ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله تعالی عنها
قال الله تعالى: ((النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ)) [الأحزاب:6].
زنان رسول الله مادران مؤمنین اند طعن وتوهین به به هریک از زنان رسول الله توهین به خامنواده واهل بیت نبوت است اگرشخص مؤمن باشد به مادران مؤمنین توهین نمی نماید چون فرزند به مادر خود توهین را روا ندارد وافتخار به نسب خود می نماید. زیرا این مادران اشرف زناان بودند که رسول الله ایشان را اختیار نمودند ونیز خدا ایشان را به پیامبرش اختیار نمود ومی فرماید: ((لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا)) [الأحزاب:51].
حضرت ام عبدالله عائشة بنت أبي بكر الصديق (عبدالله) عتيق پسر أبي قحافة ( عثمان )پسر عامر پسرعمروپسر كعب وومادرش أم رومان بنت عامر پسرعويمرکنانیه است.چهار سال بعد از بعثت متولد شد به همراهی پیامبر صلی الله علیه وسلم مهاجر شد ویگانه زن باکره است که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از هجرت وطبق بعضی روایات درماه شوال سال دهم بعثت باوی درحالیکه شش ساله یا هفت ساله ازدواج ودر نه سالگی باوی عروسی نمودند .وهجده ساله بود که رسول الله رحلت نمودند. وایاتی بربرائت آن از بالای هفت آسمان نازل شد وبعد از حضرت خدیجه زن دوست داشتنی رسول خدا بود. وعالم وفقیه ترینزنان امت بود وبزرکان صحابه ازوی بسا مسائل را استفتاء می نمودند.
درشب سه شنبه هفدهم ماه مبارک رمضان سال پنجاه وهشت هجری قمری وفات نمودوحضرت ابوهریره نائب مروان بن حکم بروی نماز جنازه خواند وبعد ازنماز وتر همان شب در بقیه دفن شد.
مناقب عایشه رضی الله عنها:
1- محبوترین زن رسول خدا بعد از حضرت خد یجه بود.
2-جبرئیل بروی سلام فرستاد.
3- درلحاف آن بررسول خدا وحی نازل شد.
4- مدت مریضی رسول الله در خانه وی سپری شد.
5- آب دهن آن با آب دهن رسول خدا در آخرین لحاظ حیات شان مخلوط شد. چون مسواک رسول را بدهن خود تر نمود ووبعد به دندان های میارک را مسواک کرد.
6-در وقت قبض روح رسول الله سر میارک روی سینه آن قرار داشت.
حکم ارتداد در اسلام
{إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ }آل عمران19
اسلام دین حریت وآزدی است وبنا بر احترامی که به عقل انسان می گذارد ،هیچ کس رامجبور بر داخل شدن به آیین خود ننموده ونمی نماید واما آیین آن زاده تفکربشری هم نیست که احتمال حق وخطا و قبول ورد را داشته زیرا منبع آسمانی داشته واز جانب الله تعالی آفریننده همه صاحبان عقل وخرد واندیشه، برا ی نجات انسان توسط رسول کریم صلی الله علیه وسلم به ارمغان آورده شده است . ومطلقا حق است وهر آنکس که آنرا پذیرفت دیگرمجال اختیار دین دیگری را نداشته وندارد زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید : {إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ }آل عمران19 دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است.{وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ } و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد; و او در آخرت، از زيانكاران است. آل عمران85 {وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ } چز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روىگردان خواهد شد؟البقرة130 . لذا خروج وارتداد وترک دین اسلام بعد از قبول نمودن آن اساءت وهتک حرمت بدان وبه فتنه انداختن امت مسلمه وطعن در صلاحیت وجهان شمولیت این دین مبین شمرده شده ، و به حکم قوانین بین المللی از آن به خیانتی بزرگ تعبیرشده ، که مرتد مستحق سخترین عذاب (قتل) است. چنانچه در دنیا معاصر هم کسی که مرتکب خیانت بزرگی همچو قیام علیه نظام کشور خود ویا ظلم به جامعه انسانیت شود مستحق سخترین تعزیرات ویا به اعدام محکوم می شود . وهمچنین مرتد با ارتداد خود ،هتک حرمت بر سیادت اسلام نموده لذا بنا به فرموده رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم به روایت بخاری: (من بدل دینه فاقتلوه).کسیکه دینش را تغییر داد، آنرا به قتل برسانید. وقتیکه پیامبر صلی الله علیه وسلم بنا به بیان قرآن {وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ } و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: «(برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد; و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند! (زيرا شما را، اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانى پيشين مىدانند; و اين توطئه كافى است كه آنها را متزلزل سازد). آل عمران72به کید یهود که د رعصر رسول معظم در اوئل صبح ایمان می آورد ودر اخیر روز کافرمی شدند تا در میان مسلمانان شک وشبهه ایجاد نمایند ، متوجه گردید . جزای در خور شأن برای مرتدین مشخص ومعین را تثبيت نمود.
