . ومستحب است کسیکه اراده قربانی را دارد از اول ماه ذی الحجه

موی وناخن خود را نگرفته تااینکه قربانی خود را ذبح نماید. وروزعیدقربان نیز تابعد ازنماز عید چیزی را نخورده وازگوشت قربانی خود بخورد .

 حکم قربانی : برای شخص مقیم و مستطیع (مالک نصابی از نصاب های  زکات در صبح عید) در سال یک مر تبه واجب است.

شروط مکلف به قربانی :  مسلمان، آزاد ، بالغ ، عاقل ، مقیم و استطاعت( مالک نصاب زکات در صبح عید) می باشد.

نوع  و سن حیوان :گوسفند، گاو وشتر که گوسفند شامل هر دوجنس میشینه وبزینه وگاو شامل گاو میش را نیزمیشود . وگوسفند سن یک سال ، گاو دوسال و شتر پنج سال راباید تمام کرده باشد. مگر بره ای که سن شش ماه را تمام نموده ، که در بین گوسفندان یکساله( شیشکها) رها باشد از آنها فرق نشود، رواست. گوسفند فقط برای یک نفر ودرگاو وشتر ازیک تا هفت نفر می توانند باهم شریک شوند وقربانی نمایند بشرطیکه نیت همه شرکاء رضای الله  وقربانی باشد. واز هفت نفر بیشتر روا نبوده وقربانی صحت پیدا نمی کند.

ا و صاف ا ضحیه: از عیوب آشکارای ما نند کوری ، لنگی، مریضی وقطع اعضای بدن مانند گوش ، شاخ ، دم ، دمبه وقطع مایه و... ولاغری که سبب پوکی استخوان گردیده باشد ، باید پاک باشد و هر چه سالمتر و چاق تر باشد ثواب بیشتری دارد. وقربانی حیوان که عیب  جزیی داردکه مانع قربانی هم نمی گردد ، خالی از کراهیت نیست.

 

 

زمان قربانی : درروز اول عید بعد ازادای نماز عیدقربان ، روزدوم ، روز سوم تاقبل از غروب خورشید وشبهای دوم وسوم عید می باشد  البته در شب خالی ازکراهیت نیست زیرا فقرا اطلا ع نخواهند

یافت.

افضلیت: اگر قیمت گوسفند وسهمیه از شتر ویاگاو از نظر قیمت باهم مساوی باشد ، آن که گوشت آن  بهتر، افضل و در غیر این صورت

 

هر آنچه گوشت آن بیشتر شود بر تری دارد.

ذ بح : مستحب است که قربانی کننده اگر سر بریدن را می داند خودش اضحیه خود را ذبح نماید ودرغیر آن وکیل انتخاب نماید .

توزیع گوشت : مستحب است که سه قسمت شده بخشی برای خود وسهمی صدقه برای فقراء وقسمتی هم با دوستان صرف شود.

پست قربا نی : در صورت که پوست نمودن، به قیمت آن وسیله خیریه تهیه شود . وبهترین کار، آماده نمودن کتاب و وسایل پخش ونشر دعوت اسلامی د ربخش های فرهنگی ومراکز دینی مثل مساجد خواهد بود تا همه مؤمنین ازآن بهره مند شوند .که بخش دعوت وارشاد مسجد جامع اویس قرنی افتخار این خدمت را داشته وآمادگی خدمتگذاری نیز هست.

مزد : ازگوشت ویاپوست قربانی به عنوان مزد به قصاب داده نشود.

د عای و قت ذ بح: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلأَرْضَ حَنِيفاً وَمَآ أَنَاْ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ  ،إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِينَ  لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَ ،  اللهم  منک والیک،  رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ واغفرلنا انک انت الغفورالرحیم. بسم الله الله اکبر  وبعدا ذبح نماید .      

 

 

 

تهيه وترتيب: بخش دعوت وارشاد مسجد جامع اويس قرنی رحمه الله

 

 

@neekokariتلگرام:

 

فضایل دهه ذی الحجه

فضايل دهه ذی الحجه                        

حضرت ابن عباس – رضي الله عنهما – از حضرت نبی کريم صلى الله عليه وسلم روايت می نمايد که فرمودند : انجام عمل صالح درهيچ روزي باندازه اين ايام يعني دهه ذي الحجه نزد الله محبوب نيست  سوال نمودند: يا رسول الله ونه جهاد در راه خدا ؟ فرمودند نه جهاد در راه خدا مكر كسي كه با جان ومالش خارج شود وباز نگردد به روايت بخاري .حقا ايام مبارکی است که الله جل وعلا درآيه دوم سوره مبارکه فجر  به آن قسم ياد ميکند، وقسم گفتن به چيزی دليل بر اهميت  وقدر وعظمتش است.وحضرت ابن عباس رضی الله عنهما بسياری از علما ي سلف می فرمايند که مراد از(ليال عشر) دهه ذی الحجه است.  ونبي کريم صلى الله عليه وسلم به واسطه فضل ونفع و برکت اين ايام امت خويش راترغيب وتشويق بر انجام اعمال صالحه  در آن نمودند ،ونیزدارای شرافت زماني که نسبت به  همه کس و همه جاها ، وشرافت مكاني أن خاص به حجاج بيت الله الحرام است . به دليل اينكه درآن ، روز عرفة ،روز عيد ،قرباني وحج قرار دارد . أبو عثمانَ النهديُ – رحمه الله – مي فرمايد: بزرگان دين وسلف سه دهه را بزرگ مي شمردند:دهه اخير رمضان ،دهه اول ذي الحجه ودهه اول محرم. واز فضل خدا بربندگانش زياد بودن راههاي خير ومتنوع بودن راه هاي طاعات بوده تابند گانش با نشاط برطاعت وعبادت پروردگارشان تداوم دهند.

ازأعمال مسنونه در أيام دهه ذي الحجه:

1- روزه:

براي مسلمانان سنت است كه نه روزاول ذی الحجه را روزه بگيرند زيرانبي كريم صلى الله عليه وسلم بر انجام اعمال نيكو وصالحه دراين ايام دستور مي فرمايند وروزه از جمله افضل ترين اعمال صالحه است واز بعضُي از أزواج النبي صلى الله عليه وسلم روايت است كه : بدرستيكه نبي كريم صلي الله عليه وسلم روز عاشورا ونه روزازذي الحجه وسه روز ازهر ماه... را روزه مي گرفتند. رواه أحمد.

2- تكبيرُ تهليلُ وتحميد:

مردان به آواز بلند وزنان با صدای آهسته تکبير وتهليل بگويند زيراعبد الله ابن عمر– رضي الله عنهما – از رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم روايت می کند . که فرمودند: هيچ روزي بزرگتر در نزد الله تعالي ونه هم محبوب تركه در آن اعمال صالحه انجام شود ازين روز هاي دهگانه نيست  پس درين ايام تهليل( لا إله إلا الله ) وتكبير(الله اكبر) وتحميد( الحمدلله) زياد بگوييد. أخرجه أحمد والطبراني  امام بخاري – رحمه الله – مي فرمايد : حضرت عمر فاروق رضي الله عنه  درا ين ايام درمنی زير قبه خود تکبير می گفتند وصدای شان را اهل مسجد می شنيدند وتکبيرميگفتند واهل بازار نيز با شنيدن صدای تکبير شان تکبيرميگفتند که منی به خود ميپيچيد ومی لرزيد. وابن عمرَ رضي الله عنهما در همين ايام   د ر مني  بعد از نمازها ودرمجلس وخيمه ودر مسير راه تكبير ميگفت  وابنُ عمرَ وأبو هريرةَ – رضي الله عنهما – درين ايام به بازار ها بيرون ميشدند  وتكبير مي گفتند ومردم هم باايشان هم صدا شده  تكبير مي گفتند . وتكبر به دو نوع است : مطلق ومقيد  مطلق أنست كه در همه  اوقات ازاول دهه ذي الحجه تا اخير ايام تشريق گفته شود ومقيد آنست كه فقط بعد ازنماز هاي فرض از صبح روز عرفه (نهم ذی الحجه) به مدت بيست سه نماز تابعد از عصر روز سيزدهم گفته مي شود ومشروعيت آن به اجماع  وفعل صحابه رضي الله عنهم ، ثابت شده است كه صيغه أن عبارت است: الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلا الله ، والله أكبر ، الله أكبر، ولله الحمد .

3- تقربُ إلى الله تعالى به ذبح قرباني :

وقرباني بر شخصي كه استطاعت دارد واجب است  حضرت أَنَسٍ رضي الله عنه در حديث متفق عليه مي فرمايد : كه نبی کریم صلی الله علیه وسلم دو قوچ سیاه وسفید وشاخ دا را درحالیکه بسم الله الله اکبرمی گفتند وپای شان بالای روی آنها گذاشتند ،ذبح نمودند . مسلمان بايد بر انجام اين سنت نبي اكرم صلي الله عليه وسلم حريص باشد زيرا امتثال  امر الهي  وسنت ابراهيم خليل عليه السلام واقتداء به نبي كريم صلى الله عليه وسلم و توسعه بر اهل وعيال و فقرا ومساكين  مي باشد. 

4- انجام اعمال صالحه به طور عموم:

أنجام كارهاي شايسته در نزد الله  در هرزمان ومكان دوست داشتني است  ودر اين ايام مبارکه تأكيد بيشتري شده است چناجه رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم  مي فرمايند: اعمال فضيلت بيشتري درين ايام دارد وثواب آن عظیم است لذا برهر فرد مسلمان است  كه وقت خود ا درين ايام به قرائت قرآن، ذكر، دعاء، صدقة، نيكو كاري دربرابر والدين، صله أرحام، أمر به معروف ونهي از منكر, وغيره طرق خير صرف نمايد.  واز جمله بهترين اعمال نيك نماز است كه اداي آن  در اول وقت وبه جماعت سنت مؤكده، ونسبت به تنها خواندن بيست وهفت درجه برتري داردو ابنِ مسعود رضي الله عنه مي فرماید: گفتم يا رسول الله، كدام أعمال أفضل است ؟ فرمودند: اداي نماز بر وقت آن. گفتم بعد از أن فرمودند: نيكو كاري بر پدر ومادر. گفتم بعد از أن فرمودند جهاد در راه خدا . واز ثوبان- رضي الله عنه- روايت است كه شنيدم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم مي فرمودند:  برتو است كه سجده برالله زياد بنمايي تو براي خدا سجده نمي نمايي مگر اينكه بواسطه أن خدا يك درجه برمقام تو مي افزايد ويك خطيئه را از تو عفو مي نمايد . 

5-روز عرفة :

عرفه از بزركترين وبا فضيلت ترين ايام است زيرا روزمغفرت  وبخشش گناهان  وروز عيد براي اهل عرفات است كه روزه گرفتن أن بر غير از حجاجي كه به عرفات تشريف دارند سنت است . وروز اكمال دين واتمام نعمت الهي بر اين امت است كه به ديگرديني احتياج ندارند. لذا الله جل جلاله آخرين دين اسلام را قرار داده است وغير أنرا ازكسي به عنوان دين نمي بذيرد. برای  حضرت عمرَ – رضي الله عنه –   مرى يهودي گفت در كتاب شما أيه است كه شما آنرا مي خوانيد اكر در دين يهود مي بود ما أنروز را را عيد مي گرفتيم. پرسان نمودند كه كدام آيه است گفت:آيه (( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْأِسْلامَ دِيناً )) (المائدة : 3)  حضرت عمر فرمودند: ما آنروز را مي شناسيم ومكانيكه اين آيه بر نبي كريم صلي الله عليه وسلم نازل شد بیاد داريم كه روز عرفه وجمعه بود .بخاري ومسلم  ودر روايت ديگري آمده كه در روز جمعه وعرفه نازل گرديد وآن دوروز را هميشه عيد داريم. و مسلم ازحضرت عائشة رضي الله عنها روايت مي نمايد كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند  : هيج روزي نيست كه بيشتر ازروزعرفه بنده از آتش جهنم آزاد شوند وخدا وند جل جلاله بر ملايكه مباهات مي نمايد ومي گويد اينها جه مي خواهند؟ وابن عبد البر ميگويد كه اين دلالت بر عفو  ومغفرت مي كند زيرا به اهل گناه خدا مبا هات نمي نمايد مگر بعدا ز توبه ومغفرت  ودرحديثي كه روايت أحمد وابن خزيمة بسند صحيح از أبي هريرة – رضي الله عنه – است رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند :.بدرستيكه الله جل جلاله به بواسطه اهل عرفات بر اهل آسمان مبا هات مي ورزد وبراي شان ميگويد ببينيد بند ه كا نم را كه باموهاي جوليده وگرد آلود به نزد من آمدند واين حديث دليلي بر فضيلت روز عرفه است . وبر مؤمنين است كه حريص باشند بر روزه  روزعرفه  كه آنرابنا به روايت مسلم، رسول كريم صلي الله عليه السلام در ميان دهه مزيت خاص دادند وفرمودند: روزه روز عرفه وسيله عفو گناهان سال كذشته وسال أينده مي باشد واين روزه به غير حجاج بيت الله الحرام مي باشد بدليل اينكه رسول الله صلي الله عليه وسلم روز عرفه در عرفات ر وزه نداشتند  وديگر اينكه با انرژي بيشتري با خدا را زونيازنمايد. ودعا در عرفات نسبت به ديكراعمال صالحه مزيت دارد زيرا رسول كريم صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: بهترين دعا دعاي روز عرفه است وبهترين دعاي كه من وانبيا ما قبل من دعا نمودند اين است: ((لا إله إلا الله وحده لا شريك  له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير )). رواه مالك والترمذي

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

تهيه وترتيب: بخش دعوت وارشاد جامع اويس قرنی رحمه الله

  (وب) www.davataslami.blogfa.com

 

 

مادر مومنین

ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنها

 

قال الله تعالى: ((النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ)) [الأحزاب:6].

 

زنان رسول الله مادران مؤمنین اند طعن وتوهین به به هریک از زنان رسول الله توهین به خامنواده واهل بیت نبوت است اگرشخص مؤمن باشد به مادران مؤمنین  توهین نمی نماید چون فرزند به مادر خود توهین را روا ندارد وافتخار به نسب خود می نماید. زیرا این مادران اشرف زناان بودند که رسول الله ایشان را اختیار نمودند ونیز خدا ایشان را به پیامبرش اختیار نمود ومی فرماید: ((لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا)) [الأحزاب:51].

 

حضرت ام عبدالله  عائشة بنت أبي بكر الصديق (عبدالله) عتيق پسر أبي قحافة ( عثمان  )پسر عامر پسرعمروپسر كعب وومادرش أم رومان بنت عامر پسرعويمرکنانیه  است.چهار سال بعد از بعثت متولد شد  به  همراهی پیامبر صلی الله علیه وسلم مهاجر شد ویگانه زن باکره است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از هجرت وطبق بعضی روایات درماه شوال سال دهم بعثت باوی درحالیکه شش ساله یا هفت ساله ازدواج ودر نه سالگی باوی عروسی نمودند .وهجده ساله بود که رسول الله رحلت نمودند. وایاتی بربرائت آن از بالای هفت آسمان نازل شد وبعد از حضرت خدیجه زن دوست داشتنی رسول خدا بود. وعالم وفقیه ترینزنان امت بود وبزرکان صحابه ازوی بسا مسائل را  استفتاء می نمودند.

 درشب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال پنجاه وهشت هجری قمری وفات نمودوحضرت ابوهریره نائب مروان بن حکم بروی نماز جنازه خواند وبعد ازنماز وتر همان شب در بقیه دفن شد.

 

مناقب عایشه رضی الله عنها:

1- محبوترین زن رسول خدا بعد از حضرت خد یجه بود.

 2-جبرئیل بروی سلام فرستاد.

3- درلحاف آن بررسول خدا وحی نازل شد.

4- مدت مریضی رسول الله در خانه وی سپری شد.

5- آب دهن آن با آب دهن رسول خدا در آخرین لحاظ حیات شان مخلوط شد. چون مسواک رسول را بدهن خود تر نمود ووبعد به دندان های میارک را مسواک کرد.

6-در وقت قبض روح رسول الله سر میارک روی سینه آن قرار داشت.

احكام روزه

احکام روزه

     ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر شما روزه فرض شده همانگونه بر کسانی که پیش از شما بوده اند فرض بوده است،باشد که پرهیز گار شوید.  قرآن کریم سوره بقره آیه  183

     روزه ماه مبارک رمضان در روز دوشنبه دوم ماه شعبان سال دوم بعد از هجرت بر امت اسلامی فرض گردید تا با انجام این فریضه، رضایت الله را به دست آورده و مورد فضل ورحمتش قرار گرفته وزندگی را بر پایه صبر، صداقت، مواسات، اخلاص و اعتقاد راسخ بر الله جل جلاله وآگاهی از حال فقراء، سپری نمایند.

تعریف صوم: در زبان عربی به معنای امساک وخود داری است ودر اصطلاح فقهی ترک خوردن و آشامیدن و روابط زنا شوئی و چیزهای که روزه را باطل میکند از طلوع  صبح صادق تا غروب کامل آفتاب به نیت تقرب ونزدیکی به الله جل جلاله از اهل آن (مسلمان ،عاقل وبالغ) ، میباشد.

شروط وجوب روزه:   1- اسلام 2- بلوغ 3- عقل.

شروط وجوب اداء:  1- صحت (مریض نباشد)2- اقامت( مسافر نباشد).

شروط صحت روزه: 1- نیت. 2- پاک بودن از عادت ماهانه ونفاس برای زنان. 3- دوری جستن از آنچه باعث فساد روزه میشود.

نیت:عبارت از اراده قلبی برای روزه گرفتن. و برای هر روز جدا گانه نیت شود وتلفظ آن بر زبان سنت است. مثلا بگوید:«نیت کردم  که فردا برای رضا الله جل جلاله روزه باشم، روزه ماه رمضان از صبح صادق تا به شام .»

تذكر: در روزه رمضان ونذر معین ونفل نیت روزه ، از شب تا قبل از نصف روز صحت پیدا میکند و در روزه های قضائی وکفارات ونذر مطلق باید در شب نیت شود.

انواع روزه:1- فرض: مانند روزه رمضان ادایی وقضایی وکفارات. 2- واجب: مانند نذر معین ومطلق.3-   سنت:مانند روزه روز تاسوعا وعاشورا،ایام بیض(13،14،15هر ماه قمری)،روزهای دوشنبه وپنجشنبه.

4- مکروه: روزاول عید روزه وقربان وسه روز بعد از روز اول عید قربان(ایام تشریق) و روزه یوم شک به نیت واجب آخر.

سنت های روزه و آداب آن:

1- سحری نمودن: اگر چه با جرعۀ آبی باشد.«سحری نمائید که در سحرهابر کت نهفته است» حدیث شریف  به روايت مسلم.

2- تعجیل نمودن در افطار: بعد از اطمینان به غروب آفتاب وپدیدار شدن علامات شب در طرف آفتاب بر آمد قبل از اداء نماز شام. «همیشه مردم به خیر اند تا زمانیکه در افطارعجله نمایند». حدیث شریف به روايت ابن ماجه

3- خواندن دعا بعد از افطار : «اللَّهُمَّ لَكَ صُمْتُ وَعَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْتُ».حدیث شریف به روايت ابي داود.

4-افطاری دادن: اگر چه با دانه خرما ویا جرعه آبی باشد.

5- غسل از حیض،نفاس و جنابت قبل از طلوع صبح صادق.

6- باز داشتن زبان وجوارح از سخنان بیهوده «کسی که سخن باطل وعمل به آن را ترک نکرد خدا را بر آن حاجتی نیست که خوردنی  ها و آشامیدنی هایش را ترک نماید». حدیث شریف به روايت ابي داود.

7- اشتغال به علم آموزی، تلاوت قرآن کریم، خواندن اذکا رو اوراد ودرود بر نبی کریم صلی الله علیه وسلم.

8- نشستن به اعتکاف (مردان در مسجد وزنان به محل مخصوصی درخانه خود) به ویژه در دهه اي اخیر رمضان.

9- ترک کارهای که سبب ایجاد شهوت میگردد.

10- توسعه در مصارف اهل وخانواده و احسان بر خویشاوندان وصدقه دادن به فقراء وحاجت مندان.

مکروهات روزه:1- جویدن سقز.2- چشیدن غذا وغیره بدون عذر بشرطعدم بلعیدن آب دهان. 3- جمع نمودن آب دهن وبعد بلعیدن آن.4- بوسیدن همسرخود و آنچه از مقدمات جماع است خصوصا برکسی که به خوداطمینان ندارد.

5- آنچه باعث ضعف وناتوانی در گرفتن روزه شود مثل حجامت و خون گرفتن.

6- زیاد شستن دهان وبینی درصورتیکه آب رامدتی دردهان خود نگهدارد.

 7- پیاپی روزه گرفتن چند روزبدون افطاردراول شب.

عذرهای که خوردن روزه را مباح میگرداند:

1- سفر: برای مسافر مباح است روزه خود را بخورد وبعدا قضاء بیاورد اما اگرروزه بگیرد بهتر است.

 2-مرض: اگر روزه گرفتن برای مریض زیان داشت ویا بر خود از افزونی ویا طولانی شدن مرض بیم داشته باشد.

 3- زن باردار وشیر دهنده: اگر روزه گرفتن به خودش ویا طفل آن ضرر داشته باشد.

 4- شیخ فانی: بر پیر مرد ویا پیر زنی که تاب وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند افطار نمایند و عوض هر روز یک مسکین را دو نوبت از اوسط غذای خود طعام داده ویا در مقابل هر روز نصف صاع از گندم ویا یک صاع از جو ویا خرما ویا قیمت آن را به مساکین فدیه دهد(نصف صاع تقریبا برابر به دو کیلواست).

5- گرسنگی وتشنگی: کسی که بر وی گرسنگی زياد ویا تشنگی سختی روی میدهد بر گمان وی چنین غالب میگردد اگر روزه خود را نخورد سبب هلاکت ویا از دست دادن حواسش میگردد.

اشیاء که روزه را فاسد نمیگرداند:

1- به فراموشی خوردن ویا آشامیدن. 2- به فراموشی جماع وعمل جنسی را انجام دادن.3- به چشم سرمه ویا قطره چکاندن.           4- حجامت ویا خون گرفتن. 5- مسواک زدن(در روز ودر حال روزه از خمیر دندان با برس بهتر است كه اجتناب شود) 6- شستن دهان و بینی. 7- آب بازی و غسل کردن. 8- بخارهای که امکان پرهیز از آن وجود ندارد مانند گرد و غبار ودود. 9- قی یا باز آوردن غیر ارادی بشرط اینکه آنچه وارد دهان شده فرو نبرد. 10- احتلام شدن در روز و یا باقیماندن در حال جنابت از شب به روز. اگر چه خلاف سنت است. 11- بلعیدن آن چه بین دندان ها است اگر کمتر از یک نخود باشد بشرط اینکه از دهان خود بیرون نیاورد وبعدا بخورد. 12- بوئیدن گل،عطر وغیره. 13- چرب نمودن دست وصورت.

 

چیز های که روزه را فاسد میکند وکفاره واجب نمشود و فقط باید قضاء بیاورد:

1- روزه دار به جهت عذری از عذرهای شرعی مانند سفر،بیماری حیض،نفاس  و...  روزه خود را افطار کند.

2- روزه دار چیزی را خورد که عادتا خورده نمیشود مثل کاغذ،پنبه ،هسته خرما و... .

3- بلعیدن سنگ ریزه،آهن، طلا،نقره، سرب و... .

4- روزه دار بزور واکراه بر خوردن وآشامیدن و ادار ساخته شده وخورد ویا آشامید.

5- اگر روزه دار به خطا چیزی را خورد بگمان اینکه شب باقی است در حالیکه صبح صادق طلوع کرده ویا  شام شده د رحالیکه هنوز وقت شام داخل نگردیده است.

6- دروقت شستن دهن وبینی آنقدر مبالغه کرد که آب به سوی شکمش سبقت گرفت.ووارد معده اش شد.

7- به قصد قی کردن در حالت پوری دهان.

8- چیزی را به قصد خورد بعد از اینکه به فراموشی خورده بوده است بگمان اینکه به خوردن فراموشی روزه اش باطل شده است.

9- در بین دندان هایش چیزی از طعام به اندازه یک نخود باقی مانده پس آن را ببلعد.

10- بلعیدن آب دهن کسی که دوست ورفیق آن نباشد.

11- اگر در گوش وبینی دوا یا روغن چکانیده شود.

12- جراحتی را در شکم یا دماغ خویش تداوی نمود پس اثر آن دوا به شکم یا دماغ(مغزسر)رسید.

13- استمناء(جلق زدن) و بوسیدن همسر خود که با انزال منی همراه گردد.

نکته: اگر کسی روزه اش به سببی از اسباب فوق فاسد میگردد بر وی واجب است که در باقی روز از خوردن و آشامیدن به جهت تعظیم رمضان المبارک خود داری نمایند.

آنچه روزه را فاسد میکند قضاء وکفاره باهم لازم میشود:

1- وقتی به قصد چیزی را بخورد که شامل مواد خوراکی بوده وطبع به آن مایل باشد.

2- روزه دار وقتی دوایی را به دون عذر شرعی خورد.

3- روزه دار، آب ویا آشامیدنی دیگری را نوشید.

4- روزه دار جماع کرد در حالیکه بر روزه خویش آگاهی داشت (التقای ختانین در حکم جماع است).

5- سیگار و چلیم وغیره را دود کردن.

6- بلعیدن بزاق یا آب دهن همسر ودوست ورفیق خود.

کفاره (جزای شرعی برای کسیکه روزه خودرا قصدا بعد از اینکه نیت کرده ،می خورد)به ترتیب آتی واجب است:

1- آزاد ساختن برده (غلام) چه مؤمن ویا غیر مؤمن باشد.

2- روزه گرفتن  دوماه پیاپی که در میان آنها روزهای عید وايام تشریق نباشد.

3- اطعام دادن شصت مسکین در دونوبت (چاشت وشب) از غذای متوسط که عادتا خودش میخورد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

گزارشی از مراسم عروسی دست جمعی درشهر هرات باستان

تاريخ 7/12/1391

تالار الماس شرق

برای دومين بار با حضور جمع کثیری از علماء و روحانیون  و تعدادي از مسئولين ادارات  دولتي؛ تجّار و کسبه کاران و اهل خیّر و فامیل های  عروس ها و دامادها مراسم عروسی نه زوج جوان به ابتکار بنیاد فرهنگی اجتماعی نیکوکاری در تالار الماس شرق  شهر هرات برگزار گردید.

مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن مجید توسط قاری معروف شهر هرات محترم قاری صاحب عندلیب آغاز سپس محترم مولوی میر عبدالبصیر صدیقی خطیب جامع اویس قرنی و سرپرست بنیاد مذکور به مهمانان  خوش آمدید  و به دامان وعروس ها تبریکی، و تشکری از کسانیکه درمصارف عروسی و تهیه جهزیه این نه زوج جوان شرکت نموده  بودند عرض و از اهل خیّر خواست که درهمچو مراسم ها که می تواند گره‏ی از مشکلات اجتماعی را باز نماید از نعمات خدادادی خود صرف نمایند و بنیان گزار سنت های حسنه در اجتماع شوند و نیز پیرامون اهداف بنیاد مطالبی را بیان داشت و سپس جناب محترم استاد عبدالرئوف مخلص رئيس سابق پوهنتون هرات  از شخصیت های جهادی وعلمی ولایت منطقه پیرامون اهمیت  ازدواج در اسلام  و راه حل های که اسلام جهت هر چه آسانتر شدن بر جوانان و قدردانی از بنیاد  و اهل خیّر مطالبی ارزنده‏ی بیان نمودند سپس گروپ سرود سروده‏ی خود را ایراد و بعد از آن محترم مولوی صاحب عرفاني به نمايندگي از فاميل هاي عروس و دامادان از بنياد و مردم خيّر تشكر و قدرداني نمود سپس توسط محترم قاري سيد نعيم مجری برنامه از آقا دامادان و از علمای بزرگوار دینی و بزرگان شهر جهت دعائیه درخواست گردید که در جایگاه مخصوص تشریف بیاورند که حضرت مولانا صمیم صاحب از علمای بزرگ شهر هرات و مولانا عبدالرحمن مرادی از علمای بزرگ هرات وشخصيت روحاني جناب خليفه صاحب نوين وشخصيت  جهادي كشور جناب حاجي مير صاحب دعائيه داشته در حالیکه از مراسم مذکور توسط تیم های مختلف خبر گزاری مستقر در ولایت هرات فیلم و گزراش تهیه می شد محفل با صرف غذای چاشت به پایان رسید و بعد از ظهر در حالیکه برای هر زوج  موتر مخصوصی تهیه شده خود با تسلیم گرفتن جهزیه شان به خانه بخت خود روان گريدند.

