تبليغاتX
دعوت اسلامی (مسجد جامع اویس قرنی)

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) چهارم ذی القعده برابر به اول عقرب 1388

اسراف

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد:يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : نتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ [آل عمران:110]. شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شده‏اند; (چه اينكه) امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنيد و به خدا ايمان داريد.

 وكما قال سبحانه: وَكَذالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا [البقرة:143]  همان‏گونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط;) تا بر مردم گواه باشيد; و پيامبر هم بر شما گواه است.

وقال رسو ل الله صلی الله علیه وسلم. قال : ((كلوا واشربوا وتصدقوا من غير سرف ولا مخيلة)) بخورید وبیاشامید وصدقه دهید به دون اسراف  ونکبر.

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمایم

دین اسلام دین عدالت ووسط است پیروان خورا همیشه به قسط وعدالت  دعوت می نماید  واز همه می خواهد  که همه در همه امد حلت وسط باتوجه به دستوز خداورسول او صلی الله علیه وسلم داشته باشند. یکی از دساتیر دین مبین اسلام شکران گزاری از نعمات ا لهی است به دون ناسپاسی ونعمات الهی در تمام ابعاد زندکی ودر وجود ما واطراف  آنقدر زیاد است  که هیچگاه نمی توان تحت احصا ئیه آورد  چنانچه الله جل الله جلا له می فرماید.

وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإنْسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ [إبراهيم:34] و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد; و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است.

وفي الآية الأخرى: وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ [النحل:18]. و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز نمى‏توانيد آنها را احصا كنيد; خداوند بخشنده و مهربان است.

وشکران گزاری نعمات سبب افزایش نعمات می گردد.چنانچه می فرماید. وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لازِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ [إبراهيم:7] و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شكرگزارى كنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود; و اگر ناسپاسى كنيد، مجازاتم شديد است!»

ونافرمانی الله سبب قهر وغضب الهی  چنانچه می فرماید. چنانچه الله تبارک وتعالی می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ ءامِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مّن كُلّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ [النحل:112]. خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى‏كنند،) مثلى زده است: منطقه آبادى كه امن و آرام و مطمئن بود; و همواره روزيش از هر جا مى‏رسيد; اما به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند; و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى‏دادند، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد

یکی از اعمال خلاف اسراف وتبذیر است . الله تبارک وتعالی در باره اسراف در نفقه می فرماید:

وَءاتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبّهِ كَفُورًا [الإسراء:26-27]. و حق نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن، (26)چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند; و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود ومیز الله تبارک نعالی می فرماید.: وَءاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ [الأنعام:141]. از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مى‏نشيند، بخوريد! و حق آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! (141)

 ودر باره اسراف در مستهلکا ت می فرماید: وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ [الأعراف:31] و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.  والله در باره صفات بندگان مخلص خود می فرماید:: وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَلَمْ يَقْتُرُواْ وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً [الفرقان:67] و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمايند و نه سخت‏گيرى; بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند.

با توجه به آیات تلاوت شده دانسته می شودکه اسراف  به هر نوعی که باشد  حتی در نفقه وصدقه مخالف دساتیر دین مبین اسلام است. باید از اسراف وتبذیر در مجالس مختلف مثل عروسی ها  ختم های قزآن وبازگشت از سفر حج وغیره جلوگیری نمود تا ازجمله بهتریت امت قرار گیریم.

 

 
+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/08/01 و ساعت 8 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) 19 شوال1430 برابر به 17ميزان 1388

اصلاح ذ ات البين

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : فاتقوا الله وأصلحوا ذات بينكم [الأنفال:1]  تقوی داشته باشید ودربین خود اصلاح به وجودبیاورید وحضرت عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو می فرماید: قِيلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّم:َ أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُ؟ قَالَ: ((كُلُّ مَخْمُومِ الْقَلْبِ صَدُوقِ اللِّسَان))ِ قَالُوا: صَدُوقُ اللِّسَانِ نَعْرِفُهُ فَمَا مَخْمُومُ الْقَلْب؟ِ قَال:َ ((هُوَ التَّقِيُّ النَّقِيُّ لَا إِثْمَ فِيهِ وَلَا بَغْيَ وَلَا غِلَّ وَلَا حَسَد))َ [ابن ماجه:4206 الزهد]. برای رسول معظم اسلام گفته شد کدام مردم افضل تر وبهتراند: فرمودند: تمام کسانیکه مخموم قلب وکسیکه راستگوی باشد . صاحب گفتند: ما صدوق لسان رامی دانیم اما مخمول القلب کیست؟ فرمودند: او پرهیزگار وکه درآن گناه وتجاوز وکینه  وحسادت نباشد .

با توجه به آیه وحدیث مطرح شده  این را می آموزیم  اصلاح ذات البین سبب دور شدن همه کینه ها  وبغاوت ها میگردد وفرد وجامعه رابه بهترین مردم تبدیل می دارد چنانچه الله تعالی در آیه 10سوره مبارکه حشر نسبت به صفت مومنین می فرماید: ((والذين جاءوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا إنك رؤوف رحيم )) (همچنين) كسانى كه بعد از آنها ( بعد از مهاجران و انصار) آمدند و مى‏گويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينه‏اى نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمى!» خدا مومنین را چنین معرفی می دارد که از خدا می خواهند  که در قلب شان نسیتبه هیچ مومنی کینه نداشته باشند. وبا هرمومنی همچوبرادربر خورد  نمایند. ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم  مفرمایند:(( إن الشيطان قد يئس أن يعبده المصلون في جزيرة العرب ولكنه لم ييأس في التحريش بينهم )) رواه مسلم .سقینا شیطان در جزیزت العرب ازینکه عبادت شود ناامید شده اما ازینکه می توانددر میان مردم اختلاف به وجود بیاورد ناامید نیست. عزیزان! هرکاری که سبب عداوت وکینه در میان چند نفر ویا اجتماع به شود طرح شیطان است وشیطان رهبریت وریاست همچو اعمال را به عهده دارد بر شخص مومن است  که یا شیطان وبرنامه اش مبارزه نماید زیرا روزی به حضور خدا  حاضر می شودکهبه فرموده قران هیچ چیز جز قلب سلیم برایش نفع نمی رساند.((يوم لا ينفع مال ولا بنون إلا من أتى الله بقلب سليم)) [الشعراء:-88 -89] در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد، مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد!» بیا با هم ازخدا بخواهیم وبگوییم.

رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلإَيمَـٰنِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لّلَّذِينَ ء امَنُواْ رَبَّنَا إِنَّكَ رَءوفٌ رَّحِيمٌ [الحشر:10].

 

 

 
+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/07/17 و ساعت 4 بعد از ظهر |

                احکام زکات وصدقه فطر                     

 معلوم ومسلم است  که بعد از شهادت  به توحید ورسالت واقامه  ای نماز ، زکات  سومین رکن  اسلام است . در قرآن مجید در (26) جا اقامه ای نماز وادای زکات طوری باهم ذکر  شده اند  که از آن معلوم می شود  که جایکاه هردو دردین نزدیک به هم ویکی است . به همین جهت بعد از رحلت رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم عده ای که به توحید ورسالت معترف بوده ونماز هم می خوانند  ولی از دادن زکات خود داری کردند، آنگاه صدیق اکبر  علیه آنهاحکم جهاد را برهمین مبنا  که آنهابین نماز وزکات فرق وتفاوت قائل شده اند، صادر فرمود  زیرا این امر انحراف وارتداد ازدین الله ورسول او بود. و  خلیفه اول اسلام اعلام نمود (به خدا سوگند با کسانی که میان نماز وزکات فرق قائل می شوند ،خواهم جنگید) وتمام صحابه رضی الله عنهم  هم این نظر را قبول وبرآن اجماع نمودند.

در زکات سه جنبه خیر ونیکی وجود دارد :1- بنده الله جل جلاله با دادن زکات  ثابت می نماید که به جهت حصول وقرب رضای الله مال خود را صدقه  داده وفدا میکند.2- بوسیله زکات به بندگان در مانده  ومستمند خدا، کمک نموده و پيوندها وعواطف ومحبت وبرادري ميا ن ثروتمندان وفقرا مستحکمتر مي گردد.3- زكات بيماري مهلك حب مال و بخل را از بین برده  ونفس را پاک وتزکیه می کند. در قرآنكريم آمده است: (ازاموالشان زکات بگيرتا بوسيله آن - ازرذايل وتنگ چشمي ها- آنهاراپاک نمايي).( سوره توبه أيه 103)

 

 اموالی که به آنها زکات تعلق می گیرد:1- طلا ونقره  وکالای تجارتی ومتعلقات آنها مانند معادن واشیاء کشف شده واوراقها واسکنا سهای که  جایگزین آنها  می شوند.

2- حیوانات : مانند شتر، گاو وگوسفند. 3- حبوبات وثمرات درختان (اراضی) غیر از علف ، نی وهیزم .

« درین نشریه فقط احکام طلا ونقره  ومال التجاره  توضیح داده خواهد شد»

 شروط فرضیت زکات :

1- اسلام  2- آزادی 3- عقل 4- بلوغ 5- مال موجود به نصاب برسد 6- از حاجت اصلی افزون با شد 7- مال ازدین (قرض) فارغ باشد 8- مال نامی(رشت کننده حکما مثل زاد ولد درحیوانات وتقدیرا مثل طلاونقره ) باشد 9- داشتن ملکیت تام ( مال در تصرف شخص باشد).

چه وقت زکات فرض میگردد:

 برای وجوب ادای زکات شرط است که سال قمری بر نصاب بگردد . ومراد به گردش سال این است که نصاب به دوطرف سال کامل بوده اگرچه به وسط سال به علت نقص کمتر شده باشد. بالفور ادای آن واجب وتأخیرکردن به دون عذر گناه محسوب می گردد.

شروط صحت ادای زکات :

 صحت ادای زکات منوط به نیت است . که در وقت ادای زکات،یا سپردن آن به وکیل خود تا به مستحقینش برساند  یا هنگام کنار گذاشتن آن،  نیت زکات را داشته باشد. البته در وقت ادا نیت قلبی کافی است .

زکات طلا ونقره : طلا ونقره  وقتی زکات دارند که به حد نصاب برسند.

 نصاب طلا  (20) مثقال که معادل (85) گرم می شود.{خواه  به صورت سکه یا زیور  ویا ظروف ... باشد}.

نصاب نقره (200) درهم معادل (140) مثقال ویا (595) گرم است. بناء اگر کسی مالک نصابی ازطلا یا نقره گردید از آنها ربع عشر(یک چهلم) یا ازبیست مثقال طلا نصف مثقال  وازدوصد درهم (نقره) پنج درهم( سه ونیم مثقال ) زکات بدهد وهر آنچه از طلا ونقره از نصاب زیاد تر شود زکات آن بنا برحساب آن واجب می گردد. که زکات دهنده می تواند از خود جنس طلا ونقره ویا اینکه  قیمت نموده معادل آن از پول مروجه به عنوان زکات به مستحقینش بدهد.

مسایل: الف :اگر کسی مالک مقداری طلا ونقره باشد که هیچ کدام به تنهایی به نصاب نمی رسید  اگر باهم جمع شوند  به قیمت نصاب یکی از دو(طلا یا نقره)  میرسید آنگاه زکات بروی فرض است.

ب :اگر کسی مقدار کمتر از نصاب، مبلغی پول  نقد ومقداری کا لای تجارتی دارد اگر با هم از نظرقیمت جمع شده به نصاب برسد زکات بروی لازم است .

ج :اگر کسی مقدار کمتر از نصاب  ، طلاونقره  ویا کالای تجارتی دارد .که اگربا هم از نظر قیمت  جمع شوند ، به نصاب طلا یا نقره برسد ، زکات برآنها فرض است که پرداخت شود.

(( البته به قیمت  نصاب نقره محاسبه شود ، که مفتی به است وبه حال فقرا نفع بیشتری دارد)).

 

 

زکات عروض : آنچه غیر از طلا ونقره وحیوانات سائمه است .عروض (کالا) نامیده می شود. و زکات با شروط آتی در عروض یاکالا واجب می گردد.

1- کالا به نیت تجارت ومعامله باشد 2- قیمت آن به نصاب طلا ویا نقره برسد . لذا تاجر مسلمان آنچه از اموال تجارتی را در دست دارد  در اخیر هر سال اموال خود را به نرخ روز قیمت نموده  اگر به نصاب طلا ویانقره رسید  از هر چهل افغانی یک افغانی  زکات آنرا ادا نماید.

مسایل : در قیمت گذاری ،اثاث ووسایل ودستگاه های موجود در فابریکه ، کار گاه و دوکان که برای امر تجارت وکار لازم است محاسبه نمی شود وزکات ندارد.

اگر کسی دارای چند باب منزل وچند قطعه زمین ، دوکان ، مارکت،موتر ودیگر وسایل در آمد آور باشد که  نیت  تجارت وخرید وفروش را در آنها نداشته ، در آنها زکاتی نیست البته باقی مانده درآمد آنها اگر به شرایط زکات رسید ، زکات دارد.

   پول نقد ، هر گاه کسی مالک معادل قیمت (140مثقال نقره ) که حدود (10500) افغانی ، قرار نرخ امروز

( 10سنبله1388) باشد ، صاحب نصاب بوده  كه از هر چهل افغانی  یک افغانی  رابه عنوان زکات  به مستحقین آن پرداخت  نماید.

ونیز اگرشخصی از دیگری طلب  دارد هر گاه بخواهد  ، بتواند قرض خود را وصول نماید ، واجب است که هنگام محاسبه دارایی خود ، طلبش را به حساب آورده وزکاتش را ادا نماید.

هر جنسی که به نیت تجارت باشد اگر به تنهایی یا مع دیگر اموال به نصاب رسید  وسال برآنها گذشته بود     زکات دارد.

موارد مصارف زکات: خداوند جل جلاله  در آیه (60) سوره توبه هشت مورد برای مصرف زکات ، مشخص ساخته است :  1- مستمندان  2-  مسکینان  3-  کار گزاران جمع آوری زکات  4- کسانیکه لازم است که دلهای آنها به دست آورده  شود  5- آزادی بردگان (مکاتب) 6- ( پرداخت قرض ) قرضداران  7- د رراه خدا   8- مسافران ووامنده ازراه.

 نکته:- زکات در صدر اسلام به هشت صنف مذ کور به مصرف مي رسيد اما در زمان خلافت حضرت عمر فاروق رضي الله عنه مؤلفة القلوب (براي بدست آوردن دلها) از جدول زکات حذ ف شدند بدليل اينکه اسلام قوي ونيرومند گرديده وديگر نيازي  به مصرف زکات به ايشان نيست وکسي ازاصحاب رضی الله عنهم ،هم مخالفت ننموده لذاحذف شدن شان به اجماع صحابه فيصله شد . ودر زمان حاضر برده هم وجود ندارد که ازپول زکات براي آزادي شان مصرف شود. پس به شش صنف باقي مانده مصرف زکات تعلق مي گيرد.

مسايل:اگر براي يک نفر به اندازه يک نصاب،زکات داده شود کراهيت دارد. ميتواند زکات خود را به يک صنف يا به همه صنوف موارد مصرف بدهد . و پول زکات در مسجد، پل، مکتب، سرک ،کفن  وقرض ميت وغيره کارهاي عام المنفعه مصرف کرده نميتواند.اگر به شخص مستحقي داده شود و خود آن به اختيار خود در امور خيريه مصرف کند صحت دارد . براي غير مسلمان دادن زکات درست نيست. دادن زکات به اصول وفروع خود شخص( به پدر، مادر، پدر کلان، پدرمادر، بي بي ، پسر، دختر، نواسه ها و نبيره ها) جايز نيست وبه ديگر خويشاوندان از قبيل خواهر برادر، کاکا، ماما وغيره در صورت مستحق بودن وعدم شركت در مصارف وخرچ بازکات دهنده  ، جايز است. همسر زکات خود را به همسر خود داده نميتواند. کسي که مالک نصاب باشد گرفتن زکات بر وي درست نيست . محل مصرف زکات محل وجود وپيدانمودن همان مال است.  به مصرف زکات وصدقات از همه مقدمتر اقارب وخويشاوندان خود شخص اند. انتقال زکات از يک منطقه به منطقه ديگر کراهيت دارد مگر براي اقارب يا اهل آن منطقه اي که محتاج تر باشند.

صدقه فطر: بر کسي که صاحب نصاب بوده در حاليکه زايد از مسکن و از اسباب واساس خانه و وسيله سواري وغيره ضروريات آن باشد واجب است از جاي خود و اطفال فقير خود صدقه فطر را اداء نمايد. اگر از  جاي اطفال غني وفرزندان بالغه وهمسر خويش بپردازد صحت داشته ومأجور است. وقت وجوب آن صبح عيد رمضان بوده اگر قبل از صبح عيد پرداخت نمايد  رواست  ومقدار آن از گندم دو کيلو از  جو وخرما و کشمش

 حدود چهار کيلو ميباشد. قيمت آن را نيز پرداخته مي تواند. وبر کساني بدهد که مستحق مصرف زکات اند.  صدقه فطر هرفرد به يک نفر مستحق داده شود  بهتر است.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/06/13 و ساعت 10 بعد از ظهر |

                            احکام روزه           

   ای کسانیکه ایمان آورده اید، بر شما روزه فرض شده همانگونه بر کسانی که پیش از شما بوده اند فرض بوده است،باشد که پرهیز گار شوید.  قرآن کریم سوره بقره آیه183

روزه ماه مبارک رمضان در روز دوشنبه دوم ماه شعبان سال دوم بعد از هجرت بر امت اسلامی فرض گردید تا با انجام این فریضه، رضایت الله را به دست آورده و مورد فضل ورحمتش قرار گرفته وزندگی را بر پایه صبر، صداقت، مواسات، اخلاص و اعتقاد راسخ بر الله جل جلاله وآگاهی از حال فقراء، سپری نمایند.

تعریف صوم: در زبان عربی بمعنای امساک وخود داری است ودر اصطلاح فقهی ترک خوردن و آشامیدن و روابط زنا شوئی و چیزهای که روزه را باطل میکند از طلوع  صبح صادق تا غروب کامل آفتاب به نیت تقرب ونزدیکی به الله جل جلاله از اهل(مسلمان ،عاقل وبالغ) آن ، میباشد.

شروط وجوب روزه:1 - اسلام 2- بلوغ 3- عقل.

شروط وجوب اداء:  1- صحت 2- اقامت.

شروط صحت روزه: 1- نیت. 2- پاک بودن از عادت ماهانه ونفاس برای زنان. 3- دوری جستن از آنجه باعث فساد روزه میشود.

نکته: در روزه رمضان ونذر معین ونفل نیت روزه ، از شب تا قبل از نصف روز صحت پیدا میکند و در روزه های قضائی وکفارات ونذر مطلق باید در شب نیت شود.

نیت:عبارت از اراده قلبی برای روزه گرفتن. و برای هر روز جدا گانه نیت شود وتلفظ آن بر زبان سنت است. مثلا بگوید:«نیت کردم  که فردا برای رضا الله جل جلاله روزه باشم، روزه ماه رمضان از صبح صادق تا به شام .»

انواع روزه:1- فرض: مانند روزه رمضان ادایی وقضایی وکفارات. 2-واجب: مانند نذر معین ومطلق.3-      سنت:مانند روزه روز تاسوعا وعاشورا،ایام بیض(13،14،15هر ماه قمری)، روزهای دوشنبه و پنجشنبه....

A

4- مکروه: روزاول عید روزه وقربان وسه روز بعد از روز اول عید قربان

 (ایام تشریق) و روزه یوم شک به نیت واجب آخر.

سنت های روزه و آداب آن:

1- سحری نمودن: اگر چه با جرعۀ آبی باشد.«سحری نمائید که در سحرها

بر کت نهفته است» حدیث شریف.

2- تعجیل نمودن در افطار: بعد از اطمینان به غروب آفتاب وپدیدار شدن

علامات شب در طرف آفتاب بر آمد قبل از ادائی نماز شام. «همیشه مردم

 به خیر اند تا زمانیکه عجله در افطار نمایند».

3-خواندن دعا بعد از افطار :اللهم لک صمت وعلی رزقک افطرت حدیث شریف).

4-افطاری دادن: اگر چه با دانه خرما ویا جرعه آبی باشد.

5- غسل از حیض،نفاس و جنابت قبل از طلوع صبح صادق.

6- باز داشتن زبان وجوارح از سخنان بیهوده «کسی که سخن باطل وعمل

 به آن را ترک نکرد خدا را بر آن حاجتی نیست که خوردنی ها و آشامیدنی

 هایش را ترک نماید». حدیث شریف.

7- اشتغال به علم آموزی، تلاوت قرآن کریم، خواندن اذکا رو اوراد ودرود

 بر نبی کریم صلی الله علیه وسلم.

8- نشستن به اعتکاف (مردان در مسجد وزنان به محل مخصوصی درخانه

 خود) به ویژه در دهه اخیر رمضان.

9- ترک آنچه سبب ایجاد شهوت میگردد.

10- توسعه در مصارف اهل وخانواده و احسان بر خویشاوندان وصدقه

دادن به فقراء وحاجت مندان.

مکروهات روزه:1- جویدن سقز.2- چشیدن غذا وغیره بدون عذر بشرط

 عدم بلعیدن آب دهان. 3- جمع نمودن آب دهن وبعد بلعیدن آن.4- بوسیدن

 هسرخود و آنچه از مقدمات جماع است خصوصا برکسی که به خوداطمینان

 ندارد. 5- آنچه باعث ضعف وناتوانی در گرفتن روزه شود مثل حجامت و

 خون گرفتن. 6- زیاد شستن دهان وبینی درصورتیکه آب رامدتی دردهان

 خود نگهدارد. 7- پیاپی روزه گرفتن چند روزبدون افطاردراول شب.

 

عذرهای که خوردن روزه را مباح میگرداند:

1- سفر: برای مسافر مباح است روزه خود را بخورد وبعدا قضاء بیاورد اگرچه روزه گرفتن بهتر است.

 2-مرض: اگر روزه گرفتن برای مریض زیان داشت ویا بر خود از افزونی ویا طولانی شدن مرض بیم داشته باشد. 3- زن باردار وشیر دهنده: اگر روزه گرفتن به خودش ویا طفل آن ضرر داشته باشد.

 4- شیخ فانی: بر پیر مرد ویا پیر زنی که تاب وتوان روزه گرفتن را نداشته باشند افطار نمایند و عوض هر روز یک مسکین را دو نوبت از اوسط غذای خود طعام داده ویا در مقابل هر روز نصف صاع از گندم ویا یک صاع از جو ویا خرما ویا قیمت آن را به مساکین فدیه دهد(نصف صاع تقریبا برابر به دو کیلواست).

5- گرسنگی وتشنگی: کسی که بر وی گرسنگی سخت ویا تشنگی سختی روی میدهد بر گمان وی چنین غالب میگردد اگر روزه خود را نخورد سبب هلاکت ویا از دست دادن حواسش میگردد.

اشیاء که روزه را فاسد نمیگرداند:

1- به فراموشی خوردن ویا آشامیدن. 2- به فراموشی جماع وعمل جنسی را انجام دادن.3- به چشم سرمه ویا قطره چکاندن. 4- حجامت ویا خون گرفتن. 5- مسواک زدن(در روز ودر حال روزه از خمیر دندان با برس اجتناب شود) 6- شستن دهان و بینی. 7- آب بازی و غسل کردن. 8- بخارهای که امکان پرهیز از آن وجود ندارد مانند گرد و غبار ودود. 9- قی یا باز آوردن غیر ارادی بشرط اینکه آنچه وارد دهان شده فرو نبرد. 10- احتلام شدن در روز و یا باقیماندن در حال جنابت از شب به روز. اگر چه خلاف سنت است. 11- بلعیدن آن چه بین دندان ها است اگر کمتر از یک نخود باشد بشرط اینکه از دهان خود بیرون نیاورد وبعدا بخورد. 12- بوئیدن گل،عطر وغیره. 13- چرب نمودن دست وصورت.

چیز های که روزه را فاسد میکند وکفاره واجب نمشود و فقط باید قضاء بیاورد:

1- روزه دار به جهت عذری از عذرهای شرعی مانند سفر،بیماری حیض،نفاس  و...  روزه خود را افطار کند.

2- روزه دار چیزی را خورد که عادتا خورده نمیشود مثل کاغذ،پنبه ،هسته خرما و...

3- بلعیدن سنگ ریزه،آهن، طلا،نقره، سرب و... .

4- روزه دار بزور واکراه بر خوردن وآشامیدن و ادار ساخته شده وخورد ویا آشامید.

5- اگر روزه دار به خطا چیزی را خورد بگمان اینکه شب باقی است در حالیکه صبح صادق طلوع کرده ویا  شام شده د رحالیکه هنوز وقت شام داخل نگردیده است.

6- دروقت شستن دهن وبینی آنقدر مبالغه کرد که آب به سوی شکمش سبقت گرفت.

7- به قصد قی کردن در حالت پوری دهان.

8- چیزی را به قصد خورد بعد از اینکه به فراموشی خورده بوده است بگمان اینکه به خوردن فراموشی روزه اش باطل شده است.

9- در بین دندان هایش چیزی از طعام به اندازه یک نخود باقی مانده پس آن را بلعید.