وفقهای امت اسلامی با توجه به سرچشمه زلا ل شریعت مقدس اسلام احکامی فقهی مرتد را نیز استخراج نمودند ، که بنا به تقاضای زمان بر آنیم بعضی را به طور خلاصه ارائه بداریم .
تعریف : ردت در لغت له معنی رجوع وبازگشت است. و در اصطلاح توسط شخصی مسلمان سخن وحرف صریح ویا کلامی که مقتضی آن ویا فعلی وعملی که د ربرگیرند ه کلمه کفر باشد.
شرایط: ردت واقع نمی شود مگر ازکسیکه عاقل وبا لغ ومختا رباشد. ردت صبی (طفل نابالغ) در نزد ابی یوسف صاحب وبروایتی از حضرت امام صاحب ( اعظم ) رحمه الله بنا برمقتضی قیاس اعتبار نداشته وبه راویت دیگر ی از امام مذهب ما استحسانا معتبر دانسته شده که امام محمد صاحب با امام صاحب درین قول اخیر موافق است . واما قائلین به ردت صبی حکم به قتل آن بواسطه ارتدادش قبل از بلوغ نمی نمایند.
وفقهاء متفق اند که ارتداد شخص مجنون (دیوانه) مثل ایمان واسلام آن صحت نداشته وندارد.
اکراه : اسم برای عملی است که شخص بدون رضای خود انجام می دهد واختیار ش منتفی است . واکراه بدون نوع است .
1- اکراه کامل : د روقتی است که شخص تهدید به قتل ویا قطع عضو ویا ضربیکه تلف نفس ویا عضو را به دنبال داشته باشد .
2- اکراه ناقص : د روقتی است که شخص را ناچار ومضطر ننموده بلکه به حبس وضربیکه تلف نفس رابه دنبال نداشته باشد تهدید گردد. و فقها متفق اند کسی که از طریق اکراه کامل ناچار به بیان کلمه کفر گردد ، کافر نمی شود ، چون الله جل جلاله می فرماید : {مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند - بجز آنها كه تحت فشار واقع شدهاند در حالى كه قلبشان آرام و با ايمان است- آرى، آنها كه سينه خود را براى پذيرش كفر گشودهاند، غضب خدا بر آنهاست; و عذاب عظيمى در انتظارشان! النحل106. د رتفسير ابن كثيربه روايت ابن عباس رضی الله عنهما شآن نزول أيه مباركه را، در باره عماربن ياسر رضی الله عنهما است ، نقل شده براینکه مشرکین آنرا مجبور به کفتن کلمات کفر نمودند زمانیکه براي بيان عذر خود به خدمت نبی کریم صلی الله علیه وسلم رسید برایش فرمودند: » كيف تجد قلبك؟" قال: مطمئنا بالإيمان قال النبي صلى الله عليه وسلم: "إن عادوا فعد" « قلبت را چگونه یافتی ، گفت: مطمئن از ایمان پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش فرمودند: اگر باردیگر برتو فشار آورند برای نجاتت آن کلمه را تکرا رکن.
اموریکه به آن ردت تعلق می گیرد به چهار قسم است :
ردت در اعتقاد.