سایت بنیاد :

www.neekokari.com

                    احکام روزه         

                    

   ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر شما روزه فرض شده همانگونه بر کسانی که پیش از شما بوده اند فرض بوده است،باشد که پرهیز گار شوید.  قرآن کریم سوره بقره آیه183

روزه ماه مبارک رمضان در روز دوشنبه دوم ماه شعبان سال دوم بعد از هجرت بر امت اسلامی فرض گردید تا با انجام این فریضه، رضایت الله را به دست آورده و مورد فضل ورحمتش قرار گرفته وزندگی را بر پایه صبر، صداقت، مواسات، اخلاص و اعتقاد راسخ بر الله جل جلاله وآگاهی از حال فقراء، سپری نمایند.

تعریف صوم: در زبان عربی بمعنای امساک وخود داری است ودر اصطلاح فقهی ترک خوردن و آشامیدن و روابط زنا شوئی و چیزهای که روزه را باطل میکند از طلوع  صبح صادق تا غروب کامل آفتاب به نیت تقرب ونزدیکی به الله جل جلاله از اهل آن (مسلمان ،عاقل وبالغ) ، میباشد.

شروط وجوب روزه:1 - اسلام 2- بلوغ 3- عقل.

شروط وجوب اداء:  1- صحت (مریض نباشد)2- اقامت( مسافر نباشد).

شروط صحت روزه: 1- نیت. 2- پاک بودن از عادت ماهانه ونفاس برای زنان. 3- دوری جستن از آنچه باعث فساد روزه میشود.

نکته: در روزه ای رمضان ، نذر معین ونفل نیت روزه ، از شب تا قبل از نصف روز صحت پیدا میکند و در روزه های قضائی وکفارات ونذر مطلق باید در شب نیت شود.

نیت:عبارت از اراده قلبی برای روزه گرفتن. و برای هر روز جدا گانه نیت شود وتلفظ آن بر زبان سنت است. مثلا بگوید:«نیت کردم  که فردا برای رضای الله جل جلاله روزه باشم، روزه ماه رمضان از صبح صادق تا به شام .»

 

وقت اذان صبح وشام ماه رمضان سال 1433به افق شهر هرات وحومه

اگر ماه شعبان 29 روز باشد اول رمضان مطابق به تقویم  ام القری  روز جمعه 30 سرطان ودر غیر آن شنبه اول رمضان خواهد بود.

ایام

رمضان

سرطان

صبح

شام

جمعه

1

30

3:47

7:40

شنبه

2

31

3:48

7:40

یکشنبه

3

اول اسد

3:49

7:39

دوشنبه

4

2

3:50

7:38

سه شنبه

5

3

3:51

7:38

چهارشنبه

6

4

3:52

7:37

پنجشنبه

7

5

3:53

7:36

جمعه

8

6

3:54

7:35

شنبه

9

7

3:56

7:34

یکشنبه

10

8

3:57

7:34

دوشنبه

11

9

3:58

7:33

سه شنبه

12

10

3:59

7:32

چهارشنبه

13

11

4:00

7:31

پنجشنبه

14

12

4:01

7:30

جمعه

15

13

4:02

7:29

شنبه

16

14

4:03

7:28

یکشنبه

17

15

4:04

7:27

دوشنبه

18

16

4:05

7:26

سه شنبه

19

17

4:07

7:25

چهارشنبه

20

18

4:08

7:24

پنجشنبه

21

19

4:09

7:23

جمعه

22

20

4:10

7:22

شنبه

23

21

4:11

7:21

یکشنبه

24

22

4:12

7:20

دوشنبه

25

23

4:13

7:19

سه شنبه

26

24

4:14

7:18

چهارشنبه

27

25

4:15

7:17

پنجشنبه

28

26

4:16

7:16

جمعه

29

27

4:17

7:14

شنبه

30

28

4:18

7:13

 

انواع روزه:1- فرض: مانند روزه رمضان ادایی وقضایی وکفارات. 2-واجب: مانند نذر معین ومطلق.3-   سنت:مانند روزه روز تاسوعا وعاشورا،ایام بیض(13،14،15هر ماه قمری)،روزهای دوشنبه وپنجشنبه....

4- مکروه: روزاول عید روزه وقربان وسه روز بعد از روز اول عید قربان

 (ایام تشریق) و روزه یوم شک به نیت واجب آخر.

سنت های روزه و آداب آن:

1- سحری نمودن: اگر چه با جرعۀ آبی باشد.«سحری نمائید که در سحرها

بر کت نهفته است» حدیث شریف.

2- تعجیل نمودن در افطار: بعد از اطمینان به غروب آفتاب وپدیدار شدن

علامات شب در طرف آفتاب بر آمد قبل از ادای نماز شام. «همیشه مردم

 به خیر اند تا زمانیکه عجله در افطار نمایند». حدیث شریف

3-خواندن دعا بعد از افطار :اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت حدیث شریف).

4-افطاری دادن: اگر چه با دانه خرما ویا جرعه آبی باشد.

5- غسل از حیض،نفاس و جنابت قبل از طلوع صبح صادق.

6- باز داشتن زبان وجوارح از سخنان بیهوده «کسی که سخن باطل وعمل

 به آن را ترک نکرد خدا را بر آن حاجتی نیست که خوردنی ها و آشامیدنی

 هایش را ترک نماید». حدیث شریف.

7- اشتغال به علم آموزی، تلاوت قرآن کریم، خواندن اذکا رو اوراد ودرود

 بر نبی کریم صلی الله علیه وسلم.

8- نشستن به اعتکاف (مردان در مسجد وزنان به محل مخصوصی درخانه

 خود) به ویژه در دهه اخیر رمضان.

9- ترک کارهای که سبب ایجاد شهوت میگردد.

10- توسعه در مصارف اهل وخانواده و احسان بر خویشاوندان وصدقه

دادن به فقراء وحاجت مندان.

مکروهات روزه:1- جویدن سقز.2- چشیدن غذا وغیره بدون عذر بشرط

 عدم بلعیدن آب دهان. 3- جمع نمودن آب دهن وبعد بلعیدن آن.4- بوسیدن

 همسرخود و آنچه از مقدمات جماع است خصوصا برکسی که به خوداطمینان

 ندارد. 5- آنچه باعث ضعف وناتوانی در گرفتن روزه شود مثل حجامت و

 خون گرفتن. 6- زیاد شستن دهان وبینی درصورتیکه آب رامدتی دردهان

 خود نگهدارد. 7- پیاپی روزه گرفتن چند روزبدون افطاردراول شب.

 

عذرهای که خوردن روزه را مباح میگرداند:

1- سفر: برای مسافر مباح است روزه خود را بخورد وبعدا قضاء بیاورد ؛اما اگر

روزه بگیرد بهتر است.

 2-مرض: اگر روزه گرفتن برای مریض زیان داشت ویا بر خود از افزونی ویا طولانی شدن مرض بیم داشته باشد.

 3- زن باردار وشیر دهنده: اگر روزه گرفتن به خودش ویا طفل آن ضرر داشته باشد.

 4- شیخ فانی: بر پیر مرد ویا پیر زنی که تاب وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند افطار نمایند و عوض هر روز یک مسکین را دو نوبت از اوسط غذای خود طعام داده ویا در مقابل هر روز نصف صاع از گندم ویا یک صاع از جو ویا خرما ویا قیمت آن را به مساکین فدیه دهد(نصف صاع تقریبا برابر به دو کیلواست).

5- گرسنگی وتشنگی: کسی که بر وی گرسنگی سخت ویا تشنگی سختی روی میدهد بر گمان وی چنین غالب میگردد اگر روزه خود را نخورد سبب هلاکت ویا از دست دادن حواسش میگردد.

اشیاء که روزه را فاسد نمیگرداند:

1- به فراموشی خوردن ویا آشامیدن. 2- به فراموشی جماع وعمل جنسی را انجام دادن.3- به چشم سرمه ویا قطره چکاندن.           4- حجامت ویا خون گرفتن. 5- مسواک زدن(در روز ودر حال روزه از خمیر دندان با برس اجتناب شود) 6- شستن دهان و بینی. 7- آب بازی و غسل کردن. 8- بخارهای که امکان پرهیز از آن وجود ندارد مانند گرد و غبار ودود. 9- قی یا باز آوردن غیر ارادی بشرط اینکه آنچه وارد دهان شده فرو نبرد. 10- احتلام شدن در روز و یا باقیماندن در حال جنابت از شب به روز. اگر چه خلاف سنت است. 11- بلعیدن آن چه بین دندان ها است اگر کمتر از یک نخود باشد بشرط اینکه از دهان خود بیرون نیاورد وبعدا بخورد. 12- بوئیدن گل،عطر وغیره. 13- چرب نمودن دست وصورت.

چیز های که روزه را فاسد میکند وکفاره واجب نمی شود و فقط باید قضاء بیاورد:

1- روزه دار به جهت عذری از عذرهای شرعی مانند سفر،بیماری، حیض،نفاس  و...  روزه خود را افطار کند.

2- روزه دار چیزی را خورد که عادتا خورده نمیشود مثل کاغذ،پنبه ،هسته خرما و... .

3- بلعیدن سنگ ریزه،آهن، طلا،نقره، سرب و... .

4- روزه دار بزور واکراه بر خوردن وآشامیدن  وادار ساخته شده وخورد ویا آشامید.

5- اگر روزه دار به خطا چیزی را خورد به گمان اینکه شب باقی است در حالیکه صبح صادق طلوع کرده ویا  شام شده د رحالیکه هنوز وقت شام داخل نگردیده است.

6- دروقت شستن دهن وبینی آنقدر مبالغه کرد که آب به سوی شکمش سبقت گرفت.ووارد معده اش شد.

7- به قصد قی کردن در حالت پوری دهان.

8- چیزی را به قصد خورد بعد از اینکه به فراموشی خورده بوده است بگمان اینکه به خوردن فراموشی روزه اش باطل شده است.

9- در بین دندان هایش چیزی از طعام به اندازه یک نخود باقی مانده پس آن را بلعید.

10- بلعیدن آب دهن کسی که دوست ورفیق آن نباشد.

11- اگر در گوش وبینی دوا یا روغن چکانیده شود.

12- جراحتی را در شکم یا دماغ خویش تداوی نمود پس اثر آن دوا به شکم یا دماغ رسید.

13- استمناء(جلق زدن) و بوسیدن همسر خود که با انزال منی همراه گردد.

نکته: اگر کسی روزه اش به سببی از اسباب فوق فاسد میگردد بر وی واجب است که در باقی روز از خوردن و آشامیدن به جهت تعظیم رمضان المبارک خود داری نماید.

آنچه روزه را فاسد میکند قضاء وکفاره باهم لازم میشود:

1- وقتی به قصد چیزی را بخورد که شامل مواد خوراکی وطبع به آن مایل باشد.

2- روزه دار وقتی دوایی را به دون عذر شرعی خورد.

3- روزه دار، آب ویا آشامیدنی دیگری را نوشید.

4- روزه دار جماع کرد در حالیکه بر روزه خویش آگاهی داشت (التقای ختانین در حکم جماع است).

5- سیگار ، چلیم وغیره را دود کردن.

6- بلعیدن بزاق یا آب دهن همسر ، دوست ورفیق خود.

کفاره (جزای شرعی برای کسیکه روزه خودرا قصدا بعد از اینکه نیت کرده  می خورد)به ترتیب آتی واجب است:

1- آزاد ساختن برده (غلام) چه مؤمن ویا غیر مؤمن باشد.

2- روزه گرفتن  دوماه پیاپی که در میان آنها روزهای عید و تشریق نباشد.

3- اطعام دادن شصت مسکین در دونوبت (چاشت وشب) از غذای متوسط که عادتا خودش میخورد.

 

تهیه وترتیب : بخش دعوت وارشاد مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله- هرات

 

وب:www.davataslami.blogfa.com

احکام زکات وصدقه فطر

   زکات فريضه است که خداوند آنرابرهمه مسلما نانيکه دارايي شان به نصاب لازم برسد و شرايط کافي راداشته باشد فرض نموده است. زيرا خداوند جل جلاله مي فرمايد: (ازاموالشان زکات بگيرتا بوسيله آن - ازرذايل وتنگ چشمي ها- آنهاراپاک نمايي).( سوره توبه103) ورکن مهمي از ارکان اسلام است، بوسيله آن به فقروبد بختي پايان داده خواهد شد.وبوسيله آن پيوندها وعواطف ومحبت وبرادري ميا ن ثروتمندان وفقرامستحکمتر مي گردد.

ندادن زکات: کسي که زکات وفرض بودن آن راانکارنمايد،کافر مي شود.وکسي که ازروي بخل وتنگ چشمي ازدادن آن خود داري نمايد، مرتکب معصيت شده  ونظام اسلامي وظيفه دارد ضمن تنبيه نمودنش با استفاده ازقدرت ، زکات اموالش را اخذ نمايد.ودر صورتيکه مقاتله نمايد، با وي جنگيدن روا است.چنانچه سيد نا ابوبکر صديق رضی الله عنه با کسانيکه حاضر به پرداخت زکات درزمان خلافت شان نبودند، جنگيد وفرمود:«اگر ازدادن افسار شتري،هم که به عنوان زکات در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم پرداخت نموده اند،خودداري کنند،مي جنگم». واصحاب هم با ايشان موافق بودند وبرخوردشان بامانعین زکات حکم وصورت اجماع صحا به کرام را با خود دارد .

اموالي که به آنها  زکات تعلق مي گيرد:  

1- طلا ونقره وکالا هاي تجارتي ومتعلقا ت آنها مانند معادن واشياء کشف شده واوراق واسکنا سها ي که جايگزين آنها مي شوند.

2- حيوانا تي مانند شتر،گا و وگوسفند.3- حبوبات وثمرات درختان (اراضي) غير ازعلف،هيزم وني .

 

(( درين نشريه فقط احکام طلا ونقره و مال التجاره توضيح داده خواهد شد.))

 شروط فرضيت زکات:

1- اسلام .2- آزادي .3- عقل.4- بلوغ .5- مال موجود به نصاب برسد.6- ازحاجت اصلي افزون باشد.7- مال ازدين(قرض) فارغ بوده باشد.  8- ما ل نامي (رشد کننده حکما مثل زادولد درحيوانات وتقديرا مثل طلا ونقره ) باشد.9-  داشتن ملکيت تام (مال مملوکه درتصرف شخص باشد).

 چه وقت زکات فرض ميگردد: براي وجوب ادا ي زکات شرط است که یک سال قمري بر نصاب آن بگردد. ومراد به گردش سال اين است که نصاب به دو طرف سال کامل بوده اگر چه در وسط سال به علت نقص کمتر شده باشد. بالفورواجب وتأخيرش بدون عذرگناه است .

شرط صحت اداي زکات: صحت زکات منوط به نيت است.که در وقت ادای آن يا سپرد نش به وکيل خود تابه مستحقينش برساند يا هنگام کنار گذاشتن مال زکات نيت زکات را داشته باشد .البته در وقت اداء نيت قلبي کافي است.

زکات طلا ونقره: طلا ونقره اگر به حد نصاب برسند زکات واجب ميگردد.

نصاب طلادر زکات(20) مثقال است که معادل (85)  گرم مي شود (خواه سکه يا زيورات ویاظروف... باشد).

نصاب زکات در نقره (200) درهم معادل (140) مثقال ويا (595) گرم است. بناءً اگر کسي ما لک نصاب از طلا يا نقره گرديد از آنها ربع عشر (يک چهلم) «از بيست مثقال طلا نصف مثقال واز دوصد درهم (نقره) پنج درهم (سه ونيم مثقال) زکات بدهد وهر آنچه از طلا ونقره در نصاب زيادتر شود زکات آن بنا بر حساب آن واجب ميشود که زکات دهنده ميتواند از خود جنس طلا ونقره يا اينکه قيمت نموده از پول مروجه زکا ت آن را بپردازد.

مسايل:

1- اگر کسي ما لک مقدار طلا ويا نقره باشد که هيچ کدام به تنهائي به نصاب نميرسيد اگر باهم جمع شوند  به قيمت يکي از دونصاب (طلا يا نقره) ميرسيد آنگاه زکات بر وي لازم ميگردد.

  2- اگر کسي مبلغی پول نقد کمتر از نصاب (طلا یا نقره) داردونیز مقداری کالاي تجارتي دارد اگرباهم از نظر قيمت جمع شوند به قیمت یکی از دونصاب (طلا یا نقره) برسند، زکات بر وي لازم ميگردد.

((البته به قيمت نقره محاسبه شود،که مفتي به است و انفع به حال فقرا است)).

زکات عروض: آنچه غير از طلا ونقره وحيوانات سائمه است، عروض (يا کالا ) ناميده ميشود. که زکات با شروط آتي در عروض واجب ميگردد.

1-     کالاها به نيت تجارت ومعامله باشد.

2-    قيمت آن عروض یا اجناس تجارتي به نصاب طلا يا نقره برسد.

لذا تاجر مسلمان آنچه ازاموال تجارتي را دارا است در اخير سال تجارتي خود به نرخ روز قيمت نموده اگر به نصاب طلا يا نقره رسيد زکات آن را اداء نمايد که از هر  چهل افغاني يک افغاني زکات آن ميشود.

مسايل:-

1- در قيمت گذاري اثاث و وسايل ودستگاه هاي موجود در فابريکه کارگاه و دوکان که براي امر تجارت لازم است محاسبه نمي شود و زکات ندارد.

 2- اگر کسي داراي چند باب منزل وچند قطعه زمين، دوکان، مارکت، موتر وديگر وسايل درآمد آورباشد که برای تجارت نباشد در آنها زکاتي نيست البته در درآمد آنها اگر به شرايط زکات رسيد، زکات دارد.

  3- پول نقد، هر گاه کسي معادل قيمت (140مثقال نقره) حدود(28000)افغاني قرار نرخ امروز(13اسد1390) مالک باشد صاحب  نصاب بوده بايد ازهر چهل افغاني يک افغاني را به عنوان زکات، پراخت نمايند.

   4- چنانچه کسي از ديگري طلب دارد هرگاه بخواهد بتواند قرض خودرا وصول نمايد،واجب است که هنگام محاسبه داريي خود ، طلبش را به حساب آورده وزکاتش راپرداخت نمايد.

 5- هر جنسي که به نيت تجارت باشد اگربه تنهايي يا با ديگر اموال به نصاب رسيد و یک سال قمری بر آنها گذشت، زکات دارد.

موارد مصارف زکات: خداوند جل جلاله موارد هشت گانه مصارف زکات را در آيه 60 سوره توبه  مشخص ساخته است.  1- مستمندان   2- مسکينان 3- کارگزاران  جمع آوري آن 4- کسانيکه لازم است دلها آنها به دست آورده شود. 5- آزادي بردگان (مکاتب) 6- پرداخت قرض( قرض داران). 7- در راه خدا. 8- مسافران و وامانده از راه  است.

نکته:- زکات در صدر اسلام به هشت صنف مذ کور به مصرف مي رسيد اما در زمان خلافت حضرت عمر فاروق رضی الله عنه مؤلفة القلوب(براي بدست آوردن دلها) از جدول زکات حذف شدند بدليل اينکه اسلام قوي ونيرومند گرديده وديگر نيازي  به مصرف زکات به ايشان نيست وکسي ازاصحاب رضی الله عنهم مخالفت هم ننموده لذاحذف شدن شان به اجماع صحابه فيصله شده است . ودر زمان حاضر برده هم وجود ندارد که ازپول زکات براي آزادي شان مصرف شود.پس به شش صنف باقي مانده مصرف زکات تعلق مي گيرد.ومستحق زکات گرفتن اند.

مسايل: 1- اگر براي يک نفر به اندازه يک نصاب،زکات داده شود کراهيت دارد.2- ميتواند زکات خود را به يک صنف يا به همه صنوف موارد مصرف بدهد . 3- پول زکات در مسجد، پل، مکتب، سرک ،کفن وقرض ميت وغيره کارهاي عام المنفعه مصرف کرده نميتواند.اگر به شخص مستحق داده شود و خود آن به اختيار خود در امور خيريه مصرف کند صحت دارد . 4- براي مسکینی که غير مسلمان باشد دادن زکات روا نيست. 5- دادن زکات به پدر، مادر، پدر کلان، وپدر مادر، وبي بي ، وپسر، ودختر و نواسه ها و نبيره ها خود شخص ،جايز نيست .6- به ديگر خويشاوندان از قبيل خواهر برادر، کاکا، ماما وغيره در صورت مستحق بودن  شان ،جايز است. 7- همسر زکات خود را به همسر خود داده نميتواند. 8- کسي که مالک نصاب باشد گرفتن زکات بر وي درست نيست . 9- محل وجای مصرف زکات محل وجود وپيدانمودن همان مال وسرمایه است.  10- به مصرف زکات وصدقات از همه مقدم تر اقارب وخويشاوندان شخص زکات دهنده اند.11-  انتقال زکات از يک منطقه به منطقه ديگر کراهيت دارد مگر براي اقارب يا اهل آن منطقه اي که محتاج تر باشند.

صدقه فطر: بر کسي که صاحب نصاب بوده در حاليکه زايد از مسکن و از اسباب واساس خانه و وسيله سواري وغيره ضروريات آن باشد واجب است از جاي خود و اطفال فقير خود صدقه فطر را اداء نمايد. اگر از  جاي اطفال غني وفرزندان بالغه وهمسر خويش بپردازد صحت داشته ومأجور است. وقت وجوب آن صبح عيد رمضان بوده اگر قبل از صبح عيد پرداخت نمايد نیز رواست ووقت پرداخت آن قبل از رفتن به نماز عید می باشد ومقدارآن عوض هر نفر از گندم حدود دو کيلو از  جو وخرما وکشمش حدود چهار کيلو ميباشد. قيمت آن را نيز پرداخته مي تواند. وبر کساني بدهد که مستحق مصرف زکات اند. صدقه فطر هرفرد به يک نفر مستحق داده شود.

 

وظايف امت اسلامي در قبال رسول الله(صلی الله علیه وسلم)

وظايف امت اسلامي در قبال رسول الله(صلی الله علیه وسلم)

اولين رکن از ارکان اسلام، شهادتين است، يعني گواهي دادن به اين که هيچ معبود، فرمانروا و فريادرسي نيست جز الله وحضرت محمد صلي الله عليه وسلم فرستاده خداست. تحقق يافتن قسمت دوم از شهادتين يعني گواهي به رسالت پيامبر اکرم(صلي الله عليه وسلم) زماني عملي مي شود که ما به عنوان يک مسلمان به وظايفي که در قبال آن حضرت داريم، عمل کنيم و جهت اجراي آن وظايف تلاش کنيم در اين صورت است که ايمان شخص کامل و نيمه دوم کلمه شهادتين تحقق پذيرفته است. در غير اين صورت گواهي اش ارزشي ندارد؛ چرا که منافقين هم گواهي به رسالت آن حضرت مي دادند(منافقون/۱) ولي گواهي آنها مقبول واقع نشد و نفعي براي آنها دربرنداشت چرا که به مقتضيات و معناي آن گواهي(شهادت) عمل نکردند. بنابراين مناسب است به برخي از وظايفي که امت اسلام در قبال پيامبر عظيم الشأن خويش برعهده دارد، اشاره کنيم و راه کارهايي جهت ياري و نصرت رسول الله ارائه دهيم . تاباشد که در اين مقطع حساس که دشمنان اسلام، جسارت اهانت به ساحت مقدس آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) را به خود داده اند ما به گوشه اي از وظايف ايماني خويش در قبال آن حضرت(صلي الله عليه وسلم ) عمل نموده باشيم.

الف) وظايف فردي:

۱) فهم صحيح دلايل نبوت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) و اين که فرستاده رب العالمين است ودليل اصلي آن قرآن کريم مي باشد.
۲) چنان که خداوند از قرآن محافظت نموده است، از سنت نيزبه وسيله تلاش گسترده که علما در طول تاريخ به خرج داده اند نموده است.                                                                                                                                                                   3) محبت ورزيدن نسبت به آن حضرت و مقدم شمردن محبت آن حضرت بر محبت زن و فرزند و پدر و خويشتن.
۴) در نظر گرفتن حق عظيمي که آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) بر گردن هر يک از ما بواسطه رساندن  دستور الله دارند؛
۵) نسبت دادن هر خير دنيوي و اخروي که موفق به انجام آن مي شويم به سبب رسالت ودعوت پيامبر(صلي الله عليه وسلم).
۶) رعايت کردن ادب در رابطه با پيامبر از جمله: او را با اسم مخاطب قرار ندادن بلکه با يا رسول الله، يا نبي الله.و بلند نکردن صدا در حضور او در روضه مطهرودر وقت بيان وشنيدن احاديث  ودساتير آن حضرت (صلي الله عليه وسلم).
۷) گرامي داشتن و ياري و نصرت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) در مقابل هر کسي که قصد توهين به آن حضرت را داشته باشد.
۸) صلوات  و.درود  فرستادن بر پيامبر(صلي الله عليه وسلم)  هرگاه نام شان برده شود.
۹) خواندن سيره صحيح پيامبر(صلي الله عليه وسلم) و درس گرفتن از حوادث و عبرت هاي آن و مطابقت دادن با زندگي و وضعيت امروزي.
۱۰) آموختن سنت و راه و روش و پيروي کامل از سنت پيامبر(صلي الله عليه وسلم).
۱۱) نهايت پرهيز از مسخره کردن به چيزي از سنت هاي پيامبر(صلي الله عليه وسلم).
۱۲) دشمن داشتن هر کسي که نسبت به پيامبر يا سنتش انتقاد کند يا آن را نپذيرد.
۱۳) دوست داشتن اهل بيت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) که شامل همسران و ذريـه آن حضرت مي شود.                                                  14)دوست داشتن و محبت ورزيدن به اصحاب پيامبر خصوصاً خلفاي راشدين چون احترام به آنها احترام به پيامبر است.                                                                                                                                                           15) دوست داشتن علما و ارج نهادن به آنها به خاطر جايگاه و اتصالشان به ميراث نبوت؛ كه ميراث بران پيامبران اند.

ب) وظايف اجتماعي و خانوادگي:

1) تربيت فرزندان بطوري که پيامبر(صلي الله عليه وسلم) را دوست بدارند.
2) تربيت فرزندان به گونه اي که در همه حالات از پيامبر(صلي الله عليه وسلم) پيروي کنند و به او اقتدا نمايند.
3) تهيه کتاب، نوار، سيدي  و فيلم هايي از زندگي و سيره پيامبر جهت استفاده خانواده و فرزندان.
4) تشويق فرزندان به حفظ اذکار نبوي و تطبيق روزانه آن با زندگي خويش.
5) تشويق فرزندان به اختصاص دادن قسمتي از مخارج روزانه شان به خاطر تطبيق عملي برخي از احاديث پيامبر(صلي الله عليه وسلم) مثل سرپرستي وكمك ايتام، غذا دادن به نيازمندان، ياري کردن محتاجان.
6) برگزاري مسابقات خانوادگي در مورد سيره و آشنا کردن شان با زندگاني آن حضرت صلي الله عليه وسلم.