10- بلعیدن آب دهن کسی که دوست ورفیق آن نباشد.

11- اگر در گوش وبینی دوا یا روغن چکانیده شود.

12- جراحتی را در شکم یا دماغ خویش تداوی نمود پس اثر آن دوا به شکم یا دماغ رسید.

13- استمناء(جلق زدن) و بوسیدن همسر خود که با انزال منی همراه گردد.

نکته: اگر کسی روزه اش به سببی از اسباب فوق فاسد میگردد بر وی واجب است که در باقی روز از خوردن و آشامیدن به جهت تعظیم رمضان المبارک خود داری نمایند.

آنچه روزه را فاسد میکند قضاء وکفاره باهم لازم میشود:

1- وقتی به قصد چیزی را بخورد که شامل مواد خوراکی وطبع به آن مایل باشد.

2- روزه دار وقتی دوایی را به دون عذر شرعی خورد.

3- روزه دار، آب ویا آشامیدنی دیگری را نوشید.

4- روزه دار جماع کرد در حالیکه بر روزه خویش آگاهی داشت(التقای ختانین در حکم جماع است).

5- سیگار و چلیم وغیره را دود کردن.

6- بلعیدن بزاق یا آب دهن همسر ودوست ورفیق خود.

کفاره به ترتیب آتی واجب است:

1- آزاد ساختن برده (غلام) چه مؤمن ویا غیر مؤمن باشد.

2- روزه گرفتن  دوماه پیاپی که در میان آنها روزهای عید و تشریق نباشد.

3- اطعام دادن شصت مسکین در دونوبت (چاشت وشب) از غذای متوسط که عادتا خودش میخورد.

 

 

وقت اذان صبح وشام ماه رمضان سال 1430به افق شهر هرات وحومه

ایام

رمضان

اسد

صبح

شام

شنبه

1

31

4:21

7:09

یکشنبه

2

سنبله

4:22

7:08

دوشنبه

3

2

4:23

7:07

سه شنبه

4

3

4:24

7:06

چهارشنبه

5

4

4:25

7:04

پنجشنبه

6

5

4:26

7:03

جمعه

7

6

4:27

7:02

شنبه

8

7

4:28

7:01

یکشنبه

9

8

4:29

6:59

دوشنبه

10

9

4:30

6:58

سه شنبه

11

10

4:31

6:57

چهارشنبه

12

11

4:32

6:55

پنجشنبه

13

12

4:33

6:54

جمعه

14

13

4:34

6:52

شنبه

15

14

4:35

6:51

یکشنبه

16

15

4:36

6:50

دوشنبه

17

16

4:37

6:48

سه شنبه

18

17

4:38

6:47

چهارشنبه

19

18

4:38

6:46

پنجشنبه

20

19

4:39

6:44

جمعه

21

20

4:40

6:43

شنبه

22

21

4:41

6:41

یکشنبه

23

22

4:42

6:40

دوشنبه

24

23

4:43

6:38

سه شنبه

25

24

4:44

6:37

چهارشنبه

26

25

4:44

6:36

پنجشنبه

27

26

4:45

6:34

جمعه

28

27

4:46

6:33

شنبه

29

28

4:47

6:31

یکشنبه

30

29

4:48

6:30

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/05/30 و ساعت 11 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه موعظه های دينی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اويس قرنی رحمه الله  هرات - افغانستان مورخ 9/5/1388  برابر 9 شعبان 1430

فضايل شعبان

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [آل عمران:31] أخرج النسائي وغيره بسند حسن عن أسامة بن زيد قال: قلت: يا رسول الله ، لم أرك تصوم شهرًا من الشهور ما تصوم من شعبان! فقال: ((ذلك شهر يغفل عنه الناس بين رجب ورمضان، وهو شهر ترفع فيه الأعمال إلى رب العالمين، فأحب أن يرفع عملي وأنا صائم))،                                                                    

ای مؤمنین !کامیابی وبدست آوردن رضایت الله در اطاعت ازر سول کریم صلی الله علیه وسلم میباشد ودر آیِه متلوه الله پاک می فرماید:  بگو: اگر شما خدا را دوست دارید ورضایت اورا می طلبید پس پیروی واطاعت من ( رسول الله) را بنمایید  وخدا به شما پاداش می دهد وگناهان شما را می آمرزد وخداوند بزرگ هم آمرزنده ومهربان است. آیه متذکره بیانگر اینست که رضایت الله منوط به اطاعت از پیامبر بزر گوار بشریت صلی الله علیه وسلم است لذا عبادتی  در نزد الله ثواب وپاداش دارد که برگرفته  ازروش رسول کریم صلی الله علیه وسلم باشد  وهر آنچه مخالفت باسنت رسو ل الله باشد ، اگر چه در ظاهر عبادت با شد ولی در اصل  ضلالت است . برماست که با توجه به سنت های حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم درین برهه اززمان که همه جا را بدعت وخرافات فرا گرفته است ، خودرا در سیرت وصورت با رسول الله صلی الله علیه وسلم  وفق داده تا به کمال سعادت نایل گردیم . لذا درماه شعبان نیز باید از هر بدعتی گریزان بود ه وبا تمسک به سنت های پیامبر اسلام  به زندگی خویش سر وسامان بدهیم . وقتی در سیره ایشان مراجعه نماییم یکی از کار های رسول الله در ین ماه روزه گرفتن را می یابیم که درین ماه رسول لله بیش از دیگر ماها روزه می گرفتند . در حدیثی که امام نسایی از حضرت اسامه پسر زید روایت می نماید .حضرت اسامه از رسو الله صلی الله علیه وسلم سوال می نماید که یا رسوالله صلی الله علیه وسلم! من شما را در ما ه دیگر به اندازه ماه شعبان ندیدم که روزه بگیرید ؟ فرمودند: این ماهی که بین رجب ورمضان است مردم از آن بی خبر اند ،  اين ماهی است که اعمال صالحه بسوی پرورد گار جهانیان برده می شود . ومن دوست دارم که اعمالم در حالی بحضور الله عرضه شود که من روزه دار باشم . درین حدیث بدو فضیلت توجه شده اول بی خبری وغفلت مردم ازعبادت درین ماه ودوم بلند رفتن اعمال بسوی خدا ورسول کریم صلی الله علیه وسلم معصوم بودند واین اعمال را برای شکران بر نعمات الهی و اینکه درسی به امت باشد انجام می دادندند  . تا اینکه امت در حالت غفلت دیگران به عبادت   بپردازند تا در عبادت شان ریایی نیاید وباعث حبطه عمل نگردد. ودیگر اینکه رسول الله درین ماه بیشتر از ماهای دیگر روزه میگرفتند وحتی از واج مطهرات میفرمایند که ما به این فکر می شدیم که رسول الله همه ماه راروزه داشتند . وپیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم بر کسانیکه در ماهای دیگر بروفق سنت ((او وآخر وایام بیض (سیزده وچهارده وپانزده هر ماه ) وروزهای دوشنبه وپنجشنبه هر هفته)) روزه نمی گیرند ازپانزده شعبان به بعد منع نمودند که روزه بگیرند . تااینکه تأثیرات رمضان را بیشتر احساس نمایند  زیرا ثواب بیشتر درگرو مشقات بیشتر است . ونیزروزه گرفتن یک یادوروز قبل از رمضان به پیشواز رمضان را نیز منع قراداده اند. زیرا آنحضرت صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((لا تقدموا رمضان بصوم يوم أو يومين إلا رجل كان يصوم صومًا فليصمه)) متفق عليه. به پیشواز رمضان به یک یا دوروز روزه گرفتن نروید  مگر کسی که روزه ه دارد روزه ای را( روزه های سنت ) آن پس می تواندروزه  بگیرد.مسأله دیگر درین ماه مسأله شب برات یا نیمه شعبان است که در حدیث صحیحی بدین مضمون آمده .  عن أبي بكر رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ((يطّلع الله تبارك وتعالى إلى خلقه ليلة النصف من شعبان، فيغفر لجميع خلقه إلا لمشرك أو مُشاحن))، رواه طبرانی حضرت ابی بکر صدیق ازجناب سرور کاینات روایت می نمایند که فرمودند:الله تبارک وتعالی در شب نیمه شعبان برخلق خود طلوع می نماید ، جمیع خلق خودرا می آمرزد مگر مشرک ومشاحن.این حدیث اولا بیانگر مغفرت عمومی مردم است چنانچه در حدیث که ابن ماجه از ام المؤمنین حضرت عایشه روایت می نماید می فرماید ک که رسول الله درشب نوبتم  کم نمودم وایشان جستجو نمودم ودر جنت البقیع( زیارت مردم مدینه) یافتم وبر من کفتند (( ....ان الله تعالی ینزل لیلة  النصف من شعبان الی السماء الدنیا فیغفر لاکثر من عدد شعر غنم کلب)).... یعنی الله تعالی درشب نیمه شعبان به آسمان دنیا نزول (بلاکیف ) می نماید وبشتر از شمارش موی های گوسفندان قبیله بنی کلب از مردم را می آمرزد وعفو میکند.اللهم اجعلنا من المغفورین والمعفووین . اما نکته مهم عدم عفو مشرکین است .آنانیکه غیر از خدا را عبادت می نمایند  وبرخدا شرک روا میدارند و پیروی از طاغوت می نمایند ونفس وهوای خودرا بر خود خدا قرا داده اند که تابع آن می باشند. شرک به خدا آنقدر  ظلم بزرگی است که احتمال عفو هر نوع گناهی در میدان محشر است مگر اینکه انسان نعوذبالله باشرک وکفر ازدنیا برود. وبت های زمان ما هم که عصبیت وگروه پرستی است هم فراموش ننمایید که هم نوعی شرک است  وحضرت ابراهیم عليه السلام  دعا می نمودند: ((واجنبني وبنيّ أن نعبد الأصنام ))من اولادانم را از عبادت بت ها دور نگه دار... زیرا : ((رب انهن أضللن كثيراً من الناس )). پروردگارا این بسیاری ازمردم را کمراه نمودند. حضرت ابراهیم تیمی میفرماید : کیست ایمن از بلاء بعد از ابراهیم ؟ پس ایمن از وقوع در شرک نیست  مگر کسیکه جاهل باشد واخلاص را نداند. ازین جهت آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند:   ((أخوف ما أخاف عليكم الشرك الأصغر، فسئل عنه؟ فقال: الرياء)) بیشترین چیزیکه من  از آن بر شما ترس دارم شرک اصغر است ،از شرک اصغر پرسیده شده که چیست؟ فرمودند : ریاء . اللهم رزقنا الاخلاص واجنبنا من الریاء. وگروهی دیگری که مورد عفو قرار نمی گیرد مشاحن وکسانی است که قطع صله رحم رامی نمایند در صحیح المسلم از حضرت ابی هریرة مرفوعا روایت است : ((تفتح أبواب الجنة يوم الاثنين والخميس، فيغفر لكل عبد لا يشرك بالله شيئا إلا رجلا كانت بينه وبين أخيه شحناء فيقول: انظروا هذين حتى يصطلحا))، روز دوشنبه وپنجشنبه دروازه های بهشت باز می شود برای هر بنده که به خداشرک نیاورده باشد آمرزیده می شود مگر کسی که بین او برادر او کینه های باشد .گفته می شود این دورا به حال شان رها نمایید تا که با هم صلح وآشتی نمایند. وخداوند بزرگ مؤمنین را در قرآن چنین توصیف نموده است: ((ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلاً للذين ءامنوا ربنا إنك رؤوف رحيم )). پروردگارا برای ما وبرادران م که ازما سبقت به ایمان جستند ،بیامرز ودر قلبهای ما برای کسانیکه ایمان آورده اند  غل وکینه وحسدی راجای مده . پروردگارا  تو  رئوف ومهربانی . لذا اگر می خواهیم مورد عفو الله جل جلاله قرار گیریم واعمال ما معلق نبا شد ومورد پذیرش خدا قرار گیرد اگر خدای ناخواسته با هر گسی از برادران مسلمان خو د مشکلی داریم باید حل نماییم وتسلیم امر خدا ورسولش شویم که با پذیرفتن حکم خدا ورسول او همه چیز حل است .  ودر باره روزه روز نیمه شعبان وزنده داری شب آن حدیثی به روایت سیدنا علی داریم که بروایت ابن ماجه می فرمایند: (( اذا کانت لیلة النصف من شعبان فقوموا لیلتها وصوموا یومها ، فان الله ینزل فیها لغروب الشمس  الی السماء الدنیا فیقول الا من مستغفر فاغفر له الامسترزق فارزقه الا مبتلی فاعافیه الا کذا الاکذا حتی یطلع الفجر)) وقتیکه نیمه شعبان فرا رسد شب آنرا با عبادت وروز آنرا با روزه سپری نمایید زیرا الله جل جلاله در وقت غروب آفتاب همان شب در آسمان دنیا فرود می آید(بلاکیف) ومی فرماید  هر که طلب مغفرت نماید مورد مغفرت وهر که طلب روزی نماید به وی روزی وهر مبتلی طلب عافیت نماید بروی عافیت داده می شود ...تا وقت طلوع صبح.در اخیر از الله پاک استدعادارم که برمن وشما توفیق فرماید که بر وفق دستور او ورسولش اورا عبادت نماییم  واعمال مارااز ریاء وسمعه  دور دارد ودر همچو شب های متبرکی مارا در لست عفوشدگان ثبت نماید

الهم انك عفو تحب العفو فاعف عنا.

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1388/05/10 و ساعت 0 قبل از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح ) 24رجب1430 برابربه26سرطان1388

ا رمغان هاي معراج رسول الله صلي الله علیه وسلم

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالی ((سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ  ( ( الإسراء : 1 ) منزه است آن [خدايى] كه بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم سير داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم كه او همان شنواى بيناست قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ((لما عُرِج بي مررت بقوم لهم أظفار من نحاس يَخْمِشُون وجوههم وصدورهم، فقلت: من هؤلاء يا جبريل؟ قال: هؤلاء الذين يأكلون لحوم الناس، ويقعون في أعراضهم)) أخرجه أبو داود

برارادران و خواهران خود وشمارا توصیه به تقوی الهی می نمایم

 

اسری  ومعراج از جمله معجزات مهم پیامبر معظم اسلام است که لغت اسر از سری به معنی شب رفتن که الله جل جلاله پیامبر خود را درشبی از مکه معظمه به مسجد اقصی دربیت المقدس بد که درنص صریح قرآن آیه اول سوره مبارکه اسری ثابت شده است. ومعراج از عروج کرفته شده است که الله جل جلا له پیامبر خودر ا ا زمسجد اقصی به آسمانها برده که به احادیث صحیحه وآیه مبارکه  ((( ولقد رآه نَزْلةً أُخْرَى عِنْدَ سِدْرَةِ المُنْتَهَى عِنْدَهَا جَنَّةُ المَأْوَى إذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى مَا زَاغَ البَصَرُ وَمَا طَغَى لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ) ( النجم: 13 ـ 18 ) )) و قطعا بار ديگرى هم او را (جبرئيل) ديده است نزديك سدرالمنتهى در همان جا كه جنة‏الماوى است آنگاه كه درخت‏سدر را آنچه پوشيده بود پوشيده بود ديده [اش] منحرف نگشت و [از حد] در نگذشتبه راستى كه [برخى] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد. که در قول صحیح اسراء ومعراج رسول معظم اسلام باجسم وروح بوده است و منکر از اسراء کافر واز معراج با احادیث صحیح  ثابت به منکرآن فاسق گفته می شود. زیرا ز لفظ ((عبد)) درآیه قرآن ثبوت این است که به جسم روح رفتن رسول الله ثابت می شود ودیگر اینکه مخالفت مردم مشرک آن زمان مکه دلیل رفتن بجسم وروح است اگر رسول خدامی گفتند که من در خواب سفری از مسجد الحرام به مسجد اقصی واز آنجا به آسمان ها داشتم سبب انکار مردم مشرک این قدر نمی شد. ودیگر اینکه قدرت خدای تعالی است  که به بنده خود وحبیب خود نشان داد تا قدرت خارالعاده ای ومعجزه بر پیامبرش باشد.

  در تاریخ وزمان وقوع آن اختلاف است وتاریخ صیحیح سفر معراج د رروایات صحیحه ذکر نشده بلکه قول مشهور مه از امام نوی رحمه الله نقل شده شب بیست وهفتم رجب بوده البته قبل از هجرت وبعد از رحلت خدیجة الکبری همسر گرامی رسول خدا وعم شامن ابوطالب وعدم پذیرفتن دعوت رسول خدا توسط مردم طائف واخراج رسول خدا از شهر طائف د رحالت سنگ باران نمودن تا جایکه کفش های رسول الله مملو ازخون شد. اما چرا این سفر قبل از هجرت به وقوع پیوست ؟ تا رسول خدا بعد از عام الحزن( سال غم اندوه) که در مکه معظمه متحمل شده بودن ثبات بیشتری بیابند تا بتوانند در مقابل جبهه بت پرستی وشرک د رحجاز وجبهه آتش پرستی د رفارس وجبهه نصرانیت منحرف د رروم وجبهه خائن ومحرف یهودیت در مدینه مقابله فرمایند وبا حوصله مندی کامل دعوت الی الله را به پیش بررند وآیات خدا را مشاهده نمایند و. چنانچه سید ناموسی علیه السلام نیز در وقت بازگشت از مدین د رمسیر راه در وقت ارسالش به جانب فرعونی که اناربکم الاعلی را سر می داد با دیدن نشانه های الهی د رمقابله جبهه فرعون فرستاده شد چنانچه الله جل جلاله می فرماید:{وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى* قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى* قَالَ أَلْقِهَا يَا مُوسَى* فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى* قَالَ خُذْهَا وَلاَ تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الأُولَى* وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى* لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَىاذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى }و اى موسى در دست راست تو چيست گفت اين عصاى من است بر آن تكيه مى‏دهم و با آن براى گوسفندانم برگ مى تكانم و كارهاى ديگرى هم براى من از آن برمى‏آيد فرمود اى موسى آن را بينداز پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد كه به سرعت مى‏خزيد فرمود آن را بگير و مترس به زودى آن را به حال نخستينش بازخواهيم گردانيد و دست‏خود را به پهلويت ببر سپيد بى‏گزند برمى‏آيد [اين] معجزه‏اى ديگر است تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمايانيم به سوى فرعون برو كه او به سركشى برخاسته است((أيه 17- 24سوره طه)) پیامیر اسلام هم در سفر معراج رفت تا نشا نه هاي قدرت الهی را مشاهده نما ید.(( لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا)) وار مغان های این سفر را می توا ن در چند مورد اتی خلا صه نمود

1-  قیادت عامه وجهان شمو ل رسول کریم صلی الله علیه وسلم بر همه جهان.

2-  قیادت پیامبر اسلام ر همه انبیاء الهی با امامتی که به ایشان داد.

3- اتصال همه اهل ادیان آسمانی وایجاد عدالت اجتماعی در میان امت.

4- بزرگترین  هدیه فرض شدن پنج وقت نماز برامت مسلمه که یقینا معراج روحی برای هرمؤ من است. ود رحدیث قدسی رسول معظم اسلام می فرمایند. (( "قسمت الصلاة بيني وبين عبدي قسمين، ولعبدي ما سأل، فإذا قال عبدي: الحمد لله رب العالمين قال الله تعالى حمدني عبدي، فإذا قال الرحمن الرحيم، قال تعالى أثنى علي عبدي، فإذا قال مالك يوم الدين قال الله تعالى مجّدني عبدي، فإذا قال إياك نعبد وإياك نستعين، قال الله تعالى هذا بيني وبين عبدي، ولعبدي ما سأل، فإذا قال اهدنا الصراط المستقيم إلى آخر الفاتحة، قال الله تعالى هذا لعبدي ولعبدي ما سأل"..))

و هدف از تجليل اين سفر مهم رسول معظم اسلام اول اهتمام به سنت روش شان است وثانیا اهمیت قدس ومسجد الاقصی برای امت مسلمه  قبله اول مسلمین  جاییکه امروز در اشغال دشمنان رسول خدا است  ومور د پشتیبانی طاغوت وطاغوتیان قراردارد سرزمین ناب اسلامی که همه اش برکت وفضل است به دست دشمنی قرار گرفته که هیچ حقی را دران سرزمین ندارد  وکسانیکه در مقابل آن مبارزه وجهاد می نماید به شهادت پیامبر وامام الانبیاء قدس بر حق ومورد تأیید اند چنانچه  در حدیثی رسول معظم اسلام می فرمایند: ((وكما روى الإمام أحمد والطبراني، عن أبي أمامة الباهلي رضي الله عنه أنه صلى الله عليه وسلم قال: "لا تزال طائفة من أمتي على الحق ظاهرين، لعدوهم قاهرين، لا يضرهم من خالفهم إلا ما أصابهم من لأواء، حتى يأتي أمر الله وهم على ذلك، قالوا يا رسول الله وأين هم؟ قال ببيت المقدس وأكناف بيت المقدس".)) همیشه گروهی ازامت من درحق بوده  بر دشمنان خود قاهر اند وبرایشان ضرر رسانده نمي تواند كسانيكه برایشان مخالفت نماید مگر انچه برایشان مشکلات زندگی فشار بیاورد. تااینکه امر الله بایشان برسد وايشان برهمين حالت اند پرسیدند ایشان در کجا یند ؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند ایشان د ربیت المقدس واطراف آن اند.

اللهم انصرهم وجعلنا منهم ووفقهم ووفقنا لخدمت دينا وقبلتنا الاول
+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/04/26 و ساعت 10 بعد از ظهر |

حجابهای ده گانه میان بنده و پروردگار

حجاب اول:  جهل نسبت به پروردگار : یعنی اینکه بنده، خداوند خود را به درستی نشناسد یا اینکه درک اشتباهی از او در ذهن داشته باشد. بدیهی است هرچه الله را بیشتر بشناسی، او را بیشتر دوست خواهی داشت ضخیم‏ ترین حجاب میان بنده و پروردگار همین عدم شناخت نسبت به خداوند است، و انسان، دشمن آن چیزی است که نمی‏شناسد. کسانی که خداوند را نمی‏شناسند معصیت او را می‏کنند. و کسانی که پروردگار را نمی‏شناسند به جای او شیطان را پرستش می‏کنند.به همین دلیل خداوند قبل از هر چیز مومنان را به علم و شناخت نسبت به خود دعوت کرده است دوای این جهل این است که الله را آنگونه که شایسته است بشناسی. آنگاه که او را شناختی خواهی توانست حقیقت توبه را به دست آوری.حضرت شعیب عليه السلام خطاب به قومش چنین فرمود:از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد. پروردگار من مهربان و دوستدار است. (هود90)

حجاب دوم: بدعت: هرآنکه در دین خداوند نوآوری می‏کند با این بدعت و نوآوری، میان خود و الله پرده و حجابی به وجود می‏آورد. این حجاب تا وقتی که شخص، دست از بدعت خود بکشد همچنان وجود خواهد داشت.پیامبر ما صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید:هر که در این امر ما (یعنی دین) آنچه را که از آن نیست نو پدید آورد، این کار او مردود است» متفق علیه»
هر کار نیک دو شرط دارد:

اول: اخلاص. یعنی اینکه آن کار صرفا بدون هیچ شریکی برای خداوند باشد.

دوم: متابعت و پیروی: یعنی اینکه کار نیک بر اساس روش رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد.

مبتدع (یعنی شخص نوآور در دین) خداوند را بر اساس دلخواه خود عبادت نموده نه بر اساسی که خداوند خواسته است، و هوای نفس و دلخواه انسان حجابی است بین بنده و پروردگار. باید دانست که شخص اهل بدعت، بدتر از شخص گناهکار است زیرا شخص گناهکار خود را مقصر می‏داند اما شخص اهل بدعت کار خود را خوب دانسته و چه بسا به شدت از آن دفاع کرده و آن را عامل نزدیکی به خداوند می‏داند!
حجاب سوم: گناهان کبیره‏ی دروني: كه این گناهان، بسیار هستند؛ به مانند تکبر و فخر فروشی و غرور. گناهان کبیره‏ی درونی و پنهان بدتر از گناهان ظاهری‏اند. یعنی بدتر از زنا و نوشیدن خمر و دزدی، زیرا در صورتی که این گونه گناهان پنهان در قلب انسان بنشیند، تبدیل به حجاب و مانعی می‏شود میان بنده و پروردگار.راه رسیدن به خداوند توسط قلب طی می‏شود ونه بوسیله‏ی پاها و این گناهان بزرگ قلبی، به مانند راهزنان مسيرخداشناسي وثقوي اند.

حجاب چهارم: گناهان کبیره ی آشکار: به مانند دزدی و نوشیدن خمر و دیگر گناهان بزرگ ظاهري برادر و خواهرم... اینجا توجه به این نکته ضروری است که هیچ‏ گناه صغیره‏ای با پافشاری بر آن دیگر گناه صغیره نیست بلکه تبدیل به گناه کبیره می‏شود. از سوی دیگر هیچ گناه کبیره‏ای با توبه و بازگشت دیگر گناه کبیره نیست. بطور کلی هر گناه صغیره‏ای با چند عامل آتی تبدیل به گناه کبیره می‏شود.