ردت در اقوال.
ردت در افعال.
ردت در ترک.
الف: آنچه ردت در اعتقاد رابه وجود می آورد.فقهاء متفق اند برکسیکه به خدا شریک بیاورد ویا منکر ذات اوگردد ویا صفات ثابته اش رانفی نماید ویابرای خدا کسی را فرزند قرا ردهد، آن شخص مرتد وکافراست. ویاکسیکه به قدم ویا بقای عالم معتقد باشد . یا برحادث بودن آن شک نماید . ونیز کافرمی شودکسیکه ازتمام ویا بعضی از آیا ت ویا کلمه از کلمات قرآن منکر گردد.
ونیز دروغگو ی شمردن نبی کریم صلی الله علیه وسلم از مظاهر ارتداد بوده چنانچه حلال شمردن حرام مجمع علیه مثل شراب ،زنا، ویا انکارامري از امور ضروری دین از نشانه هاي کفر است.
حکم سب الله تعالی : سب عبارت از کلامی است که در آن انتقاد ویا استخفاف ویا در اصطلاح مردم از آن به سب ودشنام تعبیر شود مثل لعن وتقبیح . علماء اتفاق دارند که سب وبد گفتن به خدای تعالی خواه به مزاح یابقصد ویا به استهزاء باشد کفر است زیرا لله تعالی می فرماید: { وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ، لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ } توبه 65-67 . و اگر از آنها بپرسى(: «چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟!»)، مىگويند: «ما بازى و شوخى مىكرديم!» بگو:« آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مىكرديد؟!» (بگو:) عذر خواهى نكنيد (كه بيهوده است; چرا كه) شما پس از ايمان آوردن، كافر شديد!
حکم سب به نبی کریم صلی الله علیه وسلم به اتفاق فقهای اسلامی کفر است . وهر آنچه به پیامبر صلی الله علیه وسلم ازعیب ونقص ، درذات ، نسب ، دین ، خصلت ، آبروی ، یا به صورت لعن ، شتم ، قذف ومانند آن باشد، سب است وسبب ارتداد می گردد.
حنفی ها برین نظر اند که اگر سب گوینده ،توبه کند ،امید است که توبه آن درنزد الله تعالی ، قبول گردد.
وحکم سب به هر یک از انبیاء علیهم السلام که نبوتش متفق علیه باشد حکم آن ارتداد بوده زیرا توهین به یک نبی توهین به همه انبیاء است . وبرا ی انسان مسلمان ایمان به همه انبیاء الهی از جمله مؤمن به اوست.
حکم سب به از واج مطهرات خصوصا حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها که نص صریح قرآن در شأن آن نازل گردیده کفر است زیرا طعن به ایشان، تکذیب قرآن شمرده می شود وخدای تعالی می فرماید : {يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ } خداوند شما را اندرز مىدهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد! النور17 پس کسی که بازگشت ،مومن نیست . وتوهین وسب دیگر ازواج النبی صلی الله علیه وسلم د رنزد حنفی ها نیز ماند مادر ما عایشه صدیقه بوده ، زیرا خدای تعالی می فرماید : {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ } زنان ناپاك از آن مردان ناپاكند، و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلق دارند; و زنان پاك از آن مردان پاك، و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاى ناروايى كه (ناپاكان) به آنان مىدهند مبرا هستند; و براى آنان آمرزش (الهى) و روزى پرارزشى است! النور26.چون طعن به ایشان طعن وعاربه پیامبر الهی صلی الله علیه وسلم است .
ب: آنچه باعث ردت د رافعال می گردد:
فقهاء اتفاق دارند که بی احترامی به قران کریم ومثلا انداختن آن در محلی که درآن قاذورات باشد لازم دارنده ردت وخروج ازدین می باشد. زیرا این عمل استخفاف به کلام الله تعالی است ونشانه عدم تصدیق به قرآن است .