ج) وظايف تعلیم وتربیه و مراکز علمي:

1) کاشتن نهال محبت پيامبر(صلي الله عليه وسلم) در قلب کودکان و نوجوانان به وسيله آشکار نمودن حق پيامبر بر امتش.
2) برگزاري سخنراني هاي متعدد پيرامون جوانب مختلف شخصيت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم).
3) تشويق مسئولين تأليف  وترجمه در معارف و مراکز علمي در مورد اضافه کردن ماده درسي سيره نبوي به پوروگرامهاي درسي.
4) تشويق پژوهشگران جهت بحث هاي علمي در مدارس و دانشگاه ها و تأليف کتاب هايي در موضوعات سيره نبوي.
5) برپايي نمايشگاه هايي در مورد شناساندن پيامبر و طراحي نقشه هاي جغرافيايي که بيانگر نشأت و پيشرفت اسلام باشد.
6) اختصاص دادن قسمت هايي از کتابخانه مدارس و دانشگاه ها به کتاب هاي سيره و آن چه مربوط به پيامبر(صلي الله عليه وسلم) باشد.
7) برگزاري مسابقات سالانه جهت دانشجويان و دانش آموزان در مورد سيره نبوي و اختصاص جوائز ارزشمندي به آن.
8) برپايي سیر علمی برای جوانان که در طي آن محبت پيامبر(صلي الله عليه وسلم) و تعلق و ارتباط به سنت آن حضرت در دل ها جاي گيرد.

د) وظايف ائمه مساجد ـ دعوت گران و طلاب:

1) بيان ويژگي هاي دعوت و رسالت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم). در اوقات مختلف براي مردم درمساجد ومحافل.
۲) تلاش جهت هدايت مردم و آشنا کردن آنها با سنت نبوي صلي الله عليه وسلم .
۳) بيان صفات خَلقي و خُلقي آن حضرت قبل و بعد از رسالت شان.  
۴) بيان فضايل آن حضرت و ويژگي هاي امتش به شيوه اي مطلوب و جذاب.
۵) بيان موضع گيري آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) در رابطه با خانواده، همسايگان و ياران گرامي اش رضوان الله عليهم.
۶) بيان و روشن کردن چگونگي برخورد آن حضرت با دشمنانش از قبيل اهل کتاب، مشرکين، منافقين. واسيران جنگي.
۷) توجه به شيوه و راه و روش آن حضرت در تربيت يارانش و چگونه آنها شاگردان بي نظيري شدند.
۸) بيان راه و روش زندگي آن حضرت در زندگي روزمره.
۹) اختصاص دادن خطبه هايي در نماز جمعه به بيان سيره نبوي و صحنه هايي از زندگي پيامبر(صلي الله عليه وسلم).
10) اختصاص حلقه هاي حفظ سنت نبوي(احاديث نبوي) در کنار حلقه هاي حفظ قرآن کريم در مساجد.
11) بيان فتواي علما در مورد کسي که به پيامبر(صلي الله عليه وسلم) توهين و بي احترامي کند.
12) تشويق مردم به قرائت سيره پيامبر(صلي الله عليه وسلم) از مصادر اصلي آن و معرفي آن منابع.
13) زدودن شبهات، اباطيل  و تهمت هاي ناروايي که پيرامون شخصيت آن حضرت به ياوه سرايي پرداخته اند.

هـ) وظايف روشنفکران، نويسندگان و روزنامه نگاران:

1) برجسته کردن شخصيت آن حضرت و ويژگي هاي امتش از طريق انتشار آن و بيان آن در مناسبت هاي مطبوعاتي و فرهنگي.
2) مقابله با مطبوعات و رسانه هاي غربي و يهودي که نسبت به آن حضرت(صلي الله عليه وسلم) اسائه ادب مي کنند.                                            3) اجراي مصاحبه هاي مطبوعاتي با افراد منصف غير مسلمان و صحبت کردن پيرامون پيامبر(صلي الله عليه وسلم) و رسالتش.
4) برپايي کنفرانس ها و همايش هاي فرهنگي جهت نشان دادن راه و روش و سيره پيامبر(صلي الله عليه وسلم).
5) نوشتن مقالات، داستان ها و جزوه هايي پيرامون شخصيت آن حضرت(صلي الله عليه وسلم).
6) پيشنهاد به مسئولين روزنامه ها و مجلات جهت اختصاص صفحاتي به آيات و احاديثي که دلالت بر وجوب محبت به پيامبرداشته باشد.
7) پيشنهاد به مسئولين کانال هاي ماهواره اي جهت تخصيص برنامه هايي درباره سيره نبوي و چگونگي رفتار آن حضرت با همسران، فرزندان و يارانش و هم چنين چگونگي برخورد او با دشمنانش و بيان صفات آن حضرت(صلي الله عليه وسلم).
8) تشويق مؤسسات توليد فيلم، جهت تهيه CD و فيلم هاي ويدئويي که سيره پيامبر را به شيوهای جالب.
9) تشويق کانال هاي تلويزيوني جهت توليد فيلم هاي کارتوني که بيان کننده داستان هايي از سنت نبوي براي کودکان و نوجوانان باشد.

و) وظايف مؤسسات خيريه و تبليغاتي:

1) تشکيل کميته اي که عنوان آن کميته«ياري و نصرت رسول الله(صلي الله عليه وسلم)» باشد.
2) اختصاص اماکني در نمايشگاه ها و کنفرانس هاي محلي و بين المللي که در آن مؤسسات شرکت دارند، جهت عرضه کتاب ها و فيلم هايي که خصائص رسالت محمدي را بازگو نمايند.
3) اختصاص جايگاه دائمي جهت توزيع فيلم ها، کتاب ها و نشرياتي که پيرامون شخصيت رسول گرامي(صلي الله عليه وسلم) تدوين شده است.
4) اختصاص جوايز ارزشمند به کساني که در سال بهترين خدمت به سنت و سيره نبوي انجام داده باشند.
5) چاپ و انتشار کتاب ها، مجلات و فصلنامه هايي که بيشترين اهتمام آن به تعاليم اسلام و سيره نبوي و محاسن امت اسلام باشد،                   6) اختصاص صندوق هاي خيريه جهت هزينه کردن در مورد نصرت پيامبر(صلي الله عليه وسلم).

ز) وظايف عاملين و مسئولين شبکه هاي اينترنتي:

1) آموزش و تربيت افرادي متخصص که عهده دار بيان محاسن دين اسلام و ساير موضوعات مرتبط با آن ير روي شبکه جهاني اينترنت باشند.
2) ايجاد سايت ها، يا پنجره هايي در سايت هاي موجود که به سيره پيامبر توجه کند و رسالت جهاني اسلام را بازگو نمايد.
3) مشارکت در گفتگو هاي سازنده و آرام، با غير مسلمانان و دعوت از آنها جهت مطالعه و تحقيق پيرامون شخصيت رسول الله و دين اسلام.
4) همراه نمودن نامه هايي که از طريق پست الکتروني ارسال مي شود به احاديث و مواعظ نبوي.
5) دادن اطلاعات به موتورهاي جستجوگر مشهور درباره کتاب ها يا سخنراني هايي که در مورد پيامبر اکرم(صلي الله عليه وسلم) وجود دارد.

ح) وظايف حکومت هاي اسلامي و ثروتمندان مسلمان:

1) کمک و پشتيباني از فعاليت هاي تبليغي مربوط به سيره نبوي و تعاليم اسلامي.
2) چاپ برچسب هايي که حاوي احاديث و مواعظ نبوي باشد.
3) اجاره کردن ساعاتي از راديو تلويزيون هاي خارجي براي پخش برنامه هاي اسلامي.
4) ايجاد مراکز و مؤسساتي جهت تحقيق و پژوهش پيرامون سيره نبوي و ترجمه آن به زبان هاي زنده دنيا.
5) ايجاد موزه ها و کتابخانه هاي تخصصي در مورد سيره و ميراث نبوي صلي الله عليه وسلم .
6) چاپ و نشر کتاب ها، فيلم ها و برنامه هاي مطبوعاتي در مورد محتسن دين اسلام و اخلاق و شمايل نبوي به چند زبان خصوصاً انگليسي.
7) کمک به مسابقات فرهنگي در مورد سيره نبوي صلي الله عليه وسلم و تخصيص جوايز ارزشمند به آن.
8) مقابله با کشورهايي که اجازه مي دهند که به نبي اکرم(صلي الله عليه وسلم) اهانت شود يا از آن حمايت مي کنند از طريق: قطع رابطه سياسي، تحريم کالاهاي آن کشور، تحريم صادرات نفت به آن کشورها و غيره..

                                   رسول الله  صلى الله عليه وسلم پيام آور رحمت                   

بعثت رسول خدا همانطوریکه الله جل جلاله میفرماید به حق رحمتی بر همه جهانیان بود ودارای دست آوردهای فروانی است،  که برخی را بر می شماریم.

1- عقیده خالص وروشن توحیدي: اولین ارمغان ارزنده ای که پیامبر اسلام صلي الله عليه وسلم آنرا به بشریت اعطا فرمود، عبارت از عقیده خالص توحیدی است این عقیده انقلابی ومعجزه آسا مملو از نیرو وحیات بوده  که دگر گون کننده شرایط واوضاع وکوبنده معبودان باطل وچنین عقیده است که بشرهرگز مانند آن را ندیده وتا قیامت هم نخواهد دید .

2- مبدأ واساس وحدت انسانی ومسا وات بشری:  دومین ارمغان بزرگ نبوت محمدی صلي الله عليه وسلم ایجاد اندیشه وحدت بشری است، که بشر قبلاً میان قبیله ها، ملت ها،  وطایفه ها، محدود و تقسیم شده بود  وهیچ فکری هم برای وحدت بشر نبود آنحضرت صلي الله عليه وسلم صریحاً اعلان فرمود: ((ای مردم محققاً پروردگار شما یگانه است وپدر شمایکی است همگی تان ازآدم اید وآدم از خاک است هما نا کرامی ترین تان نزدالله با تقوی ترین شما است هیچ فرد عربی بر عجمی فضیلت وبرتری ندارد مگر به تقوای وپرهیزگاری.)) این منشور در بر دارنده دو اعلان است  که هردو در بر گیرنده امنیت وصلح جهانی است  که عبارت است: الف: وحدت ربوبی.  ب: وحدت بشری. اسلام عزیزچهارده قرن با چنین برنامه بوجود آمد و به آن جامه عمل هم پوشانید تنها مثل سازمانهاي باصطلاح دفاع حقوق بشر امروزی نبوده  و نیست، که فقط شعار بدهد.

3- اعلام عزت وسربلندی انسان: اسلام آمد مقام انسانیت را بوی معرفی کرد که خلیفه الله ونایب خدا در روی زمین ومکرم ترین مخلوقات اوست، (( به تحقیق ما مکرم کردیم فرزندا ن آدم را )).آیه 70سوره اسراء       4- مبارزه باتشائم وناامیدی وایجادامید:  قبل از بعثت پیامبر اسلام اکثر افراد بشر دچاریأس وناامیدی بودند بعضی از ادیان قدیمی به تناسخ ارواح ایمان داشتند که روح یک کس به کسی دیگر بعداز مرگ آن  حلول نموده  ومطابق به کردار شخص اولی  یا در نشاط ویا در عذاب به سر می برد،  ومسیحت اعتقاد بر عاصی وگنه کار بودن انسا ن به صورت فطـری داشـت وحضرت عیسی عليه السـلام را به عنوان فدیه گناهان معرفی می کرد.

 اما پیامبر اسلام صلي الله عليه وسلم آمد انسانرا ازین حالت نجات داد و بروی اعلان نمود{ هیچکس بارگناه دیگری رابدوش نخواهدگرفت ). نجم 38

5- جمع نمودن میان دین ودنیا: ادیان قدیم بویژه مسیحیت زندگی انسانرا به دونوع تقسیم می کرد، دینی  ودنیوی که مردم به دو دسته بودند رجال دین ورجال دنیا  وهر دو هم با هم در تضاد ومخالفت وجمع شدن شان به هیچ نحوی ممکن نبود فرد ناچار بود که یا باید دین را انتخاب میکرد ویادنیا را. اما اسلام دین ودنیارا با هم جمع نمود واین دعای جامع و پر محتوی را به ماتعلیم داد.( پروردگارا بده مارادر دنیا نعمت نیکو ودر آخرت نعمت نیکو ومحفوظ دار مارا از عذاب دوزخ). سوره بقره201

6- تعیین اهداف ومقاصد وزمینه های عمل وتلاش: در گذشته هزاران انسان به دربار ودر باریان وابسته بوده  ودر مقابل زور مندان کرنش مینمودند،  بعثت محمدی صلي الله عليه وسلم وسیله نجات شان ازین وضعیت گردید.  لذ ا برماست که رسول خدا را سرمشق زندگی خود قرارداده وبا پیروی ازوی راه نجات خویش را بدست آوریم  وبا هماهنگی کامل در مقابل دشمنان دین خویش دست به مبارزه بزنیم وراه های بهتری بر خدمت بدین جستجوی نماییم تابه همان شکلی که دشمن بر ما حمله ور می شود پاسخش دهیم وازنظرما یکی از شعبه ایجاد هما هنگی فعالیت های هماهنگ با تشکیلات منظم ومنسجم در مساجد ما برای پیشرفت ماست وبا نشر وپخش احکام دینی خود وفرزندان خودرا از فتنه ها رهانیده  بسوی دعوت والگو قرار دادن رسول الله صلي الله عليه وسلم به پیش برویم. درماه ربیع وهزارچهارصدوهشتاد و سومین سالروز میلاد پیامبر بزرگوار امت اسلامی، حضرت ختمی مرتبت صلي الله عليه وسلم،  شخصیت ممتاز جهان بشریت ورحمة للعالمین  قرار داریم ویکی از واجبات دینی شناخت حقوق پیامبر بزرگوار بشریت است. تا با تذکر و یاد آوری ایمان خود را تازه  و وظیفه دینی وشرعی خود را در مقابل دشمنان دین وپیامبر صلي الله عليه وسلم، بیش از پیش درک نموده وبا جان ومال آماده دفاع از سنت های خیر البشر صلي الله عليه وسلم باشیم. و نخستین رکن از ارکان بزرگ اسلام، همانا گفتن         لا اله الا الله و محمد رسول الله می‌باشد و قسمت دوم این شهادت یعنی:  محمد رسول الله در خلال اموری که ذکر می‌شود، تحقق پیدا می‌کند.

 اول : ایمان صادقانه به رسول معظم اسلام وتصدیق به آنچه بروی نازل شده است :

الله جل جلاله در آیه 28 سوره حدید می فرماید:{ای کسانیکه ایمان آورده اید، از خدا بتر سید و بر پیامبرش ایمان بیاورید تا شما را از رحمت خویش دوبار مزد بدهد،  و شما را نوری اعطا کند که در روشنایی آن راه بجویید وشما را بیامرزد و الله جل جلاله آمرزنده ومهربان است}. ودر حدیثی که امام مسلم روايت می نماید جناب پیامبر بزر گوار اسلام صلي الله عليه وسلم می فرمایند: من امر شدم تا زمانی بامردم مبارزه نمایم که شهادت بدهند براینکه جز الله کسی لایق عبادت نیست واینکه ایمان بر من  وبر آنچه آورده ام،  بیاورند. پس ایمان بر رسول خدا صلی الله علیه وسلم عبارت از تصدیق برنبوتش وبر آنچه ازجانب الله آورده ( قرآن) وآنچه فرموده است(احادیث) میباشد. ونشانه تصدیق، اذعان برقلب و شهادت بر زبان است وقتیکه شهادت قلب  و لسان جمع شد و سپس تطبیق آن بر عمل، دلیل کمال ایمان بر رسول الله صلي الله عليه وسلم می باشد.

دوم:  وجوب اطاعت وپر هیز از نافرمانی آن صلی الله علیه وسلم :

وقتیکه ایمان وتصدیق بر آنچه بواسطه آن مبعوث گردیده واجب وفرض گردید اطاعتش نیز واجب است. زیرا الله تعالی در آیه هفتم سوره حشر می فرماید: {آنچه رسول برشما آورده است آن را بگیرید واز هر چه شما را منع نمود اجتناب کنید‍‌‌‍.

سو م:  پیامبر صلی الله علیه وسلم راقدوه ورهبر قراردادن وبوی اقتدا نمودن :

زیرا خداوند جل جلا له درآیه 158  سوره اعراف می فرماید: {اورا پیروی نمایید تا اینکه هدایت شوید}. وآنحضرت صلی الله علیه وسلم به روایت بخاری ومسلم می فرمایند: ازمن نیست کسیکه از سنت من روی بگرداند.

چهارم:   بیشترمحبت داشتن بر رسول الله صلی الله علیه وسلم از اهل واولاد وهمه مردم :

زیرا الله جل جلا له  در آیه 24 سوره توبه می فرماید:  بگو:{اگر پدران تان وفرزندان تان وبرادران تان وزنان تان وخویشاوندان تان واموالی که اندوخته اید وتجارتی که از کساد آن بیم دارید وخانه های که بدان دل خوش هستید برای شما از خداوند وپیامبرش وجهاد کردن درراه او دوست داشتنی تر است، منتظرباشید تا خداوند فرمان خویش بیاورد، وخداوند نافرمانان وقوم فاسق را هدایت نمی نماید}.

وعلامات دوستی وعشق به رسول الله صلي الله عليه وسلم در اقتداء وپیروی از سنتش وبجا آوردن اوامر واجتناب از نواهی شان مشخص می شود . ودر ین شکی نیست کسیکه به رسول خدا صلي الله عليه وسلم عشق بورزد در هیچ حالتی ویرا فراموش کرده نمی تواند وهمیشه بواسطه دین وارمغان هایش جان فشانی نموده  وازهیچ کس هم دراجرای امر رسول معظم اسلام ترس ووحشتی ندارد. وهمیشه خودرا متخلق به اخلاق کریمه اش مینماید.

پنجم:  احترام وتوقیر ونصرتش :

چنانچه خدای تعالی درآیه 152 سوره اعراف می فرماید: { پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند  وحرمت رسول الله صلي الله عليه وسلم بعد از رحلت شان  از دنیا همچو درحال حضور شان دردنیا لازمی است و نشانه آن در عمل به سنت ، سیرت ، ودعوت ، ونصرت دین شان مشخص ومتبارز می گردد .

ششم:  درود فرستادن :

وآنحضرت صلی الله علیه وسلم درحدیثی به روایت امام مسلم می فرمایند: کسیکه برمن یک درود بفرستد الله تعالی جل جلا له بروی ده رحمت نازل می نماید.

 هفتم:  عدم غلو وزیاده روی ویا تقصیر در شأن رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم :

رسول کریم صلي الله عليه وسلم بنده خدا ورسولش وافضل الانبیاءو مرسلین علیهم السلام اند وایشان سید اولین واخرین اند وصاحب مقام محمود وحوض کوثر می باشند وبا این همه مقام وعظمت مالک نفع وضرر نمی باشند زیرا الله تبارک وتعالی در آیه 188 سوره اعراف می فرماید:{ بگو: من برای خود مالک نفع وضرر نمی با شم  مگر آنچه خدا بخواهد واگرعلم غيب می دانستم برخير خود بسی می افزودم وهيچ شری بمن نمی رسيد.من کسی جز بیم دهنده ومژده دهنده برای مؤ منان نیستم}.  

از ستارگان هدايت

يكي ديگر از ستارگان هدايت فرزندي يكي  از عشره مبشره اولين فرزندي كه از مهاجرين درمدينه منوره متولد مي گردد كه درموقع بشارت ولادش مومنين در مدينه تكبير مي گويند واولين چيزي كه بردهانش قرار مي گيرد لعاب دهان رسول معظم اسلام صلي الله عليه وسلم ،جدش ابوبكر رضي الله عنه مادرش اسماء ذات النطاقين رضي الله عنها  خاله اش ام المـؤمنين عايشه صديقه رضي الله عنها وبي بي پدري اش صفيه بنت عبدالمطلب عمه رسول معظم اسلام صلي الله عليه وسلم  وعمه پدرش ام المؤمنين حضرت خديجة الكبري است. نام اورا پيامبر صلي الله عليه وسلم عبدالله مي نهند .پدرش زبيربن عوام رضي الله عنه اورا درسن هفت سالگي جهت بيعت به خدمت رسول الله آورد ودرحاليكه رسول معظم اسلام بادينش تبسم نمودند بااو بيعت نمودند .

 شخصيتي كه زياد روزه مي گرفت ونماز هاي نافله مي خواند زمان رابه سه دسته تقسيم كرده بود شبي رادرقيام ،شبي را درركوع وشبي را درسجده به صبح مي رساند.

از جمله فاتحين افريقا باعبدالله بن سعد بن ابي سرح بود. كه با گروهي از غازيان توانست جر جير بزرگ آفريقايي ها به قتل برساند وراه را براي فتح آفريقا آسان بسازد تا مردم آن را به دين اسلام روي بياورند.

در وقت به قدرت رسيدن يزيد ازبيعت باوي اباورزيده واز شهر مدينه منوره خارج ودرشهر مكه مكرمه پناه گرفت وتوسط طرفداران يزيد مكه مكرمه محاصره شد تااينكه يزيدفوت نمود وفرمانده يزيد ازابن زبير خواستند كه از مكه به شام رفته تابه عنوان امير المؤمنين  باوي بيعت شود اما پيشنهاد آنها بواسطه  ريخته شدن خون مسلمانان توسط ششان در ندينه ومكه ، نپذيرفت  . مردم حجاز ،يمن ، عراق، وخراسان  باوي به عنوان امير المؤمنين بيعت نمودند. تا اينكه عبدالملك بن مروان توانست مردم شام ومصر رابه بيعت خودبيا ورد ولشكري را به عراق به فرستد ومصعب بن زبير بادر عبدالله بن زبيرا راشهيد ولشكري را تحت فرماندهي حجاج بن يوسف به حجاز فرستاده وشهر مكه مكرمه رامحاصره وابن زبير ا رضي الله عنهما رادرنيمه ماه جمادي الآخر سال 73هجري يه شهادت برساند.

 

 

وفا به عهد

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) بیست ونهم شوال 1431برابر به 16میزان1389

وفا به عهد

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.

أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: « وأوفوا بالعهد إن العهد كان مسؤولاً »[الإسراء:34]. و به عهد (خود) وفا كنيد، كه از عهد سؤال مى‏شود «وعن ابی هریرة رضی الله عنه قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم من غشنا فلیس منا» رواه مسلم

خدا را نهایت سپاس میگوییم که برما توفیق اطاعتش داد تااینکه درجمعه دیگری توانستیم  در خانه اش جمع شویم در ین جمعه تا وقت اذان پیرامون وفا به عهد  مسایلی را با توجه به آیه تلاوت شده یادآوری خواهم نمود . وفا به عهد دستور ستوده شده الهی، وخلق پیامیر اسلام وروطشوسلوک اسلامی است که خدا آنرا به عنوان صفت انبیاءخودمطرح می سازد در شآن ابراهیم علیه السلام می فرماید:  «وإبراهيم الذي وفى» [النجم:37 و در كتب ابراهيم، همان كسى كه وظيفه خود را بطور كامل ادا كرد، (37)

].وقتیکه در امتحان الهی موفق می گردد وهمه دستورات الهی رابه طور دقیق وتمام به انجام رساند و بواسطه  دعوت الهی در اتش انداخته شد وصبر کرد. و یگانه فرزند دلبر خودرا  به راه خدا حاضر شد که قربان نماید  .

ودر شآن حضرت اسماعیل علیه السلام می فرماید : «واذكر في الكتاب إسماعيل إنه كان صادق الوعد وكان رسولاً نبياً» [مريم:54] و در اين كتاب (آسمانى) از اسماعيل (نيز) ياد كن، كه او در وعده‏هايش صادق، و رسول و پيامبرى (بزرگ) بود! . وقتیکه به پدر برای اجرای عمل ذبح خود وعده داد وبر وعده خود وفا کرد. چنانچه الله تبارک وتعالی می فرماید: «يا بنى إني أرى في المنام أني أذبحك فانظر ماذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر ستجدني إن شاء الله من الصابرين» [الصافات:102]. هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: «پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مى‏كنم، نظر تو چيست؟» گفت‏«پدرم! هر چه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت!»  والله تبارک وتعالی  وفا به عهد راصفت دوستانش واولی الالباب معرفی می دارد: «إنما يتذكر أولو الألباب الذين يوفون بعهد الله ولا ينقضون الميثاق» [الرعد:20]. آنها كه به عهد الهى وفا مى‏كنند، و پيمان را نمى‏شكنند... (20)

وفا به عهد  نشانه التزام به دین الله ومنهج رسول معظم اسلام است. وحضرت ابن عباس رضی الله عنهما می فرماید: { هرآنچه الله جل جلاله  در قرآن حلال نموده وهر آنچه را حرام نمود ه وهر آنچه رافرض گرده است آن عهد است}.

 لذامی توان عهد را به دودسته تقسیم نمود |:

اول :   عهد با خدا:   دوم عهد پیمام مردم با یکدیگر:

که عهد با خدا شعبه های فروانی دارد که مهمترینش ایمان به الله  است

والله می فرماید : «وإذا أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم قالوا بلى شهدنا» [الأعراف:172] و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت; و آنها را گواه بر خويشتن ساخت; (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم; (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»!

وبعد از احسان در قول وفعل یاد گرد  والله تبارک وتعالی می فرماید: « وإذ أخذنا ميثاق بني إسرائيل لا تعبدون إلا الله وبالوالدين إحسانا وذي القربى واليتامى والمساكين وقولوا للناس حسنا وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة ثم توليتم إلا قليلا منكم وأنتم معرضون» [البقرة:83] و (به ياد آوريد) زمانى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد; و به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكى كنيد; و به مردم نيك بگوييد; نماز را برپا داريد; و زكات بدهيد. سپس (با اينكه پيمان بسته بوديد) همه شما -جز عده كمى- سرپيچى كرديد; و (از وفاى به پيمان خود) روى‏گردان شديد.

 وعهد ها و پیمانها که د رمیان بعضی از مردن است فروان که به طو ر مثال  از شرو ط  نکاح ، تربیت اولاد |، حقوق همسایه ، وقول وقرار  در معاملات وغیره رانام برد . تا زمامیکه مخالفت با شرع مقدس اسلام نداشته  اجرا وفا به آن ضروری ولازمی است زیرا پیامبر ما نمی فرمایند :  «من غشنا فلیس منا » کسیکه برکا خیانت گرد از ما نیست.

أقول هذا القول، وأستغفر الله العظيم لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب؛ فاستغفروه؛ إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنها

 

قال الله تعالى: ((النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ)) [الأحزاب:6].

 

زنان رسول الله مادران مؤمنین اند طعن وتوهین به به هریک از زنان رسول الله توهین به خامنواده واهل بیت نبوت است اگرشخص مؤمن باشد به مادران مؤمنین  توهین نمی نماید چون فرزند به مادر خود توهین را روا ندارد وافتخار به نسب خود می نماید. زیرا این مادران اشرف زناان بودند که رسول الله ایشان را اختیار نمودند ونیز خدا ایشان را به پیامبرش اختیار نمود ومی فرماید: ((لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا)) [الأحزاب:51].

 

حضرت ام عبدالله  عائشة بنت أبي بكر الصديق (عبدالله) عتيق پسر أبي قحافة ( عثمان  )پسر عامر پسرعمروپسر كعب وومادرش أم رومان بنت عامر پسرعويمرکنانیه  است.چهار سال بعد از بعثت متولد شد  به  همراهی پیامبر صلی الله علیه وسلم مهاجر شد ویگانه زن باکره است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از هجرت وطبق بعضی روایات درماه شوال سال دهم بعثت باوی درحالیکه شش ساله یا هفت ساله ازدواج ودر نه سالگی باوی عروسی نمودند .وهجده ساله بود که رسول الله رحلت نمودند. وایاتی بربرائت آن از بالای هفت آسمان نازل شد وبعد از حضرت خدیجه زن دوست داشتنی رسول خدا بود. وعالم وفقیه ترینزنان امت بود وبزرکان صحابه ازوی بسا مسائل را  استفتاء می نمودند.

 درشب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال پنجاه وهشت هجری قمری وفات نمودوحضرت ابوهریره نائب مروان بن حکم بروی نماز جنازه خواند وبعد ازنماز وتر همان شب در بقیه دفن شد.

 

مناقب عایشه رضی الله عنها:

1- محبوترین زن رسول خدا بعد از حضرت خد یجه بود.

 2-جبرئیل بروی سلام فرستاد.

3- درلحاف آن بررسول خدا وحی نازل شد.

4- مدت مریضی رسول الله در خانه وی سپری شد.