1- پافشاری و ادامه دادن گناه: مثلا اگر شخصی عادت به نگاه کردن به زنان و دختران بیگانه داشته باشد. با وجود آنکه چشم چرانی یا همان «زنای چشم» از زنای کامل کوچکتر است اما در صورت ادامه یافتن، این گناه تبدیل به گناه کبیره خواهد شد.
2- کوچک شمردن گناه : مثلا اگر به برخی از معتادان بگویی: از خدا بترس، دخانیات بخاطر ضرر و زیانی که دارد بعضی مکروه تحریمه وبرخی حرام است... او در پاسخ خواهد گفت: این گناه بزرگی نیست، خدا مهربان است!!

3- خوشحال شدن از انجام گناه: گاه بعضی از اشخاص گناهکار را می‏بینی که از انجام گناه شادند یا اینکه تظاهر به خوشحالی می‏کنند. باید در نظر داشت که شاد شدن از انجام گناه از خود گناه نیز بزرگتر است. زيرا الله تبارك وتعالي مي فرمايد: كسانى كه دوست دارند كه کارهای زشت در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع یابد، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى دردناک خواهد بود) نور: 19(
4- سهل انگاری نسبت به پوشانده شدن گناه توسط خداوند: عبدالله بن عباس رضی الله عنهما می‏گوید: «ای گناهکار! از عاقبت بد گناه ایمن مباش که با انجام گناه، بدتر از گناه به همراه آن خواهد آمد... شرم نداشتن از فرشتگانی که بر سمت راست و چپ تو هستند از خود گناه بزرگتر است... این که می‏خندی و نمی‏دانی قرار است خداوند با تو چه رفتاری داشته باشد از خود گناه بزرگتر است... و خوشحال شدن از انجام گناه از خود گناه بزرگتر است... اینکه وقتی باد پرده‏ی دروازه خانه‏ات را حرکت می‏دهد دچار ترس می‏شوی اما از اینکه خداوند تو را در حال گناه می‏بیند کمی قلبت به لرزه نمی‏آید از خود گناه بزرگتر است».
5- مجاهره: مجاهره یعنی این که شخص گناهی را شبانه انجام دهد و خداوند او را بپوشاند اما خود او پرده‏ی الهی را دریده و روز بعد گناه خود را برای دیگران بازگو نماید.

 6- اگر شخص انجام دهنده‏ی گناه صغیره، الگوی مردم باشد: تصور کن اگر کسی که بزرک وپیشوایی مردم باشد دست به گناهی کوچک بزند و به سبب الگو بودنش این کار در میان زیر دستانش نیز رواج یابد.یا در میان یک خانواده ی سرشناس پوشش غیر اسلامی عادی شود و سپس این عادت به دیگر مردم سرایت کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند«: هر که در اسلام سنت و راه و روش بدی بیاورد گناه خودش و گناه کسانی که آن کار را پس از او انجام دهند بر گردنش خواهد بود بدون آنکه از گناه دیگران چیزی کم شود .به روایت مسلم

حجاب پنجم: گناهان صغیره: گناهان صغیره به مرور بزرگ می‏شوند. چه بسا گناهان کوچکی که صاحب خود را تدریجا به عاقبت بد

 کشانده‏اند. انسان مومن گناه خود را بزرگ می‏بیند زیرا او خداوند را مراقب خود می‏بیند. مومن همانگونه که گناهان را ـ هرچند خورد ـ

 ناچیز نمی‏شمارد، همانطور نیز کار خیر را هرچند کوچک به نظر برسد، ناچیز به حساب نمی‏آورد.

حجاب ششم: شرک: این از بزرگترین و ضخیم‏ترین پرده‏هایی است که میان بنده و پروردگار حایل می‏شود. راه برداشتن این حجاب خالص گرداندن توحید است. معنای واقعی شرک همان تعلق قلب به غیر الله است. چه این تعلق در عبادت باشد و چه در محبت و یا در معانی قلبی و یا در اعمال ظاهری. هیچ چیز نزد خداوند بدتر از شرک و مشرکان نیست.

شرک انواعی دارد که از خطرناک ترین آنها شرک پنهان است. خداوند می‏فرماید:

و [ياد كن] روزى را كه همه آنان را محشور مى‏كنيم آنگاه به كسانى كه شرک آورده‏اند مى‏گوييم كجايند شريكان شما كه [آنان را شريک الله] می دانستید؟  آنگاه عذرشان جز اين نيست كه مى‏گويند به الله پروردگارمان سوگند كه ما مشرک نبوديم ببين چگونه به خود دروغ مى‏گويند و وگم گشتازایشان آنچه افترا می کردند.(.سوره انعام: 22- 24)

برادر و خواهرم. همیشه سعی در خالص نگه داشتن توحید خویش داشته باش و از خداوند سلامت از شرک را بخواه و به او پناه ببر و بگو:   { اللهم إني أعوذ بك أن أشرك بك شيئاً أعلمه وأستغفرك لما لا أعلمه } (خدایا من به تو پناه می‏برم از اینکه نسبت به تو شرکی بياورم که می‏دانم و از تو در مورد آنچه نمی‏دانم مغفرت می‏خواهم).

حجاب هفتم: زیاده روی در کارهای مباح: شاید شکم انسان حجابی شود بین او و پروردگارش. خوردن حلال است، نوشیدن نیز حلال است. اما پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: فرزند آدم هیچ ظرفی را پر نکرد که بدتر از شکم باشد»   به روایت ترمذی » هنگامی که شکم پر شود اندیشه به خواب می‏رود و اعضای بدن از فعالیت باز می‏ایستند و انسان دچار تنبلی می‏شود   .شاید لباس و رسیدن بیش از اندازه به ظاهر، حجابی شود بین بنده و خداوند. پیامبر خدا می ‏فرمایند: «نابود و بیچاره باد بنده‏ی درهم و بنده‏ی لباس زیبا(به روایت بخاری )خواب بیش از حد یا تعلق بیش از اندازه به تفریح و سرگرمی و اینگونه کارهای حلال یا مباح، ممکن است به تدریج میان بنده و خداوند فاصله ایجاد کند.

حجاب هشتم: غفلت نسبت به خداوند: غفلت هنگامی در قلب رسوخ می‏یابد که قلب از محبوب خود (سبحانه و تعالی) دور شده و در پی هوا و هوس راه گرفته و شیطان را به دوستی بگیرد. خداند می‏فرماید اطاعت مكن :از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و كارش بر زياده‏روى است( کهف: 28)

تا این سه نور بر قلب انسان نتابد حجاب غفلت از آن کنار نخواهد رفت:

1- نور ملاحظه‏ی نعمت‏های پنهان و آشکار خداوند تا آنکه محبت خداوند متعال در قلب جای گیرد.

2- نور نگاه در اشتباهات نفس. این باعث می شود انسان به خطر نفس اماره پی برده و با شناخت کاستی‏های آن، عظمت و کمال پروردگار را درک نماید.

3- نور مراقبت گذر روزها و از دست رفتن فرصت. تا آنکه انسان با درک کم بودن فرصت و ارزش وقت و عمر، تمام تلاش خود را برای استفاده از این تنها فرصت باقی مانده به کار گیرد.

این نورهای سه گانه سبب بیدار ماندن همیشگی قلب شده و باعث می‏شود بنده همچنان در طاعت پروردگار تلاش نماید تا آنکه نور خداوند بر قلب وی تابیدن گرفته و حجاب غفلت به طور کامل از آن برچیده شود.

حجاب نهم: عادت‏ها و سنت‏ها و عرف‏های اشتباه: برخی از انسان ها اسیر عادت‏های بد خود و یا سنت های اشتباه و عرف های غلط جامعه‏ی خویش‏اند. بسیاری را می‏بینی که از روی عادت سیگار می‏کشند و اسیر این عادتند. برای همین است که اولین راه رسیدن به خداوند کنار نهادن عادت‏هاست. انسان‏ها بنده‏ی عادت های خوداند و برای آنکه بنده‏ی خالص خداوند گردند باید از بندگی هر چیز دیگری رهایی یابد. (منظور وقتی است که عادت بر شریعت خداوند برتری یابد و آن را زیر پا نهد).

حجاب دهم: حجاب انسان های تلاشگری که از هدف حقیقی غافل می‏مانند: این حجابی است که معمولا انسان های پایبند به دین دچار آن می‏شوند. پیش می‏آید که شخصی در راه خداوند تلاش می‏کند و این عمل خود را بزرگ می‏بیند و خود این باعث ایجاد حجابی میان او و پروردگار می‏شود.بر بنده لازم است که هیچ‏گاه به عمل خود دلخوش نشود و همیشه میان دل‏خوشی به منت پروردگار، و مشاهده‏ی نقص وکوتاهی عمل خود بماند. رضایت بنده از کار و عملش نشانه‏ی «از خود راضی بودن» او و جهلش نسبت به حقیقت بندگی است. این «رضایت از خود» آفات بسیار بزرگ دیگری چون تکبر را در پی دارد.

باید این را دانست که هر چه خداوند در قلب انسان بزرگتر باشد، نفس انسان در قلبش کوچکتر می‏شود و می‏داند که همه‏ی کارهایی که در راه خداوند انجام می‏دهد در برابر عظمت و شکوه و نعمت‏های بزرگ خداوند هیچ است.

این‏ها ده پرده و حجابی هستند که میان بنده و پروردگار جدایی می‏اندازند. باید با صداقت به درون خویش نظر انداخته و ببینم چند حجاب میان ما و او فاصله انداخته و راه از بین بردن این پرده‏ها چیست.

 

از پروردگار اخلاص در گفتار و کردار و قبول اعمال را می‏خواهیم.

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وعلى آله وصحبه وسلم

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در چهارشنبه 1388/04/24 و ساعت 11 بعد از ظهر |
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) دهم رجب برابر به دوازدهم سرطان 1388

رستگاری

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا. قال الله الحلبم الکریم  : {يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله، وقولوا قولاً سديداً، يصلح لكم أعمالكم ويغفر لكم ذنوبكم ومن يطع الله ورسوله فقد فاز فوزاً عظيماً}. ا

وقاله عليه الصلاة و السلام: "إذا تبايعتم بالعينة، وأخذتم أذناب البقر، ورضيتم بالزرع، وتركتم الجهاد في سبيل الله؛ سلط الله عليكم ذلاً لا ينزعه عنكم حتى ترجعوا إلى دينكم "رواه ابو داود

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

 در آیه ای مبارکه تلاوت شده الله سبحانه وتعالی می فرماید ای کسانیکه ایمان آورده اید از خدا بیتر سید وتقوی نمایید وسخن محکم واستوار بگویید  اعمنال سده اصلاح شده ومورد مغفرت الله قرامی گیرید. وکسی که اطاعت ازخدا ورسول او بنماید  حقیقتا رستگار می گردد به رستگاری  بزرگی وعظیمی .  لذا رستگاری وسیادت زمانی نصیب انسان  میگردد که مطیع خدا ورسول او باشد. وما مسلمانها  در حالیکه ادعای اطاعت از خدا ورسول او می نماییم چرا  دچار مشگلات  فروانیم اگر دقیق شویم می توانیم  به چهار مطلب ۀتی خلاصه بداریم:

1-. بی توجهی به دستورات قرآن

اسلام و قرآن دعوت به پاکی و درستکاری و امانت و تلاش و کوشش و آگاهی و بیداری و دانش و پژوهش و اتحاد و فداکاری و... می کنند؛ اما با نهایت تاسف امروز تعلیمات اسلام و پیامبران آسمانی در بسیاری از جوامع اسلامی متروک یا نیمه متروک مانده است و ادعای اسلام و شعار پای بندی به دین غیر از التزام عملی به آن در همه شوون زندگانی است.                            

2-  فراموشی فرهنگ جهاد و تلاش و مبارزهدر راه خدا :

اسلام دین تلاش و مبارزه و کوشش و ایستادگی در برابر برنامه ها و نقشه های ضد انسانی و اخلاقی دشمنان و بدخواهان است. جامعه اسلامی برای تثبیت موقعیت خویش و دست یافتن به درمانها والای خود باید در تمام جبهه ها (فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و...) بااعتماد به اسلام ناب با تمام توان در میدان تلاش و پیشرفت حضوری پررنگ و اثرگذار داشته باشد.         

3-  استفاده نکردن از فرصت های مادی و معنوی

نشانه رشد فکر و عقلانی یک نفر و یک جامعه بهره مندی از فرصت های مادی و معنوی است. اسلام نه تنها به مسلمانان توصیه بهره مندی از تمام فرصت ها را می کند؛ بلکه آنان را به فرصت آفرینی و استفاده بهینه از فرصت های مختلف تشویق می کند. روشن است که در شرایط مختلف زمانی و مکانی، فرصت ها تفسیرهای گوناگونی پیدا می کنند و بهره برداری از آنها رمز پیشرفت و رشد بشری مناسب برای جبران عقب ماندگی هاست.                   

4- فراموشی فرهنگ اخلاص و کاربرای خدا

ارزشمندی جامعه اسلامی به این جهت است که باید همگان برمحور کار برای خدا و دستیابی به رضایت او کار و تلاش کنند. در این میدان خودخواهی و خودپرستی رنگ می بازد و روحیه خیرخواهی و دلسوزی زمینه ساز بستری مناسب برای رشد و تعالی همگانی می گردد.                               

البته می توان تمام عوامل چهارگانه را به نحوی معلول تبلیغات پرزرق و برق کشورهای به اصطلاح متمدن و توسعه یافته غربی دانست؛ چرا که بهره مندی از تجربیات علمی و فناوری پیشرفته این کشورها به گونه ای تعریف شده که ناخودآگاه و غیر مستقیم خود فراموشی و بیگانگی با فرهنگ دینی و ملی را به فکر و جان مسلمانان تزریق می کند. همانگونه که گام اول توحید حقیقی نفی تمام خدایان دروغین است، گام نخست پیشرفت و مبارزه با انحطاط، نفی عملی و همه جانبه فرهنگ های غلط و بی محتوای غرب و غرب زدگان است تا شیرینی تعالیم اسلام به کام ما بنشیند.

ودر حدیثی  که در اول خوانده شد پیامبر صای الله علیه وسلم می فرمایند:  وقتی د رمعاملات شماسود وربا وجودداشت و دنبال گاو ها برای بدست آوردن گشت وزرعودنیا رفتید  وجهاد وکوشش را ردراه خدا ترک نمودید خدا بر شما ذلال هارامساط کرده و از شما درو رنمیشود ذلت وخاری تا دوباره به طرف دین خود رجوع ننمایید. "رواه ابو داود

صلی الله تعالی وسلم  علی نبینا محمد صلی الله علیه وسلم

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در پنجشنبه 1388/04/18 و ساعت 11 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) سوم رجب برابر به چهارم سرطان 1388

اثر ایمان

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا. قال الله الحلبم الکریم  (إنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِنْدَ اللهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتابِ اللهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَواتِ والأرضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُم ذَلِكَ الدِّينُ القَيِّمُ، فَلَا تَظْلِموا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُم) (سورة التوبة : 36) تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است; كه چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا(ى الهى) است! بنابر اين، در اين ماه‏ها به خود ستم نكنيد)

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

 الله تعالی در آیه که تلاوت شد انسانهار ا بیشتر متوجه به اعمال شان بویژه در ماه های حرا م می نماید  وما هم دریکی از  ماههی حرام قرار دادریم وآن هم ماه رجب  ماهی که در تاریخ اسلام   سفر معراج ،غزوه تبوک وفتح بیت المقدس توسط صلاح الدین ایوبی در سال 583 هجری قمری یل 1187 میلا دی از دست صلبی ها راداریم  که هر کدام به نوبه بزرگترین دست آورد وارمغان را با خود داشته ودارد واکثراحادیثی که در فضیلت این ماه در بعضی کتب روایت شده محقیقین آنهار ا ضعیف می شمارند. به هرصورت از جمله ماه های حرام می باشد که درین ما ها  از ظلم به خود منع شدیم وکسی از ین ظلم نجات می یابد که مو من باشد که خدا برای مومنین چنین وعده داده است  ومی فر ماید: وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ جَنَّـٰتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا ٱلانْهَـٰرُ خَـٰلِدِينَ فِيهَا وَمَسَـٰكِنَ طَيّبَةً فِى جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوٰنٌ مّنَ ٱللَّهِ أَكْبَرُ ذٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ [التوبة: 72]. خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشتهاى جاودان (نصيب آنها ساخته); و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اينها) برتر است; و پيروزى بزرگ، همين است. واین پیروزی ور ستگاری  را با ایمان می شود به دست آورد . وایمان اثرش را بر تمام ابعاد زندگی  انسان می گذارد  که  ابن موارد را میتوان به عنوان نونه بیان کرد.

1-    هدایت برصرا ط المستقیم . 2- ایجاد اخوت . 3- با ز شدن در وازه های خیر ورحمت الهی.

آنچه  سبب به دست آوردن این مهم  میگرد عبارت است . آ- قرآن 3- سیرت نبی کریم  صلی الله علیه وسلم 4- لزوم جماعت مسلمین . 5– انجام عمل صالح.

صلی الله تعالی وسلم  علی نبینا محمد صلی الله علیه وسلم

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/04/05 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح) 26 جمادی الآخر برابر به 29جوزا 1388

آفات زبان

 

الحمد لله ذي العرش المجيد، الفعال لما يريد، أحاط بكل شيء علمًا، وهو على كل شيء شهيد، وما يلفظ من قول إلا لديه رقيب عتيد، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، هو أقرب إلى عبده من حبل الوريد. وأشهد أن سيدنا ونبينا محمدًا عبده ورسوله نشر أعلام التوحيد، صلى الله وسلم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه والتابعين ومن تبعهم بإحسان من صالح العبيد، وسلم تسليمًا كثيرًا.

أما بعد:يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى : يٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءامَنُواْ ٱجْتَنِبُواْ كَثِيراً مّنَ ٱلظَّنّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُواْ وَلاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ [الحجرات:12]. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد; و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد; تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است!

وقال رسو ل الله صلی الله علیه وسلم. قال : ((من كان يؤمن بالله واليوم الآخر، فليقل خيرا أو ليصمت ))،کسیکه ایما ن به خدا وروز اخرت داشته باشد پس سخن به نیکویی میگوید ویا خاموشمی ماند.

برادران وخواهران عزیز خود وشمارا توصيه به تقوی الهی می نمايم

دین اسلام دین ادب  ودوستی ومجبت در میان بنده والله ورسول او و همه امت در میان یکدیگر است وقتی به فرمان پروردگار ما ودستور رسولش توجه نماییم ما را متوجه به آفت های زبان این مخلوقی که به دسترس ما است می نمایند که درین جمعه به چند مورد اشارات می نمایم امید که الله جل جلاله برمن وشما توفیق عمل عنایت به فرماید:

1-    سخن لا یعنی : یعنی سخنان و مطالب که مفهموم درست نداشته ومخالف دستورات الهی  باشد زیرا رسول کرامی اسلام  در حدیث صحیحی می فرمایند:  ((من حسن إسلام المرء تركه ما لا يعنيه )). از خوبی اسلام شخص ترک سخنان بیهوده است.

2-    سخنانی که در آن معاصی باشد وسبب تشییع منکرات گردد نیز از آفات زبان است وجزای سخت باخود دارد. زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: إن الذين يحبون أن تشيع الفاحشة في الذين آمنوا لهم عذاب أليم في الدنيا والآخرة .یقینا کسانیکه دوست دراند زشتی را در میان مومنین شایع نمایند برای شان در دنیا وآخرت  عذابی سخت ودردناک است .

3-     زشت گفتن: یکی دیگر از اسباب آفت زبان زشت گویی ولعن است ورسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: (( ليس المؤمن بالطعان واللعان ولا الفاحش ولا البذيء))، مومن طعن زننده ولعن گویند وبد زبان وفحش گوی نیست.

4-    یکی دیگراز آفات زبان کثرت مزاح است  مزاحی که در آن دروغ  وسخن ناموزون باشد . انسان به سخنان شیرین که به نوعی تفریح باشد ضرورت دارد اما به شرطی که در آن خلاف نباشد.

5-    استهزاء و تمسخر: الله جل جلاله می فرماید : ويل لكل همزة لمزة [الهمزة:1]، واى بر هر عيبجوى مسخره‏كننده‏اى. که جزای انسانی که دیگران تمسخر می نماید ویا چاهی از چاه های دوزخ است .

6-    غیبت : یکی دیگر از آفات زبان غیبت است یعنی در غیاب کسی سخنی را بگوید که وقتی به آن خبر رسد خوش نشود ایه سخن را غیبت می نامند که رسول صلی الله علیه وسلم می فرمایند:

((يا معشر من آمن بلسانه ولم يدخل الإيمان قلبه لا تغتابوا المسلمين ولا تتبعوا عوراتهم فإن من تتبع عورة أخيه تتبع الله عورته ومن تتبع الله عورته يفضحه ولو في جوف بيته)) ای کسانیکه به زبان خود ایمان آورده اید وایمان در قلبتان داخل نشده  غیبت مسلمانان را نکنید  وآنچه پشیده دارند حستجوی ننمایید زیرا کسیکه پوشیده گی های براد رخودرا افشاء نماید خدا آمچه مخفی دارد آشکار اساخته ووقتی از جانب الله آشکار شد فضیحت می شود اگر چه د رشکم خانه خود هم باشد . از ظاهر حدیث مشخص است که مومن نباید غیبت برادر مسلمان خود را بنماید. والله تعالى می فرماید: وتقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم وتحسبونه هيناً وهو عند الله عظيم [النور:15] و با دهان خود سخنى مى‏گفتيد كه به آن يقين نداشتيد; و آن را كوچك مى‏پنداشتيد در حالى كه نزد خدا بزرگ است!.

7-  سخن چینی : که یکی دیگر از آفاتزبان است و پیامبر صلی الله علیه وسلم د رحدیث متفق علیه می فرمایند: ((لا يدخل الجنة نمام))، سخمن چسین وارد بهشت نمی شود . والله تعالی می فرماید:ولا تطع كل حلاف مهين هماز مشاء بنميم مناع للخير معتد أثيم [القلم:10-12]. و از كسى كه بسيار سوگند ياد مى‏كند و پست است اطاعت مكن، (10)

كسى كه بسيار عيبجوست و به سخن چينى آمد و شد مى‏كند، (11)

و بسيار مانع كار خير، و متجاوز و گناهكار است; این خلاصه ای بود از آفات زباتن  که فرد مسلمان وظیفه دارد که خودرا ازین گناهان حفظ بدارد که حفظ از ان سبب نجات وی از عذاب الهی گردیده وباعث ایجاد محبت د رجامعه اسلامی خواهد شد.

  رَبَّنَا ٱغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلإَيمَـٰنِ وَلاَ تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلاًّ لّلَّذِينَ ءامَنُواْ رَبَّنَا إِنَّكَ رَءوفٌ رَّحِيمٌ [الحشر:10].


 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/03/29 و ساعت 10 بعد از ظهر |

                             الله را  حاضر و ناظر بدانيد                

 يك روز حضرت عبدالله پسرحضرت عمر رضي الله عنهما به همراه تعدادي از يارانش در بياباني نزديك مدينه منوره قرار داشتند. در جايي نشسته و مشغول خوردن غذا شدند. نوجواني كه رمه اي گوسفند را مي چراند به آنان نزديك شده و سلام كرد. ابن عمر رضي الله عنهما او را به خوردن غذا دعوت نموده و گفت: بيا اي چوپان! چيزي از اين سفره برگير.چوپان گفت: من روزه دارم. ابن عمر رضي الله عنهما با تعجب پرسيد: در روزي اينچنين بسيار گرم روزه دار هستي  و در اين كوه ها گوسفندان را مي چراني؟ آنگاه براي آنكه ميزان تقوا و راستي او را بيازمايد پرسيد: حال كه چنين است يكي از گوسفندانت را به ما بفروش. قيمتش را به تو مي پردازيم و  از گوشتش هم به تو مي دهيم تا آن را براي افطار بخوري؟ چوپان گفت: رمه از من نيست. گوسفندان ازاربابم هستند.ابن عمررضي الله عنهما گفت: به او بگو كه گرگ آن را خورده است. چوپان خشمگين شد و از او دور گرديد و انگشتش را به آسمان بلند كرده و مي گفت : پس خدا كجاست؟! ابن عمررضي الله عنهما همينطور حرف آن چوپان را تكرار مي كرد: (پس خدا كجاست؟!) و مي گريست. وقتي به مدينه منوره رسيدند، كسي را به سوي صاحب آن چوپان فرستاد و گوسفندان و چوپان که غلام  اوشخص  بود از او خريد ارى وآن غلام را آزاد كرد.

بلي انسان مؤمن همیشه چشم به سوي الله جل جلاله داشته و از الله نافرمانی نمی کند، مرتكب گناه نمي گردد؛ چونكه مي داند خداوند با اوست،سخنان او را مي شنود و او را مي بيند.

  در اينجا بعضي ازاحكامي كه فرد مسلمان بايد در ارتباط با خداوند سبحانه و تعالي مراعات نمايد، بيان مي شود:

 به او شرك نياورد : انسان مسلمان خداوند سبحانه و تعالي را مي پرستد وعبادت واطاعت او  رامی کند كسي را با او شريك وبرابرنمي داند. خداوند سبحان مي فرمايد: " خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد .... [سوره نساء: 36]

 بندگي پاك و بي رياي خداوند: اخلاص و پاكي نيت شرط اساسي پذيرفته شدن اعمال مي باشد. خداوند سبحانه و تعالي عملي را قبول نمي كند مگر اينكه پاك و بي آلايش بخاطر او و بدور از ريا باشد. 