ردت بواسطه ترک : اگر کسی حکم ضرور ی از ضروریات دین مثل نماز ،روزه ، زکات ،حج ،.... را ترک نمود د رحالیکه منکرفرضیت آن هم باشد حکم به ارتداد آن می گردد. ود رصورت عدم انکار وبه دون عذر ترک شود، مرتکب گناه کبیره می گردد.
اثبات ردت:
ردت به اقرا ر خود مرتد ویا به شهادت شاهدين ثابت می شود .
اثبات ردت ا ز طریق شهادت داری دوشرط است :
الف: شرط عدد( یعنی دومرد یا یک مرد ودوزن) شهادت دهند.
باء : تفصیل شهادت: که باید شهود وجه وکفر مرتد را بیان دارند.که چه عملی ویا سخنی گفته که مرتد شمرده شده است.
درخواست توبه ویا باز گشت مرتد به دین اسلام امر مستحبی است که سه روز به وی وقت داده شود تافکر نماید وبه سوالاتش ومسائلی که اورا به کفر کشانده است،پاسخ داده شود، د رصورت عدم بازکشت مرد مرتد اعدام وزن مرتده باید حبس شود که تا توبه نماید ویا در حبس بمیرد.
چکونه توبه نماید:
توبه مرتد عبارت ازینست که بعدد از ادای شهادتین ازتمام ادیان غیر اسلام ویا آیینی که بدان روی آورده ، بیزار ی جسته واعلان برائت نماید. ووقتی که مرتد به شهادتین اقرا رگرد توبه اش صحت دارد . زیرا رسول معظم اسلام می فرمایند: » أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ« . متّفق عليه {دستورداده شدم براينكه جنگ نمايم با مردم تااينكه شهادت بدهند که معبودی به حق غیرازالله نیست وشهادت بدهندکه حضرت محمدصلی الله علیه وسلم رسول خدا است ونماز رابرپا دارند ، وزکات شان را به پردازند ، پس وقتی که این اعمال را انجام دادند ، خون ومال شان از جانب من محفوظ است مگر بحق اسلام وحساب شان برالله جل جلاله است .
واگر کسی چندین بار مرتد شود وتوبه نماید توبه اش انشاء الله صحیح خواهد بود اگرچه بعضی از فقهای به این نظر اند که توبه اش پذیرفته نخواهد شد زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْراً لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّآلُّونَ } كسانى كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر (خود) افزودند، (و در اين راه اصرار ورزيدند،) هيچگاه توبه آنان، (كه از روى ناچارى يا در آستانه مرگ صورت مىگيرد،) قبول نمىشود; و آنها گمراهان (واقعى)اند (چرا كه هم راه خدا را گم كردهاند، و هم راه توبه را!). آل عمران90 زیرا تکرا ر ارتداد دلیل بر فساد عقیده وبی توجهی به دین اسلام است.
کشتن مرتد: وقتی نعوذ بالله مسلمانی مرتد شد وشرائط صحت ارتداد هم د راو موجود بود ، خونش هدر بوده وکشتنش روا است. اورا رهبر جامعه اسلامی ( امام) ویا نائب امام بعد از طلب توبه وبازگشت بدین ، اگر توبه نکرد، به قتل برساند وگشتن آن قبل از توبه خلاف امراستحبابی است .بعد ازقتل غسل ،نماز جنازه بروی نبوده حتی در قبرستا ن مسلمانها هم دفن نشود.
ودلیل برقتل آن حدیث رسول معظم اسلام به روايت بخاري است که می فرمایند: » من بدّل دينه فاقتلوه « هر أنكه دینش را تغییر داد آنرا به قتل برسانید. ونیز می فرمایند: » لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ الثَّيِّبُ الزَّانِي وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ الْمُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ }ریختاندن خون شخص مسلمان كه شها دت می دهد بر اینکه معبودی به حق غیر الله نيست واينكه من رسول خدايم ، روانیست مگر به يكي از سه كار: اول شخص محصنی که زنا نماید. دوم كشتن أن به قصاص. سوم کسیکه تارک دینش واز جماعت مسلمین خارج مي شود. { رواه مسلم« . وفقهایی حنفی براین نظر اند زنی که مرتد می شود کشته نشود اورا برزن کافری قیاس می نماید که درجنک بر علیه مسلمانان شرکت ندارد.لذا مجاهدین حق گشتن آنرا ندارند.