5- آب دهن آن با آب دهن رسول خدا در آخرین لحاظ حیات شان مخلوط شد. چون مسواک رسول را بدهن خود تر نمود ووبعد به دندان های میارک را مسواک کرد.

6-در وقت قبض روح رسول الله سر میارک روی سینه آن قرار داشت.

حکم ارتداد در اسلام

{إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ }آل عمران19

           اسلام دین حریت وآزدی است وبنا بر احترامی که به عقل انسان می گذارد ،هیچ کس رامجبور بر داخل شدن به آیین خود ننموده ونمی نماید واما آیین آن زاده تفکربشری هم نیست که احتمال  حق وخطا و قبول ورد  را داشته زیرا  منبع آسمانی داشته  واز جانب الله تعالی  آفریننده همه صاحبان عقل وخرد واندیشه، برا ی نجات انسان توسط رسول کریم صلی الله علیه وسلم به ارمغان آورده شده است . ومطلقا حق است وهر آنکس که آنرا پذیرفت دیگرمجال اختیار دین دیگری  را نداشته وندارد  زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید :  {إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ }آل عمران19 دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است.{وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ } و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيانكاران است. آل عمران85 {وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ } چز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روى‏گردان خواهد شد؟البقرة130 .  لذا خروج  وارتداد وترک دین اسلام بعد از قبول نمودن آن اساءت وهتک حرمت بدان وبه فتنه انداختن امت مسلمه وطعن در صلاحیت وجهان شمولیت این دین مبین شمرده  شده ، و به حکم قوانین بین المللی از آن به خیانتی بزرگ تعبیرشده ، که مرتد مستحق سخترین عذاب (قتل) است. چنانچه در دنیا معاصر هم کسی که مرتکب خیانت بزرگی  همچو قیام علیه نظام کشور خود ویا ظلم به جامعه انسانیت شود مستحق سخترین تعزیرات ویا به اعدام محکوم می شود . وهمچنین مرتد با ارتداد خود ،هتک حرمت بر سیادت اسلام نموده لذا بنا به فرموده رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم به روایت بخاری: (من بدل دینه فاقتلوه).کسیکه دینش را تغییر داد، آنرا به قتل برسانید. وقتیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم بنا به بیان قرآن {وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ } و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: «(برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد; و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مى‏دانند; و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد). آل عمران72به کید یهود که د رعصر رسول معظم در اوئل صبح ایمان می آورد ودر اخیر روز کافرمی شدند تا در میان مسلمانان شک وشبهه ایجاد نمایند ،  متوجه گردید . جزای در خور شأن برای مرتدین مشخص ومعین را تثبيت نمود.

 وفقهای امت اسلامی با توجه به سرچشمه  زلا ل شریعت مقدس اسلام احکامی فقهی مرتد را نیز استخراج نمودند ، که بنا به تقاضای زمان بر آنیم بعضی را به طور خلاصه ارائه بداریم .

 تعریف : ردت در لغت له معنی رجوع وبازگشت است.  و در اصطلاح توسط شخصی مسلمان سخن وحرف صریح ویا کلامی  که مقتضی آن ویا فعلی وعملی که د ربرگیرند ه کلمه کفر باشد.

شرایط: ردت واقع نمی شود مگر ازکسیکه عاقل وبا لغ ومختا رباشد. ردت صبی (طفل نابالغ) در نزد ابی یوسف صاحب وبروایتی از حضرت امام صاحب ( اعظم ) رحمه الله بنا برمقتضی قیاس اعتبار نداشته وبه راویت دیگر ی از امام مذهب ما استحسانا معتبر دانسته شده که امام محمد صاحب با امام صاحب درین قول اخیر موافق است . واما قائلین به ردت صبی حکم به قتل آن بواسطه ارتدادش قبل از بلوغ نمی نمایند.

وفقهاء متفق اند که ارتداد شخص مجنون (دیوانه) مثل ایمان واسلام آن صحت نداشته وندارد.

اکراه : اسم برای عملی است که شخص بدون رضای خود  انجام  می دهد واختیار ش منتفی است . واکراه بدون نوع است .

1- اکراه کامل : د روقتی است که شخص تهدید به قتل ویا قطع عضو ویا ضربیکه تلف نفس ویا عضو را به دنبال داشته باشد .

2- اکراه ناقص : د روقتی است که شخص را ناچار ومضطر ننموده بلکه به حبس وضربیکه تلف نفس رابه دنبال نداشته باشد تهدید گردد. و فقها متفق اند کسی که از طریق اکراه کامل ناچار به بیان کلمه کفر گردد ، کافر نمی شود ، چون الله جل جلاله می فرماید : {مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند - بجز آنها كه تحت فشار واقع شده‏اند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشوده‏اند، غضب خدا بر آنهاست; و عذاب عظيمى در انتظارشان! النحل106. د رتفسير ابن كثيربه روايت ابن عباس رضی الله عنهما شآن نزول أيه مباركه را، در باره عماربن ياسر رضی الله عنهما است  ، نقل شده براینکه مشرکین آنرا مجبور به  کفتن کلمات کفر نمودند زمانیکه براي بيان عذر  خود به خدمت نبی کریم صلی الله علیه وسلم  رسید برایش فرمودند: » كيف تجد قلبك؟" قال: مطمئنا بالإيمان قال النبي صلى الله عليه وسلم: "إن عادوا فعد" « قلبت را چگونه یافتی ، گفت: مطمئن از ایمان پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش فرمودند:  اگر باردیگر برتو فشار آورند برای نجاتت آن کلمه را تکرا رکن.

اموریکه به آن ردت تعلق می گیرد به چهار قسم است :

ردت در اعتقاد.

ردت در اقوال.

ردت در افعال.

ردت در ترک.

الف: آنچه ردت در اعتقاد رابه وجود می آورد.فقهاء متفق اند برکسیکه به خدا شریک بیاورد ویا منکر ذات اوگردد ویا صفات ثابته اش رانفی نماید ویابرای خدا کسی را فرزند قرا ردهد، آن شخص مرتد وکافراست. ویاکسیکه به قدم ویا بقای عالم معتقد باشد . یا برحادث بودن آن شک نماید .  ونیز کافرمی شودکسیکه ازتمام ویا بعضی از آیا ت ویا کلمه از کلمات قرآن منکر گردد.

ونیز  دروغگو ی شمردن نبی کریم صلی الله علیه وسلم از مظاهر ارتداد بوده چنانچه حلال شمردن حرام مجمع علیه مثل شراب ،زنا، ویا انکارامري از امور ضروری دین از نشانه هاي کفر است.

حکم سب الله تعالی : سب عبارت از کلامی است که در آن انتقاد ویا استخفاف ویا در اصطلاح مردم از آن به سب ودشنام تعبیر شود مثل لعن وتقبیح . علماء اتفاق دارند که سب وبد گفتن به خدای تعالی خواه به مزاح یابقصد ویا به استهزاء باشد کفر است زیرا لله تعالی می فرماید: { وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ، لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ } توبه 65-67 .  و اگر از آنها بپرسى(: «چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟!»)، مى‏گويند: «ما بازى و شوخى مى‏كرديم!» بگو:« آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مى‏كرديد؟!» (بگو:) عذر خواهى نكنيد (كه بيهوده است; چرا كه) شما پس از ايمان آوردن، كافر شديد!

حکم سب به نبی کریم صلی الله علیه وسلم به اتفاق فقهای اسلامی کفر است .  وهر آنچه به پیامبر صلی الله علیه وسلم ازعیب ونقص ، درذات ، نسب ، دین ، خصلت ، آبروی ، یا به صورت لعن ، شتم ، قذف ومانند آن باشد، سب است وسبب ارتداد می گردد.

حنفی ها برین نظر اند که اگر سب گوینده ،توبه کند ،امید است که توبه آن درنزد الله تعالی ، قبول گردد.

 وحکم سب به هر یک از انبیاء علیهم السلام که نبوتش متفق علیه باشد حکم آن ارتداد بوده  زیرا توهین به یک نبی توهین به همه انبیاء است . وبرا ی انسان مسلمان ایمان به همه انبیاء الهی از جمله مؤمن به اوست.

حکم سب  به از واج مطهرات خصوصا حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها که نص صریح قرآن در شأن آن نازل گردیده  کفر است زیرا  طعن به ایشان، تکذیب قرآن شمرده می شود وخدای تعالی می فرماید : {يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ } خداوند شما را اندرز مى‏دهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد! النور17 پس کسی که  بازگشت ،مومن نیست . وتوهین وسب دیگر ازواج النبی صلی الله علیه وسلم د رنزد حنفی ها نیز ماند مادر ما عایشه  صدیقه بوده ، زیرا خدای تعالی می فرماید : {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ } زنان ناپاك از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلق دارند; و زنان پاك از آن مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاى ناروايى كه (ناپاكان) به آنان مى‏دهند مبرا هستند; و براى آنان آمرزش (الهى) و روزى پرارزشى است! النور26.چون طعن به ایشان طعن وعاربه پیامبر الهی صلی الله علیه وسلم  است .

ب: آنچه باعث ردت د رافعال می گردد:

 فقهاء اتفاق دارند که بی احترامی به قران کریم ومثلا انداختن آن در محلی  که درآن قاذورات باشد لازم دارنده ردت وخروج ازدین می باشد. زیرا این عمل استخفاف به کلام الله تعالی است ونشانه عدم تصدیق به قرآن است .

ردت بواسطه ترک : اگر کسی حکم ضرور ی از ضروریات دین مثل نماز ،روزه ، زکات ،حج ،.... را ترک نمود د رحالیکه منکرفرضیت آن هم باشد  حکم به ارتداد آن می گردد. ود رصورت عدم انکار وبه دون عذر ترک شود، مرتکب گناه کبیره می گردد.

اثبات ردت:

ردت به اقرا ر خود مرتد ویا به شهادت شاهدين  ثابت می شود .

اثبات ردت ا ز طریق شهادت داری دوشرط است :

الف: شرط عدد( یعنی دومرد یا یک مرد ودوزن) شهادت دهند.

باء : تفصیل شهادت:  که باید شهود وجه وکفر مرتد را بیان دارند.که چه عملی ویا سخنی گفته  که مرتد شمرده شده است.

درخواست توبه ویا باز گشت مرتد به دین اسلام  امر مستحبی است که سه روز به وی وقت داده شود تافکر نماید وبه سوالاتش ومسائلی که اورا به کفر کشانده است،پاسخ داده شود، د رصورت عدم بازکشت مرد مرتد اعدام وزن مرتده باید حبس شود که تا توبه نماید ویا در حبس بمیرد.

چکونه توبه نماید:

توبه مرتد عبارت ازینست که بعدد از ادای شهادتین ازتمام ادیان غیر اسلام  ویا آیینی که بدان روی آورده ،  بیزار ی جسته واعلان برائت نماید. ووقتی که مرتد به شهادتین اقرا رگرد توبه اش صحت دارد . زیرا رسول معظم اسلام می فرمایند: » أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ« . متّفق عليه  {دستورداده شدم براينكه جنگ نمايم با مردم تااينكه شهادت بدهند که معبودی به حق غیرازالله نیست وشهادت بدهندکه حضرت محمدصلی الله علیه وسلم  رسول خدا است ونماز رابرپا دارند ، وزکات شان را به پردازند ، پس وقتی که این اعمال را انجام دادند ، خون ومال شان از جانب من محفوظ است مگر بحق اسلام  وحساب شان برالله جل جلاله است .

واگر کسی چندین بار مرتد شود وتوبه نماید  توبه اش انشاء الله صحیح خواهد بود اگرچه بعضی از فقهای به این نظر اند که توبه اش پذیرفته نخواهد شد زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ } كسانى كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر (خود) افزودند، (و در اين راه اصرار ورزيدند،) هيچ‏گاه توبه آنان، (كه از روى ناچارى يا در آستانه مرگ صورت مى‏گيرد،) قبول نمى‏شود; و آنها گمراهان (واقعى)اند (چرا كه هم راه خدا را گم كرده‏اند، و هم راه توبه را!). آل عمران90 زیرا تکرا ر ارتداد دلیل بر فساد عقیده وبی توجهی به دین اسلام است.

کشتن مرتد: وقتی نعوذ بالله مسلمانی مرتد شد وشرائط صحت ارتداد هم د راو موجود بود ، خونش هدر بوده وکشتنش روا است. اورا رهبر جامعه اسلامی ( امام) ویا نائب امام بعد از طلب توبه وبازگشت بدین ، اگر توبه نکرد، به قتل برساند  وگشتن آن قبل از توبه خلاف امراستحبابی است .بعد ازقتل غسل ،نماز جنازه بروی نبوده حتی در قبرستا ن مسلمانها هم دفن نشود.

ودلیل برقتل آن حدیث رسول معظم اسلام به روايت بخاري است که می فرمایند: » من بدّل دينه فاقتلوه « هر أنكه دینش را تغییر داد آنرا به قتل برسانید. ونیز می فرمایند: » لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ الثَّيِّبُ الزَّانِي وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ الْمُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ }ریختاندن خون شخص مسلمان  كه شها دت می دهد  بر اینکه معبودی به حق غیر الله  نيست واينكه من رسول خدايم ، روانیست مگر به يكي از سه كار: اول شخص محصنی که زنا نماید. دوم كشتن أن   به قصاص. سوم کسیکه تارک دینش واز جماعت مسلمین خارج مي شود.  { رواه مسلم« . وفقهایی حنفی براین نظر اند زنی که مرتد می شود کشته نشود اورا برزن کافری  قیاس می نماید که درجنک بر علیه مسلمانان شرکت ندارد.لذا مجاهدین حق گشتن آنرا ندارند.

اثر ردت بر ازدواج: وقتی یکی از زن ویاشوهر مرتد شود از هم دیگر تفریق گردیده زیرا ردت منافات با نکاح اسلامی است. واگر مرد مرتد شود د رصورت عدم ادای مهریه همسرخود، مهریه آن بروی لازم شده واگر زن مرتد شود  مهریه اش باطل واز شوهر چیزی گرفته نمی تواند .

  واگر بعد از ارتداد ازدواج نمود ،ازدواج آن از نظر شرع مبین اسلام جایز نیست .

اثر ردت در از بین رفتن اعمال صالحه : کسی که مرتد شودعمل صالحه آن از بین رفته وثوابی ندارد .زیرا لله تعالی می فرماید: وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ } ولى كسى كه از آيينش برگردد ، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، برباد مى‏رود; و آنان اهل دوزخند; و هميشه در آن خواهند بود. البقرة217.

فقهاء حنفی برمرتد ی که توبه نموده است  وقبلا هم حج خود را اداء نموده است ، اعاده حج را بروي لازم ميشمارند  زیرا اعمال آن حبطه شد ه  است و نماز های  وروزه زمان ردت آن قضایی نداشته واگر نمازو روزه قضايي قبل از ردت خودداشته باشد حالابعد از توبه قضای آن بروی لازم است .

 

شروط در فقه حنفي

 

{ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً }الإسراء34

دین مقدس اسلام دین وفا به عهد ووفا داری به همه میثاق ها وعقد هاي است که مخالفت بادساتیر واحکامش  نداشته باشد چنانچه در آیه 34 سوره مبارکه اسراء: دستور به وفا به عهد داده می شود ورسول معظم اسلام درحدیثی خلف وعده را از صفات منافقین معرفی میدارند. لذا  درین مقاله وفا به عهد که احتمالا در بعضی از مواقع پیامد شروطی است که دروقت عقد معاملات مالی و ازدواج وکفالت وغیر ه گذاشت می شود از دید گاه فقه حنفی مورد  برسی وانواع واحکام آن به رشته تحریر آورده خواهدشد.   

انواع شرط: شرط به سه قسم است.1- صحیح 2- فاسد 3- باطل.

اول ـ شرط صحيح:

شرطی است که موافق به مقتضای عقد  ویا تأکیدی بر آن ویا بدان حکم شرع وارد ویا مطابق به عرف  باشد.   شرطي كه مقتضي حكم است مثل اينكه بايع يا فروشنده شرط می نماید تا تمام ثمن از جانب مشتری پرداخت نگردد ، فروشنده مبیعه رابه وي تسلیم ندهد. ویاشرط گذاشتن مشتری که بایع تا جنس فروخته شده را به وی  تسلیم ننماید. وی قیمتش را پرداخت نمی نماید.  ونیز مثل شرط گذاشتن زوجه بر شوهرش براینکه نفقه آن را بدهد ویا شرط گذاشتن شوهر براينكه وقتي مهريه خانمش را پرداخت نمود.  زن خود رابه شوهرش تسلیم نماید. اینها شروطی اند که مقتضی عقد بر آن مشخص مي  شود وحتي اگر هم شرط هم نگذارندعقد تسلیم مبیعه وحبس مبیعه به واسطه ثمن آن ونفقه زوجه وتسليم زوجه براي شوهر بعد از اخذ مهر يه از مقتضیات معامله وازدواج است.  وشرط مؤکد مثل گرفتن ضامن ویاکفیل در وقت بیع براي اداي ثمن مؤجل (نسیه) ودرعقدازدواج براي اخذ نفقه ومهريه.

 وشرط كه در أن حكم شرع وارد گردیده است مثل شرط خیار ویا وقت گذاشتن  بعد از خریداری یا فروختن مبیعه   براي يكي از متعاقدين.

وشرطیکه مطابق به عرف است مثل اشتراط مشتری بربایع وتعهد بر تعمیر واصلاح مبیعه در مدت معینه زمان  ( گرانتی)  ویاشرط گذاشتن تسلیم مبیعه درمکان مشخصه اگر چه نفعی به یکی از متعاقدین دارد اما استحسانا به علت عرف مشروع است  ودلیل آن هم خریداری رسول معظم اسلام  د رحالت سفر شتری از حضرت جابر بن عبدالله است وبرجابر شرط نهادند که تا مدینه آنرا سوار شود.وثبوت این شرط در نزد فقهای مذهب احناف، توسع بر مردم در گذاشتن شروط است.

دوم شرط – فاسد:

  شرطی که از مقتضیات وملایمات عقد و دستور شرعیت و عرف در آن نبود ه و منفعت زایده به یکی از متعاقدین داشته باشد مثل خریداری گندم به شرط آرد نمودن آن  ویاخریداری تکه وجنس به شرط دوختن آن توسط بایع وخریداری خانه به شر ط اینگه بایع یکماه در خانه سکونت داشته باشد از جمله شروط فاسده می باشند  . ودر ازدواج به شرط اینکه شوهر همسر خود را از شهر معینه بجای دیگری انتقال ندهد.

 وشروط فاسده در بعضی عقدها تأثیر گذار بوده ودر بعضی هم  اثری نداشته  وسبب فساد نمی گردد. وقاعده کلی در آن این است: که شرط فاسد درعقود معاوضات مالیه سبب فساد ،ودرغیر آن سبب فساد نمی گردد.   (تبيين الحقائق: 131/4.)

زیرا رسول معظم اسلام منع نمو دند ازبیع وشرط .لذا شرط فاسد در معاوضات مالیه مثل بیع واجاره مزارعه ... سبب فساد گردیده و امادر عقود غیر معاوضات مالیه مثل تبرعات (هبه واعاره) وتوثیقات ( کفالت وحواله ورهن) وزواج وطلاق بر آن تأثیری نداشته  وبر صحت خودباقی است زیرا در سنت تثبیت این عقود ولغو شرط باطله  ثابت شده است. مثل  حکم به شرط صحت هبه وابطال شرط موقت در آن .   

سوم – شرط باطل:

آنست که در آن از انواع شرط صحیح ومنفعتی به هیچ یک ازمتعاقدین  ونه هم به غیر شان موجود نباشد .

بناء شرط باطل آنست که درآن ضرری به  یکی از متعاقدین باشد مثل شرط کردن مشتری برای بایع که بضاعه (ثمن) را به کسی نفروشد وبخشش ننماید ویابایع به مشتری شرط می نماید  که مثلا خانه ای راکه به تو فروختم ،  در سال یکماه آنرا خالی نگهدار.  عقد صحیح است وشرط باطل ولغو است وهیچ اثری در آن نیست. خواه عقد از معاوضات مالی باشد یا ازدواج وکفالت وهبه. 

و در با ب نکاح  بروفا داری برتعهدات وشروط گذاشته شده توسط زوجین تاکیدات زیادی شده تا کانون خانواده بر مصالح وصفا محبت ودوستی بنیان گذاری شود واستحکام یابد.ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم در حدیث متفق علیه می فرمایند: « إن أحق الشروط أن توفوا به : ما استحللتم به الفروج » یقینا شروطی  که سزاوار وفایی به آن از همه زیاد است شرط است که سبب  حلا ل گردانیدن زن به مردمی شود. لذا وفا به شروط در باب ازدواج  نسبت به معاملا ت مالی اولی تر است زیرا وفایی در آن سبب تدوام وگرم شدن محیط خانواده گردیده  ومودت وسعادت را به دنبال خواهد داشت . .زمانی قابل اعتبار است که شرط صحیح وا ز مقتضیات عقد باشد ودر غیر آن شروط فاسده اثری نداشته  وتنهااگر در بحث مهریه بوده باشد  مهرمثل برای زن لازم می گردد.

( مراجع البدائع: 168/5-172، المبسوط: 13/13-18، فتح القدير: 214/5 ، رد المحتار لابن عابدين: 126/4

 

دهه اخير رمضان            

سيدتنا عايشه صديقه رضی الله عنها روزی ازرسول کريم صلی الله عليه وسلم پيرامون آيه 60سوره مؤمنون( و آنها كه نهايت كوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با اين حال، دلهايشان هراسناك است از اينكه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى‏گردند ) سوال نمودند . آيا کسانيکه قلب های شان از ترس خدا می لرزد زنا کاران يا دزدان وشرابخو ران اند ؟رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمودند « نه خير ای دختر صديق اينها کسانی اند که نماز خواندند وروزه گرفتند وصدقه دادند ومی ترسند که خدای تعالی از ايشان قبو ل نفر مايد » (ابونعيم فی الحليه) .

 در رمضان المبارک گرسنگی وتشنگی برمافشار می آورد در حاليکه آب وغذا هم موجود است وغير از خدا کسی ديگری هم نيست اما  يقين داريم که خدا حاضر وناظر است در سخت ترين حالت گرسنگی وتشنگی روزه را افطار نمی نماييم اين درس رمضان بايد در زندگی ما جای پيدا نمايد ودر يازده ماه آينده نيز اين حضور را بياد داشته باشيم تا آثار رمضان كه بركرفته شده از قرآن است، بر انديشه وفکر ما باقی بماند.زيرا جهان همه اش محضرخدا است وانسان مؤمن در محضر خدا ازانجام گناه خود را باز می دارد.در آيه متبرکه 23سوره محمد صلي الله عليه وسلم ، الله جل  جلاله مؤمنين را مورد خطاب قرار می دهد :‹ ای کسانيکه ايمان آورده ايد اطاعت خدا واطاعت رسولش  را بنماييد واعمال خويش را باطل نگردانيد ›. وبزرگترين ابطال کننده اعمال شرک وارتداد است وبعد هم ريا  وعدم اخلاص به خدا . بياييد دردهه اخيررمضان اقتدا به حبيب خدا بنماييم.

1- شب زنده داري:‌‌‹ پيامبر صلي الله دردو دهه اول رمضان هم شب هازنده داري داشتند وهم استراحت مي نمودند امادردهه اخير كمر خود را مي بستند (مشغول عبادت بيشتر بودند)› به روايت احمد.

2- بيدار نمودن خانواده به نماز: كه در روايت مختلف از پيامبر صلي الله وسلم به اثبات رسيده كه همسران وحضرت علي وفاطمه را براي نمازشب وقيام  بيدار مي نمودند.

3- بستن ميزر(دوري  جستن از زنان) : در حديث انس آمده كه جاي خود را جمع مي نمودند واز زنان خود گوشه مي گرفتند.

4- غسل نمودن در بين اذان شام وخفتن: براي نظافت واستقبال از شب قدر غسل مي نمودند وعطر وخوشبويي استفاده مي نمودند.

5- نشتن به اعتكاف :  ‹ هر رمضان دردهه اخير به اعتكاف مي نشستند ودر سالي كه از دنيا رحلت نمودند بيست روز به اعتكاف نشستند.› به روايت بخاري.

 شب قدر: كسي شب قدر را به اخلاص وايمان به خدا زنده نگه دارد گناه قبلي آن عفو مي گردد.  وحضرت عايشه از رسول معظم اسلام سوال نمود كه من درشب قدر چه دعايي رابخوانم ؟ فرمودند: بگوي:‹ اللهم انك عفو تحب العفو فاعف عني›  عفو ا از اسماي الله تبارك وتعالي است به معني گذشت از گناه بندگان واز بين برنده آثار گناه از ايشان وذات او عفوو بخشش را دوست دارد ، ودوست دارد كه بندگان خود را ببخشد وعفو نمايد ودوست دارد كه بندگانش نيز يك ديگر راعفو نمايند. ووقتيكه يكديگر رابخشيدند مورد عفو الله قرار خواهند گرفت وعفودر نزد الله محبوب تر از عقوبت وجزا دادن وانتقام گرفتن است .

                     

احکام زکات وصدقه فطر                     

 معلوم ومسلم است  که بعد از شهادت  به توحید ورسالت واقامه  ای نماز ، زکات  سومین رکن  اسلام است . در قرآن مجید در (26) جا اقامه ای نماز وادای زکات طوری باهم ذکر  شده اند  که از آن معلوم می شود  که جایکاه هردو دردین نزدیک به هم ویکی است . به همین جهت بعد از رحلت رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم  عده ای که به توحید ورسالت معترف بوده ونماز هم می خوانند  ولی از دادن زکات خود داری کردند ، آنگاه صدیق اکبر  علیه آنهاحکم جهاد را برهمین مبنا  که آنهابین نماز وزکات فرق وتفاوت قائل شده اند ، صادر فرمود  زیرا این امر انحراف وارتداد ازدین الله ورسول او بود. و  خلیفه اول اسلام اعلام نمود (به خدا سوکند با کسانی که میان نماز وزکات فرق قائل می شوند ،خواهم جنگید) وتمام صحابه رضی الله عنهم  هم این نظر را قبول وبرآن اجماع نمودند.

در زکات سه جنبه خیر ونیکی وجود دارد : 1-  بنده الله جل جلاله با دادن زکات  ثابت می نماید که به جهت حصول وقرب رضای الله مال خود را صدقه  داده وفدا میکند .2- بوسیله زکات به بندگان در مانده  ومستمند خدا، کمک نموده و پيوندها وعواطف ومحبت وبرادري ميا ن ثروتمندان وفقرامستحکمتر مي گردد. 3- زكات بيماري مهلك حب مال و بخل را از بین برده  ونفس را پاک وتزکیه می کند. در قرآنكريم آمده  است : (ازاموالشان زکات بگيرتا بوسيله آن - ازرذايل وتنک چشمي ها- آنهاراپاک نمايي).( سوره توبه أيه 103)

 

 اموالی که به آنها زکات تعلق می گیرد: 1- طلا ونقره  وکالای تجارتی ومتعلقات آنها مانند معادن واشیاء کشف شده واوراقها واسکنا سهای که  جایگزین آنها  می شوند.

2- حیوانات : مانند شتر ، گاو وگوسفند.   3  - حبوبات وثمرات درختان (اراضی) غیر از علف ، نی وهیزم .

« درین نشریه فقط احکام طلا ونقره  ومال التجاره  توضیح داده خواهد شد»

 شروط فرضیت زکات :

1- اسلام  2- آزادی 3- عقل 4- بلوغ 5- مال موجود به نصاب برسد  6- از حاجت اصلی افزون با شد 7- مال ازدین (قرض) فارغ باشد 8- مال نامی(رشت کننده حکما مثل زاد ولد درحیوانات وتقدیرا مثل طلاونقره ) باشد 9- داشتن ملکیت تام ( مال در تصرف شخص باشد).

چه وقت زکات فرض میگردد:

 برای وجوب ادای زکات شرط است که سال قمری بر نصاب بگردد . ومراد به گردش سال این است که نصاب به دوطرف سال کامل بوده اگرچه به وسط سال به علت نقص کمتر شده باشد. بالفور ادای آن واجب وتأخیرکردن به دون عذر گناه محسول می گردد.