چشم داشتن به خداوند : چنانچه خداوند سبحان بر تمام مخلوقاتش آگاه است. ما را مي بيند وسخنان مارا مي شنود و از آنچه در ذهن مي گذرد دانا  وبا خبر ست.

ياري خواستن از خداوند: فرد مسلمان تنها از خداوند ياري مي طلبد، و اطمينان دارد كه خداوند بر عطا و منع هر چيز تواناست. بنابراين از او حاجت ونياز و موفقيت خويش را مي طلبد.

محبت و دوست داشتن خداوند: مسلمان پروردگارش را دوست داشته و نافرماني او را نمي كند. الله تعالي مي فرمايد: واما كسانى كه ايمان آورده‏اند بيشترين محبت را به خدا دارند [سوره بقره: 165]

 

 

گراميداشت شعائرواحكام اسلام : مسلمان اوامر خداوند را بزرگ شمرده و در اجراي آن مي كوشد. اينچنین پيمان خداوند خويش را گرامي داشته و از آن سرپيچي ننموده و در بجاآوردن عبادات سستي و تنبلي به خود راه نمي دهد.

خشم گرفتن درصورت احترام  نداشتن به حرمت ها و د ساتیرخداوندي: وقتي يك مسلمان كسي را مي بيند كه مرتكب گناه گشته يا بر معصيتي اصرار مي ورزد، به خاطر خداوند به خشم آمده و مي كوشد تا آن معصيت يا موضوع ناپسند را تغيير داده و اصلاح نمايد. ويا اينكه  در مقابل أن ايستادگی نموده وبا اودشمني مي نمايد.

توكل بر خداوند:انسان مسلمان در تمام كارهايش بر خداوند توكل مي نمايد. خداوند متعال خود مي فرمايد: ... و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏خدا فرمانش را به انجا م رساننده است به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏اى مقرر كرده است"

خرسندي و رضايت به قضاي الهي:مسلمان به قضا وحكم الله راضي است؛ و اين از نشانه هاي ايمان او به خداوند مي باشد. چنين انساني بر پيش آمدها صبر پيشه كرده و مانند بعضي افراد نمي گويد: خدايا، اين چه بود كه بر سرم آوردي؟ او به تقدير الهي اعتراض نمي كند و بلكه چيزي را به زبان مي آورد كه پروردگارش را خرسند وخوش سازد.

قسم خوردن به خداوند : فرد مسلمان هرگز به غير خداوند قسم نمي خورد و به دروغ هم قسم ياد نمي كند. پيامبر صلي الله عليه و سلم  فرموده اند: خداوند شما را منع مي کند از اينکه به پدران تان سوگند بخوريد، پس کسي که بايستي سوگند ياد کند بايد به خداوند سوگند خورد، يا خاموش شود.

شكر و سپاس خداوند:خداوند سبحان نعمت هاي فراواني را بر ما ارزاني داشته است كه قابل شمارش و حساب نيستند. درنتيجه مؤمن پيوسته بايد با جسم و جان خويش سپاسگزار خداوند باشد. خداوند در سوره ي ابراهيم، آيه: 7 مي فرمايد:... كه اگر واقعا سپاسگزارى كنيد [نعمت] شما را افزون خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد قطعا عذاب من سخت‏خواهد بود.

توبه و بازگشت به سوي خداوند:خداوند متعال مي فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به درگاه خدا توبه‏اى راستين كنيد اميد است كه پروردگارتان بديهايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايى كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد. [سوره تحريم: 8]

ادب انسان مسلمان در برابر پروردگارش اينگونه است که به خاطر نعمت هايش سپاس گزارده و از او شرم مي دارد. در بازگشت به سويش صادق است، بر او كاملاً توكل نموده، به رحمت او دل بسته، از عذابش مي هراسد، به قضا و حكمش راضي بوده، بر بلا و آزمايش او بردباري نموده، جز او را نخوانده و زبانش از ذكر او بازنمي ايستد، جز به او سوگند نخورده و از غير خداوند ياري نمي طلبد، همواره خداوند را حاضر و ناظر دانسته و در آشكار و نهان پاك و بي ريا به عبادت پروردگارش مي پردازد.

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/03/08 و ساعت 11 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله12 جمادی الاولی 1430 برابر به 18ثور1388

پیامد کناه ومعصیت

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.

أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ [النحل:112]. فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا [النساء:160]. روى أحمد عن ثوبان – رضي الله عنه -: ((إن الرجل ليحرم الرزق بالذنب يصيبه )) وفي الحديث الآخر: ((الذنوب تنقص العمر)).

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما يم

با سپاس ذات بی همتارا که بر ما توفیق اجتماع برای یکی فرایض بزرگ خویش یعنی ادای صلوة جمعه را اعطا نمود درین جمعه تا وقت اذان پیرامون اثرات سوء گناه در جامعه بطور خلا صه مسایلی را تذکر می دهم الله جل جلاله درآیات تلاوت شده می فرماید:خدا قریه را که امن وآرام بود ،روزی مردمش به فراوانی از هر جا می رسید ، اماکفران نعمت خدا کردندوخدا به کیفر اعمالشان به گرسنگی وحشت مبتلا یشان ساخت.(نحل 112) ودر آیه دومی می فرماید :وبه کیفر ستمی که یهودان روا داشتند وانصراف بسیار شان از راه خدا ،آن چیز های پاکیزه راکه بر آنها حلال بود ،حرام کردیم . باتوجه به آیات تلاوت شده دانسته می شود که انسانها به نسبت نافر مانی شان از دساتیر الهی مورد ابتلای  خدا قرار گرفته تا اینکه متوجه به معصیت وگناه خویش شوند و رجوع به سوی خدا نمایند. بلی وقتی الله جل جلا له  مثال قریه را مطرح میکند که در آرامش بسر میبرند و از انواع واقسام نعمات الهی بر خودار بودند اما به علت ناسپاسی  نعمات الهی بر آنها کم شد که مفسرین می فرمایند که مراد ازین قریه شهر مکه است که مردم آنجا در اوایل مشمول نعمت امنیت وآرامش  وبر خوردا از انواع نعمات زندگی بودند وبعد از بعثت نبی کریم صلی الله علیه وسلم اکثر شان  به خدا ایمان نیاورده بنا ً مورد خشم الهی قرار گر فتند تا اینکه رسول ال صلی الله علیه وسلم مهاجر شده وخدا وند جل جلا له امنیت شان را از ایشان گرفت وبر ایشان قحط سالی بوجود آمد وزندگی بر ایشان چنان تنک شد که استخوان ها ی پوسیده مرده هارا گوبیده ومی خوردند .وهمچنین بنی اسراییل به علت عدم اطاعت مورد خشم الهی قرا گرفتند . لذا یکی  از آثار سوء گناه ایجاد نا امنی و گرسنکی در جامعه است چنانچه رسول الله صل الله علیه وسلم  می فرمایند : همانا مرد بواسطه انجام گناه  از رزق محروم می شود ودر حدیث دیگر می فرمایند که عمرش کم می شود . واثر دیگر گناه محروم ماندن از رزق روزی است  وکم شدن عمر انسان . وشومی معصیت در خشکه وآب تأثیر منفی خودرا هم بجا می گذارد چنانچه الله جل جلاله می فرماید :   ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ [الروم:41].به سبب اعمال مردم فساد در خشکی ودر یا آشکا را شد تا به آنان جزای بعضی از کار های شان را بچشاند ، تا باشد که باز گر دند. ونیز رسول خدا نسبت به اثر گناه در شخصیت انسان می فرمایند:. عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي  قال: ((إن العبد إذا أذنب ذنباً نكتت في قلبه نكتة سوداء، فإن تاب ونزع واستغفر صقل قلبه. وإن عاد زادت حتى تعلو قلبه،  فذلك الران الذي ذكر الله في القرآن))، كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ     [المطففين:14]. همانا زمانی که  بنده ای گناهی را مر تکب می شود  در قلب آن نکته سیاهی بوجود می آید .پس اگر توبه کرد وگناه را ازخود دور ساخت وطلب مغفرت نمود قلبش صیقل خورده وپاک می شود . واگر باز کردد در انجام معصیت  تما قلبش سیاه شده  این سیاهی همان زنگی است که الله جل جلاله در قرآن ذکر نمودهکه((حقا کارهای که نموده اند بسبب زنگ دلهای شان شده )). ای بندگان خدا بدانید که گناه به دوش انجام دهنده آن است تا ینکه توبه نماید ویا اینکه آثار وزشتی آن به وی می رسد وحضرت أبو الدرداء رضي الله عنه می فرماید : البر لا يبلى والإثم لا ينسى.نیکو کاری از بین نمی رود وگناه به فراموشی سپرده نمی شود .حضرت فضیل عیاض می فرماید : من هیچ گناهی را امرتکب نشدم مکر اینکه اثر آن را در خلق همسر م و روش آن به خود یا فتم   وبزرگ دیگری می فرماید :وقتی کسی گناهی را انجام می دهد از قیام شب محروم می شود . وامام ثوری می فرماید بواسطه ارتکاب گناهی پنج ماه از قیام شب محروم گشتم .وبعضی از سلف فرمودند : خوردن لقمه حرام مانع قیام شب است ونظر به حرام مانع خوااندن قرآن می گردد.  ببنید که سلف صالح مان چه قدر متوجه اعمال خود بو دند . وبا خود محاسبه می نمود ند . که چرا ما نتوانستیم فلان اعمل  خیر را انجام دهیم تا علتش را در کدام ارتکابی مییا فتند لذ بر هر انسان مؤ من است که همیشه باخود محاسبه نماید تا اینکه متوجه بزه کاری های خویش شده ورجوع به طرف الله نماید. وبا رجوع وطلب مغفرت از الله است  که انسان  شامل فضل ورحمت الهی قرا خواهد گرفت  وراه نجات ما هم رجوع به الله تعالی است و دیگر چاره هم نیست اگر میخواهیم مورد رحمت او ودر امنیت وآسایش بسر بریم زیرا مؤمن عاقل خود را از گناه ، واهل گناه ومعصیت را ازخود دور نگه دا شته  تا اینکه شومی آنها به وی نرسد وخدای تعالی می فرماید که نوح علیه السلام برا ی قومش گفت: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا [نوح:10-12].سپس گفتم:از پر وردگار تان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان نبرای تان پی در پی باران بفرستدوشمارا به اموال وفرزندان تان مدد کندوبرای تان بستانها ونهر ها بیا فریند . وودر حدیثی که أبي هريرة رضي الله عنه روایت مینماید رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((أن رجلاً أذنب ذنباً فقال: أي رب! أذنبت ذنباً. أو قال: عملت عملاً، فاغفر لي، فقال تبارك وتعالى: عبدي عمل ذنباً، فعلم أن له رباً يغفر الذنب. قد غفرت لعبدي)) متفق عليه. همان مردی گناهی را مرتکب می شود  .پس می گوید بار الها گنهی را انجام دادم  یا میگوید عملی را مر تکب شدم  پس مرا عفو نما ،  پس خدای تعالی می فرماید : بنده ام گناهی را انجام داده و دانسته که برای او خدایی است که گناه را عفو می نماید . بتحقیق بنده ام را بخشیدم .در اخیر با ید گفت که رجوع بخدا واقرار بر مغفرت راه چاره همه کسانی است که مر تکب گناه شدیم  واوست بخشنده ومهربان. .دیگر  از آثا ر گناه بوجودآمدن انواع امراض است رسول الله علیه وسلم می فرمایند : ((لم تظهر الفاحشة في قوم قط حتى يعلنوا بها إلا فشا فيهم الطاعون والأوجاع التي لم تكن في أسلافهم الذين مضوا)) رواه ابن ماجه زشتی وبدی در میان هیچ قومی آشکارا نمی گرد که علنا مرتکب آن کی گردمد . مگر اینکه  در امراض طاعون(واگیری ) گرفتار می شوند که در میان گذشتگان آنها  نبوده است . که ما این را امروز مشاهده می کنیم که  در دنیا به انواع مختلف مرض های نا شناخته گرفتاراست . که جدیدا می توان آنفولانزای خوکی را نام برد و کهاز خوک ها به وجود موجود که قران درچهر ایه وچهار سوره آنرا حرام معرفی میدارد. در 173 سوره بقره می فرماید: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ [خداوند] تنها مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه [هنگام سر بريدن] نام غير خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانيده است در آیه 3 سوره مائده: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ستدر ایه 145 سوره انعام قُلْ لا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى كه آن را مى‏خورد هيچ حرامى نمى‏يابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت‏خوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زياده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است در آیه 115سوره نحل می فرماید: ِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است

متوجه شديم كه قرأن به صراحت كامل  خوك را حرام معرفي ميدارد كه هيچ نوع استفاده اد أن روانيست ونه تنها قرآن بلکه در تورات وانجیل دوکتاب دیگر آسمانی حرام معرفی شده است  وعلم هم ثابت نموده ایست کهدر  خنزیر 450 نوع مکروب وجود دارد هفتاد وپمج فیصد  آن در وجود  انسان خطر ناک است ودیگر اینکه گوشت هر حیوان اخلاق آن حیوان رابه خود به ارث میگذارد خوک  دیوث است  وبر انسانی که از گ.شت آن استفاده میکند اورا نیز بی غیرت بار نمی آورد . چنانچه واضح است واحتیاج به دلیل ندارد. لذا به علت گناه ومعصین ما شاهد انتشار وبروس آن در جهانیم  که خیلی هم به بشر خطر ساز است چنانچه د رسال 1918میلادی بین 50تا60 ملیون انسان رابه کام مرگ گشانید وامروزه هم  اگر خدا فضل ورحم ننماید  مشکل ساز تر خواهد بود . لذا ازهمه می طلبد که برای حفظ خود ودیگران باید محتاط بود به محض  متوجه شدن به علامات ان به نزدیگترین کلنیک مرلجعه نماییم  وافرادی که این ویروس را بر خود مشاهده می نمایند باید از ارفتن به اجتماعات پرهیز نمایند . واز نظر شرع مبین اسلام  یکی از علل به وجودامدن همچو مرض ها با توجه بهمطالب به عرض رسانیده شده  گناهومعصیت اساوراه نجات بازگشت وتوبه  ورجوع به سوی حکم خداورسول اواست وبس چنانچه می فرماید:

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [الأنفال: ٣٣]و[لى] تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود .

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1388/02/19 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

 خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله12 جمادی الاولی 1430 برابر به 18ثور1388

پیامد کناه ومعصیت

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.

أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا قَرْيَةً كَانَتْ ءَامِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ [النحل:112]. فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا [النساء:160]. روى أحمد عن ثوبان – رضي الله عنه -: ((إن الرجل ليحرم الرزق بالذنب يصيبه )) وفي الحديث الآخر: ((الذنوب تنقص العمر)).

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما يم

با سپاس ذات بی همتارا که بر ما توفیق اجتماع برای یکی فرایض بزرگ خویش یعنی ادای صلوة جمعه را اعطا نمود درین جمعه تا وقت اذان پیرامون اثرات سوء گناه در جامعه بطور خلا صه مسایلی را تذکر می دهم الله جل جلاله درآیات تلاوت شده می فرماید:خدا قریه را که امن وآرام بود ،روزی مردمش به فراوانی از هر جا می رسید ، اماکفران نعمت خدا کردندوخدا به کیفر اعمالشان به گرسنگی وحشت مبتلا یشان ساخت.(نحل 112) ودر آیه دومی می فرماید :وبه کیفر ستمی که یهودان روا داشتند وانصراف بسیار شان از راه خدا ،آن چیز های پاکیزه راکه بر آنها حلال بود ،حرام کردیم . باتوجه به آیات تلاوت شده دانسته می شود که انسانها به نسبت نافر مانی شان از دساتیر الهی مورد ابتلای  خدا قرار گرفته تا اینکه متوجه به معصیت وگناه خویش شوند و رجوع به سوی خدا نمایند. بلی وقتی الله جل جلا له  مثال قریه را مطرح میکند که در آرامش بسر میبرند و از انواع واقسام نعمات الهی بر خودار بودند اما به علت ناسپاسی  نعمات الهی بر آنها کم شد که مفسرین می فرمایند که مراد ازین قریه شهر مکه است که مردم آنجا در اوایل مشمول نعمت امنیت وآرامش  وبر خوردا از انواع نعمات زندگی بودند وبعد از بعثت نبی کریم صلی الله علیه وسلم اکثر شان  به خدا ایمان نیاورده بنا ً مورد خشم الهی قرار گر فتند تا اینکه رسول ال صلی الله علیه وسلم مهاجر شده وخدا وند جل جلا له امنیت شان را از ایشان گرفت وبر ایشان قحط سالی بوجود آمد وزندگی بر ایشان چنان تنک شد که استخوان ها ی پوسیده مرده هارا گوبیده ومی خوردند .وهمچنین بنی اسراییل به علت عدم اطاعت مورد خشم الهی قرا گرفتند . لذا یکی  از آثار سوء گناه ایجاد نا امنی و گرسنکی در جامعه است چنانچه رسول الله صل الله علیه وسلم  می فرمایند : همانا مرد بواسطه انجام گناه  از رزق محروم می شود ودر حدیث دیگر می فرمایند که عمرش کم می شود . واثر دیگر گناه محروم ماندن از رزق روزی است  وکم شدن عمر انسان . وشومی معصیت در خشکه وآب تأثیر منفی خودرا هم بجا می گذارد چنانچه الله جل جلاله می فرماید :   ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ [الروم:41].به سبب اعمال مردم فساد در خشکی ودر یا آشکا را شد تا به آنان جزای بعضی از کار های شان را بچشاند ، تا باشد که باز گر دند. ونیز رسول خدا نسبت به اثر گناه در شخصیت انسان می فرمایند:. عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي  قال: ((إن العبد إذا أذنب ذنباً نكتت في قلبه نكتة سوداء، فإن تاب ونزع واستغفر صقل قلبه. وإن عاد زادت حتى تعلو قلبه،  فذلك الران الذي ذكر الله في القرآن))، كَلا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ     [المطففين:14]. همانا زمانی که  بنده ای گناهی را مر تکب می شود  در قلب آن نکته سیاهی بوجود می آید .پس اگر توبه کرد وگناه را ازخود دور ساخت وطلب مغفرت نمود قلبش صیقل خورده وپاک می شود . واگر باز کردد در انجام معصیت  تما قلبش سیاه شده  این سیاهی همان زنگی است که الله جل جلاله در قرآن ذکر نمودهکه((حقا کارهای که نموده اند بسبب زنگ دلهای شان شده )). ای بندگان خدا بدانید که گناه به دوش انجام دهنده آن است تا ینکه توبه نماید ویا اینکه آثار وزشتی آن به وی می رسد وحضرت أبو الدرداء رضي الله عنه می فرماید : البر لا يبلى والإثم لا ينسى.نیکو کاری از بین نمی رود وگناه به فراموشی سپرده نمی شود .حضرت فضیل عیاض می فرماید : من هیچ گناهی را امرتکب نشدم مکر اینکه اثر آن را در خلق همسر م و روش آن به خود یا فتم   وبزرگ دیگری می فرماید :وقتی کسی گناهی را انجام می دهد از قیام شب محروم می شود . وامام ثوری می فرماید بواسطه ارتکاب گناهی پنج ماه از قیام شب محروم گشتم .وبعضی از سلف فرمودند : خوردن لقمه حرام مانع قیام شب است ونظر به حرام مانع خوااندن قرآن می گردد.  ببنید که سلف صالح مان چه قدر متوجه اعمال خود بو دند . وبا خود محاسبه می نمود ند . که چرا ما نتوانستیم فلان اعمل  خیر را انجام دهیم تا علتش را در کدام ارتکابی مییا فتند لذ بر هر انسان مؤ من است که همیشه باخود محاسبه نماید تا اینکه متوجه بزه کاری های خویش شده ورجوع به طرف الله نماید. وبا رجوع وطلب مغفرت از الله است  که انسان  شامل فضل ورحمت الهی قرا خواهد گرفت  وراه نجات ما هم رجوع به الله تعالی است و دیگر چاره هم نیست اگر میخواهیم مورد رحمت او ودر امنیت وآسایش بسر بریم زیرا مؤمن عاقل خود را از گناه ، واهل گناه ومعصیت را ازخود دور نگه دا شته  تا اینکه شومی آنها به وی نرسد وخدای تعالی می فرماید که نوح علیه السلام برا ی قومش گفت: فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا [نوح:10-12].سپس گفتم:از پر وردگار تان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است تا از آسمان نبرای تان پی در پی باران بفرستدوشمارا به اموال وفرزندان تان مدد کندوبرای تان بستانها ونهر ها بیا فریند . وودر حدیثی که أبي هريرة رضي الله عنه روایت مینماید رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((أن رجلاً أذنب ذنباً فقال: أي رب! أذنبت ذنباً. أو قال: عملت عملاً، فاغفر لي، فقال تبارك وتعالى: عبدي عمل ذنباً، فعلم أن له رباً يغفر الذنب. قد غفرت لعبدي)) متفق عليه. همان مردی گناهی را مرتکب می شود  .پس می گوید بار الها گنهی را انجام دادم  یا میگوید عملی را مر تکب شدم  پس مرا عفو نما ،  پس خدای تعالی می فرماید : بنده ام گناهی را انجام داده و دانسته که برای او خدایی است که گناه را عفو می نماید . بتحقیق بنده ام را بخشیدم .در اخیر با ید گفت که رجوع بخدا واقرار بر مغفرت راه چاره همه کسانی است که مر تکب گناه شدیم  واوست بخشنده ومهربان. .دیگر  از آثا ر گناه بوجودآمدن انواع امراض است رسول الله علیه وسلم می فرمایند : ((لم تظهر الفاحشة في قوم قط حتى يعلنوا بها إلا فشا فيهم الطاعون والأوجاع التي لم تكن في أسلافهم الذين مضوا)) رواه ابن ماجه زشتی وبدی در میان هیچ قومی آشکارا نمی گرد که علنا مرتکب آن کی گردمد . مگر اینکه  در امراض طاعون(واگیری ) گرفتار می شوند که در میان گذشتگان آنها  نبوده است . که ما این را امروز مشاهده می کنیم که  در دنیا به انواع مختلف مرض های نا شناخته گرفتاراست . که جدیدا می توان آنفولانزای خوکی را نام برد و کهاز خوک ها به وجود موجود که قران درچهر ایه وچهار سوره آنرا حرام معرفی میدارد. در 173 سوره بقره می فرماید: إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ [خداوند] تنها مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه [هنگام سر بريدن] نام غير خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانيده است در آیه 3 سوره مائده: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه به نام غير خدا كشته شده باشد و [حيوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [كه زنده دريافته و خود] سر ببريد و [همچنين] آنچه براى بتان سربريده شده و [نيز] قسمت كردن شما [چيزى را] به وسيله تيرهاى قرعه اين [كارها همه] نافرمانى [خدا]ستدر ایه 145 سوره انعام قُلْ لا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‏اى كه آن را مى‏خورد هيچ حرامى نمى‏يابم مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت‏خوك باشد كه اينها همه پليدند يا [قربانيى كه] از روى نافرمانى [به هنگام ذبح] نام غير خدا بر آن برده شده باشد پس كسى كه بدون سركشى و زياده‏خواهى [به خوردن آنها] ناچار گردد قطعا پروردگار تو آمرزنده مهربان است در آیه 115سوره نحل می فرماید: ِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است

متوجه شديم كه قرأن به صراحت كامل  خوك را حرام معرفي ميدارد كه هيچ نوع استفاده اد أن روانيست ونه تنها قرآن بلکه در تورات وانجیل دوکتاب دیگر آسمانی حرام معرفی شده است  وعلم هم ثابت نموده ایست کهدر  خنزیر 450 نوع مکروب وجود دارد هفتاد وپمج فیصد  آن در وجود  انسان خطر ناک است ودیگر اینکه گوشت هر حیوان اخلاق آن حیوان رابه خود به ارث میگذارد خوک  دیوث است  وبر انسانی که از گ.شت آن استفاده میکند اورا نیز بی غیرت بار نمی آورد . چنانچه واضح است واحتیاج به دلیل ندارد. لذا به علت گناه ومعصین ما شاهد انتشار وبروس آن در جهانیم  که خیلی هم به بشر خطر ساز است چنانچه د رسال 1918میلادی بین 50تا60 ملیون انسان رابه کام مرگ گشانید وامروزه هم  اگر خدا فضل ورحم ننماید  مشکل ساز تر خواهد بود . لذا ازهمه می طلبد که برای حفظ خود ودیگران باید محتاط بود به محض  متوجه شدن به علامات ان به نزدیگترین کلنیک مرلجعه نماییم  وافرادی که این ویروس را بر خود مشاهده می نمایند باید از ارفتن به اجتماعات پرهیز نمایند . واز نظر شرع مبین اسلام  یکی از علل به وجودامدن همچو مرض ها با توجه بهمطالب به عرض رسانیده شده  گناهومعصیت اساوراه نجات بازگشت وتوبه  ورجوع به سوی حکم خداورسول اواست وبس چنانچه می فرماید:

وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [الأنفال: ٣٣]و[لى] تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود .

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1388/02/19 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله :{ شهر هرات  افغانستان }5جمادی الاولی 1430 برابر به 11ثور  1388   

خطوات الشيطان

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.

أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ  إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ} (169) سورة البقرة

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم «ليکونَنَّ مِن أمَّتي أقوامٌ يَستَحِلُّون الحِرَ و الحريرَ و الخَمَر و المعازِف»،

برادران وخواهران خود وشماراتوصیه برتقوی می نمایم

درآیه تلاوت شده الله جل جلاله می فرماید: «اي مردم از آنچه در زمين است و حلال و پاکيزه است (و خدا آن را تحريم نکرده و نفس انسان گوارا و خوشايندش مي‌داند) بخوريد. و پابه‌پاي اهريمن راه نيفتيد (و به دنبال شيطان روان نشويد) بي‌گمان او دشمن آشکار شما است او تنها شما را به سوي زشتکاري و گناهکاري فرمان مي‌دهد (و بديها را در نظرتان مي‌آرايد و شما را واميدارد بر) اينکه آنچه را نمي‌دانيد به خدا نسبت دهيد».چند نکته قابل تذکر است اول کلمه خطاب [ایها الناس] همه جامعه  انسانی مورد خطاب اند که همه دستور به استفاده از خوردنی ها له اشیاء پاک داده شد تاا ینکه تغذیه آن از حلا ل وچیزهای پاک  باشد وپیروی از شیطان ننماید:. والله جل جلاله برای تمیز دادن خوب از خراب وحلا ل ازحرام وراه مستقیم از را ه منحرف بر علاوه بیان آن توسط انبیاء برای انسان قدرت تشخیص را نیز داده است چون هیچ شیئ حرامی در قرآن ودین مخالف با سرشت انسان نیست . مثلا ربا، رشوت ، دزردی ، قمار ، شراب ؛غصب ،.... همه با سرشت انسان برابرنیست .والله می فرماید:

وَاللهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ [النحل: 78] و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد ودر جایی دیگر می فرماید: وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد [الإسراء: 36] وبرای اینکه فساد از جامعه دور گردد می فرماید: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ [النور: 30]،: به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند  ودر جای دیگری می فرماید:وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ [النور: 31]، و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند . وزما نیکه شخصی به  حضور رسول الله می آید وازایشان می طلبد کبرا تعویذی را یاد بدهند می فرمایند: که بگو: ((اللهم إني أَعُوذُ بِكَ من شَرِّ سَمْعِي وَمِنْ شَرِّ بَصَرِي وَمِنْ شَرِّ لِسَانِي وَمِنْ شَرِّ قَلْبِي وَمِنْ شَرِّ مَنِيِّي))، رواه أبو داود والترمذي بار الها از شر گوشم واز شر چشم واز شر زبانم واز شر قلبم واز شرفرجم به تو پناه می جویم. واین اعضا در میدان محشر مورد سوال قرا میگیرند وبه علیه صاحب خود شهادت می دهند. حَتَّى إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [فصِّلت: 20]. تا چون بدان رسند گوششان و ديدگانشان و پوستشان به آنچه مى‏كرده‏اند بر ضدشان گواهى دهند. والله جل جلاله می فرماید که شیطان دشمن مشخصه شما است وشنار ابه منکراتوزشتی ها امر می کند بناء یکی از منکرات رایج وسایل موسیقی وساز وآوازاست که خداوند متعال می فرماید:

«وَ مِن النَّاس مَن يَشتَري لَهوَ الحَديثِ لِيُضِلَّ عَن سَبيلِ اللهِ بِغَيرِ عِلمٍ وَ يَتخِذَها هُزُواً أُولَئکَ لَهُم عَذابٌ مُهينٌ  إذا تُتلَي عَليهِ ايتُنا وَلَّي مُستَکبِراً کَأَن لَم يَسمَعهَا کَأنَّ في أُذُنَيهِ وَ قراً فَبَشِّرهُ بِعذابٍ أَليمٍ(لقمان: 6-7).

«در ميان مردم کساني هستند که خريدار سخنان پوچ و ياوه‌اند تا با چنين سخناني (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سر گشته سازند و آن را مسخره کنند آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌اي دارند  هنگامي که آيات ما بر او خواند مي‌شود مستکبرانه روي بر مي‌گرداند و مي‌رود. انگار آنها را نشنيده است. گوئي در گوشهايش سنگيني است. ايشان را به عذاب دردناکي مژده بده». که ابن مسعود رضی الله عنه اهو رابه آواز ترجمه می نماید . ورسول خدا نیز می فرمایند:

«ليکونَنَّ مِن أمَّتي أقوامٌ يَستَحِلُّون الحِرَ و الحريرَ و الخَمَر و المعازِف»، «عده‌اي از امت من زنا (يا خز) و پارچه‌ي ابريشم و شراب و موسيقي را حلال مي‌شمارند».

حديث در مورد نکوهش موسيقي و حلال شمردن آن صريح بوده و حتي آنرا در رديف زنا و شراب و پارچه‌ي ابريشم (براي مرد) ذکر کرده است. و اين دليلي آشکار درباره‌ي حرمت به کارگيري وسايل موسيقي مثل چنگ و تار و عود و طبل و ... مي‌باشد.   لذا این هم ازجمله خطوت شیطان است که مرد وزن مسلمان باید از آن دوری نماید تا در عذاب الهی گرفتار نشود. وراه الله راه ومنهج شریعت ومستقیم است که با اطاعت از فرامین خدا ورسولش می توان بدان رسید وبس والله جل مجده می فرماید: وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿153انعام ﴾ و [بدانيد] اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راه‏ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه به تقوا گراييد.

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1388/02/12 و ساعت 10 بعد از ظهر |
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله 28ربیع الثانی 1430 برابر به4ثور1388

اصلاح امت

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى:  وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ [الحج:40، 41].قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مى‏كند يارى مى‏دهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكست‏ناپذير است همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست

وقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ((لحَدٌّ يُقام في الأرضِ خيرٌ مِن أن تمطَروا أربعينَ خريفًا))رواه احمد اجرای حدی از حدود الهی در روی زمین بهتر از چهل سال  است که در آن باران ببارد .

برادران وخواهران  خود وشمارا توصیه بر تقوی  می نمایم

در برج ثور قرار داریم که درتاریخ کشور مان در روز هفتم 57 13شاهد کودتای کمونستی  ودرهشتم ثور 1371 پیروزی انقلاب یزرگ اسلامی د رکشور ما وشاهد ازبین رفتن امپراطوری شوروی سابق وازبین رفتن پشتیبان ایده کمونیزم د رجهانیم که با توجه به آیه متلوه کسانیکه دین خدا رانصرت بدهند خدا نصرت شان می دهد  وعده خدا بعد از جهاد مقدس ملت مجاهد افغانستان تحقق یافت  واما بعد از پیروزی جهاد ونصرت الهی وشکست دشمن به اصطلاح وقت شکست ناپذیر  چرا نتوانستیم به آرمانهای مقدس دینی خود تحقق به بخشیم علت عمده به فرموده قرآن عدم توجه کامل  به دستور الهی بود. الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ .  كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست

به این قسمت ایه دقیق عمل نشد که سبب همه مشکلات  که تا به امروز از آن رنج می بریم وبه شکل دیگر مورد تجاوز قرارگرفتیم می باشد که راه حل باز هم بازگشت به دساتیر الهی است وآخر امت را چیزی اصلاح می گرداند که اول امت را اصلاح کرد که می توان به ببرخی موارد به عنوان را  های اصلاح اشاره کرد :

1-       اطاعت از دساتیر رسول الله صلی الله علیه وسلم:، زیرا بعثت ایشان رحمتی بر همه جهانیان بود والله تبارک وتعالی می فرماید: (( وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ [الأنبياء:107]و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم. ونیز می فرماید: (( تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا ))[الفرقان:1] .بزرگ [و خجسته] است كسى كه بر بنده خود فرقان [=كتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانيان هشداردهنده‏اى باشد.

2-عدم فساد: الله تبارک وتعالی می فرماید: وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِهَا [الأعراف:56]. و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد . ورسول معظم اسلام می فرمایند:((ما بَعَث الله من نبيّ إلاَّ كان حقًّا عليه أن يدلَّ أمّتَه على خيرِ ما يعلمه لهم، وينهاهُم عن شرِّ ما يعلمه لهم))   لذا  انبیاء به دستور الهي به اصلاح جامعه پرداخته وراه در ست زیستن رابه ایشان آموختند  . تازمانیکه امت اسلامی مطیع خوبی بردساتیر پیامبر خدا بودند سید همه بودندعزت داشتند وسربلند بودند  وهمه محتاج ایشان بودند از وقتی که  به قوانین دینی خود کم توجهی نمودند فساد آمد وهمه خوتار وذلیل  گشتیم.  

 3-  اجراء احکام الهی : الله تبارک وتعالی می فرماید: ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِنْ الأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنكَ مِنْ اللَّهِ شَيْئًا وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ [الجاثية:18، 19]. سپس تو را در طريقه آيينى [كه ناشى] از امر [خداست] نهاديم پس آن را پيروى كن و هوسهاى كسانى را كه نمى‏دانند پيروى مكن آنان هرگز در برابر خدا از تو حمايت نمى‏كنند [و به هيچ وجه به كار تو نمى‏آيند ] و ستمگران بعضى‏شان دوستان بعضى [ديگر]ند و خدا يار پرهيزگاران است ((لحَدٌّ يُقام في الأرضِ خيرٌ مِن أن تمطَروا أربعينَ خريفًا)) اجرای حدی از حدود الهی در روی زمین بهتر از چهل سال  است که در آن باران ببارد. با اینهمه اهمیت بر اجرای اوامر الهی  امروزه درجوامع اسلامی ما خیلی کم شاهد اجرای کامل دساتیر الهی هستیم .

4- امر به معروف: كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنكَرِ [آل عمران:110]، شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شده‏ايد به كار پسنديده فرمان مى‏دهيد و از كار ناپسند بازمى‏داريد و به خدا ايمان داريد . امروز به علت عدم قوانینامر به معروف ونهی از منکر برتری خودرا از دست دا دیم.  

5- صلاح امت بر تعلیم وتربیت صحیح برمنهج کتاب الله وسنترسول الله است  که به جرآت می توان کفت  که این مهم هم کم توجهی صورت  گرفته ومیگیرد:

6-صلاح امت بر وحدت:   الله تبارک وتعالی می فرماید: ((وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ [الأنعام:153]و [بدانيد] اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راه‏ها[ى ديگر] كه شما را از راه وى پراكنده مى‏سازد پيروى مكنيد اينهاست كه [خدا] شما را به آن سفارش كرده است باشد كه به تقوا گراييد.  که وحدت امت مسلمه بر منهج وراه اسلام عزیز است که اطاعت از شیطان وطاغوت نشود و ازدیاد  نیروی شیطان باید برایمان مابیفزاید   چنانچه قرانبیان می دارد:  (( وَلَمَّا رَأَى ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلأحْزَابَ قَالُواْ هَـٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلاَّ إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا [الأحزاب:22].و چون مؤمنان دسته‏هاى دشمن را ديدند گفتند اين همان است كه خدا و فرستاده‏اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‏اش راست گفتند و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

  

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/02/04 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله 21ربیع الثانی 1430 برابر به 28حمل 1388

نماز جمعه

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: يٰأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءامَنُواْ إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوْمِ ٱلْجُمُعَةِ فَٱسْعَوْاْ إِلَىٰ ذِكْرِ ٱللَّهِ وَذَرُواْ ٱلْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِى ٱلأَرْضِ وَٱبْتَغُواْ مِن فَضْلِ ٱللَّهِ وَٱذْكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [الجمعة:9، 10]اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد اگر بدانيد اين براى شما بهتر است و چون نماز گزارده شد در [روى] زمين پراكنده گرديد و فضل خدا را جويا شويد و خدا را بسيار ياد كنيد باشد كه شما رستگار گرديد

 فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم : ((لينتهين قوم عن ودعِهم الجمُعات أو ليختمن الله على قلوبهم، ثم ليكونن من الغافلين)) رواه مسلم باید  کسانیکه نمار های جمعه راترک مینما یند باید ازین کار خودرا باز دارند یااینکه د رقلب های شان مهر نهاده می شودسپس از جمله غافلین به  شمار میرود  که قرآن هامان ونیمرود را غافل معرفی میدارد.پس غافل بودن گناه کمی نیست.

وقال أيضًا: ((من ترك ثلاث جمع تهاونًا طبع الله على قلبه )) کسی که سه جمعه را باسهل انگاری ترک نماید خدا درقلبش مهر می نهد که خیر وبرکت داخل شده نمی تواند.

وروز جمعه سید الایام است و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((خير يوم طلعت عليه الشمس يوم الجمعة؛ فيه خلق آدم، وفيه أدخل الجنة، وفيه أخرج منها)) [بهترین روزی که خورشید درآن طلوع میکند روز جمعه است ودرآن آفریده شده است ودرآنروز از بهشت به زمین آمد.

ودر روز جمعه آن وساعتی است که دعا مورد قبول الله قرار میگیرد.  رسول معظم صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((يوم الجمعة ثنتا عشرة ساعة، لا يوجد مسلم يسأل الله شيئًا إلا أعطاه، فالتمسوها آخر ساعة بعد العصر)) رواه أبو داود . روز جمعه دوازده ساعت است   موجود نمی شود بر مسلمانی این ساعات که از خدا چیزی راطلب میکند مگر اینکه مورد قبول الله تبارک وتعالی قرار می گیرد.

وازبرکات این روز دیگر این استکه اگر مسلمانی درین روز فوت میکند از عذاب قبر وقایه می شود. زیرا رسول الله می فرمایند: ((ما من مسلم يموت يوم الجمعة إلا وقاه الله فتنة القبر)).

ودیگر اینکه تلاوت سوره کهف  ازجمله مستحبات است پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند : ((من قرأ سورة الكهف في يوم الجمعة أضاء له من النور ما بين الجمعتين)) رواه البیهقی کسیکه در روز جمعه سوره کهف رابخواند تاجمعه دیگر بروی نوری را روشن می گرداند.

دیگر ازجمله مستحبات وقت رفتن به نماز جمعه است : رسول معظم اسلام می فرمایند: ((من اغتسل يوم الجمعة غسل الجنابة ثم راح ـ يعني إلى المسجد ـ فكأنما قرب بدنة ـ أي: كأنما تصدق بناقة ـ، ومن راح في الساعة الثانية فكأنما قرب بقرة، ومن راح في الساعة الثالثة فكأنما قرب كبشًا، ومن راح في الساعة الرابعة فكأنما قرب دجاجة، ومن راح في الساعة الخامسة فكأنما قرب بيضة، وإذا خرج الإمام حضرت الملائكة يستمعون الذكر)).رواه ابن ماجه کسی که روز جمعه از جنابت غسل نماید سپس به طرف مسجد برود مانند این است که شتری را صدقه داده باشد  .کسیکه درساعت دوم برود مثل گاوی است که صدقه داده باشد .کسیکه د رمرحله سوم وارد مسجد شودمثل گوسفندی است که صدقه داده باشد.ودر مرحله چهارم مانند مرغی است ودر مرحله پنجم مثل تخمی است  وقتیکه امام برای خواندن خطبه خارج شود ملایک دفاتر خود راجمع میکنند- دیگر ثوابی یاداشت نمی نمایند – وخطبه راگوش می دهند.

دیگر ازجمله سنت ها درروز جمعه غسل گردن است: که در صدر اسلام از جمله واجبات بود.

سنت دیگر در روز جمعه درود خواندن بر رسول کریم صلی الله علیه وسلم می باشد. زیرا آنجنای دستور می فرمایند: ((أكثروا من الصلاة علي يوم الجمعة وليلة الجمعة)) روه البیهقی در شب وروز جمعه برمن زیاد درود بفرستید.

واستماع خطبه از جملعه واجبات در روز جمعه است کسانیکه درنماز جمعه حاضر می شوندبرایشان واجب است که در وقت خطبه کاملاسکوت بوده وبه خطبه گوش به دهند.  زیرا رسول معظم اسلام  صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ((إذا قلت لصاحبك يوم الجمعة: أنصت والإمام يخطب فقد لغوت)) اگر ردر وزجمعه د روقت استماع خطبه به دوست خود بگویی خاموش باش  ثواب خطبه را  از دست دادی.

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/01/28 و ساعت 9 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله 14ربیع الثانی 1430 برابر به 21حمل 1388

حقوق همسایه وبدست آوردن اخلاص

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون. لقد أمر الله تعالى بالإحسان إلى الجيران، قال تعالى: وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا [النساء:36]. و خدا را بپرستيد و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و بردگان خود [نيكى كنيد] كه خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد الله جل جلاله در آیه مذکور به ده حق تأکید دارد که افراد امت اسلامی باید مراعات کندده این حقوق باشند به ویژه خقوق همسایه که  رسول الله صلی الله علیه  وسلم می فرمایند: ((والله لا يؤمن، والله لا يؤمن، والله لا يؤمن))، قيل: من يا رسول الله؟ قال: ((الذي لا يأمن جاره بوائقه)) رواه البخاري. قسم یه خدا ایمان ندارد  ن قسم یه خدا ایمان ندارد قسم یه خدا ایمان ندارد  گفته شد کی یا رسول الله ؟ فرمودند :کسی که همسایه اش از آن در امان نباشد. ورسول الله به زتان مسلمان دستور می دهند: ((يا نساء المسلمات، لا تحقرن جارة لجارتها ولو فِرْسنَ شاة)) رواه البخاري ومسلم  ای زنان مسلمان هیچ گاه هدیه همسایه تان را که اگر به ندازه شنگ گوسفندی هم باشد کم مشمارید.

برادان وخواهران خود وشمارا توصیه به تقوی واخلاص  می نمایم زیرادین اسلام  همیشه پیروان خود را به تقوی و اخلاص دستور می دهد که نباید عملی را به دون رضایت الله انجام دهند. لذا دزین هفته بعضی از راهای بدست آوردن اخلاص ورضایت الله برمی شماریم ک

1-                تعظیم ا لله وشناخت عظمت وبزرگی ذاتس که خالق همه موجودات ، غنی ،قادربر همه اشیاء واحد ولا شریک وآن چه بخواهد آنرا انجام میدهد وآن هست وهرآنچه نخواهد آن وجوی ندارد

2-                تعلیم  اخلاص : معرفت حقیت اخلاص واموریکه منافی با اخلاص است که فقط باتعلیم وشناخت کامل  اخلاص بهدست می آید وبس

بیاد آوردن پاداش وثواب اخلاص مندی تا که از مکر شیطان در امان بماند.زسرا الله تبارک وتعالی می فرماید: قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿39-40 سوره حجر﴾  گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.

3-                مراقبت ازنفس: فبل از اقدام د ر عمل اگر بانست سالم وصحیح بود آنراانجام دهد واگر نبود آنرا اترک نماید. حضرت سلمان به روایت شعب الایمان بیهقی می فرماید: ((اذکر ربک عند همک اذا هممت وعند حکمک اذا حکمت))بیاد بیاور پروردگارت در وقتی  که قصد ت به کاری ودر وقت حکم کردنت به حکمی .

4-                استعانت در همه امور از ذات الله جل جلاله: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ   بار الها] تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو يارى مى‏جوييم ( فاتحه آیه 5)

5-                طاعت زیاد : زیراشیطان  هدفش بازداشتن انسان از عبادت واطاعت  الله جل جلاله است .

6-                دوری از تکبر وعجب وخود پسندی :  زیرا تکبر وخود خواهی ازبین برنده اخلاص است.

7-                مصاحبت باانسان های شایسته واخیار: زیرا رسول کریم صلی الله علیهوسلم می فرمایند: (( المرء علی دین خلیله  فلینظر احدکم من یخالل)) .

8-                پیروی از افرادمخلص: که بهترین الگو پیامبر الهی حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم اند.والله جل جلاله می فرماید: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا ﴿احزاب آیه21﴾ قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند.

9-                رسیده به اخلا ص را هدف قرار دادن:طمع از دنیا بریدن   وتوجه به امری که رضایت الله رادر پی دارد.نمودن.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/01/21 و ساعت 9 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی رحمه الله 7ربیع الثانی 1430 برابر به 14حمل 1388

اخلاص

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.

أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُواالزَّكَاةَ  وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ﴿بینه آیه5﴾

و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييده‏اند دين [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زكات بدهند و دين [ثابت و] پايدار همين است.

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی واخلاص می نمایم زیرا اخلاص شرط قبولی عبادت است ابن کثیر می فرماید هیچ عملی مورد قبول قرار نمی گیرد تا در آن دورکن موجود نباشد .اول موافق شریعت دوم دور وپاک از شرک ودر ایه متولوه الله جل جلاله می فرماید: وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ ﴿بینه آیه 5﴾ و فرمان نيافته بودند جز اينكه خدا را بپرستند و در حالى كه به توحيد گراييده‏اند دين [خود] را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زكات بدهند و دين [ثابت و] پايدار همين است. ضرورتا بعضی از نشانه های اخلاص را به عرض می رسانم.

1- هدف و اراده رضایت الله جل جلاله: زیرا الله تبارک وتعالی می فرماید: وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ) با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏خوانند [و] خشنودى او را مى‏خواهند شكيبايى پيشه كن سوره کهف آیه28

2- دوست داشتن انجام عمل در خلوت وتنهایی: زیرا رسول  الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: ( ان الله یحب العبد التقی الغنی الخفی) رواه مسلم . یقینا الله جل جلاله بنده پرهیزکار وغنی وپوشیده  را دست  دارد. اما قابل تذکرا ست که این پوشیده انجام دادن عمل مخصوص نوافل است  تا درآن ریایی بوجود نیا ید که ریاحبطه کننده اعمال است. حضرت علی بن الحسین بن علی رضی الله عنهم  نواده رسول معظم اسلام  چندین  فامیل مسکین را در مدینه منوره شبانگاه  به ایشان کمک می رساند  تاوقتیکه حیات داشتند  حتی خود فامیل های  مسکین هم متوجه نشدند که کمک کننده حضرت زین العابدین اند بعد از رحلت شان وقتی  دیگر کمکی به ایشان نرسید متوجه شدند  که نواده رسول خدا بودند که شبانگاه به ایشان  معاونت می نمودند.

3-عمل سری بهتر از علنی شان است:   زیرا الله تبا رک وتعالی می فرماید: وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا  .و آنانند كه در حال سجده يا ايستاده شب را به روز مى‏آورند (فرقان آیه 64)

4- تر س از عدم قبول اعمال: زیرالله تبارک وتعالی می فرماید: وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ  و كسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مى‏دهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مى‏دانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت (مومنون آیه60)

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1388/01/14 و ساعت 10 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )23 ربیع الاول 1430 برابربه 30 حوت  1387

محاسبه اعمال ودوری از خرافات

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز  سبحانه تعالي((إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لأُولِي الأَلْبَابِ [آل عمران: 190] ] مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏هايى [قانع كننده] است ، عن عمر بن الخطا ب  رضی الله عنه  قال حاسبو قبل ان تحاسبو.  باخود محاسبه نمایید قبل ازاینکه مورد محاسبه قرار گیرید.

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما یم

الله جل جلاله خلقت آسمان وزمین وشب روز را را از نشانه های قدرت خود برای بندگان  خود معرفی میدارد تا اینکه نشانه بر قدرت الهی درشناخت او باشد  لذا تحل در طبیعت وایجاد فصول در سال وآمدن بهار برای انسان مؤمن نشانه برای شناخت الله است   وباید بیشتر متوجه اطاعت او باشد نه که آغشته گناه ومعصیت گردد چون در بهار فصل بهر قرا داریم  وبعد ازینکه فصل زمستان رو به اختتام است  مواقع گشت گزار در دشت وصحرا ا ست ودیدن قدرت الهی برای زنده شدن بار دیگر طبیعت . و انسان مؤمن تفریح وگشت کزار آن باید  مخالفت با قوانین شرع ودین نداشته باشد . وانسان مؤمن تمام حرکات اوباید  برگرفته ازدین باشد . اما متأسفانه بعضی ها قوانین دسنی را مراعات نمی نمایند که باعث ایجاد گناه به خود شده  که کناه ومعصیت در میان اجتماع اثرات ناگوار ی را  به ارمغان می اورد . که می توان به مطالب آتی اشاره نمود.

1-  سوء حافظه : زیرا فهم وفراست وعلم نوراست وگناه ظلمت وتاریکی  است ودوشیئ متضاد باهم جمع شده نمی تواند . واگردر کسی هر دو جمع شده باشد  او مورد ابتلای الله است.

2-  وحشت: برای انسان گنه گارعبادت لذت ندارد وبه علت انجام گناه بین او وپروردگارش فاصله ایجاد شده  بناء همیشه در انجام عبادت واطاعت کسل وتنبل است.