اثر ردت بر ازدواج: وقتی یکی از زن ویاشوهر مرتد شود از هم دیگر تفریق گردیده زیرا ردت منافات با نکاح اسلامی است. واگر مرد مرتد شود د رصورت عدم ادای مهریه همسرخود، مهریه آن بروی لازم شده واگر زن مرتد شود مهریه اش باطل واز شوهر چیزی گرفته نمی تواند .
واگر بعد از ارتداد ازدواج نمود ،ازدواج آن از نظر شرع مبین اسلام جایز نیست .
اثر ردت در از بین رفتن اعمال صالحه : کسی که مرتد شودعمل صالحه آن از بین رفته وثوابی ندارد .زیرا لله تعالی می فرماید: وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ } ولى كسى كه از آيينش برگردد ، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، برباد مىرود; و آنان اهل دوزخند; و هميشه در آن خواهند بود. البقرة217.
فقهاء حنفی برمرتد ی که توبه نموده است وقبلا هم حج خود را اداء نموده است ، اعاده حج را بروي لازم ميشمارند زیرا اعمال آن حبطه شد ه است و نماز های وروزه زمان ردت آن قضایی نداشته واگر نمازو روزه قضايي قبل از ردت خودداشته باشد حالابعد از توبه قضای آن بروی لازم است .
شروط در فقه حنفي
{ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً }الإسراء34
دین مقدس اسلام دین وفا به عهد ووفا داری به همه میثاق ها وعقد هاي است که مخالفت بادساتیر واحکامش نداشته باشد چنانچه در آیه 34 سوره مبارکه اسراء: دستور به وفا به عهد داده می شود ورسول معظم اسلام درحدیثی خلف وعده را از صفات منافقین معرفی میدارند. لذا درین مقاله وفا به عهد که احتمالا در بعضی از مواقع پیامد شروطی است که دروقت عقد معاملات مالی و ازدواج وکفالت وغیر ه گذاشت می شود از دید گاه فقه حنفی مورد برسی وانواع واحکام آن به رشته تحریر آورده خواهدشد.
انواع شرط: شرط به سه قسم است.1- صحیح 2- فاسد 3- باطل.
اول ـ شرط صحيح:
شرطی است که موافق به مقتضای عقد ویا تأکیدی بر آن ویا بدان حکم شرع وارد ویا مطابق به عرف باشد. شرطي كه مقتضي حكم است مثل اينكه بايع يا فروشنده شرط می نماید تا تمام ثمن از جانب مشتری پرداخت نگردد ، فروشنده مبیعه رابه وي تسلیم ندهد. ویاشرط گذاشتن مشتری که بایع تا جنس فروخته شده را به وی تسلیم ننماید. وی قیمتش را پرداخت نمی نماید. ونیز مثل شرط گذاشتن زوجه بر شوهرش براینکه نفقه آن را بدهد ویا شرط گذاشتن شوهر براينكه وقتي مهريه خانمش را پرداخت نمود. زن خود رابه شوهرش تسلیم نماید. اینها شروطی اند که مقتضی عقد بر آن مشخص مي شود وحتي اگر هم شرط هم نگذارندعقد تسلیم مبیعه وحبس مبیعه به واسطه ثمن آن ونفقه زوجه وتسليم زوجه براي شوهر بعد از اخذ مهر يه از مقتضیات معامله وازدواج است. وشرط مؤکد مثل گرفتن ضامن ویاکفیل در وقت بیع براي اداي ثمن مؤجل (نسیه) ودرعقدازدواج براي اخذ نفقه ومهريه.
وشرط كه در أن حكم شرع وارد گردیده است مثل شرط خیار ویا وقت گذاشتن بعد از خریداری یا فروختن مبیعه براي يكي از متعاقدين.