شروط صحت ادای زکات :

 صحت ادای زکات منوط به نیت است . که در وقت ادای زکات ،  یا سپردن آن به وکیل خود تا به مستحقینش برساند  یا هنگام کنار گذاشتن آن،  نیت زکات را دادشته باشد . البته در وقت ادا نیت قلبی کافی است .

زکات طلا ونقره : طلا ونقره  وقتی زکات دارند که به حد نصاب برسند.

 نصاب طلا  (20) مثقال که معادل (85) گرم می شود.{خواه  به صورت سکه یا زیور  ویا ظروف ... باشد}.

نصاب نقره (200) درهم معادل (140) مثقال ویا (595) گرم است. بناء اگر کسی مالک نصابی ازطلا یا نقره گردید از آنها ربع عشر(یک چهلم) یا ازبیست مثقال طلا نصف مثقال  وازدوصد درهم (نقره) پنج درهم( سه ونیم مثقال ) زکات بدهد وهر آنچه از طلا ونقره از نصاب زیاد تر شود زکات آن بنا برحساب آن واجب می گردد. که زکات دهنده می تواند از خود جنس طلا ونقره ویا اینکه  قیمت نموده معادل آن از پول مروجه به عنوان زکات به مستحقینش بدهد.

مسایل: الف :اگر کسی مالک مقداری طلا ونقره باشد که هیچ کدام به تنهایی به نصاب نمی رسید  اگر باهم جمع شوند  به قیمت نصاب یکی از دو(طلا یا نقره)  میرسید آنگاه زکات بروی فرض است.

ب:اگر کسی مقدار کمتر از نصاب، مبلغی پول  نقد ومقداری کا لای تجارتی دارد اگر با هم از نظرقیمت جمع شده به نصاب برسد زکات بروی لازم است .

ج   : اگر کسی مقدار کمتر از نصاب  ، طلاونقره  ویا کالای تجارتی دارد .که اگربا هم از نظر قیمت  جمع شوند ، به نصاب طلا یا نقره برسد ، زکات برآنها فرض است که پرداخت شود.

(( البته به قیمت  نصاب نقره محاسبه شود ، که مفتی به است وبه حال فقرا  نفع بیشتری دارد)).

 

 

زکات عروض : آنچه غیر از طلا ونقره وحیوانات سائمه است .عروض (کالا) نامیده می شود. و زکات با شروط آتی در عروض یاکالا واجب می گردد.

1- کالا به نیت تجارت ومعامله باشد 2- قیمت آن به نصاب طلا ویا نقره برسد . لذا تاجر مسلمان آنچه از اموال تجارتی را دارا است  در اخیر هر سال اموال خود را به نرخ روز قیمت نموده  اگر به نصاب طلا ویانقره رسید  از هر چهل افغانی یک افغانی  زکات آنرا ادا نماید.

مسایل : در قیمت گذاری ،اثاث ووسایل ودستگاه های موجود در فابریکه ، کار گاه و دوکان که برای امر تجارت وکار لازم است محاسبه نمی شود وزکات ندارد.

اگر کسی دارای چند باب منزل وچند قطعه زمین ، دوکان ، مارکت،موتر ودیگر وسایل در آمد آور باشد که  نیت  تجارت وخرید وفروش را در آنها نداشته ، در آنها زکاتی نیست البته باقی مانده درآمد آنها اگر به شرایط زکات رسید ، زکات دارد.

   پول نقد ، هر گاه کسی مالک معادل قیمت (140مثقال نقره ) که حدود (14000) افغانی ، قرار نرخ امروز

( 25اسد1389) باشد ، صاحب نصاب بوده  باید از هر چهل افغانی  یک افغانی  رابه عنوان زکات  به مستحقین آن پرداخت  نماید.

ونیز اگرشخصی از دیگری طلب  دارد هر گاه بخواهد  ، بتواند قرض خود را وصول نماید ، واجب است که هنگام محاسبه دارایی خود ، طلبش را به حساب آورده وزکاتش را ادا نماید.

هر جنسی که به نیت تجارت باشد اگر به تنهایی یا مع دیگر اموال به نصاب رسید  وسال برآنها گذشته بود     زکات دارد.

موارد مصارف زکات: خداوند جل جلاله  در آیه (60) سوره توبه هشت مورد برای مصرف زکات ، مشخص ساخته است :  1- مستمندان  2-  مسکینان  3-  کار گزاران جمع آوری زکات  4- کسانیکه لازم است که دلهای آنها به دست آورده  شود  5- آزادی بردگان (مکاتب) 6- ( پرداخت قرض ) قرضداران  7- د رراه خدا   8- مسافران ووامنده ازراه.

 نکته:- زکات در صدر اسلام به هشت صنف مذ کور به مصرف مي رسيد اما در زمان خلافت حضرت عمر فاروق رضي الله عنه مؤلفة القلوب (براي بدست آوردن دلها) از جدول زکات حذ ف شدند بدليل اينکه اسلام قوي ونيرومند گرديده وديگر نيازي  به مصرف زکات به ايشان نيست وکسي ازاصحاب رضی الله عنهم ،هم مخالفت ننموده لذاحذف شدن شان به اجماع صحابه فيصله شد . ودر زمان حاضر برده هم وجود ندارد که ازپول زکات براي آزادي شان مصرف شود. پس به شش صنف باقي مانده مصرف زکات تعلق مي گيرد.

مسايل:اگر براي يک نفر به اندازه يک نصاب،زکات داده شود کراهيت دارد. ميتواند زکات خود را به يک صنف يا به همه صنوف موارد مصرف بدهد . و پول زکات در مسجد، پل، مکتب، سرک ،کفن  وقرض ميت وغيره کارهاي عام المنفعه مصرف کرده نميتواند.اگر به شخص مستحقي داده شود و خود آن به اختيار خود در امور خيريه مصرف کند صحت دارد . براي غير مسلمان دادن زکات درست نيست. دادن زکات به اصول وفروع خود شخص( به پدر، مادر، پدر کلان، وپدر مادر، و بي بي ، وپسر، ودختر و نواسه ها و نبيره ها) جايز نيست وبه ديگر خويشاوندان از قبيل خواهر برادر، کاکا، ماما وغيره در صورت مستحق بودن وعدم شركت در مصارف وخرچ بازکات دهنده  ، جايز است. همسر زکات خود را به همسر خود داده نميتواند. کسي که مالک نصاب باشد گرفتن زکات بر وي درست نيست . محل مصرف زکات محل وجود وپيدانمودن همان مال است.  به مصرف زکات وصدقات از همه مقدمتر اقارب وخويشاوندان خود شخص اند. انتقال زکات از يک منطقه به منطقه ديگر کراهيت دارد مگر براي اقارب يا اهل آن منطقه اي که محتاج تر باشند.

صدقه فطر: بر کسي که صاحب نصاب بوده در حاليکه زايد از مسکن و از اسباب واساس خانه و وسيله سواري وغيره ضروريات آن باشد واجب است از جاي خود و اطفال فقير خود صدقه فطر را اداء نمايد. اگر از  جاي اطفال غني وفرزندان بالغه وهمسر خويش بپردازد صحت داشته ومأجور است. وقت وجوب آن صبح عيد رمضان بوده اگر قبل از صبح عيد پرداخت نمايد  رواست  ومقدار آن از گندم دو کيلو از  جو وخرما و کشمش

 حدود چهار کيلو ميباشد. قيمت آن را نيز پرداخته مي تواند. وبر کساني بدهد که مستحق مصرف زکات اند.  صدقه فطر هرفرد به يک نفر مستحق داده شود  بهتر است.

احکام روزه         

ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر شما روزه فرض شده همانگونه بر کسانی که پیش از شما بوده اند فرض بوده است،باشد که پرهیز گار شوید. قرآن کریم سوره بقره آیه183

روزه ماه مبارک رمضان در روز دوشنبه دوم ماه شعبان سال دوم بعد از هجرت بر امت اسلامی فرض گردید تا با انجام این فریضه، رضایت الله را به دست آورده و مورد فضل ورحمتش قرار گرفته وزندگی را بر پایه صبر، صداقت، مواسات، اخلاص و اعتقاد راسخ بر الله جل جلاله سپری نمایند.

تعریف صوم: در زبان عربی بمعنای امساک وخود داری است ودر اصطلاح فقهی ترک خوردن و آشامیدن و روابط زنا شوئی و چیزهای که روزه را باطل میکند از طلوع  صبح صادق تا غروب کامل آفتاب به نیت تقرب ونزدیکی به الله جل جلاله از اهل آن ، میباشد.

شروط وجوب روزه: 1 - اسلام   2-  بلوغ    3- عقل.

شروط وجوب اداء: 1 – صحت   2- اقامت.

شروط صحت روزه: 1- نیت 2- پاک بودن از عادت ماهانه ونفاس برای زنان 3- دوری جستن از آنچه باعث فساد روزه میشود.

نکته: در روزه رمضان ونذر معین ونفل نیت روزه ، از شب تا قبل از نصف روز صحت پیدا میکند و در روزه های قضائی وکفارات ونذر مطلق باید در شب نیت شود.

نیت:عبارت از اراده قلبی برای روزه گرفتن. و برای هر روز جدا گانه نیت شود وتلفظ آن بر زبان سنت است. مثلا بگوید:«نیت کردم که فردا روزه باشم ، روزه ماه مبارک رمضان برای رضای الله جل جلاله»

انواع روزه:1- فرض: مانند روزه رمضان ادایی وقضایی وکفارات. 2-واجب: مانند نذر معین ومطلق.3- سنت: مانند روزه روز تاسوعا وعاشورا،ایام بیض(13،14،15هر ماه قمری)، روزهای دوشنبه و پنجشنبه...4- مکروه : روز اول عید روزه وقربان وسه روز بعد از روز بعد از روز عید قربان (ایام تشریق) و روزه یوم شک به نیت واجب آخر.

سنت های روزه و آداب آن:

1- سحری نمودن: اگر چه با جرعۀ آبی باشد . «سحری نمائید که در سحرها بر کت نهفته است» حدیث شریف.

2- تعجیل نمودن در افطار: بعد از اطمینان به غروب آفتاب وپدیدار شدن علامات شب در طرف آفتاب بر آمد قبل از ادائی نماز شام . «همیشه مردم به خیر اند تا زمانیکه عجله در افطار نمایند» حدیث شریف.

3-خواندن دعا بعد از افطار :اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت (حدیث شریف).

4-افطاری دادن: اگر چه با دانه خرما ویا جرعه آبی باشد.

5- غسل از حیض،نفاس و جنابت قبل از طلوع صبح صادق.

6- باز داشتن زبان وجوارح از سخنان واعمال بیهوده . «کسی که سخن باطل وعمل به آنرا ترک نکرد خدا را بر آن حاجتی نیست که خوردنی ها و آشامیدنی هایش را ترک نماید» حدیث شریف.

7- اشتغال به علم آموزی، تلاوت قرآن کریم، خواندن اذکارواوراد ودرود بر نبی کریم صلی الله علیه وسلم.

8- نشستن به اعتکاف (مردان در مسجد وزنان به محل مخصوصی درخانه خود) به ویژه در دهه اخیر رمضان.

9- ترک آنچه سبب ایجاد شهوت وعمل جنسي میگردد.

10- توسعه در مصارف اهل وخانواده و احسان بر خویشاوندان وصدقه دادن به فقراء وحاجت مندان.

مکروهات روزه:1- جویدن سقز.2- چشیدن غذا وغیره بدون عذر بشرط عدم بلعیدن آب دهان. 3-جمع نمودن آب دهن وبعد بلعیدن آن.4 - بوسیدن هسر و آنچه از مقدمات جماع است خصوصا بر کسی که به خود اطمینان ندارد. 5- آنچه باعث ضعف وناتوانی که از گرفتن روزه شود مثل حجامت و خون گرفتن. 6- زیاد شستن دهان وبینی در صورتیکه آب را مدتی در دهان خود نگهدارد. 7- پیاپی روزه گرفتن چند روز بدون افطار در شب.

عذرهای که خوردن روزه را مباح میگرداند:

1- سفر: برای مسافر مباح است روزه خود را بخورد وبعدا قضاء بیاورد اگرچه روزه گرفتن بهتر است.                2 - مرض: اگر روزه گرفتن برای مریض زیان داشت ویا بر خود از افزونی ویا طولانی شدن مرض بیم داشته باشد. 3- زن باردار وشیر دهنده: اگر روزه گرفتن به خودش ویا طفل آن ضرر داشته باشد. 4-شیخ فانی: بر پیر مرد ویا پیر زنی که تاب وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند افطار نمایند و عوض هر روز یک مسکین را دو نوبت ( چاشت وشب)از اوسط غذای خود طعام داده ویا در مقابل هر روز نصف صاع از گندم ویا یک صاع از جو ویا خرما ویا قیمت آن را به مساکین فدیه دهد .(نصف صاع تقریبا برابر به دو کیلواست).

5-گرسنگی وتشنگی: کسی که بر وی گرسنگی سخت ویا تشنگی سختی روی میدهد بر گمان وی چنین غالب میگردد اگر روزه خود را نخورد سبب هلاکت ویا از دست دادن حواسش میگردد.

اشیاء که روزه را فاسد نمیگرداند:

1- به فراموشی خوردن ویا آشامیدن. 2- به فراموشی جماع وعمل جنسی را انجام دادن.3- به چشم سرمه ویا قطره چکاندن. 4- حجامت ویا خون گرفتن. 5- مسواک زدن(در روز ودر حال روزه از خمیر دندان با برس اجتناب شود، بهتر است.) 6- شستن دهان و بینی. 7- آب بازی و غسل کردن. 8- بخارهای که امکان پرهیز از آن وجود ندارد مانند گردو غبار ودود. 9- قی یا باز آوردن غیر ارادی بشرط اینکه آنچه وارد دهان شده فرو نبرد. 10- احتلام شدن در روز و یا باقیماندن در حال جنابت از شب به روز. اگر چه صبح نمودن با حالت جنابت خلاف سنت است. 11- بلعیدن آن چه بین دندان ها است اگر کمتر از یک نخود باشد بشرط اینکه از دهان خود بیرون نیاورد وبعدا بخورد. 12- بوئیدن گل،عطر وغیره. 13- چرب نمودن دست وصورت.

چیز های که روزه را فاسد میکند وکفاره واجب نمشود و فقط باید قضاء بیاورد:

1- روزه دار به جهت عذری از عذرهای شرعی مانند سفر،بیماری حیض،نفاس  و...  روزه خود را افطار کند.

2- روزه دار چیزی را بخورد که عادتا خورده نمیشود مثل کاغذ،پنبه ،هسته خرما و...

3- بلعیدن سنگ ریزه،آهن، طلا،نقره، سرب و... .

4- روزه دار بزور واکراه بر خوردن وآشامیدن و ادار ساخته شده وخورد ویا آشامید.

5- اگر روزه دار به خطا چیزی را خورد بگمان اینکه شب باقی است در حالیکه صبح صادق طلوع کرده ویا  شام شده د رحالیکه هنوز وقت شام داخل نگردیده است.

6- دروقت شستن دهن وبینی آنقدر مبالغه کرد که آب به سوی شکمش سبقت گرفت.

7- به قصد قی کردن در حالت پوری دهان.

8- چیزی را به قصد خورد، بعد از اینکه به فراموشی خورده بوده است . بگمان اینکه به خوردن فراموشی روزه اش باطل شده است.

9- در بین دندان هایش چیزی از طعام به اندازه یک نخود باقی مانده پس آن را بلعید.

10- بلعیدن آب دهن کسی که دوست ورفیق آن نباشد.

11- اگر در گوش وبینی دوا یا روغن چکانیده شود.

12- جراحتی را در شکم یا دماغ خویش تداوی نمود پس اثر آن دوا به شکم (معده)یا دماغ رسید.

13- استمناء(جلق زدن) و بوسیدن همسر خود که با انزال منی همراه گردد.

نکته: اگر کسی روزه اش به سببی از اسباب فوق فاسد میگردد بر وی واجب است که در باقی روز از خوردن و آشامیدن به جهت تعظیم واحترام رمضان المبارک خود داری نمایند.

آنچه روزه را فاسد میکند قضاء وکفاره باهم لازم میشود:

1- وقتی به قصد چیزی را بخورد که شامل مواد خوراکی بوده وطبع به آن مایل باشد.

2- روزه دار وقتی دوایی را به دون عذر شرعی خورد.

3- روزه دار، آب ویا آشامیدنی دیگری را نوشید.

4- روزه دار جماع کرد در حالیکه بر روزه خویش آگاهی داشت(التقای ختانین در حکم جماع است).

5- سیگار و چلیم وغیره را دود کردن.

6- بلعیدن بزاق یا آب دهن همسر ودوست ورفیق خود.

کفاره به ترتیب آتی واجب است:

1- آزاد ساختن برده (غلام) چه مؤمن ویا غیر مؤمن باشد.

2- روزه گرفتن  دوماه پیاپی که در میان آنها روزهای عید و تشریق نباشد.

3- اطعام دادن شصت مسکین در دونوبت از اوسط آنچه عادتا خودش میخورد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح)17 ربیع الثانی 1431 برابر به 13 حمل 1389

انفاق فی سبیل الله

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: ءامِنُواْ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ ءامَنُواْ مِنكُمْ وَأَنفَقُواْ لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ [الحديد:7]. وقال النبي : ((ما من يوم يصبح فيه العباد إلا ملكان ينزلان، يقول أحدهما: اللهم أعط منفقًا خلفًا، ويقول الآخر: اللهم أعط ممسكًا تلفًا))رواه البخاري

برادران وخواهران  خود وشمارا توصيه به تقوي مینمایم

در ایه مبارکه که تلاوت شد الله جل مجده میفرماید : ((به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد; (زيرا) كسانى كه از شما ايمان بياورند و انفاق كنند، اجر بزرگى دارند!)) در آیه متبرکه اول دستور به ایمان به خدا ورسولش داده شده زیرا اساس  وبنای دین اسلام بر ایمان واعتقاد کامل به خدا وپیامبرش بوده ومی باشد که به هیچ عملی  یه دون ایمان ثواب وپاداشی نداشته وندارد وبعد دستور به نفقه می دهد مالی که نعمت خود الله است وچند روزی به دست من وشما عاریت است  ودر آینده به دیگری تعلق می گیرد  وچنانچه از دیگران به ما رسیده است  ونفقه از مالی که نعمت خود اوست بازهم ثواب وپاداش بزرگی رابه دنبال دارد چنانچه  رسول خدا هم از الله به امت خود مزد وپادش بشتری طلبیده است . حضرت عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت می نماید وقتی آیه :(( مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ))،كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند; كه در هر خوشه، يكصد دانه باشد; و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد)، دو يا چند برابر مى‏كند; و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسيع، و (به همه چيز) داناست بقره261 پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: ((ربّ زد أمتي)) اي رب من برامتم بفزاي) گفت الله نازل فرمود: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً،كيست كه به خدا «قرض الحسنه‏اى‏» دهد، (و از اموالى كه خدا به او بخشيده، انفاق كند،) تا آن را براى او، چندين برابر كند؟بقره245 باز فرمودند: ((رب زد أمتي)) اي رب من برامتم بفزاي ، گفت الله نازل فرمود: إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ كه صابران اجر و پاداش خود را بى‏حساب دريافت مى‏دارند! [الزمر:10] رواه ابن حبان والبيهقي. ودر حدیثی که دراول خوانده شد رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند : کهخ دا وند هر صبح دوملک را نازل می نماید ویکی دعا می نماید: بارالها برای نفقه دهنده  عوض بده ودیگری دعا می نماید کهبرای بازدارنده از نفقه تلف وضرر اعطا نما.

عزیزان اگر ثواب وپاداش جاویدانی می خواهیم و اگر آینده خود رامی خداهید تأمبن نمایید در راه خدا قبل ازینکه ازدنیا کوچ نمایید ودیار آخرت رهسپار شوید   وبادست پر به حضور الله حاضر شوید نفقه فی سبیل الله نمایید والله می فرماید: ((وَأَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقْنَاكُمْ مّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولُ رَبّ لَوْلا أَخَّرْتَنِى إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مّنَ الصَّالِحِينَ وَلَن يُؤَخّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ))از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد، پيش از آنكه مرگ يكى از شما فرا رسد و بگويد: س‏خ‏للّهپروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت كمى به تاخير نينداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (10) خداوند هرگز مرگ كسى را هنگامى كه اجلش فرا رسد به تاخير نمى‏اندازد، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است. (11)

ضررو بعضی از آداب صدقه را به عرض برسانم:

1-  هدف رضای الله باشد زیرا ریا در صدقات نفلیه ازبین برنده ثواب وپاداش آن است.

2-  مساکبن اقارب را نقدم بدارید: زیرارسول معظم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((الصدقة على المسكين صدقة، وإنها على ذي الرحم ثنتان: صدقة وصلة)) صدقه برمسکین صدقه است(یک ثواب دارد) وبرای ذی رحم دوثواب دارد یکی صدقه ودومی صله رحم .

3-   پوشیده ومخفی :زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: (( إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِىَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَيُكَفّرُ عَنكُم مّن سَيّئَاتِكُمْ [البقرة:271] اگر انفاقها را آشكار كنيد، خوب است! و اگر آنها را مخفى ساخته و به نيازمندان بدهيد، براى شما بهتر است! و قسمتى از گناهان شما را مى‏پوشاند; (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهيد شد.) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است،

4-   دادن بهترین ومحبوب ترین مال: زیرا خدای تعالی می فرماید:  ((لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ [آل عمران:92] هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد; و آنچه انفاق مى‏كنيد،

5-  صدقات جاریه : آنچه همیشه ثوابش برای انسان می رسد وحتی بعد از حیاتش صدقه جاریه است مثل ساختن مساجد ،مکاتب ، سرک ،پل، مدرسه مکتب ، شفاخانه، مصارف درسی طلاب علم در مکاتب ومدارس وپوهنتون ها  وکورسها کتابخانه تهیه کتب برای دانش آموزان وغیره رامی توان به عنوان صدقات جاریه معرفی کرد.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين...أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.--

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح)9 ربیع الثانی 1431 برابر به 6 حمل 1389

آداب تفریح  

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: {إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ }النحل90 عن عقبة بن عامر رضي الله عنه؛ أن رسول الله قال: ((كل ما يلهو به الرجل المسلم؛ فهو باطل؛ إلا: رميه بقوسه، أو تأديبه فرسه، أو ملاعبته أهله؛ فإنهن من الحق) رواه ترمذي

 درحاليكه خود وشما را توصیه به تقوی واطاعت الله می نمایم  وتأکید میدارم که تقوی عبارت است ازاطاعتی که د رآن معصیت نباشد وذکر ویادی که در آن فراموشی  الله تعالي نباشد وشکر الله تعالی که دران کفران نعمت نباشد  بسا افرادی که ادعای تقوی می نمایند واما از آن معصیت وگنا ه سرمی زند بدانند که تقوی آنها ناقص است یا یک ادعای بیش نیست بلکه حقیقت تقوی یعنی اطاعت از خدای تبارک وتعالی است . وانسان مومن یقین دارد که الله جل مجده همه کار های واعمال اورا می بیند وهیچگاه از زیر نظر خدای تعالی دورنیست بلکه الله تعالی حاضر وناظر اوست لذا در هیچ مکانی وزمانی قصدا نافرمانی ومعصیت نمی نماید وهمسشه محاسب کننده باخود است وقبل ازینکه موردمحاسبه قرار گیرد با خود محاسبه می  نماید وفرموده سید نا حضرت عمر فاروق رضی الله عنه که می فرمایند: (( حاسبوا قبل ان تحاسبوا ))  را هبه یاد دارد . واین روش لصحاب کبا ربود چنامچه روزی حضرت ابوبکر صدیق با حضرت حنظله اسیدی  رضی الله عنهما برخورد  نمودند وحالش پرسیدند او گفت حنظله نعوذ بالله منافق شده است صدیق اکبر علت پرسیدند گفت : ما وقتی در کنار رسول خدا صلی الله علیه وسلم قرارد اریم  وبهشت ودوزخ را بیاد ما می دهند ،گویا بهشت ودوزخ رامشاهده می نماییم  اما زمانیکه به خانه خودباز می گردیم ما را اولاد وخانواده به خودمشغول می نماید گویا دو حالت داریم لذا دوگانگی برمسلمان نفاق است. حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه فرمودند ما هم چنین می باشیم  هردو خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم  رفتند وعین مطلب را به عرض شان رساندند.رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم فرمودند: ((والذي نفسي بيده؛ إن لو تدومون على ما تكونون عندي وفي الذكر لصافحتكم الملائكة على فرشكم وفي طرقكم، ولكن؛ يا حنظلة! ساعة وساعة ثلاث مرات)) قسم به ذاتی که نفسم در ید بلاکیف اوست اگر در همان حالتی که در نزد من مي باشید دوام دهید  هرآیینه ملایکه شمارا در سر فرشهای شماودر مسیر راهای تان مصافحه می کنند  واما ای حنظله ‍! آنی وآنی سهمرتبه تکرا ر نمودند. ازین قصه وحدیث دانسته می شود که انسات اولا باید همچو سلف صالح خود مراقب اعمال خود باشد وثانیا از دوگامگی خود راحفظ نماید و از یاد الله غافل نشود. واین دنسته نمی شود که گاهی به یاد الله باشد وگاهی هم نباشد . بلکه اگرگاهی هم مشغول کار خود وخانواده خود هم هست مخافت با حکم الله نداشته باشد.ود رحدیثی که در اول مطرح شد جناب نبی کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((كل ما يلهو به الرجل المسلم؛ فهو باطل؛ إلا: رميه بقوسه، أو تأديبه فرسه، أو ملاعبته أهله؛ فإنهن من الحق) رواه ترمذي تمام کارهای بیهوده ای انسان مسلمان انجام می دهدبا طل است مگر تیر اندازی واسب سواری وبازی با اهلش که اینها یقینا به حق است .لذا درین حدیث خوشگذرانی وتفریح سالم به ما معرفی می شود تفریحی که از او آمادگی مبارزه ومقا ومت به وجوید وخوشوقتی وخوش خلقی با اعضای خانواده باشد در غیر آن با طل است است . باید دانست که مارا اسلام از تفریح سالم منع ننموده بلکه توصسه بدان می نماید بشرطیکه د رآن احکام شرعی مراعات شود . غنا وخوش آوزی با موسیقی  وسروى های که در ان  کلمات شهوت انگیز باشد جلوگیری شودواختلاط وزنانی که باهم محرم نیستند ، نباشد بلکه تفکر به عظمت قدرت الهی ودیدار از مناظر طبعی که مخلوق الله ودر بهار در حالت تغییر وزنده شدن است که یاد آورزندگی بعد از مرک برای انسان است . بناء آنانیکه ایمان قوی دارندوترس از خدا دارند همیشه مواظب اعما ل خود اندوآنانیکه داری ایمان ضعیف انى به توجه انى والله جل جلاله مي فرمايد: ((أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا بياتاً وهم نائمون أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا ضحى وهم يلعبوم أفأمنوا مكر الله فلا يأمن مكر الله إلا القوم الخسرون)) يعني  آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد در حالى كه در خواب باشند؟! آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما هنگام روز به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند؟! آيا آنها خود را از مكر الهى در امان مى‏دانند؟! در حالى كه جز زيانكاران، خود را از مكر (و مجازات) خدا ايمن نمى‏دانند! (اعراف 97-98-99) اين هشدار بر مسلمين  که همسشه مواظب اعمال خود باشند تا اینکه نا گاه موردقهر وخشم خدا قرا نگیرند ویکدسگر خودرا توصیه به تقوی وامر به معروف ونهی از منگر بنمایند .وچنچه الله جل جلا له درآ یه 90 سوره نحل می فرماید : : {إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ } خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى‏دهد; و از فحشا و منكر و ستم، نهى مى‏كند; خداوند به شما اندرز مى‏دهد، شايد متذكر شويد!