3-  پیروی از شیطان: گناه سبب انجام اطاعت از شیطن می گردد.زیرا راه وروش اسلام خط مستقیمی است که قرآن وسنت آنرا برما مشخص نموده است. زیرا امام بخاری از حضرت ابن مسعود رضی الله عنه روایت می کند که جناب رسول معظم اسلام صلی اله علیه وسلم روزی خط مستقیمی را رسم نموده به طرف راست وچپ آن خطوط دیگری را ترسیم نمودند وفرمودند ((هذا سبيل الله، وهذه السبل، وعلى كل سبيل منها شيطان يدعو إليها))این (خط مستقیم ) راه الله است واین راه های د راول اینها شیطن است که به این راه ها دعوت می کند. سپس ایه مبارکه: وَأَنَّ هَـٰذَا صِرٰطِي مُسْتَقِيمًا فَٱتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ الآية [الأنعام:153راقرائت فرمودند.

4-  تسلط دشمنان دین : یکی دیگر از آثار گناه سبب تسلط دشمنان می شود زیرا وقتی اطاعت از الله ورسول او درجامعه نبود وشیطن بر شخص  وجامعه تسلط یافت سبب قوت یافتن دشمنان  می گردد.ورسول بزرگوار اسلام می فرمایند: ((بعثت بالسيف بين يدي الساعة حتى يعبد الله وحده لا شريك له، وجعل رزقي تحت ظل رمحي، وجعل الذلة و الصغار على من خالف أمري, من تشبه بقوم فهو منهم ))رواه احمد و روى الإمام أحمد في مسنده من حديث ثوبان مرفوعاً: ((يوشك أن تداعى عليكم الأمم من كل أفق كما تداعى الأكلة على قصعتها))، قلنا: يا رسول الله، أمن قلة منا يومئذٍ؟ قال: ((أنتم يومئذ كثير، ولكنكم غثاء كغثاء السيل، تنزع المهابة من قلوب عدوكم، ويجعل في قلوبكم الوهن))، قالوا: وما الوهن؟ قال: ((حب الدنيا وكراهة الموت)).

وقابل یاد آوری است که جشن نوروز وجنده بلند نمودن هیچ اصلی در دین وشریعت مقدس اسلام نداشته وندارد و ویک عنعنه است که ریشه اسلامی نداشته وباید مؤمنین ازاعمالی که با شریعت واسلام برابری  ندارد خود را حفظ نموده وازانجام بدعات وخرافات خود اری نمایند. زیرا ازهرحرکت  وعمل خود باید پاسخگوی برحضور باری تعالی باشند.رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند:((لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتّى يسأل عن عمره: فيم أفناه؟ وعن علمه: فيم فعل؟ وعن ماله: من أين اكتسبه؟ وفيم أنفقه؟ وعن جسمه فيم أبلاه؟)) رواه الترمذي، وقال: "حسن صحيح". در روز قیامت بنده گام برداشته نمی تواند تا این که از وی جهار چیز سوال کرده نشود 1- که عمر خود را در چه را ه صرف نموده .2- جوانی خود را در چه چیز به پیری رسانیده .3- ومال خود را از کجا کسب نموده ودر چه راهی مصرف نموده باشد.4-وبا علم خودچه عمل نموده است. لذا ازعمر وجوانی ما ازما پرسیده می شود وباید پاسخگوی باشیم چه خوب است که از حالا بفکر آن روز باشیم زیرا در آنروز پشیمانی سود ندارد وخدا جل جلاله  درجواب کفار که در آتش حهنم می سوزند ودر خواست باز گشت به دنیا بر انجام اعمال صالحه می نمایند ،می فرماید : ((أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمْ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ ))[فاطر:37].{ آیا انقدر شمارا عمر نداده بودیم که پند گیرندگان پندگیرند ؟وشما را بیم دهندگان بیم دادند . پس بچشید ، که گنه کا ران را یا وری نیست.} پس اوقات عمر را غنیمت بشمارید  زیرا عمر ایام و ساعات است  که وقتی گذشت دیگر باز نمی گردد. 

با رك الله لي ولكم في القرآن والسنة، ونفعني وإياكم بما فيهما من الآيات والحكمة، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب وخطيئة فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم.

نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1388/01/01 و ساعت 9 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )9ربیع الاول1430برابربه 16حوت 1387

حقوق النبی صلی الله علیه وسلم

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز  سبحانه تعالي {لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ }آل عمران164وقال رسول الله صلی الله علیه وسلم « امرت ان اقاتل الناس حتی یشهدوا ان لا اله الا الله ویؤمنو بی وبما جئت به  » رواه مسلم

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما یم

و درماه ربیع وهزارچهارصدوهشتادودومین سالروز میلاد پیامبر بزرگوار امت اسلامی ، حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم،  شخصیت ممتاز جهان بشریت ورحمة للعالمین  قرار داریم ویکی از واجبات دینی شناخت حقوق پیامبربزرگوار بشریت بر دوش امت شان است . تا با تذکرویاد آوری ایمان خود را تازه  ووظیفه دینی وشرعی خود را در مقابل دشمنان دین وپیامبر ، بیش از پیش درک نموده وبا جان ومال آماده دفاع از سنت های خیر البشر باشیم .و نخستین رکن از ارکان بزرگ اسلام، همانا گفتن لا اله الا الله و محمد رسول الله می‌باشد و قسمت دوم این شهادت یعنی : محمد رسول الله در خلال اموری که ذکر می‌شود. تحقق پیدا می‌کند.

1- ایمان : اولین حقوق پیامبر معظم اسلام عبارت ازایمان آوردن واذعان داشتن به رسالت اوست چنانچه الله سبحانه وتعالی به انبیا ء خود نسبت به ایمان به او دستور می دهد ود رآیه 81 سوره آل عمران می فرماید : {وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}  و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد البته به او ايمان بياوريد و حتما ياريش كنيد آنگاه فرمود آيا اقرار كرديد و در اين باره پيمانم را پذيرفتيد گفتند آرى اقرار كرديم فرمود پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم .در بسا از آیات قرآن آیمان باو را بعد از ایمان آوردن به خود ذکر می کند .{ وَمَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرً}ا ﴿فتح13﴾ و هر كس به خدا و پيامبر او ايمان نياورده است [بداند كه] ما براى كافران آتشى سوزان آماده كرده‏ايم { فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ }﴿اعراف158﴾پس به خدا و فرستاده او كه پيامبر درس‏نخوانده‏اى است كه به خدا و كلمات او ايمان دارد بگرويد و او را پيروى كنيد اميد كه هدايت‏شويد. ودر حدیث که اول خوانده شد رسول معظم ما صلی الله علیه وسلم می فرمایند: من امر شدم تا ایینکه با مردم مقاتله نمایم تا شهادت بر یگانکی الله پاک بدهند وبه من وبه آنچه آورده ام ایمان بیاورند . لذا اولین حق رسول الله ایمان به ایشان است که به عنوان پیامبر بر حق الهی ودساتیر شان را واجب اطاعه دانست وبر همه اوامر شان عمل نمود.

2- اطاعة : دومین حق رسول الله اطاعت از فرامین شان می باشد چنانچه الله سبحانه وتعالی می فرماید:{ وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا }﴿احزاب36﴾ و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است .ودر چندین آیه قرآن کریم بعد از اطاعت خدا اطاعت از رسول الله بیان شده است مثلا: { وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ }انفال آیه اول و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد . {قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ }﴿آل عمران32﴾بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد.{قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ }﴿آل عمران32﴾ بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد . واطاعت عبارت است از فرمانبر داری از اوامر وتصدیق در فرامین واحادیث واجتناب ازآنچه  رسول الله صلی الله علیه وسلم نهی فرموده اند . لذا آنچه را که انجام می دهیم زمانی موردقبولی بارگاهی الهی قرار می گیرد که مطابق به فرمان او رسول او باشد واگر نبود بر علاوه که پاداشی ندارد اگر درحوزه عبادت باشد سبب وزر ومعصیت می گرد  زیرا رسول معظم اسلام می فرمایند:« من احد ث فی امرنا هذا مما لیس منه فهو رد » وخداوند سبحانه وتعالی می فرماید : {وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ} ﴿حشر7﴾و آنچه را فرستاده [او] به شما داد آن را بگيريد و از آنچه شما را باز داشت بازايستيد و از خدا پروا بداريد كه خدا سخت‏كيفر است . ودر حدیثی که ابی داود روایت می فرماید جناب نبی کریم صلی الله علیه وسلم می فرمایند «علیکم بسنتی وسنت خلفای المهدیین الراشدین تمسکو بها و عضو علها بالنواجذ وایاکم ومحدثات الامور فان کل محدثة بدعة وکل بدعة ضلالة» بر شما است که لازم بگیرید سنت های من وسنت های خلفای راشدین المهدیین من را وبه آن تمسک بجویید ومحکم بگیرید واز کار های نوپیدا در امور دینی خود داری فرمایید زیرا هر محدث بدعت است وهر بد عتی سبب گمراهی  ودر آیه 48 سوره مائده خداوند ودود می فرماید:{فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ }پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن. ودر نتیجه اطاعت ازرسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت از خدا است{ مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا }﴿نساء80﴾ هر كس از پيامبر فرمان برد در حقيقت‏خدا را فرمان برده و هر كس رويگردان شود ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستاده‏ايم .

3- محبت :یکی دیگر از حقوق رسول کرامی اسلام محبت ودوست داشتن شان است در حدیثی که امام بخاری از جناب رسول معظم اسلام بیان می دارد ،که رسول خد ا صلی الله علیه وسلم می فرمایند: «والذی نفسی بیده لا یؤمن احدکه حتی أکون احب الیه من والده وولده والناس اجمعین » قسم بذاتی که نفسم بید بلاکیف اوست هیچ یک از شما مؤمن نیست تاکه من در نزداو محبوبتر از پدر وفرزندان وهمه مردم نباشم . وخدا وند بزرگ جل جلاله می فرماید :{  قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ} ﴿آ ل عمران 31﴾ بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است . ومحبت رسول الله زمانی مشخص می کرد که ما امر اودستور اورا بر همه کس وهمه چیز مقدم بشماریم وهمه خواهشات خود ودیگران را بواسطه اجرای حکم او ترک کنیم ینجا است که محبت خود را بر ایشان واضح ساختیم واگر حالتی داشته باشیم که دساتیر رسول معظم اسلام در مقابل خواهشات خود ورهبران ودوستان وپدر وفرزند خود نعوذ بالله ترک نماییم بدانیم که ایمان ما ضعف داشته وبه گفته رسول الله مؤمن نیستیم.

4- تعظیم وتکریم: یکی از حقوق رسول بزرگ شمردن شان است چنانچه الله جل جلاله می فرماید:{ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا  لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا }﴿فتح 8-9﴾ [اى پيامبر] ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده‏اى فرستاديم  تا به خدا و فرستاده‏اش ايمان آوريد و او را يارى كنيد و ارجش نهيد و [خدا] را بامدادان و شامگاهان به پاكى بستاييد . ودر آیه دوم سوره حجرات می فرماید:{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ } اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنانكه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن مى‏گوييد با او به صداى بلند سخن مگوييد مبادا بى‏آنكه بدانيد كرده‏هايتان تباه شود .ودر آیه 63سوره نور می فرماید:{ لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا }خطاب كردن پيامبر را در ميان خود مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد.عزیزان خوب بیندیشید که مقام رسول خداچقدر عظیم است است که نباید صدای در قابل صدای رسول الله بلند تر شود وحتی رسول الله را نباید مانند یدیگر صدا بزنیم .اگر نعوذ بالله کسی بیاید به سنن رسول الهتوهین روابدارد چه جزای دارد  بحق عمل نابخشودنیی خواهد بود.

5-  دفاع: حق دیگر رسول معظم دفاع از ایشان است چه دفاع جانی و چه دفاع از سنن شان  چنانچه الله در شأن رستگاران می فرماید :{فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ }﴿اعراف157﴾پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند .واصحاب رسول معظم اسلام صلی الله علیه سلم در همه اوقات مدافع رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند. چنانچه در غزوه أحد آنجناب می فرمودند:«من یردهم عنا له الجنة» کسی که آنها از ما رد کند جایش بهشت است که حضرت طلحه چنان جانه بادست خود تیر های دشمن را رد می نمود که دستش شل گردید واین افتخار را بدست آورد.وامروز دین رسول خدا به مدافعین ضرورت دارد که همچو اصحاب رسول الله  صلی الله علیه وسلم مدافع تمام دست آورد های او باشند دفاع از قرآن دفاع از سنت دفاع از همه ارمغان های نبوت زیرا دشمنان پیامبر امروزه در کمین اندکه همه چیز امت اسلامی رابه یغما ببرند اما کور خوانده وبدانند که امت  اسلامی ملیون  ها  جانباز وجانثار دارد که در مقابل بی توجهی به کوچکترین آزمون دینی خود حاضر به فداکاری اند.

6-  احترام به اصاحاب واهل بیت رسو ل الله صلی الله علیه وسلم : احترام به اصحاب وخاندان رسو ل معظم اسلام از حقوق رسل معظم اسلام بر ماست  چنا نچه در شأن اصحاب خود می فرمایند: «لا تسبوا اصحابی فلو انفق احدکم مثل احد ذهبا مابلغ مد احدهم ولا نصیفه»به اصحابم بی احترامی نکنید که اگر یکی از شما به اندازه کوه احد هم طلا در راه خدا نفقه کند به اندازه یک مد ونصف مدی که اصحابم در راه خدا خرچ نموده اند شما ثواب بدست آورده نمی توانید. ودر بار ه خوانواده وازواج خودبه مد ستور به احترام می دهندومی فرمایند :«أذکرکم الله فی اهل بیته»

7- صلوات درود فرستادن : چنانچه الله سبحانه وتعالی می فرذماید:{إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا }﴿احزاب56﴾خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستند اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر او درود فرستيد و به فرمانش بخوبى گردن نهيد. لذا وظیفه داریم که بررسول معظم اسلام همیشه بویژه بعد ادای نماز اذان صبح .شام .درروزجمع ودر وقت شنیدن اسم مبارک درود بخوانیم وبهترین صیغ درود خواندن هم درودی است که درقعده ناز بعد از التحیات من وشما می خوانیم.

با رك الله لي ولكم في القرآن والسنة، ونفعني وإياكم بما فيهما من الآيات والحكمة، أقول ما تسمعون وأستغفر الله لي ولكم ولسائر المسلمين من كل ذنب وخطيئة فاستغفروه إنه هو الغفور الرحيم.

نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/12/16 و ساعت 8 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح )شوم الاول 1430برابر به نهم حوت 1387

اهميت علم ودانش

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون.واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه تعالي  (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ )فاطر27-28 وقال رسو ل الله صلي الله عليه وسلم ((لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتّى يسأل عن عمره: فيم أفناه؟ وعن علمه: فيم فعل؟ وعن ماله: من أين اكتسبه؟ وفيم أنفقه؟ وعن جسمه فيم أبلاه؟)) رواه الترمذي، وقال: "حسن صحيح".آيا نديده‏اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد و به [وسيله] آن ميوه‏هايى كه رنگهاى آنها گوناگون است بيرون آورديم و از برخى كوهها راهها [و رگه‏ها]ى سپيد و گلگون به رنگهاى مختلف و سياه پر رنگ [آفريديم] (27) و از مردمان و جانوران و دامها كه رنگهايشان همان گونه مختلف است [پديد آورديم] از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ترسند آرى خدا ارجمند آمرزنده است (28)

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نمایم

 دین اسلام دین علم ودانش دین پژوهش وتفکر اندیشه است وپیروان خود را همیشه دستور بر تعلیم وتعلم  داده ومی دهد و خدا وند جل جلاله، پیامبر بزرگوار خود برای تعلیم امت فرستاده چنانچه در آیه دوم سوره جمعه می فر ماید: ((هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)) ا وست آن كس كه در ميان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [آنان] قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند. ونيز اولین آیاتي که بر رسول معظم اسلام نازل می شود دستور به خواندن به نام خدا را میدهد(( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ))ودر قرآن سوره بنام قلم را داریم که خدا نسبت به اهمیتی که قلم وآنچه از آن تراوش می نماید، به آن قسم یاد می کند. ((وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ)) ورسول كريم صلي الله عليه وسلم می فرمایند«طلب العلم فریضة علی کل مسلم » طلب علم بر هر فرد مسلمان (زن ومرد) فرض است. ودستور میدهند که اگر علم به دورترین نقطه جهان که هم باشد آنر ا طلب نمایید ونيؤ مي فرمايند:حکمت ودانش کم شده مسلمان است به هر کجا بیابد به دان حق داروسزاوار است که بیا موزد . وقتی خوب توجه نمایییم تنها آیینی که علم ودانش را یک فریضه که طلبش موجب پاداش وتر ک آن گناه محسوب میگردد . معرفی میدارد اسلام است . لذا اسلام با بعثت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم بنیان تمدنی را بر اساس علم وحکمت گذاشت که پیروانش وقتی باین بزرگ دست یافتند قاره های جهان در نوردیدند و جهان را از ظلم وستم وبی دانشی رهانیدند. وقتي در  تاریخ علمی مسلمین صدر اسلام نظری بندازیم متوجه می شویم که همه امت رسول کریم صلی الله علیه وسلم چه شور شعفی نسبت به آموزش دینی داشتند اگر چه آمار دقیقی به دسترس نیست از تعداد شرکت کنندگا ن د رجلسه های درس ووتعداد متخصصین متوجه این مهم می شویم مثلا در درس علی بن عاصم سی هزار نفر شرکت می ورزیدند ودر درس سلیمان بن حرب با حضور مأمون الرشید چهل هزارنفر شرکت می ورزیدند. مسلم ا بن ابراهیم میگوید من در بغداد از هشت صد نفر محدث حدیث آموختم .و در سال 319 هجری  در زمان خلا فت مقتدر با لله بر اثر بی توجهی یک طبیب یک مریض فوت نمود به ثابت رئیس الاطباء دستور داد که از اطباء امتحان گرفته شود تا فقط متخصین شناسایی وبه ایشان اجازه فعالیت رسمی داده شود . بعد از اخذ امتحان فقط صد نفر متخصص معرفی شدند حالا فکر کنید کسانیکه در امتحان شرکت نموده بودند چه قدر بوده باشند؟ !! امام ادب نضربن شمیل وقتی از بصره به  خراسان می آمد سه هزار عالم ادب اورا بد رقه می نمودند . این نمونه و قطره ای  از در یا است که دلیل بر شور وشعف امت مسلمه به علم ودانش دارد. وعلما وداشمندان منزلت خاص در نزد خدا دارند ز یرا خدا وند بزرگ می فرمایند: (( هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ))زمر9. آيا كسانى كه مى‏دانند و كسانى كه نمى‏دانند يكسانند تنها خردمندانند كه پندپذيرند. در آیه  11 سوره مجادله می فرماید : ((يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ )﴾خدا [رتبه] كسانى از شما را كهايمان أوردند و كسانى را كه دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است ودر آیه 11 سوره رعد می فرماید:((إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ))  در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند. لذا افراد که دانا اند می تواننددر زمینه های مختلفه بر نامه ریزی و در جامعه تحول ایجاد کنند وسنت الهی نیزباین است که تغییری بوجود نمی آوردتا انسانها تغییری در زندگی خود نیاورند . وامروزه من وشما آنچه را در میدانها مختلف تکنالوژی مشاهده می نماییم همه بر گرفته از علم است وعلم است که سبب این همه تحول شده ودنیا را به دهکده تبدیل نموده است وبازهم الله جل جلاله می فرماید (( وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً)) و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است ونيز مي فرمايد: ((وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ ))﴿ يوسف 76﴾ و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است.  ودر أيه كه در اول تلاوت نمودم  خداوندبزرگ می فرماید: (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ ) آيا نديده‏اى كه خدا از آسمان آبى فرود آورد و به [وسيله] آن ميوه‏هايى كه رنگهاى آنها گوناگون است بيرون آورديم و از برخى كوهها راهها [و رگه‏ها]ى سپيد و گلگون به رنگهاى مختلف و سياه پر رنگ [آفريديم] (27) و از مردمان و جانوران و دامها كه رنگهايشان همان گونه مختلف است [پديد آورديم] از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ترسند آرى خدا ارجمند آمرزنده است (28) (اسراء85)ونيؤ مي فرمايد: وقتي به مفهوم أيه دقت نماییم میبینم  که اشاره به باران بارش وبرف دارد که برای رسیدن به چگونگی تشکیل بارش وبرف وتگرگ  احتیاج به علم طبعی وشیمی داریم  وقتي اشاره به انواع ميوه هاي رنگارنگ ميشوى محتاج شناخت به علم گياهشناسي داريم وقتی اشاره به رکه های مختلف کوها داردباید حقیقت آنر با علم زمین شناسی برسی نماییم وزماني موضوع انسان ودواب مطرح می گرددد ، اشاره به علم جامعه شناسی دارد . ودر اخیر این آیات می فرماید : «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء» همانا از بندگان خدا ازوی دانشمندان وعاماء می تر سند وعلماء حقیقی کسانی اند که ازخدا تقوی نمایند در هر علمی که تخصص داشته باشند زیرا علم درست وسیله شناخت حقایق ورسيدن به سعا دت دنیاواخرت است وبسا کسان علم شان وسیله نجات شان گردیده و تحقیق وبرسی دقیق علمی شان سبب شناخت شان ازخدا وایمان واسلام آوردن شان گردیده است  . بهر ملحوظ همه برتری ها دردانش وعلم نهفته است وما هم که در آغاز سال جدیدتعلیمی در کشور خود قرار دادریم وظیفه داریم که با همکاری وارتباط به مدارس ومکاتب وتشویق فرزندان خود بر فراگیری علم  جهاد فرهنگی را سرعت بیشتری دهیم تاکه کشورما آباد و سربلند وازفقر بی دانشی نجات یابد وفرزندان ما بعنوان آینده سازان جامعه بتوانند مصدر خدمتی به همه امت مسلمه وجهان بشریت گردند. وبرای ما صدقه جاریه باشند . وجوانان ونوجوانان بدانند که اموختن علم یک فریضه است  بویژه  علم حلال وحرام که بر همه فرض عین است . بادید یک عبادت بسوی مدرسه ومکتب ودانشگاه بروندکه وقتی به نیت  بدست آوردن ورضای خدا باشد . ملایک خدا بال های خودر بر ایشان فرش میکنند تا پای خود را روی بال فرشته الهی بگذا رند . سبحان الله چه مقام بلندی دانش آموزی مسلمان دارد . ودر حدیثی که در اول خواندم رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم می فرمایند : در روز قیامت بنده قدم های خود را بر داشته نمی تواند تا که از وی پرسیده نشود که عمر خودرا درچه راهی صرف نموده ووباعلم خود چه نموده ومال خود را ازچه مدرکی بدست آورده ودرچهراهی مصرف نموده است وجسم خود را در چه راهی به پیری رسانده است. لذا وظیفه داریم برای حفظ ووقایه خود از عذاب الهی به عمر ووقت وعلم ومال خود بسیار اهمیت قایل شویم ومتوجه مصرف وراه بدست آوردنش باشیم ورنه جواب دادن کار آسانی نیست خصوصا که در فصل بها ر طبیعت قرا داریم وعزیزان زیادی به تفریح می روند . در حالیکه سیر وسیاحت اصل شرعی دارد تا عظمت ذات الهی در تحول دشت ودمن  متوجه شده وشکران اورا با اطاعت وعبادتش بنمایند و بایدآداب وحجاب شرعی مراعات شود ونماز ها وبویژه نماز جمعه ترک نکردد واز اختلاط زنان ومردان نامحرم  جلوگیری کردد زیرا الله جل جلاله در ایات 31و32 سوره نورمی فرماید: ((قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿30﴾ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿31﴾) به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزه‏تر است زيرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه استو به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بى‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد.در حالیکه ازخدا استدعا اخلاص بیشتر بر اساتید محترم وکوشش فروان بر جوانان طالب العلم ودانش پژوه ومحصل وتوجه بیشتر بر روند تربیت فرزندان برخود وشما ومراعات نظم وقوانین شرعی برهمه دارم دعا می نمایم. نسأل الله عز وجل أن يهيئ لنا من أمرنا رشداً ، وأن يوفقنا لعمل الصالحات وأن يجعلنا من عباده المخلصين .

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/12/09 و ساعت 9 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه قبل از نماز جمعه مسجد جامع اويس قرنی (رحمه الله)     ۴صفر 1430برابربه 11/دلو1387

فتنه مال

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى:{ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ [العنكبوت: 1-3]. الف لام ميم  آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد.