وشرطیکه مطابق به عرف است مثل اشتراط مشتری بربایع وتعهد بر تعمیر واصلاح مبیعه در مدت معینه زمان ( گرانتی) ویاشرط گذاشتن تسلیم مبیعه درمکان مشخصه اگر چه نفعی به یکی از متعاقدین دارد اما استحسانا به علت عرف مشروع است ودلیل آن هم خریداری رسول معظم اسلام د رحالت سفر شتری از حضرت جابر بن عبدالله است وبرجابر شرط نهادند که تا مدینه آنرا سوار شود.وثبوت این شرط در نزد فقهای مذهب احناف، توسع بر مردم در گذاشتن شروط است.
دوم شرط – فاسد:
شرطی که از مقتضیات وملایمات عقد و دستور شرعیت و عرف در آن نبود ه و منفعت زایده به یکی از متعاقدین داشته باشد مثل خریداری گندم به شرط آرد نمودن آن ویاخریداری تکه وجنس به شرط دوختن آن توسط بایع وخریداری خانه به شر ط اینگه بایع یکماه در خانه سکونت داشته باشد از جمله شروط فاسده می باشند . ودر ازدواج به شرط اینکه شوهر همسر خود را از شهر معینه بجای دیگری انتقال ندهد.
وشروط فاسده در بعضی عقدها تأثیر گذار بوده ودر بعضی هم اثری نداشته وسبب فساد نمی گردد. وقاعده کلی در آن این است: که شرط فاسد درعقود معاوضات مالیه سبب فساد ،ودرغیر آن سبب فساد نمی گردد. (تبيين الحقائق: 131/4.)
زیرا رسول معظم اسلام منع نمو دند ازبیع وشرط .لذا شرط فاسد در معاوضات مالیه مثل بیع واجاره مزارعه ... سبب فساد گردیده و امادر عقود غیر معاوضات مالیه مثل تبرعات (هبه واعاره) وتوثیقات ( کفالت وحواله ورهن) وزواج وطلاق بر آن تأثیری نداشته وبر صحت خودباقی است زیرا در سنت تثبیت این عقود ولغو شرط باطله ثابت شده است. مثل حکم به شرط صحت هبه وابطال شرط موقت در آن .
سوم – شرط باطل:
آنست که در آن از انواع شرط صحیح ومنفعتی به هیچ یک ازمتعاقدین ونه هم به غیر شان موجود نباشد .
بناء شرط باطل آنست که درآن ضرری به یکی از متعاقدین باشد مثل شرط کردن مشتری برای بایع که بضاعه (ثمن) را به کسی نفروشد وبخشش ننماید ویابایع به مشتری شرط می نماید که مثلا خانه ای راکه به تو فروختم ، در سال یکماه آنرا خالی نگهدار. عقد صحیح است وشرط باطل ولغو است وهیچ اثری در آن نیست. خواه عقد از معاوضات مالی باشد یا ازدواج وکفالت وهبه.
و در با ب نکاح بروفا داری برتعهدات وشروط گذاشته شده توسط زوجین تاکیدات زیادی شده تا کانون خانواده بر مصالح وصفا محبت ودوستی بنیان گذاری شود واستحکام یابد.ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم در حدیث متفق علیه می فرمایند: « إن أحق الشروط أن توفوا به : ما استحللتم به الفروج » یقینا شروطی که سزاوار وفایی به آن از همه زیاد است شرط است که سبب حلا ل گردانیدن زن به مردمی شود. لذا وفا به شروط در باب ازدواج نسبت به معاملا ت مالی اولی تر است زیرا وفایی در آن سبب تدوام وگرم شدن محیط خانواده گردیده ومودت وسعادت را به دنبال خواهد داشت . .زمانی قابل اعتبار است که شرط صحیح وا ز مقتضیات عقد باشد ودر غیر آن شروط فاسده اثری نداشته وتنهااگر در بحث مهریه بوده باشد مهرمثل برای زن لازم می گردد.
( مراجع البدائع: 168/5-172، المبسوط: 13/13-18، فتح القدير: 214/5 ، رد المحتار لابن عابدين: 126/4