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.--

 

اعمالي كه از مناظر دردناك قيامت نجات ميدهد            شماره:75

  علامه شمس الدين قرطبي ، محدث و مفسر قرآن كريم و محقق قرن هشتم در كتاب « التذكرة باحوال الموتي و امور الآخرة» از عبدالرحمن بن سمره حديث را نقل كرده است. عبدالرحمن بن سمره  ميفرمايد يك روز ما در مسجد مدينه نشسته بوديم كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم تشريف آوردند و فرمودند:كه ديشب خوابِ عجيبي ديده ام :
.1شخصي از امت را ديدم كه ملك الموت براي قبض روحش آمده است اما خدمت وصله رحمي با مادر و پدرش اين فرشته را بر گرداند                                                      .
 .2شخصي از امتم را ديدم كه عذاب قبر وَي را تهديد مي كند همزمان وضوي اين فرد آمد و او را از عذاب قبر نجات داد.
.3  شخصي را ديدم كه در محاصره شيطان‌ها است عمل “ذكر الله” وي آمد و او را رها كرد.
 .4 مردي را ديدم كه از تشنگي مي لرزيد و به‌هر حوضي كه مي رفت به او آب نمي دادند ، روزه آن  آمد و او را سيراب  كرد                                              .
.5  يكي از امتم را ديدم سر گردان بسوي دسته‌هائي از پيامبران كه نشسته بودند مي رفت امّا از آنجا او را طرد مي كردند پس غسل جنابتش او را در دست گرفته نزد من آورد                                        .
.6 ديگري از امتم را يافتم كه رو بروي تاريكي ها قرار گرفته از راست وچپ ، بالاو پائين ، و هر طرف در تاريكي ها است حج وعمره اش آمد او را از تاريكي‌ها بيرون آورده و در نور داخل كردند.
 .7من از امت خودم يكي را ديدم كه مي خواهد با جماعت مومنين سخن بگويد، اما كسي با او صحبت نمي كند ، صله رحمش آمد و به مومنين گفت با وي سخن بگوييد. آنها با او به سخن پرداختند .
 .8يكي از امت خود را ديدم كه شعله‌هاي آتش را با دست از چهره اش دفع مي‌كرد ، در همين حين صدقه‌اش پرده‌اي بين شخص و شعله‌ها و سايه‌اي بالاي سرش قرار گرفت                              .
.9 از امتم ديگري را ديدم كه فرشته‌هاي عذاب دَور بر او را گرفته اند در همين مدت “امر به معروف و نهي از منكر” او را از فرشتگان عذاب گرفته به ملائكه رحمت تحويل دادند                     .
 .10فردي را ديدم كه دو زانو نشسته و بين او و پرورگار پرده‌اي حايل است، پس حسن اخلاقش آمد و او را به پيشگاه الله تعالي برد .                                                                                                       .                                                                                                         
 .11يكي را ديدم كه نامه اعمالش بدست چپ داده مي‌شد “ترس خداي” او نامه‌ي اعمالش را به دست راست عنايت كرد.
 .12شخصي را يافتم كه كفّه ترازوي نيكي‌هايش پائين مي رفت ، در اين اثنا حسن معامله (در معامله مشتري را مقداري از وزن و يامترويا ليتربيش مي داد) آمد و كفه نيكها را بالابرد.
 .13 ديگري از امت را ديدم كه بر كناره جهنم است ناگاه “ترس خدايش” او را از جهنم در آورد ورفت.
 .14شخصي از امتم را ديدم كه در جهنم مي رفت “اشكهايش كه در دنيا از خوف خدا مي ريخت” او را از گودال جهنم نجات داد                                                                                                          .        
 .15 فردي را ديدم كه بر پل صراط همانند شاخه‌ي درخت خرما مي لرزيد ، اميدش به خدا آمد و آرام گرفت.
.16  شخصي را ديدم كه تا در هاي بهشت آمده است اما اين در ها براي او بسته اند ، گواهي “لا اِلهَ الا الله” آمد درها گشوده شدند                                                                        . 
علامه قرطبي بعد از نقل حديث ميفرمايد                                                 :
اگر مي خواهي كه عمر طولاني داشته باشي خدمت مادر و پدر كن ،اگر از عذاب قبر نجات مي خواهي هميشه با وضو  باش ،اگر مي خواهي كه از شر شيطان در امان باشي ،ذكر الله را بكن،اگر مي خواهي كه از گرفتاري فرشتگان  عذاب رهائي يابي ، نماز را اقامه كن ،اگر مي خواهي كه  روز قيامت تشنه نشوي روزه بگير،اگر مي خواهي كه با پيامبر اعظم صلي الله عليه وسلم نزديك باشي از جنابت طهارت كن و از پليدي دوري گزين ، اگر مي خواهي كه از تاريكي قيامت رهائي يابي به حج و عمره برو ! ، اگر مي خواهي كه روز رستاخيز با مومنين نشست داشته باشي ، صله‌رحمي را توسعه بده !.. اگر از دوزخ نجات مي خواهي صدقه كن ، اگر مي خواهي كه از بازجوئي ماموران جهنم در امان باشي ، امر به معروف ونهي از منكَر كن ، اگر با خدا ملاقات مي خواهي با مردم  معامله‌ي عادلانه بكن ،اگر مي خواهي كه نامه اعمالت بدست راست برسد ، خدا ترسي گزين ،اگر مي خواهي كه پل صراط را به‌راحتي عبور كني از الله تعالي اميد رحمت داشته باش،اگر برايت گشايش درهاي بهشت  مي خواهي بكثرت “ لا اِلهَ الا الله ” بخوان .

                     آیا پیامبر  صلی الله علیه وسلم را دوست داری؟          شماره :74    

     دردو کتاب صحیح بخاری ومسلم از حضرت انس رضی الله عنه روایت است که شخصی خدمت نبی کریم صلی الله علیه وسلم آمد وگفت: قیامت چه وقت است؟ پیامبرe فرمودند : چه چیزی آمده نموده ای  ؟ گفت : اعمال زیادی را آمده نکردم مگر خدا ورسولش صلی الله علیه وسلم را دوست دارم . آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : ( المرء مع من أحب )  هرفرد باکسی است که به اومحبت می ورزد. حضرت انس می گفت : پس ما بچیز ی به اندازه این فرموده رسول خداصلی الله علیه وسلم خوش نگردیدیم که ( المرء مع من احب) سپس گفت : من رسول الله صلی الله علیه وسلم  وابا بکر وعمررضی الله عنهما را دوست دارم وامیدوارم که با ایشام در میدان محشرحشروجمع شوم اگر چه به مثل اعمال شان هم عملی ندارم .

  ای مسلما ن! سوال اینجا است که توحقیقتا  رسول الله  صلی الله علیه وسلم را دوستداری؟ اگر داری ؟ شامل این فرمان می باشی برتومبارک باد. قبل ازینکه جواب بدهی  لازمی است که ازخودبپرسی چه علامتی از نشانه های محبت باید در وجودم نمایان باشد، تا اینکه محب ودوست رسول الله صلی الله علیه وسلم  باشم. و در غیر آن یک ادعایی بیش نخواهدبود.

جواب : بزرگترین نشانه ها ی محبت عبارت است :

نشانه اولی : اطاعت وفرمانبرداری به آنچه امر نموده  وبازداشتن از آنچه منع نموده است. زیرا پیامبرصلی الله علیه وسلم می فرمایند : تمام امتم وارد بهشت می شوند مگر کسی که ابا ورزد . گفتند کی ابا می ورزد ؟ فرمودند کسی که اطاعت من رابنماید داخل بهشت می شود وکسی که نافرمانی نماید ابا ورزیده است. آیا اطاعت ازپیامبرصلی الله علیه وسلم ، د رهمه امور می نمایی یا خیر؟

نشانه دومی : غیرت : اینکه محب نسبت به محبوب خود از یک غیرت خاصی برخوردار است پس مناسب است ، ای  دوستدار خدا ورسولشe ! زمانی که متوجه بی احترامی وهتک حرمت به دساتیرخدا ورسولe می شوی سوال نمایی از کسانیکه د رآتش غیرت می سوزند بر من چه چیز لازم است ؟ جواب من این است که دوکار را بنما :

1- خود را اصلاح کن وگفتار وگردار خودرامطابق به دساتیر خدا ورسولش برابر بساز.

 2- اصلاح دیگران:  پدر ، مادر ، همسر، فرزندان ، برادر ،خواهر ، دوست،همکار ، همسایه ، هم وطن، ...  با نصیحت و دعوت به اطاعت از خداورسوالش  ، شرکت در مجالس وعظ ونصیحت و دروس علماء وتوزیع کتب ونوار ها وسیدی های اسلامی واز کسانیکه می تواند اورا دعوت صحیح نمایند کمک بخواه ...  .

نشانه سومی : مطالعه اخبار وسیرت زندگی رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم : زیرا هر کس آنکه را دوست دارد ، درباره اش همه چیز را میداند تو از پیامبر خود چه می دانی؟  بیا کتابهای سیرتش را بخوان. که می توان به عنوان بهترین کتب سیرت رحیق المختوم ونبی رحمت وفقه سیرت و... نام برد.

 تهیه وتریب : بخش دعوت وارشاد  مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله :وب:www.davataslami.blogfa.com

آفات زبان

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) 29 محرم الحرام برابر به 25جدی 1388

آفات زبان

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد:يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : يٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءامَنُواْ ٱجْتَنِبُواْ كَثِيراً مّنَ ٱلظَّنّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ وَلاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ [الحجرات:12]. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است!

وقال رسو ل الله صلی الله علیه وسلم. قال : ((من كان يؤمن بالله واليوم الآخر، فليقل خيرا أو ليصمت ))،کسیکه ایما ن به خدا وروز اخرت داشته باشد پس سخن به نیکویی میگوید ویا خاموشمی ماند.

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

دین اسلام دین ادب  ودوستی ومجبت در میان بنده والله ورسول او و همه امت در میان یکدیگر است وقتی به فرمان پروردگار ما ودستور رسولش توجه نماییم ما را متوجه به آفت های زبان این مخلوقی که به دسترس ما است می نمایند که درین جمعه به چند مورد اشارات می نمایم امید که الله جل جلاله برمن وشما توفیق عمل عنایت به فرماید:

1-    سخن لا یعنی : یعنی سخنان و مطالب که مفهموم درست نداشته ومخالف دستورات الهی  باشد زیرا رسول کرامی اسلام  در حدیث صحیحی می فرمایند:  ((من حسن إسلام المرء تركه ما لا يعنيه )). از خوبی اسلام شخص ترک سخنان بیهوده است.

2-    سخنانی که در آن معاصی باشد وسبب تشییع منکرات گردد نیز از آفات زبان است وجزای سخت باخود دارد. زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا والآخرة .یقینا کسانیکه دوست دراند زشتی را در میان مومنین شایع نمایند برای شان در دنیا وآخرت  عذابی سخت ودردناک است .

3-     زشت گفتن: یکی دیگر از اسباب آفت زبان زشت گویی ولعن است ورسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: (( ليس المؤمن بالطعان واللعان ولا الفاحش ولا البذيء))، مومن طعن زننده ولعن گویند وبد زبان وفحش گوی نیست.

4-    یکی دیگراز آفات زبان کثرت مزاح است  مزاحی که در آن دروغ  وسخن ناموزون باشد . انسان به سخنان شیرین که به نوعی تفریح باشد ضرورت دارد اما به شرطی که در آن خلاف نباشد.

5-    استهزاء و تمسخر: الله جل جلاله می فرماید : ويل لكل همزة لمزة [الهمزة:1]، واى بر هر عيبجوى مسخره‏كننده‏اى. که جزای انسانی که دیگران تمسخر می نماید ویا چاهی از چاه های دوزخ است .

6-    غیبت : یکی دیگر از آفات زبان غیبت است یعنی در غیاب کسی سخنی را بگوید که وقتی به آن خبر رسد خوش نشود ایه سخن را غیبت می نامند که رسول صلی الله علیه وسلم می فرمایند:

((يا معشر من آمن بلسانه ولم يدخل الإيمان قلبه لا تغتابوا المسلمين ولا تتبعوا عوراتهم فإن من تتبع عورة أخيه تتبع الله عورته ومن تتبع الله عورته يفضحه ولو في جوف بيته)) ای کسانیکه به زبان خود ایمان آورده اید وایمان در قلبتان داخل نشده  غیبت مسلمانان را نکنید  وآنچه پشیده دارند حستجوی ننمایید زیرا کسیکه پوشیده گی های براد رخودرا افشاء نماید خدا آمچه مخفی دارد آشکار اساخته ووقتی از جانب الله آشکار شد فضیحت می شود اگر چه د رشکم خانه خود هم باشد . از ظاهر حدیث مشخص است که مومن نباید غیبت برادر مسلمان خود را بنماید. والله تعالى می فرماید: وتقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم وتحسبونه هيناً وهو عند الله عظيم [النور:15] و با دهان خود سخنى مى‏گفتيد كه به آن يقين نداشتيد; و آن را كوچك مى‏پنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است!.

7-  سخن چینی : که یکی دیگر از آفاتزبان است و پیامبر صلی الله علیه وسلم د رحدیث متفق علیه می فرمایند: ((لا يدخل الجنة نمام))، سخمن چسین وارد بهشت نمی شود . والله تعالی می فرماید:ولا تطع كل حلاف مهين هماز مشاء بنميم مناع للخير معتد أثيم [القلم:10-12]. و از كسى كه بسيار سوگند ياد مى‏كند و پست است اطاعت مكن، (10)

كسى كه بسيار عيبجوست و به سخن چينى آمد و شد مى‏كند، (11)

و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است; این خلاصه ای بود از آفات زباتن  که فرد مسلمان وظیفه دارد که خودرا ازین گناهان حفظ بدارد که حفظ از ان سبب نجات وی از عذاب الهی گردیده وباعث ایجاد محبت د رجامعه اسلامی خواهد شد.

  رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلإَيمَـٰنِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لّلَّذِينَ ءامَنُواْ رَبَّنَا إِنَّكَ رَءوفٌ رَّحِيمٌ [الحشر:10].

 

اسراف

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) چهارم ذی القعده برابر به اول عقرب 1388

اسراف

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد:يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : نتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ [آل عمران:110]. شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند; (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد.

 وكما قال سبحانه: وَكَذالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا [البقرة:143]  همان‏گونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط;) تا بر مردم گواه باشيد; و پيامبر هم بر شما گواه است.

وقال رسو ل الله صلی الله علیه وسلم. قال : ((كلوا واشربوا وتصدقوا من غير سرف ولا مخيلة)) بخورید وبیاشامید وصدقه دهید به دون اسراف  ونکبر.

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمایم

دین اسلام دین عدالت ووسط است پیروان خورا همیشه به قسط وعدالت  دعوت می نماید  واز همه می خواهد  که همه در همه امد حلت وسط باتوجه به دستوز خداورسول او صلی الله علیه وسلم داشته باشند. یکی از دساتیر دین مبین اسلام شکران گزاری از نعمات ا لهی است به دون ناسپاسی ونعمات الهی در تمام ابعاد زندکی ودر وجود ما واطراف  آنقدر زیاد است  که هیچگاه نمی توان تحت احصا ئیه آورد  چنانچه الله جل الله جلا له می فرماید.

وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ [إبراهيم:34] و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد; و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است.

وفي الآية الأخرى: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ [النحل:18]. و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز نمى‏توانيد آنها را احصا كنيد; خداوند بخشنده و مهربان است.

وشکران گزاری نعمات سبب افزایش نعمات می گردد.چنانچه می فرماید. وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لازِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ [إبراهيم:7] و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود; و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!»

ونافرمانی الله سبب قهر وغضب الهی  چنانچه می فرماید. چنانچه الله تبارک وتعالی می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ ءامِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مّن كُلّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ [النحل:112]. خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى‏كنند،) مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود; و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد; اما به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند; و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد

یکی از اعمال خلاف اسراف وتبذیر است . الله تبارک وتعالی در باره اسراف در نفقه می فرماید:

وَءاتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبّهِ كَفُورًا [الإسراء:26-27]. و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26)چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود ومیز الله تبارک نعالی می فرماید.: وَءاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ [الأنعام:141]. از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)

 ودر باره اسراف در مستهلکا ت می فرماید: وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ [الأعراف:31] و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.  والله در باره صفات بندگان مخلص خود می فرماید:: وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَلَمْ يَقْتُرُواْ وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً [الفرقان:67] و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمايند و نه سخت‏گيرى; بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند.

با توجه به آیات تلاوت شده دانسته می شودکه اسراف  به هر نوعی که باشد  حتی در نفقه وصدقه مخالف دساتیر دین مبین اسلام است. باید از اسراف وتبذیر در مجالس مختلف مثل عروسی ها  ختم های قزآن وبازگشت از سفر حج وغیره جلوگیری نمود تا ازجمله بهتریت امت قرار گیریم.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) 19 شوال1430 برابر به 17ميزان 1388

اصلاح ذ ات البين

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : فاتقوا الله وأصلحوا ذات بينكم [الأنفال:1]  تقوی داشته باشید ودربین خود اصلاح به وجودبیاورید وحضرت عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو می فرماید: قِيلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّم:َ أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: ((كُلُّ مَخْمُومِ الْقَلْبِ صَدُوقِ اللِّسَان))ِ قَالُوا: صَدُوقُ اللِّسَانِ نَعْرِفُهُ فَمَا مَخْمُومُ الْقَلْب؟ِ قَال:َ ((هُوَ التَّقِيُّ النَّقِيُّ لَا إِثْمَ فِيهِ وَلَا بَغْيَ وَلَا غِلَّ وَلَا حَسَد))َ [ابن ماجه:4206 الزهد]. برای رسول معظم اسلام گفته شد کدام مردم افضل تر وبهتراند: فرمودند: تمام کسانیکه مخموم قلب وکسیکه راستگوی باشد . صاحب گفتند: ما صدوق لسان رامی دانیم اما مخمول القلب کیست؟ فرمودند: او پرهیزگار وکه درآن گناه وتجاوز وکینه  وحسادت نباشد .

با توجه به آیه وحدیث مطرح شده  این را می آموزیم  اصلاح ذات البین سبب دور شدن همه کینه ها  وبغاوت ها میگردد وفرد وجامعه رابه بهترین مردم تبدیل می دارد چنانچه الله تعالی در آیه 10سوره مبارکه حشر نسبت به صفت مومنین می فرماید: ((والذين جاءوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا إنك رؤوف رحيم )) (همچنين) كسانى كه بعد از آنها ( بعد از مهاجران و انصار) آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!» خدا مومنین را چنین معرفی می دارد که از خدا می خواهند  که در قلب شان نسیتبه هیچ مومنی کینه نداشته باشند. وبا هرمومنی همچوبرادربر خورد  نمایند. ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم  مفرمایند:(( إن الشيطان قد يئس أن يعبده المصلون في جزيرة العرب ولكنه لم ييأس في التحريش بينهم )) رواه مسلم .سقینا شیطان در جزیزت العرب ازینکه عبادت شود ناامید شده اما ازینکه می توانددر میان مردم اختلاف به وجود بیاورد ناامید نیست. عزیزان! هرکاری که سبب عداوت وکینه در میان چند نفر ویا اجتماع به شود طرح شیطان است وشیطان رهبریت وریاست همچو اعمال را به عهده دارد بر شخص مومن است  که یا شیطان وبرنامه اش مبارزه نماید زیرا روزی به حضور خدا  حاضر می شودکهبه فرموده قران هیچ چیز جز قلب سلیم برایش نفع نمی رساند.((يوم لا ينفع مال ولا بنون إلا من أتى الله بقلب سليم)) [الشعراء:-88 -89] در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد، مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد!» بیا با هم ازخدا بخواهیم وبگوییم.

رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلإَيمَـٰنِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لّلَّذِينَ ء امَنُواْ رَبَّنَا إِنَّكَ رَءوفٌ رَّحِيمٌ [الحشر:10].

 

 

 

                احکام زکات وصدقه فطر                     

 معلوم ومسلم است  که بعد از شهادت  به توحید ورسالت واقامه  ای نماز ، زکات  سومین رکن  اسلام است . در قرآن مجید در (26) جا اقامه ای نماز وادای زکات طوری باهم ذکر  شده اند  که از آن معلوم می شود  که جایکاه هردو دردین نزدیک به هم ویکی است . به همین جهت بعد از رحلت رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم عده ای که به توحید ورسالت معترف بوده ونماز هم می خوانند  ولی از دادن زکات خود داری کردند، آنگاه صدیق اکبر  علیه آنهاحکم جهاد را برهمین مبنا  که آنهابین نماز وزکات فرق وتفاوت قائل شده اند، صادر فرمود  زیرا این امر انحراف وارتداد ازدین الله ورسول او بود. و  خلیفه اول اسلام اعلام نمود (به خدا سوگند با کسانی که میان نماز وزکات فرق قائل می شوند ،خواهم جنگید) وتمام صحابه رضی الله عنهم  هم این نظر را قبول وبرآن اجماع نمودند.

در زکات سه جنبه خیر ونیکی وجود دارد :1- بنده الله جل جلاله با دادن زکات  ثابت می نماید که به جهت حصول وقرب رضای الله مال خود را صدقه  داده وفدا میکند.2- بوسیله زکات به بندگان در مانده  ومستمند خدا، کمک نموده و پيوندها وعواطف ومحبت وبرادري ميا ن ثروتمندان وفقرا مستحکمتر مي گردد.3- زكات بيماري مهلك حب مال و بخل را از بین برده  ونفس را پاک وتزکیه می کند. در قرآنكريم آمده است: (ازاموالشان زکات بگيرتا بوسيله آن - ازرذايل وتنگ چشمي ها- آنهاراپاک نمايي).( سوره توبه أيه 103)

 

 اموالی که به آنها زکات تعلق می گیرد:1- طلا ونقره  وکالای تجارتی ومتعلقات آنها مانند معادن واشیاء کشف شده واوراقها واسکنا سهای که  جایگزین آنها  می شوند.

2- حیوانات : مانند شتر، گاو وگوسفند. 3- حبوبات وثمرات درختان (اراضی) غیر از علف ، نی وهیزم .

« درین نشریه فقط احکام طلا ونقره  ومال التجاره  توضیح داده خواهد شد»

 شروط فرضیت زکات :

1- اسلام  2- آزادی 3- عقل 4- بلوغ 5- مال موجود به نصاب برسد 6- از حاجت اصلی افزون با شد 7- مال ازدین (قرض) فارغ باشد 8- مال نامی(رشت کننده حکما مثل زاد ولد درحیوانات وتقدیرا مثل طلاونقره ) باشد 9- داشتن ملکیت تام ( مال در تصرف شخص باشد).

چه وقت زکات فرض میگردد:

 برای وجوب ادای زکات شرط است که سال قمری بر نصاب بگردد . ومراد به گردش سال این است که نصاب به دوطرف سال کامل بوده اگرچه به وسط سال به علت نقص کمتر شده باشد. بالفور ادای آن واجب وتأخیرکردن به دون عذر گناه محسوب می گردد.

شروط صحت ادای زکات :

 صحت ادای زکات منوط به نیت است . که در وقت ادای زکات،یا سپردن آن به وکیل خود تا به مستحقینش برساند  یا هنگام کنار گذاشتن آن،  نیت زکات را داشته باشد. البته در وقت ادا نیت قلبی کافی است .

زکات طلا ونقره : طلا ونقره  وقتی زکات دارند که به حد نصاب برسند.

 نصاب طلا  (20) مثقال که معادل (85) گرم می شود.{خواه  به صورت سکه یا زیور  ویا ظروف ... باشد}.

نصاب نقره (200) درهم معادل (140) مثقال ویا (595) گرم است. بناء اگر کسی مالک نصابی ازطلا یا نقره گردید از آنها ربع عشر(یک چهلم) یا ازبیست مثقال طلا نصف مثقال  وازدوصد درهم (نقره) پنج درهم( سه ونیم مثقال ) زکات بدهد وهر آنچه از طلا ونقره از نصاب زیاد تر شود زکات آن بنا برحساب آن واجب می گردد. که زکات دهنده می تواند از خود جنس طلا ونقره ویا اینکه  قیمت نموده معادل آن از پول مروجه به عنوان زکات به مستحقینش بدهد.

مسایل: الف :اگر کسی مالک مقداری طلا ونقره باشد که هیچ کدام به تنهایی به نصاب نمی رسید  اگر باهم جمع شوند  به قیمت نصاب یکی از دو(طلا یا نقره)  میرسید آنگاه زکات بروی فرض است.

ب :اگر کسی مقدار کمتر از نصاب، مبلغی پول  نقد ومقداری کا لای تجارتی دارد اگر با هم از نظرقیمت جمع شده به نصاب برسد زکات بروی لازم است .

ج :اگر کسی مقدار کمتر از نصاب  ، طلاونقره  ویا کالای تجارتی دارد .که اگربا هم از نظر قیمت  جمع شوند ، به نصاب طلا یا نقره برسد ، زکات برآنها فرض است که پرداخت شود.

(( البته به قیمت  نصاب نقره محاسبه شود ، که مفتی به است وبه حال فقرا نفع بیشتری دارد)).

 

 

زکات عروض : آنچه غیر از طلا ونقره وحیوانات سائمه است .عروض (کالا) نامیده می شود. و زکات با شروط آتی در عروض یاکالا واجب می گردد.

1- کالا به نیت تجارت ومعامله باشد 2- قیمت آن به نصاب طلا ویا نقره برسد . لذا تاجر مسلمان آنچه از اموال تجارتی را در دست دارد  در اخیر هر سال اموال خود را به نرخ روز قیمت نموده  اگر به نصاب طلا ویانقره رسید  از هر چهل افغانی یک افغانی  زکات آنرا ادا نماید.

مسایل : در قیمت گذاری ،اثاث ووسایل ودستگاه های موجود در فابریکه ، کار گاه و دوکان که برای امر تجارت وکار لازم است محاسبه نمی شود وزکات ندارد.

اگر کسی دارای چند باب منزل وچند قطعه زمین ، دوکان ، مارکت،موتر ودیگر وسایل در آمد آور باشد که  نیت  تجارت وخرید وفروش را در آنها نداشته ، در آنها زکاتی نیست البته باقی مانده درآمد آنها اگر به شرایط زکات رسید ، زکات دارد.

   پول نقد ، هر گاه کسی مالک معادل قیمت (140مثقال نقره ) که حدود (10500) افغانی ، قرار نرخ امروز

( 10سنبله1388) باشد ، صاحب نصاب بوده  كه از هر چهل افغانی  یک افغانی  رابه عنوان زکات  به مستحقین آن پرداخت  نماید.

ونیز اگرشخصی از دیگری طلب  دارد هر گاه بخواهد  ، بتواند قرض خود را وصول نماید ، واجب است که هنگام محاسبه دارایی خود ، طلبش را به حساب آورده وزکاتش را ادا نماید.

هر جنسی که به نیت تجارت باشد اگر به تنهایی یا مع دیگر اموال به نصاب رسید  وسال برآنها گذشته بود     زکات دارد.

موارد مصارف زکات: خداوند جل جلاله  در آیه (60) سوره توبه هشت مورد برای مصرف زکات ، مشخص ساخته است :  1- مستمندان  2-  مسکینان  3-  کار گزاران جمع آوری زکات  4- کسانیکه لازم است که دلهای آنها به دست آورده  شود  5- آزادی بردگان (مکاتب) 6- ( پرداخت قرض ) قرضداران  7- د رراه خدا   8- مسافران ووامنده ازراه.

 نکته:- زکات در صدر اسلام به هشت صنف مذ کور به مصرف مي رسيد اما در زمان خلافت حضرت عمر فاروق رضي الله عنه مؤلفة القلوب (براي بدست آوردن دلها) از جدول زکات حذ ف شدند بدليل اينکه اسلام قوي ونيرومند گرديده وديگر نيازي  به مصرف زکات به ايشان نيست وکسي ازاصحاب رضی الله عنهم ،هم مخالفت ننموده لذاحذف شدن شان به اجماع صحابه فيصله شد . ودر زمان حاضر برده هم وجود ندارد که ازپول زکات براي آزادي شان مصرف شود. پس به شش صنف باقي مانده مصرف زکات تعلق مي گيرد.