برادرن وخواهران عزيز خود وشما را توصيه به تقوی الهی می نما يم

 هدف ازخلقت انسان  معرفت وشناخت الله متعال بوده وبس  وبنا’ الله جل مجد ه بندگان خودرا هميشه مورد امتحان قرار داده ومي دهد تا فرق بين افراد مومن  وغير مومن  شده  واين اامتحان وفتنه د رتمام ابعاد  زندگی انسان راشامل می گردد .که سبب قطع صله رحم , عداوت , بغض , کینه، ودشمنی وحتی قتل وغارت هم می گردد وبزرگترين عملی که سبب اين همه مصيبت می شود فتنه مال واهل واولاد است که قرآن چنين تعبير می نمايد . {  وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ} و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است  [الأنفال: 28] ورسول کريم صلی الله عليه وسلم می فرمايند ((إن لكل أمة فتنة، وفتنة أمتي المال)) أخرجه أحمد وغيره يقينا هر امتی فتنه داشته وفتنه وآزمايش امتم د رمال است. شايد  سوالی برای عزيزان مطرح گردد که از نظر اسلام داشتن مال واولاد فتنه است وخوب نيست ونبايد به دنبال أن رفت  نخير چنين نيست بلكه مال فتنه است كه ازراه شرعي بدست نيامده واولادي فتنه است كه تربيت سالم اسلامي نشده باشد وهدف دين از مطرح نمودن اي طؤينه ها به عنوان فتنه هشدار به رهروان أن است كه نبايد عمل شان منجر به فتنه گردد ومتوجه اولاد که صدقه جاريه است باشند تاتربيت صحيح اسلامي شده  وخدمت كننده به دين وامت باشد ومالي فتنه است كه از راه حرام به دست أيد وزكات أن اداء نشود واز راه رشوت به دست ايد وبه دون احتياج دست به تكدي دراز نمايد ورسول معظم اسلام مي فرمايند: ((من سأل الناس أموالهم تكثرًا فإنما يسأل جمرا، فليستقل أو ليستكثر)) أخرجه مسلم  ويا با قسم  ناحق به دست أيد ورسول معظم  مس فرمايند: ((من اقتطع حق امرئ مسلم بيمينه ـ أي: بالحلف الكاذب ـ فقد أوجب الله له النار وحرم عليه الجنة))،و يا از را ربا وسود بدست أيد كه رسول كريم صلي الله عليه وسلم مي فرمايند:  ((درهم ربا يأكله الرجل وهو يعلم أشد عند الله تعالى من ستة وثلاثين زنية)). کسی یک درهم ربا  درحالی که می داند ربا است در نزد خدا از سی وشش مرتبه زنا سخت تراست والله جل جلا له می فر ماید: يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقي من الربا إن كنتم مؤمنين فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله وإن تبتم فلكم رؤوس أموالكم لا تَظلمون ولا تُظلمون اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد؛ و اگر مؤمنيد، آنچه از ربا باقى مانده است واگذاريد. و اگر (چنين‏) نكرديد، بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى‏، برخاسته‏ايد؛ و اگر توبه كنيد، سرمايه‏هاى شما از خودتان است‏. نه ستم مى‏كنيد و نه ستم مى‏بينيد. سوره بقره أيات (278- 279) و اعلا ن جنگ از جانب خدا ورسول او کار آسانی نيست واشکال مختلفی دارد مانند جنگ اعصاب نا امنی بی برکتی بی خيری وجنگ با سلاح گرم وغيره نمونه های از جنگ است که امروزه همه گرفتار او ييم وسبب ورشکستگی اقتصاد درسطح جهان گرديده  وامروزه همه به دان متوجه شدند . که بايد بسوی اقتصاد اسلامی باز گرداند تا نظام اقتصاد پويايی داشته باشند والله جل جلاله می فرمايد: ومن أعرض عن ذكري فإن له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى [طه:124]. و هر كس از ياد من دل بگرداند در حقيقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‏كنيم ونيز می فرمايد: واتقوا يوما ترجعون فيه إلى الله ثم توفى كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمون . و بترسيد از روزى كه در آن‏، به سوى خدا بازگردانده مى‏شويد، سپس به هر كسى (پاداش‏) آنچه به دست آورده‏، تمام داده شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمى‏گيرند. (بقره 281)

اللّهمّ صلِّ وسلِّم وبارك على عبدِك ورسولِك محمّد، وارضَ اللهم عن خلفائه الراشدين الأئمّة المهديين: أبي بكر وعمرَ وعثمان وعليّ وعن سائر أصحاب نبيّك أجمعين، وعن التابعين وتابعِيهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، وعنا معهم بعفوِك وكرمِك وجودك وإحسانِك يا أرحمَ الراحمين.

اللّهمّ أعزَّ الإسلام والمسلمين، وأذلَّ الشرك والمشركين، ودمِّر أعداء الدين، وانصُر عبادَك الموحّدين... .أسأَل الله أن يوفِّقَني وإياكم لما يحبّه ويرضاه، وأن يتقبّلَ منا ومنكم صالح أعمالنا، وأن يجعلَنا في هذا اليومِ ممّن يستجاب دعاؤُه، إنه على كلِّ شيء قدير.

بَارك الله لي ولكم في القرآنِ العظيم، ونفَعني وإيّاكم بما فيهِ مِنَ الآياتِ والذِّكر الحكِيم، أقول قَولي هَذَا، وأستغفِر الله العظيمَ لي ولكم ولسائر المسلمين من كلِّ ذنبٍ، فاستغفِروه وتوبوا إليه، إنه هو الغفور الرحيم.

    

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/11/11 و ساعت 10 بعد از ظهر |

فتوحات قدس در طول تاریخ

بیگمان فتوحات اسلامی که بیشتر سرزمینهای معروف جهان را در بر گرفت همچنین سیرت وزندگی ومنش فاتحینی که رسالت وپیام اسلام وتعالیم روشن شریعت محمدی را به جهانیان رسانیدند دارای ویژگی های خاصی می باشند. خصوصا در مقایسه با فتوحات غیر اسلامی که قبل ویا بعد از اسلام توسط دشمنان اسلام صورت گرفته است .

شکی نیست که فرماندهان اسلامی از لشکرکشی ها و فتوحاتشان هدفی جز آزادی ملتها و راهنمایی آنها از عبادت مخلوقات به عبادت خالق واز ذلت کفر به عزت ایمان واز جور ادیان به عدل اسلام نداشته اند . و این شعار فاتحین در تمامی نقاط فتح شده بود چنانكه ربعی بن بن عامر در مقال کسری به این امر تصریح نمود .و مسلمانان این شعار را در برخورد عادلانه با ملتهای شکست خورده و تعامل به رفق ومهربانی با اسرای جنگی در عمل به اثبات می رساندند .

و برای اینکه به تفاوت میان فاتحین مسلمان وفاتحین غیر مسلمان در در برخورد با ملتهای شکست خورده واقف شویم وعدالت اسلام آشکار شود به بررسی تاریخ قدس خواهیم پرداخت . سرزمینی که امروزه در زیر چکمه های یهود غاصب مورد اهانت واقع شده است .

سرزمین قدس از قدیمیترین سرزمینهای معروف واز مهمترین آنان در نزد ادیان آسمانی محسوب می شود . و تاریخ از روزگاران قدیم تاکنون هیچ سرزمینی را به اندازه قدس مورد غارت وفتنه وتخریب به خود ندیده است .

1- قدیمیترین فتنه ای که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است قتل عام وتخریب هولناکی است که در سال 1189 قبل از میلاد توسط بنی اسرائیل شکل گرفت . در تورات ( سفر یوشع فصل 7 ص 221 ) چنین آمده است :(( بنی اسرائیل اریحاء را به قصد بیوس ( نام قدیمی قدس ) ترک کردند ودر این مسیر به هر شهری از شهرهای فلسطین که می رسیدند هیچ انسان وحیوانی را در آن زنده نمی گذاشتند وشهرهای اریحاء وبیوس که در آن زمان مادر شهرهای فلسطین محسوب می شدند را به خاک وخون کشیدند )) ونصوص تورات تاکید می کند که بنی اسرائیل پس از قتل عام ساکنین شهر، آن دیار را به آتش می کشیدند .

2- پس از آن ، فتنه دیگری که تاریخ بیت المقدس در خود به ثبت رسانده است حمله پادشاه آشوری ( سنحاریب ) در سال 713 قبل از میلاد وبه فاصله 480 سال پس از فتنه اولی می باشد . پادشاه آشوری پس از استیلاء بر قدس تمام یهودیانی را که بدانه دست یافت از دم تیغ گذراند واموالشان را به یغما برد و سپس به سرزمین خود باز گشت .

3- پس از گذشت سه سال یعنی در سال 710 قبل از میلاد پادشاه آشوری جهت قلع وقمع بازماندگان حمله گذشته بار دیگرسپاهش را بسوی قدس گسیل داشت لهذا این شهر را تخریب نمود . اما قبل از اینکه به اعمال وحشیانه اش در قدس خاتمه دهد سپاهیانش به طاعون مبتلا شدند که در نتیجه سنحاریب 180 هزار نفر از نیروهای خود را به قتل رساند که همین امر سبب انقراض حکومت آشوریان درجهان گردید .

4- پس از سرنگونی آشوریان حکام مصر قدس را به اشغال خود در‌آوردند که در این مدت نه چندان طولانی حکومت خود با توسل به زور خراج را از مردم می ستاندند وبه فراعنه تقدیم می کردند .

5- هنگامی که یهودیان در قدس بر مسند قدرت تکیه زدند براساس طینت وسرشت فاسدشان بساط فساد را در زمین گستراندند که پروردگار بر آنان خشم گرفت و بخت النصر پادشاه ستمگر بابل را بر آنان چیره ساخت . بابلیان به فرماندهی بخت النصر به قدس حمله نموده ودر سال 597 قبل از میلاد آنرا به تصرف خویش در آوردند . لشکریان بابل بیشتر ساکنان قدس را به قتل رسانده وبا بازماندگان این حمله وحشیانه پیمان صلح منعقد کردند مشروط بر اینکه سالیانه خراج هنگفتی را به بابل بفرستند .

6- دیری نپائید که بنی اسرائیل برعلیه بخت النصر شورش کردند واز اطاعت وی سرباز زدند که در نتیجه بار دیگر بخت النصر در سال 586 قبل از میلاد به قدس حمله ور شد وآنرا به محاصره خود در آورد وتا جایی که می توانست یهودیان را به قتل رساند وبزرگان بنی اسرائیل من جمله رهبرشان ( حزقیاء) را به اسارت گرفته وروانه بابل ساخت . وپس از سوزاندن معابد یهودیان ونابود کردن شهر ومبدل ساختن آن به قبرستانی از آن دیار خارج شد .

پس از این واقعه مدت زمانی قدس متروک ومهجور باقی مانده بود تا اینکه کوروش پادشاه ایرانی بر بابلیان غلبه یافت وبابل را به تصرف خود در آورد .سپس از درعطوفت ومهربانی با یهودیان در آمد وآنان را به قدس باز گرداند ودر تجدید بنای شهر آنان را یاری نمود.

7- هنگامی که یهودیان آزادی ومجد گذشته خود را باز یافتند بار دیگر از در فساد وتبهکاری در زمین برآمدند که پروردگار یکی از جانشینان اسکندر مقدونی به نام ( آنتیوخوس آبیفانوس) را درسال 168 قبل از میلاد بر آنان غالب ساخت این فرمانده رومی پس از اشغال شهر قدس معبد یهودیان را تخریب کرد وحصار اطراف شهر را از بین برد اکثر ساکنان شهر را به قتل رساند و از آن تاریخ به بعد قدس تحت سیطره رومیان قرار گرفت .

8- در طی حکمرانی رومیان بر فلسطین سرزمین قدس بیش از سایر سرزمینهای فلسطین مورد تخریب وقتل وغارت وچاول قرار گرفت تا جایی که این سرزمین مقدس هیچ روزی را بون اغتشاش وآشوب وفتنه نمی گذراند . در سال 65 قبل از میلاد فرمانروای ستمگر رومی به نام بومبی بمدت سه ماه شهر قدس را به محاصره خود در آورد وپس از سیطره بر شهر بیشتر ساکنان شهر رااز دم تیغ گذراند .

9- وهمچنین در زمان فرمانروایی بیلاطس که از سال 29 الی 39 پس از میلاد به طول انجامید شهر قدس بارها وبارها مورد تهاجم وتخریب قرارگرفت .

10- هیچگاه قدس فتنه ها وغارتگریهایی را که در طول تاریخ برآن گذشته است را به باد فراموشی نخواهد سپرد ، فتنه هایی که به قول مؤرخین نظیر آن در تاریخ یافت نشده است .

در سال 79 پس از میلاد فرمانروای ستمگر وخونریز رومی به نام (تیطس )مدت زمانی طولانی قدس را محاصره کرد تا جایی که هزاران نفر از فرط گرسنگی جان باختند که درنهایت بازماندگان این ناچارا تسلیم شدند .مؤرخ مشهور (یوسیفوس) که خود از نزدیک شاهد حمله تیطس به قدس بوده چنین می گوید: تنها تعداد کشته شدگانی که در حوالی معبد یافته شدند به ده هزار نفر می رسید که بیشتر آنان زنان ، کودکان وکهنسالان بودند که به معبد پناه آورده بودند . جویهای خون در قدس جاری بود وبرای اینکه به عمق فاجعه پی ببریم کافی است بدانیم تعداد کشته شدگان در این حادثه به پانصد هزار نفر می رسید واین قتل عام وغارت وچپاولگری تا چندین ماه ادامه داشت وهمچنین تا چند هفته شعله های آتش در نقاط مختلف شهر زبانه می کشید وفرمانروای ستمگر رومی بسیاری از جوانان را به اسارت گرفت ودر روم فروخت .

11- پس از بیطس یکی دیگر از فرمانروایان روم به نام آدریانوس در سال 135 پس از میلاد قدس را به اشغال خود در آورد و پس از سیطره بر قدس اکثر ساکنان ان را به قتل رساند معابد را نابود کرد وو همه ی خانه ها را با خاک یکسان نمود تا جایی که سنگی بر روی سنگ دیگر یافت نمی شد این فرمانروای ستمگر به قتل عام یهودیان اکتفا نکرد بلکه تا جایی که می توانست مسیحیان را نیز از دم تیغ گذراند. و دستور داد آنان را از عبادتگاههایشان اخراج کرده و سپس عبادتگاهها را تخریب نمایند و خود دو معبد به نامهای زهره و مشتری در آنجا بنا نمود.

12- سپس در سال 614 پس از میلاد سپاه ایران قدس را اشغال نمود که در این حمله بیش از نود هزار مسیحی کشته شدند و به تحریک یحودیان کلیسای قیامت را منحدم کردند و صلیبی را که مسیحیان آنرا مقدس می پندارند شکستند.

آنچه گذشت گوشه ای از مصائب و مشکلاتی بود که بر این شهر مقدس گذشته است و شکی نیست که در بیشتر این فتنه ها وآشوب ها در طول تاریخ ، یهود نقش اساسی داشته است.

پس از گذشت1700 سال از تاریخ اسفناک قدس وغعوطه ور شدن شهر در دیاهای خون واهانت به مقدسات آن توسط فرمانروایان ظالم وستمگر وسفاک ، قدس با سپاهی دیگر مواجه می شود ، سپاهی کاملا متفاوت با سپاهیان گذشته . در زمان خلافت ابوبکر صدیق رضی الله عنه به قصدرساندن پیام اسلام ورسالت الهی عزم فتح شام ( که قدس جزئی از آن محسوب می شد ) نمودند در آن هنگام فررمان خلیفه مسلمین می آید که سپاه را چنین مورد خطاب قرار می دهد :(( خیانت نکنید ، از نیرنگ بپرهیزید ، در کشتن اسراف نکنید، هیچ کس را مثله نکنید ، حق ندارید کودک وزن وکهنسالی را به قتل برسانید، هیچ نخلی را آتش نزنید واز قطع نمودن درختان ثمر دار بپرهیزید ، نباید گوسفند وگاو وشتری را قربانی کنید مگر برای خداوند ، هنگامی که به قومی گذر کردید که به عبادتگاههایشان پناه آورده اند آنها را رها کنید))

لشکر اسلام دراوائل خلافت دومین خلیفه راشد عمربن الخطاب رضی الله عنه به قدس رسید . فرمانده مسلمانان عمروبن العاص چند ماه شهر را به محاصره خود درآورد اما ساکنان شهر را خوش نیامد با وی از در صلح برآیند بلکه درخواست کردند قراردادصلح با دستان خود خلیفه منعقد شود وکلید بیت المقدس به شخص خلیفه تحویل داده شود .زمانی که عمروبن العاص این خبر را به خلیفه رساند خلیفه مسلمین عمربن الخطاب با ظاهری بسیار ساده وبی آلایش سوار بر مرکبش شد وهمراه با یک راهنما راه قدس را در پیش گرفت .بزرگان شهرقدس خصوصا بزرگان دینی مسیحیت جهت استقبال خلیفه از شهر خارج شدندوخلیفه مسلمین پس از ورود به قدس عهدنامه ای را با ساکنان شهر منعقدکرد که متن معاهده چنین می باشد:(( بسم الله الرحمن الرحیم این عهدنامه ای است که بنده خدا عمربن الخطاب امیرالمؤمنین به مردم ایلیاء داده وآنها را امان داده است .به خودشان، ه مریض وتندرستشان ، به اموالشان ، به کلیساهایشان ، به صلیبهایشان امان داده است .کسی حق ندارد کلیساهایشان را تخریب کند یا درآنهاسکونت نماید.نباید از خودکلیساها وجایگاه آنها کم وکاست شود.به صلیبهاواموال کلیساها زیان نرسد .هیچ یهودی حق ندارد درکنار آنها در ایلیاء زندگی کند.آنها نسبت به دینشان مختار وبرای گذراندن شعائر دینشان آزادند در پذیرفتن دین اسلام مجبور نخواهند بود . مردم ایلیاء مانند مردم مدائن باید جزیه به دولت اسلام بپردازند .رومیانی که در شهر قدس هستند می توانند آزادانه ازاین شهرخارج شوند وبه مملکتشان بروند وتا وقتی که به محل امنی نرسیده باشند خودشان واموالشان در امان خواهند بود .هرکسی از آنان بخواهد در اینجا بماند در امان است واز همان حقوقی برخوردارمی شود که اهل شهر برخوردار می شوند .آنها نیزباید جزیه بدهند .هریک از مردم ایلیاء حق دارد همراه رومیان برود.‌آنها نیز تا رسیدن به جای امنی درامانند .کسانی که از سرزمین دیگری به ایلیاء آمده اندو ساکن شده اند حق دارند: به دیار خود بازگردند یاکماکان در اینجا بمانند ومانند اهل شهرجزیه بدهند .ویا اینکه همراه رومیان برود))

واین برای نخستین باربود که فرمانروایی وارد شهرقدس شددرحالی که ساکنان شهر به استقبال وی آمدند وبه اوخوش آمد گفتند .وبه اتفاق مؤرخین وبه اذعان دشمنان اسلام حتی یک نفر هم در این میان کشته نشد.وبیش از دوقرن ونیم مسیحیان در کمال آرامش وامنیت تحت لوای خلافت اسلامی در قدس زندگی می کردند .

13- تا اینکه عقده های صلیبی بار دیگرجوشش یافت وبه حرکت درآمد که در نتیجه سپاهیان صلیبی چندین بارقدس را مورد تهاجم قراردادند وپس از ضعف قوای مسلمین در سال 1099 میلادی این شهر مقدس را اشغال نمودند وهمین مسیحیانی که ادعا می کنند پیام آورصلح ودوستی هستند در آن نبرد هفتادهزار مسلمان را از دم تیغ گذراندند .وبه همین منوال مسیحیان بیش از90 سال بر قدس حکومت کردند تا اینکه خداوند برای عزت اسلام سلطان صلاح الدین ایوبی را برانگیخت تا بار دیگر قدس را به آغوش اسلام باز گرداند .ودر سال 1193 میلادی سلطان صلاح الدین موفق شد بیت المقدس را فتح نماید وپس از فتح بیت المقدس درکمال احترام وعطوفت ومهربانی با مسیحیان برخورد کرد که خود دشمنان اسلام بر عدالت وانصاف وعطوفت وی گواهی می دهند.پس از آن قدس به فضل حکام اسلامی بیش از هشت قرن را در کمال آرامش وامنیت سپری کرد.

14- تا اینکه به هنگام جنگ جهانی نیروهای انگلستان قدس را اشغال کردند ویهود نیز از این فرصت بهره برد ودر ورای قدرت انگلستان گروههای یهودی از نقاط مختلف جهان به فلسطین مهاجرت کردند ودولتی را تشکیل دادن که تفاوتی با دولتهای صلیبی کینه توز نداشت وسرانجام در سال 1948 میلادی موفق شدند قسمتی از قدس را تصرف کنند.

15- سپس درسال1967 میلادی یهودیان بر قدس سیطره یافتند وتاکنون مقدسات این شهر مقدس در زیر گامهای یهودیان لگدمال می شود وامت اسلام انتظارصلاح الدین دیگری را می کشد که آنرا از مصائب ومشکلات برهاند وبه آغوش اسلام باز گرداندوخداوند خود بر این امر تواناست واو یاری رسان است.

ازسایت بیداری اسلامی

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در دوشنبه 1387/11/07 و ساعت 8 بعد از ظهر |

احكام قرباني

أضحیه یا قربانی عبارت ازذبح گوسفند ، گاو ویا شتر برای رضای الله جل جلاله در ایام عید قربان می باشد. ودر سال دوم هجرت مانند زکات ، روزه و نماز عیدین مشروع گردید ه است . زیرا الله جل جلاله در آیه دوم سوره کوثر می فرماید: {پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی نما}. ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم در حدیثی که امام ترمذی وابن ماجه به روایت سیدتنا عایشه صدیقه رضی الله عنها نقل می نماید ، می فرمایند :{ در روز عید قربان هیچ عمل فرزند آدم نزد الله جل جلاله محبوب تر از ریختاندن خون قربانی نیست ، بدرستیکه آن حیوان ذبح شده در روز قیامت – برای ازدیاد وزن اعمال قربانی کننده – با شاخها ، مویهاوسمها خود می آید ، وخون ریخاتانده شده آن قبل از رسیدن به زمین مورد قبول الله جل جلاله قرارمی گیرد،پس خود را با قربانی نمودن خوشحال گردانید .}امام بخاری وامام مسلم رحمهما الله به روایت حضرت انس رضی الله نقل می نمایند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم {دو رأس قوچ سیاه وسفید وشاخ دار را ، به دست مبا رک  ذبح نمودند- ودر وقت ذبح – بسم الله الله اکبر گفته وپای مبارک خودرا بربالای روی گوسفند نهاده بودند}.ودر حد یثی که ابن ماجه واحمد از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده اند. رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند: {کسی که استطاعت به قربانی دارد وقربانی نمی نماید به عیدگاه ما نزدیک نگردد }. وحکمت در قربانی شکر گزاری به نعمات مختلف الهی، اقتدا به سید نا ابراهیم خلیل علیه السلام ،شکر بقای زندگی ، گفاره گناهان، کمک به فقراء و مساکین ، صله رحم ، وآمادگی برمهمانی  دادن های ایام عید و توسع به اعضای فامیل است . ومستحب است کسیکه اراده قربانی را دارد از اول ماه ذی الحجه موی وناخن خود را نگرفته تااینکه قربانی خود را ذبح نماید. وروزعیدقربان نیز تابعد ازنماز عید چیزی را نخورده وازگوشت قربانی خود بخورد .

 حکم قربانی : برای شخص مقیم و مستطیع (مالک نصابی از نصاب های  زکات در صبح عید)در سال یک مر تبه واجب است.

شروط مکلف به قربانی :  مسلمان، آزاد ، بالغ ، عاقل ، مقیم و استطاعت( مالک نصاب زکات در صبح عید) می باشد.

نوع  و سن حیوان :گوسفند، گاو وشتر که گوسفند شامل هر دوجنس میشینه وبزینه وگاو شامل گاو میش را نیزمیشود . وگوسفند سن یک سال ، گاو دوسال و شتر پنج سال راباید تمام کرده باشد. مگر بره ای که سن شش ماه را تمام نموده ، که در بین گوسفندان یکساله( شیشکها) رها باشد از آنها فرق نشود، رواست. گوسفند فقط برای یک نفر ودرگاو وشتر ازیک تا هفت نفر می توانند باهم شریک شوند وقربانی نمایند بشرطیکه نیت همه شرکاء رضای الله  وقربانی باشد. واز هفت نفر بیشتر روا نبوده وقربانی صحت پیدا نمی کند.

ا و صاف ا ضحیه: از عیوب آشکارای ما نند کوری ، لنگی، مریضی وقطع اعضای بدن مانند گوش ، شاخ ، دم ، دمبه وقطع مایه و... ولاغری که سبب پوکی استخوان گردیده باشد ، باید پاک باشد و هر چه سالمتر و چاق تر باشد ثواب بیشتری دارد. وقربانی حیوان که عیب  جزیی داردکه مانع قربانی هم نمی گردد ، خالی از کراهیت نیست.

 زمان قربانی : درروز اول عید بعد ازادای نماز عیدقربان ، روزدوم ، روز سوم تاقبل از غروب خورشید وشبهای دوم وسوم عید می باشد . البته در شب خالی ازکراهیت نیست زیرا فقرا اطلا ع نخواهند یافت.

افضلیت: اگر قیمت گوسفند وسهمیه از شتر ویاگاو از نظر قیمت باهم مساوی باشد ، آنکه گوشت آن  بهتر، افضل و در غیر این صورت هر آنچه گوشت آن بیشتر شود بر تری دارد.

ذ بح : مستحب است که قربانی کننده اگر سر بریدن را می داند خودش اضحیه خود را ذبح نماید ودرغیر آن وکیل انتخاب نماید .

توزیع گوشت : مستحب است که سه قسمت شده بخشی برای خود وسهمی صدقه برای فقراء وقسمتی هم با دوستان صرف شود.