مسايل:اگر براي يک نفر به اندازه يک نصاب،زکات داده شود کراهيت دارد. ميتواند زکات خود را به يک صنف يا به همه صنوف موارد مصرف بدهد . و پول زکات در مسجد، پل، مکتب، سرک ،کفن  وقرض ميت وغيره کارهاي عام المنفعه مصرف کرده نميتواند.اگر به شخص مستحقي داده شود و خود آن به اختيار خود در امور خيريه مصرف کند صحت دارد . براي غير مسلمان دادن زکات درست نيست. دادن زکات به اصول وفروع خود شخص( به پدر، مادر، پدر کلان، پدرمادر، بي بي ، پسر، دختر، نواسه ها و نبيره ها) جايز نيست وبه ديگر خويشاوندان از قبيل خواهر برادر، کاکا، ماما وغيره در صورت مستحق بودن وعدم شركت در مصارف وخرچ بازکات دهنده  ، جايز است. همسر زکات خود را به همسر خود داده نميتواند. کسي که مالک نصاب باشد گرفتن زکات بر وي درست نيست . محل مصرف زکات محل وجود وپيدانمودن همان مال است.  به مصرف زکات وصدقات از همه مقدمتر اقارب وخويشاوندان خود شخص اند. انتقال زکات از يک منطقه به منطقه ديگر کراهيت دارد مگر براي اقارب يا اهل آن منطقه اي که محتاج تر باشند.

صدقه فطر: بر کسي که صاحب نصاب بوده در حاليکه زايد از مسکن و از اسباب واساس خانه و وسيله سواري وغيره ضروريات آن باشد واجب است از جاي خود و اطفال فقير خود صدقه فطر را اداء نمايد. اگر از  جاي اطفال غني وفرزندان بالغه وهمسر خويش بپردازد صحت داشته ومأجور است. وقت وجوب آن صبح عيد رمضان بوده اگر قبل از صبح عيد پرداخت نمايد  رواست  ومقدار آن از گندم دو کيلو از  جو وخرما و کشمش

 حدود چهار کيلو ميباشد. قيمت آن را نيز پرداخته مي تواند. وبر کساني بدهد که مستحق مصرف زکات اند.  صدقه فطر هرفرد به يک نفر مستحق داده شود  بهتر است.

 

                            احکام روزه           

   ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر شما روزه فرض شده همانگونه بر کسانی که پیش از شما بوده اند فرض بوده است،باشد که پرهیز گار شوید.  قرآن کریم سوره بقره آیه183

روزه ماه مبارک رمضان در روز دوشنبه دوم ماه شعبان سال دوم بعد از هجرت بر امت اسلامی فرض گردید تا با انجام این فریضه، رضایت الله را به دست آورده و مورد فضل ورحمتش قرار گرفته وزندگی را بر پایه صبر، صداقت، مواسات، اخلاص و اعتقاد راسخ بر الله جل جلاله وآگاهی از حال فقراء، سپری نمایند.

تعریف صوم: در زبان عربی بمعنای امساک وخود داری است ودر اصطلاح فقهی ترک خوردن و آشامیدن و روابط زنا شوئی و چیزهای که روزه را باطل میکند از طلوع  صبح صادق تا غروب کامل آفتاب به نیت تقرب ونزدیکی به الله جل جلاله از اهل(مسلمان ،عاقل وبالغ) آن ، میباشد.

شروط وجوب روزه:1 - اسلام 2- بلوغ 3- عقل.

شروط وجوب اداء:  1- صحت 2- اقامت.

شروط صحت روزه: 1- نیت. 2- پاک بودن از عادت ماهانه ونفاس برای زنان. 3- دوری جستن از آنجه باعث فساد روزه میشود.

نکته: در روزه رمضان ونذر معین ونفل نیت روزه ، از شب تا قبل از نصف روز صحت پیدا میکند و در روزه های قضائی وکفارات ونذر مطلق باید در شب نیت شود.

نیت:عبارت از اراده قلبی برای روزه گرفتن. و برای هر روز جدا گانه نیت شود وتلفظ آن بر زبان سنت است. مثلا بگوید:«نیت کردم  که فردا برای رضا الله جل جلاله روزه باشم، روزه ماه رمضان از صبح صادق تا به شام .»

انواع روزه:1- فرض: مانند روزه رمضان ادایی وقضایی وکفارات. 2-واجب: مانند نذر معین ومطلق.3-      سنت:مانند روزه روز تاسوعا وعاشورا،ایام بیض(13،14،15هر ماه قمری)، روزهای دوشنبه و پنجشنبه....

A

4- مکروه: روزاول عید روزه وقربان وسه روز بعد از روز اول عید قربان

 (ایام تشریق) و روزه یوم شک به نیت واجب آخر.

سنت های روزه و آداب آن:

1- سحری نمودن: اگر چه با جرعۀ آبی باشد.«سحری نمائید که در سحرها

بر کت نهفته است» حدیث شریف.

2- تعجیل نمودن در افطار: بعد از اطمینان به غروب آفتاب وپدیدار شدن

علامات شب در طرف آفتاب بر آمد قبل از ادائی نماز شام. «همیشه مردم

 به خیر اند تا زمانیکه عجله در افطار نمایند».

3-خواندن دعا بعد از افطار :اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت حدیث شریف).

4-افطاری دادن: اگر چه با دانه خرما ویا جرعه آبی باشد.

5- غسل از حیض،نفاس و جنابت قبل از طلوع صبح صادق.

6- باز داشتن زبان وجوارح از سخنان بیهوده «کسی که سخن باطل وعمل

 به آن را ترک نکرد خدا را بر آن حاجتی نیست که خوردنی ها و آشامیدنی

 هایش را ترک نماید». حدیث شریف.

7- اشتغال به علم آموزی، تلاوت قرآن کریم، خواندن اذکا رو اوراد ودرود

 بر نبی کریم صلی الله علیه وسلم.

8- نشستن به اعتکاف (مردان در مسجد وزنان به محل مخصوصی درخانه

 خود) به ویژه در دهه اخیر رمضان.

9- ترک آنچه سبب ایجاد شهوت میگردد.

10- توسعه در مصارف اهل وخانواده و احسان بر خویشاوندان وصدقه

دادن به فقراء وحاجت مندان.

مکروهات روزه:1- جویدن سقز.2- چشیدن غذا وغیره بدون عذر بشرط

 عدم بلعیدن آب دهان. 3- جمع نمودن آب دهن وبعد بلعیدن آن.4- بوسیدن

 هسرخود و آنچه از مقدمات جماع است خصوصا برکسی که به خوداطمینان

 ندارد. 5- آنچه باعث ضعف وناتوانی در گرفتن روزه شود مثل حجامت و

 خون گرفتن. 6- زیاد شستن دهان وبینی درصورتیکه آب رامدتی دردهان

 خود نگهدارد. 7- پیاپی روزه گرفتن چند روزبدون افطاردراول شب.

 

عذرهای که خوردن روزه را مباح میگرداند:

1- سفر: برای مسافر مباح است روزه خود را بخورد وبعدا قضاء بیاورد اگرچه روزه گرفتن بهتر است.

 2-مرض: اگر روزه گرفتن برای مریض زیان داشت ویا بر خود از افزونی ویا طولانی شدن مرض بیم داشته باشد. 3- زن باردار وشیر دهنده: اگر روزه گرفتن به خودش ویا طفل آن ضرر داشته باشد.

 4- شیخ فانی: بر پیر مرد ویا پیر زنی که تاب وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند افطار نمایند و عوض هر روز یک مسکین را دو نوبت از اوسط غذای خود طعام داده ویا در مقابل هر روز نصف صاع از گندم ویا یک صاع از جو ویا خرما ویا قیمت آن را به مساکین فدیه دهد(نصف صاع تقریبا برابر به دو کیلواست).

5- گرسنگی وتشنگی: کسی که بر وی گرسنگی سخت ویا تشنگی سختی روی میدهد بر گمان وی چنین غالب میگردد اگر روزه خود را نخورد سبب هلاکت ویا از دست دادن حواسش میگردد.

اشیاء که روزه را فاسد نمیگرداند:

1- به فراموشی خوردن ویا آشامیدن. 2- به فراموشی جماع وعمل جنسی را انجام دادن.3- به چشم سرمه ویا قطره چکاندن. 4- حجامت ویا خون گرفتن. 5- مسواک زدن(در روز ودر حال روزه از خمیر دندان با برس اجتناب شود) 6- شستن دهان و بینی. 7- آب بازی و غسل کردن. 8- بخارهای که امکان پرهیز از آن وجود ندارد مانند گرد و غبار ودود. 9- قی یا باز آوردن غیر ارادی بشرط اینکه آنچه وارد دهان شده فرو نبرد. 10- احتلام شدن در روز و یا باقیماندن در حال جنابت از شب به روز. اگر چه خلاف سنت است. 11- بلعیدن آن چه بین دندان ها است اگر کمتر از یک نخود باشد بشرط اینکه از دهان خود بیرون نیاورد وبعدا بخورد. 12- بوئیدن گل،عطر وغیره. 13- چرب نمودن دست وصورت.

چیز های که روزه را فاسد میکند وکفاره واجب نمشود و فقط باید قضاء بیاورد:

1- روزه دار به جهت عذری از عذرهای شرعی مانند سفر،بیماری حیض،نفاس  و...  روزه خود را افطار کند.

2- روزه دار چیزی را خورد که عادتا خورده نمیشود مثل کاغذ،پنبه ،هسته خرما و...

3- بلعیدن سنگ ریزه،آهن، طلا،نقره، سرب و... .

4- روزه دار بزور واکراه بر خوردن وآشامیدن و ادار ساخته شده وخورد ویا آشامید.

5- اگر روزه دار به خطا چیزی را خورد بگمان اینکه شب باقی است در حالیکه صبح صادق طلوع کرده ویا  شام شده د رحالیکه هنوز وقت شام داخل نگردیده است.

6- دروقت شستن دهن وبینی آنقدر مبالغه کرد که آب به سوی شکمش سبقت گرفت.

7- به قصد قی کردن در حالت پوری دهان.

8- چیزی را به قصد خورد بعد از اینکه به فراموشی خورده بوده است بگمان اینکه به خوردن فراموشی روزه اش باطل شده است.

9- در بین دندان هایش چیزی از طعام به اندازه یک نخود باقی مانده پس آن را بلعید.

10- بلعیدن آب دهن کسی که دوست ورفیق آن نباشد.

11- اگر در گوش وبینی دوا یا روغن چکانیده شود.

12- جراحتی را در شکم یا دماغ خویش تداوی نمود پس اثر آن دوا به شکم یا دماغ رسید.

13- استمناء(جلق زدن) و بوسیدن همسر خود که با انزال منی همراه گردد.

نکته: اگر کسی روزه اش به سببی از اسباب فوق فاسد میگردد بر وی واجب است که در باقی روز از خوردن و آشامیدن به جهت تعظیم رمضان المبارک خود داری نمایند.

آنچه روزه را فاسد میکند قضاء وکفاره باهم لازم میشود:

1- وقتی به قصد چیزی را بخورد که شامل مواد خوراکی وطبع به آن مایل باشد.

2- روزه دار وقتی دوایی را به دون عذر شرعی خورد.

3- روزه دار، آب ویا آشامیدنی دیگری را نوشید.

4- روزه دار جماع کرد در حالیکه بر روزه خویش آگاهی داشت(التقای ختانین در حکم جماع است).

5- سیگار و چلیم وغیره را دود کردن.

6- بلعیدن بزاق یا آب دهن همسر ودوست ورفیق خود.

کفاره به ترتیب آتی واجب است:

1- آزاد ساختن برده (غلام) چه مؤمن ویا غیر مؤمن باشد.

2- روزه گرفتن  دوماه پیاپی که در میان آنها روزهای عید و تشریق نباشد.

3- اطعام دادن شصت مسکین در دونوبت (چاشت وشب) از غذای متوسط که عادتا خودش میخورد.

 

 

وقت اذان صبح وشام ماه رمضان سال 1430به افق شهر هرات وحومه

ایام

رمضان

اسد

صبح

شام

شنبه

1

31

4:21

7:09

یکشنبه

2

سنبله

4:22

7:08

دوشنبه

3

2

4:23

7:07

سه شنبه

4

3

4:24

7:06

چهارشنبه

5

4

4:25

7:04

پنجشنبه

6

5

4:26

7:03

جمعه

7

6

4:27

7:02

شنبه

8

7

4:28

7:01

یکشنبه

9

8

4:29

6:59

دوشنبه

10

9

4:30

6:58

سه شنبه

11

10

4:31

6:57

چهارشنبه

12

11

4:32

6:55

پنجشنبه

13

12

4:33

6:54

جمعه

14

13

4:34

6:52

شنبه

15

14

4:35

6:51

یکشنبه

16

15

4:36

6:50

دوشنبه

17

16

4:37

6:48

سه شنبه

18

17

4:38

6:47

چهارشنبه

19

18

4:38

6:46

پنجشنبه

20

19

4:39

6:44

جمعه

21

20

4:40

6:43

شنبه

22

21

4:41

6:41

یکشنبه

23

22

4:42

6:40

دوشنبه

24

23

4:43

6:38

سه شنبه

25

24

4:44

6:37

چهارشنبه

26

25

4:44

6:36

پنجشنبه

27

26

4:45

6:34

جمعه

28

27

4:46

6:33

شنبه

29

28

4:47

6:31

یکشنبه

30

29

4:48

6:30

بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه موعظه های دينی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اويس قرنی رحمه الله  هرات - افغانستان مورخ 9/5/1388  برابر 9 شعبان 1430

فضايل شعبان

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [آل عمران:31] أخرج النسائي وغيره بسند حسن عن أسامة بن زيد قال: قلت: يا رسول الله ، لم أرك تصوم شهرًا من الشهور ما تصوم من شعبان! فقال: ((ذلك شهر يغفل عنه الناس بين رجب ورمضان، وهو شهر ترفع فيه الأعمال إلى رب العالمين، فأحب أن يرفع عملي وأنا صائم))،                                                                    

ای مؤمنین !کامیابی وبدست آوردن رضایت الله در اطاعت ازر سول کریم صلی الله علیه وسلم میباشد ودر آیِه متلوه الله پاک می فرماید:  بگو: اگر شما خدا را دوست دارید ورضایت اورا می طلبید پس پیروی واطاعت من ( رسول الله) را بنمایید  وخدا به شما پاداش می دهد وگناهان شما را می آمرزد وخداوند بزرگ هم آمرزنده ومهربان است. آیه متذکره بیانگر اینست که رضایت الله منوط به اطاعت از پیامبر بزر گوار بشریت صلی الله علیه وسلم است لذا عبادتی  در نزد الله ثواب وپاداش دارد که برگرفته  ازروش رسول کریم صلی الله علیه وسلم باشد  وهر آنچه مخالفت باسنت رسو ل الله باشد ، اگر چه در ظاهر عبادت با شد ولی در اصل  ضلالت است . برماست که با توجه به سنت های حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم درین برهه اززمان که همه جا را بدعت وخرافات فرا گرفته است ، خودرا در سیرت وصورت با رسول الله صلی الله علیه وسلم  وفق داده تا به کمال سعادت نایل گردیم . لذا درماه شعبان نیز باید از هر بدعتی گریزان بود ه وبا تمسک به سنت های پیامبر اسلام  به زندگی خویش سر وسامان بدهیم . وقتی در سیره ایشان مراجعه نماییم یکی از کار های رسول الله در ین ماه روزه گرفتن را می یابیم که درین ماه رسول لله بیش از دیگر ماها روزه می گرفتند . در حدیثی که امام نسایی از حضرت اسامه پسر زید روایت می نماید .حضرت اسامه از رسو الله صلی الله علیه وسلم سوال می نماید که یا رسوالله صلی الله علیه وسلم! من شما را در ما ه دیگر به اندازه ماه شعبان ندیدم که روزه بگیرید ؟ فرمودند: این ماهی که بین رجب ورمضان است مردم از آن بی خبر اند ،  اين ماهی است که اعمال صالحه بسوی پرورد گار جهانیان برده می شود . ومن دوست دارم که اعمالم در حالی بحضور الله عرضه شود که من روزه دار باشم . درین حدیث بدو فضیلت توجه شده اول بی خبری وغفلت مردم ازعبادت درین ماه ودوم بلند رفتن اعمال بسوی خدا ورسول کریم صلی الله علیه وسلم معصوم بودند واین اعمال را برای شکران بر نعمات الهی و اینکه درسی به امت باشد انجام می دادندند  . تا اینکه امت در حالت غفلت دیگران به عبادت   بپردازند تا در عبادت شان ریایی نیاید وباعث حبطه عمل نگردد. ودیگر اینکه رسول الله درین ماه بیشتر از ماهای دیگر روزه میگرفتند وحتی از واج مطهرات میفرمایند که ما به این فکر می شدیم که رسول الله همه ماه راروزه داشتند . وپیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم بر کسانیکه در ماهای دیگر بروفق سنت ((او وآخر وایام بیض (سیزده وچهارده وپانزده هر ماه ) وروزهای دوشنبه وپنجشنبه هر هفته)) روزه نمی گیرند ازپانزده شعبان به بعد منع نمودند که روزه بگیرند . تااینکه تأثیرات رمضان را بیشتر احساس نمایند  زیرا ثواب بیشتر درگرو مشقات بیشتر است . ونیزروزه گرفتن یک یادوروز قبل از رمضان به پیشواز رمضان را نیز منع قراداده اند. زیرا آنحضرت صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((لا تقدموا رمضان بصوم يوم أو يومين إلا رجل كان يصوم صومًا فليصمه)) متفق عليه. به پیشواز رمضان به یک یا دوروز روزه گرفتن نروید  مگر کسی که روزه ه دارد روزه ای را( روزه های سنت ) آن پس می تواندروزه  بگیرد.مسأله دیگر درین ماه مسأله شب برات یا نیمه شعبان است که در حدیث صحیحی بدین مضمون آمده .  عن أبي بكر رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ((يطّلع الله تبارك وتعالى إلى خلقه ليلة النصف من شعبان، فيغفر لجميع خلقه إلا لمشرك أو مُشاحن))، رواه طبرانی حضرت ابی بکر صدیق ازجناب سرور کاینات روایت می نمایند که فرمودند:الله تبارک وتعالی در شب نیمه شعبان برخلق خود طلوع می نماید ، جمیع خلق خودرا می آمرزد مگر مشرک ومشاحن.این حدیث اولا بیانگر مغفرت عمومی مردم است چنانچه در حدیث که ابن ماجه از ام المؤمنین حضرت عایشه روایت می نماید می فرماید ک که رسول الله درشب نوبتم  کم نمودم وایشان جستجو نمودم ودر جنت البقیع( زیارت مردم مدینه) یافتم وبر من کفتند (( ....ان الله تعالی ینزل لیلة  النصف من شعبان الی السماء الدنیا فیغفر لاکثر من عدد شعر غنم کلب)).... یعنی الله تعالی درشب نیمه شعبان به آسمان دنیا نزول (بلاکیف ) می نماید وبشتر از شمارش موی های گوسفندان قبیله بنی کلب از مردم را می آمرزد وعفو میکند.اللهم اجعلنا من المغفورین والمعفووین . اما نکته مهم عدم عفو مشرکین است .آنانیکه غیر از خدا را عبادت می نمایند  وبرخدا شرک روا میدارند و پیروی از طاغوت می نمایند ونفس وهوای خودرا بر خود خدا قرا داده اند که تابع آن می باشند. شرک به خدا آنقدر  ظلم بزرگی است که احتمال عفو هر نوع گناهی در میدان محشر است مگر اینکه انسان نعوذبالله باشرک وکفر ازدنیا برود. وبت های زمان ما هم که عصبیت وگروه پرستی است هم فراموش ننمایید که هم نوعی شرک است  وحضرت ابراهیم عليه السلام  دعا می نمودند: ((واجنبني وبنيّ أن نعبد الأصنام ))من اولادانم را از عبادت بت ها دور نگه دار... زیرا : ((رب انهن أضللن كثيراً من الناس )). پروردگارا این بسیاری ازمردم را کمراه نمودند. حضرت ابراهیم تیمی میفرماید : کیست ایمن از بلاء بعد از ابراهیم ؟ پس ایمن از وقوع در شرک نیست  مگر کسیکه جاهل باشد واخلاص را نداند. ازین جهت آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند:   ((أخوف ما أخاف عليكم الشرك الأصغر، فسئل عنه؟ فقال: الرياء)) بیشترین چیزیکه من  از آن بر شما ترس دارم شرک اصغر است ،از شرک اصغر پرسیده شده که چیست؟ فرمودند : ریاء . اللهم رزقنا الاخلاص واجنبنا من الریاء. وگروهی دیگری که مورد عفو قرار نمی گیرد مشاحن وکسانی است که قطع صله رحم رامی نمایند در صحیح المسلم از حضرت ابی هریرة مرفوعا روایت است : ((تفتح أبواب الجنة يوم الاثنين والخميس، فيغفر لكل عبد لا يشرك بالله شيئا إلا رجلا كانت بينه وبين أخيه شحناء فيقول: انظروا هذين حتى يصطلحا))، روز دوشنبه وپنجشنبه دروازه های بهشت باز می شود برای هر بنده که به خداشرک نیاورده باشد آمرزیده می شود مگر کسی که بین او برادر او کینه های باشد .گفته می شود این دورا به حال شان رها نمایید تا که با هم صلح وآشتی نمایند. وخداوند بزرگ مؤمنین را در قرآن چنین توصیف نموده است: ((ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلاً للذين ءامنوا ربنا إنك رؤوف رحيم )). پروردگارا برای ما وبرادران م که ازما سبقت به ایمان جستند ،بیامرز ودر قلبهای ما برای کسانیکه ایمان آورده اند  غل وکینه وحسدی راجای مده . پروردگارا  تو  رئوف ومهربانی . لذا اگر می خواهیم مورد عفو الله جل جلاله قرار گیریم واعمال ما معلق نبا شد ومورد پذیرش خدا قرار گیرد اگر خدای ناخواسته با هر گسی از برادران مسلمان خو د مشکلی داریم باید حل نماییم وتسلیم امر خدا ورسولش شویم که با پذیرفتن حکم خدا ورسول او همه چیز حل است .  ودر باره روزه روز نیمه شعبان وزنده داری شب آن حدیثی به روایت سیدنا علی داریم که بروایت ابن ماجه می فرمایند: (( اذا کانت لیلة النصف من شعبان فقوموا لیلتها وصوموا یومها ، فان الله ینزل فیها لغروب الشمس  الی السماء الدنیا فیقول الا من مستغفر فاغفر له الامسترزق فارزقه الا مبتلی فاعافیه الا کذا الاکذا حتی یطلع الفجر)) وقتیکه نیمه شعبان فرا رسد شب آنرا با عبادت وروز آنرا با روزه سپری نمایید زیرا الله جل جلاله در وقت غروب آفتاب همان شب در آسمان دنیا فرود می آید(بلاکیف) ومی فرماید  هر که طلب مغفرت نماید مورد مغفرت وهر که طلب روزی نماید به وی روزی وهر مبتلی طلب عافیت نماید بروی عافیت داده می شود ...تا وقت طلوع صبح.در اخیر از الله پاک استدعادارم که برمن وشما توفیق فرماید که بر وفق دستور او ورسولش اورا عبادت نماییم  واعمال مارااز ریاء وسمعه  دور دارد ودر همچو شب های متبرکی مارا در لست عفوشدگان ثبت نماید

الهم انك عفو تحب العفو فاعف عنا.

معراج

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح ) 24رجب1430 برابربه26سرطان1388

ا رمغان هاي معراج رسول الله صلي الله علیه وسلم

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالی ((سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ  ( ( الإسراء : 1 ) منزه است آن [خدايى] كه بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم سير داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ((لما عُرِج بي مررت بقوم لهم أظفار من نحاس يَخْمِشُون وجوههم وصدورهم، فقلت: من هؤلاء يا جبريل؟ قال: هؤلاء الذين يأكلون لحوم الناس، ويقعون في أعراضهم)) أخرجه أبو داود

برارادران و خواهران خود وشمارا توصیه به تقوی الهی می نمایم

 

اسری  ومعراج از جمله معجزات مهم پیامبر معظم اسلام است که لغت اسر از سری به معنی شب رفتن که الله جل جلاله پیامبر خود را درشبی از مکه معظمه به مسجد اقصی دربیت المقدس بد که درنص صریح قرآن آیه اول سوره مبارکه اسری ثابت شده است. ومعراج از عروج کرفته شده است که الله جل جلا له پیامبر خودر ا ا زمسجد اقصی به آسمانها برده که به احادیث صحیحه وآیه مبارکه  ((( ولقد رآه نَزْلةً أُخْرَى عِنْدَ سِدْرَةِ المُنْتَهَى عِنْدَهَا جَنَّةُ المَأْوَى إذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى مَا زَاغَ البَصَرُ وَمَا طَغَى لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ) ( النجم: 13 ـ 18 ) )) و قطعا بار ديگرى هم او را (جبرئيل) ديده است نزديك سدرالمنتهى در همان جا كه جنة‏الماوى است آنگاه كه درخت‏سدر را آنچه پوشيده بود پوشيده بود ديده [اش] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشتبه راستى كه [برخى] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد. که در قول صحیح اسراء ومعراج رسول معظم اسلام باجسم وروح بوده است و منکر از اسراء کافر واز معراج با احادیث صحیح  ثابت به منکرآن فاسق گفته می شود. زیرا ز لفظ ((عبد)) درآیه قرآن ثبوت این است که به جسم روح رفتن رسول الله ثابت می شود ودیگر اینکه مخالفت مردم مشرک آن زمان مکه دلیل رفتن بجسم وروح است اگر رسول خدامی گفتند که من در خواب سفری از مسجد الحرام به مسجد اقصی واز آنجا به آسمان ها داشتم سبب انکار مردم مشرک این قدر نمی شد. ودیگر اینکه قدرت خدای تعالی است  که به بنده خود وحبیب خود نشان داد تا قدرت خارالعاده ای ومعجزه بر پیامبرش باشد.

  در تاریخ وزمان وقوع آن اختلاف است وتاریخ صیحیح سفر معراج د رروایات صحیحه ذکر نشده بلکه قول مشهور مه از امام نوی رحمه الله نقل شده شب بیست وهفتم رجب بوده البته قبل از هجرت وبعد از رحلت خدیجة الکبری همسر گرامی رسول خدا وعم شامن ابوطالب وعدم پذیرفتن دعوت رسول خدا توسط مردم طائف واخراج رسول خدا از شهر طائف د رحالت سنگ باران نمودن تا جایکه کفش های رسول الله مملو ازخون شد. اما چرا این سفر قبل از هجرت به وقوع پیوست ؟ تا رسول خدا بعد از عام الحزن( سال غم اندوه) که در مکه معظمه متحمل شده بودن ثبات بیشتری بیابند تا بتوانند در مقابل جبهه بت پرستی وشرک د رحجاز وجبهه آتش پرستی د رفارس وجبهه نصرانیت منحرف د رروم وجبهه خائن ومحرف یهودیت در مدینه مقابله فرمایند وبا حوصله مندی کامل دعوت الی الله را به پیش بررند وآیات خدا را مشاهده نمایند و. چنانچه سید ناموسی علیه السلام نیز در وقت بازگشت از مدین د رمسیر راه در وقت ارسالش به جانب فرعونی که اناربکم الاعلی را سر می داد با دیدن نشانه های الهی د رمقابله جبهه فرعون فرستاده شد چنانچه الله جل جلاله می فرماید:{وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى* قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى* قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى* فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى* قَالَ خُذْهَا وَلاَ تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الأُولَى* وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى* لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَىاذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى }و اى موسى در دست راست تو چيست گفت اين عصاى من است بر آن تكيه مى‏دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تكانم و كارهاى ديگرى هم براى من از آن برمى‏آيد فرمود اى موسى آن را بينداز پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد كه به سرعت مى‏خزيد فرمود آن را بگير و مترس به زودى آن را به حال نخستينش بازخواهيم گردانيد و دست‏خود را به پهلويت ببر سپيد بى‏گزند برمى‏آيد [اين] معجزه‏اى ديگر است تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمايانيم به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است((أيه 17- 24سوره طه)) پیامیر اسلام هم در سفر معراج رفت تا نشا نه هاي قدرت الهی را مشاهده نما ید.(( لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا)) وار مغان های این سفر را می توا ن در چند مورد اتی خلا صه نمود

1-  قیادت عامه وجهان شمو ل رسول کریم صلی الله علیه وسلم بر همه جهان.

2-  قیادت پیامبر اسلام ر همه انبیاء الهی با امامتی که به ایشان داد.

3- اتصال همه اهل ادیان آسمانی وایجاد عدالت اجتماعی در میان امت.

4- بزرگترین  هدیه فرض شدن پنج وقت نماز برامت مسلمه که یقینا معراج روحی برای هرمؤ من است. ود رحدیث قدسی رسول معظم اسلام می فرمایند. (( "قسمت الصلاة بيني وبين عبدي قسمين، ولعبدي ما سأل، فإذا قال عبدي: الحمد لله رب العالمين قال الله تعالى حمدني عبدي، فإذا قال الرحمن الرحيم، قال تعالى أثنى علي عبدي، فإذا قال مالك يوم الدين قال الله تعالى مجّدني عبدي، فإذا قال إياك نعبد وإياك نستعين، قال الله تعالى هذا بيني وبين عبدي، ولعبدي ما سأل، فإذا قال اهدنا الصراط المستقيم إلى آخر الفاتحة، قال الله تعالى هذا لعبدي ولعبدي ما سأل"..))

و هدف از تجليل اين سفر مهم رسول معظم اسلام اول اهتمام به سنت روش شان است وثانیا اهمیت قدس ومسجد الاقصی برای امت مسلمه  قبله اول مسلمین  جاییکه امروز در اشغال دشمنان رسول خدا است  ومور د پشتیبانی طاغوت وطاغوتیان قراردارد سرزمین ناب اسلامی که همه اش برکت وفضل است به دست دشمنی قرار گرفته که هیچ حقی را دران سرزمین ندارد  وکسانیکه در مقابل آن مبارزه وجهاد می نماید به شهادت پیامبر وامام الانبیاء قدس بر حق ومورد تأیید اند چنانچه  در حدیثی رسول معظم اسلام می فرمایند: ((وكما روى الإمام أحمد والطبراني، عن أبي أمامة الباهلي رضي الله عنه أنه صلى الله عليه وسلم قال: "لا تزال طائفة من أمتي على الحق ظاهرين، لعدوهم قاهرين، لا يضرهم من خالفهم إلا ما أصابهم من لأواء، حتى يأتي أمر الله وهم على ذلك، قالوا يا رسول الله وأين هم؟ قال ببيت المقدس وأكناف بيت المقدس".)) همیشه گروهی ازامت من درحق بوده  بر دشمنان خود قاهر اند وبرایشان ضرر رسانده نمي تواند كسانيكه برایشان مخالفت نماید مگر انچه برایشان مشکلات زندگی فشار بیاورد. تااینکه امر الله بایشان برسد وايشان برهمين حالت اند پرسیدند ایشان در کجا یند ؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند ایشان د ربیت المقدس واطراف آن اند.

اللهم انصرهم وجعلنا منهم ووفقهم ووفقنا لخدمت دينا وقبلتنا الاول

حجابهای ده گانه میان بنده و پروردگار

حجاب اول:  جهل نسبت به پروردگار : یعنی اینکه بنده، خداوند خود را به درستی نشناسد یا اینکه درک اشتباهی از او در ذهن داشته باشد. بدیهی است هرچه الله را بیشتر بشناسی، او را بیشتر دوست خواهی داشت ضخیم‏ ترین حجاب میان بنده و پروردگار همین عدم شناخت نسبت به خداوند است، و انسان، دشمن آن چیزی است که نمی‏شناسد. کسانی که خداوند را نمی‏شناسند معصیت او را می‏کنند. و کسانی که پروردگار را نمی‏شناسند به جای او شیطان را پرستش می‏کنند.به همین دلیل خداوند قبل از هر چیز مومنان را به علم و شناخت نسبت به خود دعوت کرده است دوای این جهل این است که الله را آنگونه که شایسته است بشناسی. آنگاه که او را شناختی خواهی توانست حقیقت توبه را به دست آوری.حضرت شعیب عليه السلام خطاب به قومش چنین فرمود:از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد. پروردگار من مهربان و دوستدار است. (هود90)

حجاب دوم: بدعت: هرآنکه در دین خداوند نوآوری می‏کند با این بدعت و نوآوری، میان خود و الله پرده و حجابی به وجود می‏آورد. این حجاب تا وقتی که شخص، دست از بدعت خود بکشد همچنان وجود خواهد داشت.پیامبر ما صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید:هر که در این امر ما (یعنی دین) آنچه را که از آن نیست نو پدید آورد، این کار او مردود است» متفق علیه»
هر کار نیک دو شرط دارد:

اول: اخلاص. یعنی اینکه آن کار صرفا بدون هیچ شریکی برای خداوند باشد.

دوم: متابعت و پیروی: یعنی اینکه کار نیک بر اساس روش رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد.

مبتدع (یعنی شخص نوآور در دین) خداوند را بر اساس دلخواه خود عبادت نموده نه بر اساسی که خداوند خواسته است، و هوای نفس و دلخواه انسان حجابی است بین بنده و پروردگار. باید دانست که شخص اهل بدعت، بدتر از شخص گناهکار است زیرا شخص گناهکار خود را مقصر می‏داند اما شخص اهل بدعت کار خود را خوب دانسته و چه بسا به شدت از آن دفاع کرده و آن را عامل نزدیکی به خداوند می‏داند!
حجاب سوم: گناهان کبیره‏ی دروني: كه این گناهان، بسیار هستند؛ به مانند تکبر و فخر فروشی و غرور. گناهان کبیره‏ی درونی و پنهان بدتر از گناهان ظاهری‏اند. یعنی بدتر از زنا و نوشیدن خمر و دزدی، زیرا در صورتی که این گونه گناهان پنهان در قلب انسان بنشیند، تبدیل به حجاب و مانعی می‏شود میان بنده و پروردگار.راه رسیدن به خداوند توسط قلب طی می‏شود ونه بوسیله‏ی پاها و این گناهان بزرگ قلبی، به مانند راهزنان مسيرخداشناسي وثقوي اند.

حجاب چهارم: گناهان کبیره ی آشکار: به مانند دزدی و نوشیدن خمر و دیگر گناهان بزرگ ظاهري برادر و خواهرم... اینجا توجه به این نکته ضروری است که هیچ‏ گناه صغیره‏ای با پافشاری بر آن دیگر گناه صغیره نیست بلکه تبدیل به گناه کبیره می‏شود. از سوی دیگر هیچ گناه کبیره‏ای با توبه و بازگشت دیگر گناه کبیره نیست. بطور کلی هر گناه صغیره‏ای با چند عامل آتی تبدیل به گناه کبیره می‏شود.

1- پافشاری و ادامه دادن گناه: مثلا اگر شخصی عادت به نگاه کردن به زنان و دختران بیگانه داشته باشد. با وجود آنکه چشم چرانی یا همان «زنای چشم» از زنای کامل کوچکتر است اما در صورت ادامه یافتن، این گناه تبدیل به گناه کبیره خواهد شد.
2- کوچک شمردن گناه : مثلا اگر به برخی از معتادان بگویی: از خدا بترس، دخانیات بخاطر ضرر و زیانی که دارد بعضی مکروه تحریمه وبرخی حرام است... او در پاسخ خواهد گفت: این گناه بزرگی نیست، خدا مهربان است!!

3- خوشحال شدن از انجام گناه: گاه بعضی از اشخاص گناهکار را می‏بینی که از انجام گناه شادند یا اینکه تظاهر به خوشحالی می‏کنند. باید در نظر داشت که شاد شدن از انجام گناه از خود گناه نیز بزرگتر است. زيرا الله تبارك وتعالي مي فرمايد: كسانى كه دوست دارند كه کارهای زشت در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع یابد، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى دردناک خواهد بود) نور: 19(
4- سهل انگاری نسبت به پوشانده شدن گناه توسط خداوند: عبدالله بن عباس رضی الله عنهما می‏گوید: «ای گناهکار! از عاقبت بد گناه ایمن مباش که با انجام گناه، بدتر از گناه به همراه آن خواهد آمد... شرم نداشتن از فرشتگانی که بر سمت راست و چپ تو هستند از خود گناه بزرگتر است... این که می‏خندی و نمی‏دانی قرار است خداوند با تو چه رفتاری داشته باشد از خود گناه بزرگتر است... و خوشحال شدن از انجام گناه از خود گناه بزرگتر است... اینکه وقتی باد پرده‏ی دروازه خانه‏ات را حرکت می‏دهد دچار ترس می‏شوی اما از اینکه خداوند تو را در حال گناه می‏بیند کمی قلبت به لرزه نمی‏آید از خود گناه بزرگتر است».
5- مجاهره: مجاهره یعنی این که شخص گناهی را شبانه انجام دهد و خداوند او را بپوشاند اما خود او پرده‏ی الهی را دریده و روز بعد گناه خود را برای دیگران بازگو نماید.

 6- اگر شخص انجام دهنده‏ی گناه صغیره، الگوی مردم باشد: تصور کن اگر کسی که بزرک وپیشوایی مردم باشد دست به گناهی کوچک بزند و به سبب الگو بودنش این کار در میان زیر دستانش نیز رواج یابد.یا در میان یک خانواده ی سرشناس پوشش غیر اسلامی عادی شود و سپس این عادت به دیگر مردم سرایت کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند«: هر که در اسلام سنت و راه و روش بدی بیاورد گناه خودش و گناه کسانی که آن کار را پس از او انجام دهند بر گردنش خواهد بود بدون آنکه از گناه دیگران چیزی کم شود .به روایت مسلم

حجاب پنجم: گناهان صغیره: گناهان صغیره به مرور بزرگ می‏شوند. چه بسا گناهان کوچکی که صاحب خود را تدریجا به عاقبت بد

 کشانده‏اند. انسان مومن گناه خود را بزرگ می‏بیند زیرا او خداوند را مراقب خود می‏بیند. مومن همانگونه که گناهان را ـ هرچند خورد ـ

 ناچیز نمی‏شمارد، همانطور نیز کار خیر را هرچند کوچک به نظر برسد، ناچیز به حساب نمی‏آورد.

حجاب ششم: شرک: این از بزرگترین و ضخیم‏ترین پرده‏هایی است که میان بنده و پروردگار حایل می‏شود. راه برداشتن این حجاب خالص گرداندن توحید است. معنای واقعی شرک همان تعلق قلب به غیر الله است. چه این تعلق در عبادت باشد و چه در محبت و یا در معانی قلبی و یا در اعمال ظاهری. هیچ چیز نزد خداوند بدتر از شرک و مشرکان نیست.

شرک انواعی دارد که از خطرناک ترین آنها شرک پنهان است. خداوند می‏فرماید:

و [ياد كن] روزى را كه همه آنان را محشور مى‏كنيم آنگاه به كسانى كه شرک آورده‏اند مى‏گوييم كجايند شريكان شما كه [آنان را شريک الله] می دانستید؟  آنگاه عذرشان جز اين نيست كه مى‏گويند به الله پروردگارمان سوگند كه ما مشرک نبوديم ببين چگونه به خود دروغ مى‏گويند و وگم گشتازایشان آنچه افترا می کردند.(.سوره انعام: 22- 24)

برادر و خواهرم. همیشه سعی در خالص نگه داشتن توحید خویش داشته باش و از خداوند سلامت از شرک را بخواه و به او پناه ببر و بگو:   { اللهم إني أعوذ بك أن أشرك بك شيئاً أعلمه وأستغفرك لما لا أعلمه } (خدایا من به تو پناه می‏برم از اینکه نسبت به تو شرکی بياورم که می‏دانم و از تو در مورد آنچه نمی‏دانم مغفرت می‏خواهم).

حجاب هفتم: زیاده روی در کارهای مباح: شاید شکم انسان حجابی شود بین او و پروردگارش. خوردن حلال است، نوشیدن نیز حلال است. اما پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: فرزند آدم هیچ ظرفی را پر نکرد که بدتر از شکم باشد»   به روایت ترمذی » هنگامی که شکم پر شود اندیشه به خواب می‏رود و اعضای بدن از فعالیت باز می‏ایستند و انسان دچار تنبلی می‏شود   .شاید لباس و رسیدن بیش از اندازه به ظاهر، حجابی شود بین بنده و خداوند. پیامبر خدا می ‏فرمایند: «نابود و بیچاره باد بنده‏ی درهم و بنده‏ی لباس زیبا(به روایت بخاری )خواب بیش از حد یا تعلق بیش از اندازه به تفریح و سرگرمی و اینگونه کارهای حلال یا مباح، ممکن است به تدریج میان بنده و خداوند فاصله ایجاد کند.

حجاب هشتم: غفلت نسبت به خداوند: غفلت هنگامی در قلب رسوخ می‏یابد که قلب از محبوب خود (سبحانه و تعالی) دور شده و در پی هوا و هوس راه گرفته و شیطان را به دوستی بگیرد. خداند می‏فرماید اطاعت مكن :از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و كارش بر زياده‏روى است( کهف: 28)

تا این سه نور بر قلب انسان نتابد حجاب غفلت از آن کنار نخواهد رفت:

1- نور ملاحظه‏ی نعمت‏های پنهان و آشکار خداوند تا آنکه محبت خداوند متعال در قلب جای گیرد.

2- نور نگاه در اشتباهات نفس. این باعث می شود انسان به خطر نفس اماره پی برده و با شناخت کاستی‏های آن، عظمت و کمال پروردگار را درک نماید.

3- نور مراقبت گذر روزها و از دست رفتن فرصت. تا آنکه انسان با درک کم بودن فرصت و ارزش وقت و عمر، تمام تلاش خود را برای استفاده از این تنها فرصت باقی مانده به کار گیرد.

این نورهای سه گانه سبب بیدار ماندن همیشگی قلب شده و باعث می‏شود بنده همچنان در طاعت پروردگار تلاش نماید تا آنکه نور خداوند بر قلب وی تابیدن گرفته و حجاب غفلت به طور کامل از آن برچیده شود.

حجاب نهم: عادت‏ها و سنت‏ها و عرف‏های اشتباه: برخی از انسان ها اسیر عادت‏های بد خود و یا سنت های اشتباه و عرف های غلط جامعه‏ی خویش‏اند. بسیاری را می‏بینی که از روی عادت سیگار می‏کشند و اسیر این عادتند. برای همین است که اولین راه رسیدن به خداوند کنار نهادن عادت‏هاست. انسان‏ها بنده‏ی عادت های خوداند و برای آنکه بنده‏ی خالص خداوند گردند باید از بندگی هر چیز دیگری رهایی یابد. (منظور وقتی است که عادت بر شریعت خداوند برتری یابد و آن را زیر پا نهد).

حجاب دهم: حجاب انسان های تلاشگری که از هدف حقیقی غافل می‏مانند: این حجابی است که معمولا انسان های پایبند به دین دچار آن می‏شوند. پیش می‏آید که شخصی در راه خداوند تلاش می‏کند و این عمل خود را بزرگ می‏بیند و خود این باعث ایجاد حجابی میان او و پروردگار می‏شود.بر بنده لازم است که هیچ‏گاه به عمل خود دلخوش نشود و همیشه میان دل‏خوشی به منت پروردگار، و مشاهده‏ی نقص وکوتاهی عمل خود بماند. رضایت بنده از کار و عملش نشانه‏ی «از خود راضی بودن» او و جهلش نسبت به حقیقت بندگی است. این «رضایت از خود» آفات بسیار بزرگ دیگری چون تکبر را در پی دارد.

باید این را دانست که هر چه خداوند در قلب انسان بزرگتر باشد، نفس انسان در قلبش کوچکتر می‏شود و می‏داند که همه‏ی کارهایی که در راه خداوند انجام می‏دهد در برابر عظمت و شکوه و نعمت‏های بزرگ خداوند هیچ است.

این‏ها ده پرده و حجابی هستند که میان بنده و پروردگار جدایی می‏اندازند. باید با صداقت به درون خویش نظر انداخته و ببینم چند حجاب میان ما و او فاصله انداخته و راه از بین بردن این پرده‏ها چیست.

 

از پروردگار اخلاص در گفتار و کردار و قبول اعمال را می‏خواهیم.

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) دهم رجب برابر به دوازدهم سرطان 1388

رستگاری

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا. قال الله الحلبم الکریم  : {يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله، وقولوا قولاً سديداً، يصلح لكم أعمالكم ويغفر لكم ذنوبكم ومن يطع الله ورسوله فقد فاز فوزاً عظيماً}. ا

وقاله عليه الصلاة و السلام: "إذا تبايعتم بالعينة، وأخذتم أذناب البقر، ورضيتم بالزرع، وتركتم الجهاد في سبيل الله؛ سلط الله عليكم ذلاً لا ينزعه عنكم حتى ترجعوا إلى دينكم "رواه ابو داود

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

 در آیه ای مبارکه تلاوت شده الله سبحانه وتعالی می فرماید ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا بیتر سید وتقوی نمایید وسخن محکم واستوار بگویید  اعمنال سده اصلاح شده ومورد مغفرت الله قرامی گیرید. وکسی که اطاعت ازخدا ورسول او بنماید  حقیقتا رستگار می گردد به رستگاری  بزرگی وعظیمی .  لذا رستگاری وسیادت زمانی نصیب انسان  میگردد که مطیع خدا ورسول او باشد. وما مسلمانها  در حالیکه ادعای اطاعت از خدا ورسول او می نماییم چرا  دچار مشگلات  فروانیم اگر دقیق شویم می توانیم  به چهار مطلب ۀتی خلاصه بداریم:

1-. بی توجهی به دستورات قرآن

اسلام و قرآن دعوت به پاکی و درستکاری و امانت و تلاش و کوشش و آگاهی و بیداری و دانش و پژوهش و اتحاد و فداکاری و... می کنند؛ اما با نهایت تاسف امروز تعلیمات اسلام و پیامبران آسمانی در بسیاری از جوامع اسلامی متروک یا نیمه متروک مانده است و ادعای اسلام و شعار پای بندی به دین غیر از التزام عملی به آن در همه شوون زندگانی است.                            

2-  فراموشی فرهنگ جهاد و تلاش و مبارزهدر راه خدا :

اسلام دین تلاش و مبارزه و کوشش و ایستادگی در برابر برنامه ها و نقشه های ضد انسانی و اخلاقی دشمنان و بدخواهان است. جامعه اسلامی برای تثبیت موقعیت خویش و دست یافتن به درمانها والای خود باید در تمام جبهه ها (فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و...) بااعتماد به اسلام ناب با تمام توان در میدان تلاش و پیشرفت حضوری پررنگ و اثرگذار داشته باشد.         

3-  استفاده نکردن از فرصت های مادی و معنوی

نشانه رشد فکر و عقلانی یک نفر و یک جامعه بهره مندی از فرصت های مادی و معنوی است. اسلام نه تنها به مسلمانان توصیه بهره مندی از تمام فرصت ها را می کند؛ بلکه آنان را به فرصت آفرینی و استفاده بهینه از فرصت های مختلف تشویق می کند. روشن است که در شرایط مختلف زمانی و مکانی، فرصت ها تفسیرهای گوناگونی پیدا می کنند و بهره برداری از آنها رمز پیشرفت و رشد بشری مناسب برای جبران عقب ماندگی هاست.                   

4- فراموشی فرهنگ اخلاص و کاربرای خدا

ارزشمندی جامعه اسلامی به این جهت است که باید همگان برمحور کار برای خدا و دستیابی به رضایت او کار و تلاش کنند. در این میدان خودخواهی و خودپرستی رنگ می بازد و روحیه خیرخواهی و دلسوزی زمینه ساز بستری مناسب برای رشد و تعالی همگانی می گردد.                               

البته می توان تمام عوامل چهارگانه را به نحوی معلول تبلیغات پرزرق و برق کشورهای به اصطلاح متمدن و توسعه یافته غربی دانست؛ چرا که بهره مندی از تجربیات علمی و فناوری پیشرفته این کشورها به گونه ای تعریف شده که ناخودآگاه و غیر مستقیم خود فراموشی و بیگانگی با فرهنگ دینی و ملی را به فکر و جان مسلمانان تزریق می کند. همانگونه که گام اول توحید حقیقی نفی تمام خدایان دروغین است، گام نخست پیشرفت و مبارزه با انحطاط، نفی عملی و همه جانبه فرهنگ های غلط و بی محتوای غرب و غرب زدگان است تا شیرینی تعالیم اسلام به کام ما بنشیند.

ودر حدیثی  که در اول خوانده شد پیامبر صای الله علیه وسلم می فرمایند:  وقتی د رمعاملات شماسود وربا وجودداشت و دنبال گاو ها برای بدست آوردن گشت وزرعودنیا رفتید  وجهاد وکوشش را ردراه خدا ترک نمودید خدا بر شما ذلال هارامساط کرده و از شما درو رنمیشود ذلت وخاری تا دوباره به طرف دین خود رجوع ننمایید. "رواه ابو داود

صلی الله تعالی وسلم  علی نبینا محمد صلی الله علیه وسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) سوم رجب برابر به چهارم سرطان 1388

اثر ایمان

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا. قال الله الحلبم الکریم  (إنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِنْدَ اللهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتابِ اللهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَواتِ والأرضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُم ذَلِكَ الدِّينُ القَيِّمُ، فَلَا تَظْلِموا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُم) (سورة التوبة : 36) تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است; كه چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا(ى الهى) است! بنابر اين، در اين ماه‏ها به خود ستم نكنيد)

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

 الله تعالی در آیه که تلاوت شد انسانهار ا بیشتر متوجه به اعمال شان بویژه در ماه های حرا م می نماید  وما هم دریکی از  ماههی حرام قرار دادریم وآن هم ماه رجب  ماهی که در تاریخ اسلام   سفر معراج ،غزوه تبوک وفتح بیت المقدس توسط صلاح الدین ایوبی در سال 583 هجری قمری یل 1187 میلا دی از دست صلبی ها راداریم  که هر کدام به نوبه بزرگترین دست آورد وارمغان را با خود داشته ودارد واکثراحادیثی که در فضیلت این ماه در بعضی کتب روایت شده محقیقین آنهار ا ضعیف می شمارند. به هرصورت از جمله ماه های حرام می باشد که درین ما ها  از ظلم به خود منع شدیم وکسی از ین ظلم نجات می یابد که مو من باشد که خدا برای مومنین چنین وعده داده است  ومی فر ماید: وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا ٱلانْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَا وَمَسَـٰكِنَ طَيّبَةً فِى جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوٰنٌ مّنَ ٱللَّهِ أَكْبَرُ ذٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ [التوبة: 72]. خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصيب آنها ساخته); و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است; و پيروزى بزرگ، همين است. واین پیروزی ور ستگاری  را با ایمان می شود به دست آورد . وایمان اثرش را بر تمام ابعاد زندگی  انسان می گذارد  که  ابن موارد را میتوان به عنوان نونه بیان کرد.

1-    هدایت برصرا ط المستقیم . 2- ایجاد اخوت . 3- با ز شدن در وازه های خیر ورحمت الهی.

آنچه  سبب به دست آوردن این مهم  میگرد عبارت است . آ- قرآن 3- سیرت نبی کریم  صلی الله علیه وسلم 4- لزوم جماعت مسلمین . 5– انجام عمل صالح.

صلی الله تعالی وسلم  علی نبینا محمد صلی الله علیه وسلم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) 26 جمادی الآخر برابر به 29جوزا 1388

آفات زبان

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد:يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : يٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءامَنُواْ ٱجْتَنِبُواْ كَثِيراً مّنَ ٱلظَّنّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ وَلاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ [الحجرات:12]. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است!

وقال رسو ل الله صلی الله علیه وسلم. قال : ((من كان يؤمن بالله واليوم الآخر، فليقل خيرا أو ليصمت ))،کسیکه ایما ن به خدا وروز اخرت داشته باشد پس سخن به نیکویی میگوید ویا خاموشمی ماند.

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

دین اسلام دین ادب  ودوستی ومجبت در میان بنده والله ورسول او و همه امت در میان یکدیگر است وقتی به فرمان پروردگار ما ودستور رسولش توجه نماییم ما را متوجه به آفت های زبان این مخلوقی که به دسترس ما است می نمایند که درین جمعه به چند مورد اشارات می نمایم امید که الله جل جلاله برمن وشما توفیق عمل عنایت به فرماید:

1-    سخن لا یعنی : یعنی سخنان و مطالب که مفهموم درست نداشته ومخالف دستورات الهی  باشد زیرا رسول کرامی اسلام  در حدیث صحیحی می فرمایند:  ((من حسن إسلام المرء تركه ما لا يعنيه )). از خوبی اسلام شخص ترک سخنان بیهوده است.

2-    سخنانی که در آن معاصی باشد وسبب تشییع منکرات گردد نیز از آفات زبان است وجزای سخت باخود دارد. زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا والآخرة .یقینا کسانیکه دوست دراند زشتی را در میان مومنین شایع نمایند برای شان در دنیا وآخرت  عذابی سخت ودردناک است .

3-     زشت گفتن: یکی دیگر از اسباب آفت زبان زشت گویی ولعن است ورسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: (( ليس المؤمن بالطعان واللعان ولا الفاحش ولا البذيء))، مومن طعن زننده ولعن گویند وبد زبان وفحش گوی نیست.

4-    یکی دیگراز آفات زبان کثرت مزاح است  مزاحی که در آن دروغ  وسخن ناموزون باشد . انسان به سخنان شیرین که به نوعی تفریح باشد ضرورت دارد اما به شرطی که در آن خلاف نباشد.

5-    استهزاء و تمسخر: الله جل جلاله می فرماید : ويل لكل همزة لمزة [الهمزة:1]، واى بر هر عيبجوى مسخره‏كننده‏اى. که جزای انسانی که دیگران تمسخر می نماید ویا چاهی از چاه های دوزخ است .

6-    غیبت : یکی دیگر از آفات زبان غیبت است یعنی در غیاب کسی سخنی را بگوید که وقتی به آن خبر رسد خوش نشود ایه سخن را غیبت می نامند که رسول صلی الله علیه وسلم می فرمایند:

((يا معشر من آمن بلسانه ولم يدخل الإيمان قلبه لا تغتابوا المسلمين ولا تتبعوا عوراتهم فإن من تتبع عورة أخيه تتبع الله عورته ومن تتبع الله عورته يفضحه ولو في جوف بيته)) ای کسانیکه به زبان خود ایمان آورده اید وایمان در قلبتان داخل نشده  غیبت مسلمانان را نکنید  وآنچه پشیده دارند حستجوی ننمایید زیرا کسیکه پوشیده گی های براد رخودرا افشاء نماید خدا آمچه مخفی دارد آشکار اساخته ووقتی از جانب الله آشکار شد فضیحت می شود اگر چه د رشکم خانه خود هم باشد . از ظاهر حدیث مشخص است که مومن نباید غیبت برادر مسلمان خود را بنماید. والله تعالى می فرماید: وتقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم وتحسبونه هيناً وهو عند الله عظيم [النور:15] و با دهان خود سخنى مى‏گفتيد كه به آن يقين نداشتيد; و آن را كوچك مى‏پنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است!.

7-  سخن چینی : که یکی دیگر از آفاتزبان است و پیامبر صلی الله علیه وسلم د رحدیث متفق علیه می فرمایند: ((لا يدخل الجنة نمام))، سخمن چسین وارد بهشت نمی شود . والله تعالی می فرماید:ولا تطع كل حلاف مهين هماز مشاء بنميم مناع للخير معتد أثيم [القلم:10-12]. و از كسى كه بسيار سوگند ياد مى‏كند و پست است اطاعت مكن، (10)

كسى كه بسيار عيبجوست و به سخن چينى آمد و شد مى‏كند، (11)

و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است; این خلاصه ای بود از آفات زباتن  که فرد مسلمان وظیفه دارد که خودرا ازین گناهان حفظ بدارد که حفظ از ان سبب نجات وی از عذاب الهی گردیده وباعث ایجاد محبت د رجامعه اسلامی خواهد شد.

  رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلإَيمَـٰنِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لّلَّذِينَ ءامَنُواْ رَبَّنَا إِنَّكَ رَءوفٌ رَّحِيمٌ [الحشر:10].