پست قربا نی : در صورت که پوست نمودن، به قیمت آن وسیله خیریه تهیه شود . وبهترین کار، آماده نمودن کتاب و وسایل پخش ونشر دعوت اسلامی د ربخش های فرهنگی ومراکز دینی مثل مساجد خواهد بود تا همه مؤمنین ازآن بهره مند شوند .که بخش دعوت وارشاد مسجد جامع اویس قرنی افتخار این خدمت را داشته وآمادگی خدمتگزاری نیز هست.

مزد : ازگوشت ویاپوست قربانی به عنوان مزد به قصاب داده نشود.

د عای و قت ذ بح: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلأَرْضَ حَنِيفاً وَمَآ أَنَاْ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ  ،إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِينَ  لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَ ،  اللهم  منک والیک،  رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ واغفرلنا انک انت الغفورالرحیم. بسم الله الله اکبر  وبعدا ذبح نماید .      

فضايل دهه ذی الحجه

      الله جل جلا له  درآيه دوم سوره مبارکه فجر  به ليال عشر( شب هاي ده گانه) قسم ياد ميکند. وحضرت ابن عباس وابن زبیر ومجاهد  رضی الله عنهم   که از اصحاب بزرگوار رسول الله صلی الله علیه وسلم اند  می فرمايند که مراد از( ليال عشر) دهه ذی الحجه است. وحضرت ابن عباس – رضي الله عنهما – به روايت امام بخاري از حضرت نبی کريم صلى الله عليه وسلم حدیثی روايت می نمايد که فرمودند : انجام عمل صالح درهيچ روزي باندازه اين ايام يعني دهه ذي الحجه نزد الله محبوب نيست . - صحابه - سوال نمودند: يا رسول الله ونه جهاد كردن در راه خدا ؟ فرمودند نه جهاد در راه خدا . مگر كسي كه با جان ومالش خارج شود - به جهاد رود- وباز نگردد . ونبي کريم صلى الله عليه وسلم به واسطه فضل و برکت اين ايام امت خويش راترغيب وتشويق بر انجام اعمال صالحه  در آن نموده ، زیرا این دهه دارای شرافت زماني است که همه مسلمانان در هرجا که باشند از آن مستفيض ميگردند، وشرافت مكاني أن خاص به حجاج بيت الله الحرام است .  كه درين ايام مناسك حج را درمني وعرفات وسرزمين مكه مكرمه به انجام مي رسانند  ، أبو عثمانَ النهديُ – رحمه الله – مي فرمايد: بزرگان دين وسلف صالح سه دهه را بزرگ مي شمردند:1- دهه اخير رمضان .2- دهه اول ذي الحجه.3- دهه اول محرم. لذا باید مسلمانان  اعمالی را انجام دهند که از فضایل این دهه بهره مند شوند که چند مورد از اعمالی که درسنت رسول معظم اسلام بر آن تأ کید گردیده بیان می گردد.

1- روزه:

براي مسلمانان سنت است كه نه روزاول ذی الحجه را روزه بگيرند زیرا روزه از جمله افضل ترين اعمال صالحه است . زيرا آن حضرت صلي الله عليه وسلم بنا برحديثي كه احمد روايت ميكند روز عاشورا ونه روزاول ازماه ذي الحجه و ازهر ماه روزهاي (13-14-15) را روزه مي گرفتند.

2- تكبيرُ تهليلُ وتحميد:

مردان به آواز بلند وزنان با صدای آهسته تکبير وتهليل بگويند زيراعبد الله ابن عمر– رضي الله عنهما – از رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم روايت می کند . که فرمودند: هيچ روزي بزرگتر در نزد الله تعالي ونه هم محبوب تركه در آن اعمال صالحه انجام شود ازين روز هاي ده گانه نيست  پس درين ايام تهليل( لا إله إلا الله ) وتكبير( الله اكبر) وتحميد( الحمدلله) زياد بگوييد. أخرجه أحمد والطبراني  امام بخاري – رحمه الله – مي فرمايد : حضرت عمر فاروق رضي الله عنه  درا ين ايام زير خيمه خود  د رمنطقه منی  شهر مکه معظمه تکبير می گفت وصدای شان را  اهل مسجد می شنيدند وتکبيرميگفتند واهل بازار نيز با شنيدن صدای تکبير شان تکبيرميگفتند که منی به خود ميپيچيد ومی لرزيد. وعبدالله ابن عمرَ رضي الله عنهما در همين ايام   د ر مني  بعد از نمازها ودرمجلس وخيمه ودر مسير راه تكبير ميگفت .  وابنُ عمرَ وأبو هريرةَ – رضي الله عنهما – درين ايام به بازار ها بيرون ميشدند  وتكبير مي گفتند ومردم هم باايشان هم صدا شده  تكبير مي گفتند . وگفتن تكبيردرين ايام  به دو نوع است : مطلق ومقيد  مطلق أنست كه در همه  اوقات ازاول دهه ذي الحجه تا اخير ايام تشريق گفته شود ومقيد آنست كه فقط بعد ازنماز هاي فرض از صبح روز عرفه (نهم ذی الحجه) به مدت بيست سه نماز تابعد از عصر روز سيزدهم گفته مي شود ومشروعيت آن به اجماع  وفعل صحابه رضي الله عنهم ، ثابت شده است كه به عبارت: الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلا الله ، والله أكبر ، الله أكبر، ولله الحمد . گفته شود.

3-  قربانی :

وقرباني بر شخصي كه استطاعت دارد واجب است . حضرت أَنَسٍ رضي الله عنه در حديث متفق عليه مي فرمايد : كه نبی کریم صلی الله علیه وسلم دو قوچ سیاه وسفید وشاخ دا ر را درحالیکه بسم الله الله اکبرمی گفتند وپای شان بالای روی آنها گذاشتند ،ذبح نمودند . مسلمان بايد بر انجام اين سنت نبي اكرم صلي الله عليه وسلم حريص باشد زيرا امتثال  امر الهي  وسنت ابراهيم خليل واقتداء به نبي كريم صلى الله عليه وسلم و توسعه بر اهل وعيال و كمك به فقرا ومساكين  در ايام عيد است .        4- انجام اعمال صالحه به طور عموم:

أنجام كارهاي شايسته در نزد الله  در هرزمان ومكان دوست داشتني است  ودر اين ايام مبارکه تأكيد بيشتري شده است چنانجه رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم  مي فرمايند: اعمال صالحه فضيلت بيشتري درين ايام دارد وثواب آن زیاد است لذا برهر فرد مسلمان  لازم است  كه وقت خود ا درين ايام به عباد ت ، قرائت قرآن، ذكر، دعاء، صدقة، نيكو كاري به والدين، صله رحم، أمر به معروف ونهي از منكر، مطالعه كتب اسلامي  وديگر راهای خير صرف نمايد.  واز جمله بهترين اعمال نيك نماز است كه اداي آن  در اول وقت وبه جماعت سنت مؤكده بوده، ونسبت به تنها خواندن بيست وهفت درجه برتري دارد وعبدالله ابنِ مسعود رضي الله عنه مي فرماید: گفتم يا رسول الله،  انجام كدام أعمال أفضل وثواب بيشتري را دارا است ؟ فرمودند: اداي نماز بر وقت آن. گفتم بعد از أن فرمودند: نيكو كاري بر پدر ومادر. گفتم بعد از آن فرمودند جهاد در راه خدا .  واز ثوبان- رضي الله عنه- روايت است كه شنيدم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم مي فرمودند:  برتو است كه سجده برالله زياد بنمايي  تو براي خدا سجده نمي نمايي مگر اينكه بواسطه آن خدا يك درجه برمقام تو افزوده ويك خطيئه را از تو عفو مي نمايد . 

5- روز عرفة :

عرفه از بزركترين وبا فضيلت ترين روزهاي اين دهه است زيرا روز مغفرت  وبخشش گناهان  وروز عيد براي اهل عرفات است وروز اكمال دين واتمام نعمت الهي بر اين امت است كه به ديگرديني احتياج ندارند. زیرا الله جل جلاله اسلام را آخرين دين قرار داده است وغير آنرا ازكسي به عنوان دين نمي پذيرد.  در حدیث متفق علیه آمده که برای  حضرت عمر – رضي الله عنه –   مردى يهودي گفت در كتاب شما آيه است كه شما آنرا مي خوانيد اكر در دين يهود مي بود ما آنروز را را عيد مي گرفتيم. پرسان نمودند كه كدام آيه است گفت:آيه (( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْأِسْلامَ دِيناً )) (سوره مائدة آيه 3)  حضرت عمر فرمودند: ما آنروز را مي شناسيم ومكانيكه اين آيه بر نبي كريم صلي الله عليه وسلم نازل شد بیاد داريم كه روز عرفه وجمعه بود . ودر روايت ديگري آمده كه در روز جمعه وعرفه نازل گرديد وآن دو روز را هميشه عيد داريم. و مسلم ازحضرت عائشة رضي الله عنها روايت مي نمايد كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند : هيج روزي نيست كه بيشتر ازروزعرفه بنده ها از آتش جهنم آزاد شوند وخدا وند جل جلاله بر ملايكه مباهات مي نمايد ومي گويد اينها چه مي خواهند؟ وابن عبد البر ميگويد كه اين دلالت بر عفو  ومغفرت مي كند زيرا به اهل گناه خدا مبا هات نمي نمايد مگر بعدا ز توبه ومغفرت  ودرحديثي كه روايت أحمد وابن خزيمة بسند صحيح از أبي هريرة – رضي الله عنه – است رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند : بدرستيكه الله جل جلاله بواسطه اهل عرفات بر اهل آسمان مبا هات مي ورزد وبراي شان ميگويد ببينيد  بند ه گا نم را كه باموهاي جوليده وگرد آلود به نزد من آمدند واين حديث دليلي بر فضيلت روز عرفه است . وروزه گرفتن روز عرفه برای مسلمانان سنت ا ست وبه  روايت مسلم، رسول كريم صلي الله عليه السلام اين روز را  در ميان  دهه مزيت خاص داده وفرمودند: روزه روز عرفه وسيله عفو گناهان سال كذشته وسال أينده مي باشد و روزه گرفتن  روز عرفه به غيراز حجاج بيت الله الحرام سنت مي باشد چون رسول الله صلي الله عليه وسلم روز عرفه، در عرفات روزه نداشتند  وديگر اينكه حاجی با توانایی بيشتري با خدا را ز ونيازنمايد. ودعا در عرفات نسبت به ديكراعمال صالحه مزيت بيشتري دارد زيرا رسول كريم صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: بهترين دعا دعاي روز عرفه است وبهترين دعاي كه من وانبيا ما قبل من دعا نمودند اين است: ((لا إله إلا الله وحده لا شريك  له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير )). رواه مالك والترمذي                وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/08/24 و ساعت 7 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه موعظه قبل از نماز جمعه  مسجد جامع  اويس قرني رحمه الله 9 1429برابر به 17 عقرب 1378

وظیفه ما درفصل سرما

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى  يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ [فاطر: 15-17]، اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى‏نياز ستوده است و اگر بخواهد شما را مى‏ب رد و خلقى نو [بر سر كار] مى‏آوردو اين [امر] براى خدا دشوار نيست

وقال عز وجل: وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ [غافر: 60]، و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند وقال سبحانه وبحمده: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ [البقرة: 186].

وقال رسول الله: ((اشتكت النار إلى ربها فقالت: يا رب، أكل بعضي بعضًا، فجعل لها نفسين: نفس في الشتاء ونفس في الصيف، فشدة ما تجدون من البرد من زمهريرها، وشدّة ما تجدون من الحرّ من سمومها)) رواه البخاري ومسلم. جهنم بر پرور دگار خود شکايت می نمايد  ومی گو ِيد  پروردگارا ! بعضی از ازمن بعضی ديگر را می خورد  والله جل جلا له برايش اجاره  دو با زدم رامی دهد نفسي در زمستان ونفسي هم در تابستان  لذا شدت سرما زمستان ازنفس زمهرير   جهنم  وگرماي تابستان  به علت گرماي دوزخ است .

اوصیکم ونفسی بتقو الله يا عباد الله

یکی از نشانه های قدرت الهی  تغییر شب وروز  وایجاد فصول د رسال است تا  بندگان مخلص الله  با نظاره نمودن تحول د رطبیعت به خود آید  وبیشتر توجه  به اطاعت الله نماید زیرا همانطوریکه فصول سال تغییر می نماید  خود انسان هم برجسم وجان خود تحول را احساس می نماید لذا نا هم وظایف گو ناگونبیرا داریم  کهبه بعضی اشارهمی شود .

1- عبادت واطاعت از خداو رسول او:

هر لحظه که می گذرد انسان به رفتن از دنیا فانی بسوی دنیا باقی نزدیکترمی گردد  . وباید به فکر جمع نمودن  باری باشد که آن هم بتواند به فضل خدا وسیله نجات او از عذاب الهی گردد. وتغيررات در طبيعت راهی برای نزدیکتر شدن به خدا است  زیرا انسانها هم د ر طبیعت خودمختلف اند  لذا هر کس  د رفصلی  که به مزاج آن بیشتر برابرس داشته باشدبهتر وبیشتر می تواند  عبادت بنماید وابن عمر رضی اله عنهما زمستان را  زمان تنبیه  عابدین معرفی می نمود و ابن مسعود درضی الله عنه می فرماید :  خوشی باد به زمستان که در آن  برکت نازل می گردد  وشبهای آن  طولانی است وبرای قیام اللیل مناسب ایت و روزهای آن کوتاه وبای روزه گرفتن  برابری دارد .

2- کمک به فقراء:

د رفصل زمستان به علت کم بودن کار وبی کاری تعدا د زیادی ازمردم  نسبت به فقر اقتصادی که دارند محتاج می باشند لذا  وظیفه یاری رساندن به ایسان داریم زیرا الله تبارک وتعالی دستور می دهد(( وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ }المائدة2و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت ‏كيفر است (2) والله جل جلاله به رسول خوددستور می دهد }:خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }التوبة103از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست (103) واز اسراف وتبذیر خصوصا در محافل ومجالس جلوگیری نموده  وبیشت ر به یا ری فقراء ومستمندان برسیم که ثواب آن بیشتر است.

3- اعمار مساجد:

همانطوریکه میدانید مسجد به دو آبادی ضرورت دارد  اول در آبادی ظاهری  دوم در آبادی معنوی  که آباد ی ظاهری آن تعلق میگیرد به  نقشه وساختمان وامکانات مادی وآبادی معنوی آن تعلق دارد بر با شکوه بودن  نمازجماعت با حضور تعداد زیادی از مسلمانان  وفعال بودن بخش های فرهنگی مساجد برای فراگیری علوم اسلامی ودینی  ودر فصل زمستان که مدارس ومکاتب  هم رخصت می شود اگر مساجد ما ازین نظر آباد باشد جای خوبی برای پروش  نسل آینده مه باتعهد دینی به میدان وارد شوند می باشد. وچنانچه الله جل مجده می فرماید:  {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ }التوبة18  مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و نماز برپا داشته و زكات داده و جز از خدا نترسيده‏اند پس اميد است كه اينان از راه‏يافتگان باشند

4- امر به معروف ونهي ازمنكر:

ویکی دیگر از وظایف ما  توصیه به نیکی است  خصوصا زمانیکه بیکاری به وجود  سبب به وجود آمدن خیلی از منکرات خواهد گردید  لذا نباید این وجیبه را از یادبرد زیرا منکر با عث قهر وغضب الهی ونزول عذاب می شود.چنانچه رسول معظم اسلام صلي الله عليه وسلم مي فرمایند: ((إنّ اللهَ لا يعذِّب العامّةَ بعملِ الخاصّة حتى يروا المنكرَ بين ظهرانيهم وهم قادِرون على أن ينكِروه فلا ينكِروه، فإذا فعَلوا ذلك عذَّب الله الخاصَّةَ والعامة)) أخرجه أحمد خدا وند جل جلاله بواسطه گروه خاص همه را عذاب نمی کند تااینکه منکر را در جلو خودببینند وقدرت به نهی از آن را هم داشته باشند ونهي ننمايند  آنگاه  همه موردعذاب عمومی قرار خواهند گرفت.

4- د رمعاملات:

وظیفه داریم که درفصل سرما درمعملات جوانمرد باشم با جوانمردی ومروت با هم برخورد نماییم وکالاه هاراگران نفروخته و سبب مشکل آفرینی  نشویم  بلكه گره كشاي مشكلات باشيم تا د رکا روبار ما خیر وبر کت حاصل شود ورسول خدا مي فرمايند: ((فإن صدقا وبينا بورك لهما في بيعهما، وإن كتما وكذبا محقت بركة بيعهما))  اگر بایع ومشتر ی بر یکدیگر راست گفتند و عیب کالا ی خود را بریگدیکر رابیان داشتند  خدا برمعامله ایشان برکت می دهد واگر نپوشیدند ودروغ گفتند خدا برکت رااز معامله شان بر می دارد.

اقول قولی هذا واستغفرالله لی ولکم انه هوالغفور الرحیم

صلی الله تعالی وسلم علی نبنا محمد وعلی آله وصحبه اجمعین

 

 

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/08/17 و ساعت 7 بعد از ظهر |
 
+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در یکشنبه 1387/08/12 و ساعت 8 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه موعئه قبل از نماز جمعه  مسجد جامع  اويس قرني رحمه الله 25شوال 1429برابر به 3 عقرب 1378

وظیفه اولی الامر

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [آل عمران:102] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد. يقول تبارك وتعالى: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ [الحج:41] همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست ،

اوصیکم ونفسی بتقو الله

دین مقدس اسلام  حفاظت  از مقدسات دینی  وایجاد نظامی که  بتواند  نظام قاتونمداری دینی را  د رجامعه  به وجود بیاورد ، وظیفه همکانی برای امت قرار داده است  اما   زمانیکه کم توجهی به اطاعات از فرامین اسلام صورت بگیرد  جامعه در همه ابعادخود دچار هرحج ومرج شده وشالوده قونونمداری ازهم کسیخته وسبب بروز انواع مشکلات  در جامعه می شود چنانچه در هفته گذشته باتوجه به حدیثی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم  مطرح گردید . ودرین هفته به این مطلب می پردازیم  که مسئول کیست؟ وجواب این سوال راباحدیثی از پیامبر اسلام ورهبر ی که رحمت للعا لمین اند باهم مطرح می نماییم: عن ابن عمر رضي الله عنهما قال:((سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (كلكم راعٍ وكلكم مسئول عن رعيته، الإمام راعٍ ومسئول عن رعيته، والرجل راعٍ في أهله ومسئول عن رعيته، والمرأة راعية في بيت زوجها ومسئولة عن رعيتها والخادم راعٍ في مال سيده ومسئول عن رعيته، وكلكم راعٍ ومسئول عن رعيته). متفق عليه  رسول خدا در فرموده خود اول مسئولیت را به عموم نسبت داده  وی فمه  همه شما نسبت به به زیر دستان خود مسئول می باشید  وبعد از آن افراد رابه مسئولیت شان  متوجه می سازند . اول امام ورهبر جامعه وسپس مرد را  وبعداز آن زن را وبعد ازآن خادمین را  وقتی انسان متوجه اندکی توجه نماید   متوجه مسئولیت  خود  می گرد د  چون رسول معظم اسلام این امر به دوش آن گذاسته است . واز همه  مسئولیت  امام بیشتر بوده وهست  وامام است  که شر یعت اسلا م  طاعت مشروع اورا بر پیروان خود بعد از اطاعت خداورسول  لازم وفرض قرار داده است . لذا اولین حق امام بر مردم اطاعت ودومین حق آن بذل نصیحت وخیر اندیشی وسومین حق آن  همکار ی وبدی یادنکردن آن است  ومردم  مسلمان ما تا حدوی که توان داشتند وظیفه  خود را انجام دادند   .امامسئولیت که امام دارد وحقوقی که مردم به دوش آن دارند عبارت است: 1- جلب منافع 2- دفع ضرر در دین ودنیا 3- دوری از خیانت

  واین سه امر مهم  با انجام دادن سه مهم دیگر به وجود به وجود خواهد آمد: 1- امام  در پیشبرد امور نظام خودافرادمتعهد به دین ومتخصص را برگزینند 2- مجالست مشوره آن بااهل تقوی وورع  ودلسوز باشد .  3- دست افراد خائن وفاسق را گفته واجازه فعالیت برای شان را ندهد . سوال این جا است :که آیا ما در افغانستان وشهر خود چنین مسئولیت پذیری رامشاهده میکنیم یا خیر ؟  اگر هست به امید بهبودی اوضاع باشیم وامنیت هم خواهدآمد واگر نیست  برادران وخواهران عزیز بایدبه  راه برد وچاره اصلی فکر کرد . والله تبارک وتعالی می فرماید:وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ [آل عمران:104] و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند ورسول معظم اسلام صلوات الله وسلامه عليه می فرمایند: ((والله، لتأمرُنَّ بالمعروف ولتنهونَّ عن المنكر ولتأخذنَّ على يدِ الظالم ولتأطرُنَّه على الحقِّ أطرًا ولتقصُرنَّه على الحقِّ قصرًا أو ليضربنَّ الله بقلوبِ بعضكم على بعض، ثم ليلعننَّكم كما لعنهم)) أخرجه أبو داود والترمذي  قسم به الله حقیقتاامر به معروف نمایید واز منکرات یکدیگر را باز می دارید ودست ظالم رامی گیرید وآ نرامتوجه به حق می سازید  وآنرابر حق برابر می نمایید  واینکه حخدا در میان شما اختلاف می اندازد. سپس شمار مثل یهودونصاری از رحمت خود دور می گرداند. لذا بزرکترینوسیله نجات نظام احتساب  وامر به معروف ونهی از منکر است در حالیکه منکرات به همه جا وهمه کس راموردتهدید قرارد اده وبرخانه یکایک من وشما به نحوی داخل شده است . وظیفه عمده به دوش امراء است واگر به مسئولیت خود توجه ننمایندو رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم می فرمایند : (ما من عبد يسترعيه الله رعية يموت يوم يموت وهو غاش لرعيته إلا حرم الله عليه الجنة) رواه الشيخان عن معقل بن يسار رضي الله عنه.. هیچ بنده ای نیست که خدا برای او مسئولیت رعیت داری برایش می دهد و ان میمیرد روزیکه اجلش میرسد  ودرحالیکه به رعیت خود خیانت نموده است مگر اینکه الله بهشت را بروی حرام گردانیده است. ودرحدیث دیگری که امام مسلم روایت مکند حضرت عوف بن مالک رضی الله عنه  می فرماید: که از رسول خدا شنیدم که فرمودند: (خيار أئمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم، وتصلون عليهم ويصلون عليكم - أي تدعون لهم ويدعون لكم - وشرار أئمتكم الذين تبغضونهم ويبغضونكم، وتلعنونهم ويلعنونكم).. بهترین رهبران شماکسانیه هستند که شما ایشان رادوستدارید وآنها شمار ادوستد دارند. بدترین رهبران شما کسانی هستند  که شما از ایشان بد می بریدوایشان از شما ...لذا نهمترین وظیفه رهبر در جامه ایجاد قانون مداری شرعی وایامی است. زیرا الله تبارک وتعالی نی فرماید: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ [الحج:41] همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست .

استغفرالله لی ولکم انه هو الغفور الرحیم الله اصلح ولاة امور المسلمین.

 

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در سه شنبه 1387/08/07 و ساعت 6 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه موعظه های دينی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اويس قرنی رحمه الله  هرات - افغانستان مورخ 26/7/1378  برابر 18 شوال 1429

راه نجات در اطاعت خدا ورسول

الحمد لله، الذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون. واشهد ألا اله إلا الله وحده لا شريك له يعلم ما كان وما يكون. وما تسرون وما تعلنون. واشهد أن محمدا عبده ورسوله الصادق المأمون، صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه الذين كانوا يهدون بالحق وبه يعدلون. وسلم تسليما كثيرا إلى يوم يبعثون.أيها المسلمون: يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى  ((ومن يتق الله يجعل له مخرجاً ويرزقه من حيث لا يحتسب ومن يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شيء قدراً)) [سورة الطلاق:2-3]. و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بيرون‏شدنى قرار مى‏دهد و از جايى كه حسابش را نمى‏كند به او روزى مى‏رساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏خدا فرمانش را به انجام‏رساننده است به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‏اى مقرر كرده است ونیز می فرماید;  ((ومن يتق الله يجعل له من أمره يسراً ذلك أمر الله أنزله إليكم ومن يتق الله يكفر عنه سيئاته ويعظم له أجراً ))[سورة الطلاق:4-5]. و هر كس از خدا پروا دارد [خدا] براى او در كارش تسهيلى فراهم سازداين است فرمان خدا كه آن را به سوى شما فرستاده است و هر كس از خدا پروا كند بديهايش را از او بزدايد و پاداشش را بزرگ گرداند .حضرت ابن عمر رضي الله عنهما مي فرمايد كه جناب رسول كريم درجمع مهاجرين فرمودند: ((يا معشر المهاجرين، خمسُ خصالٍ إذا ابتُلِيتم بهنّ، وأعوذ بالله أن تدْركوهنّ: ما ظهرتِ الفاحشة في قوم حتى أعلنوا بها إلاّ ابتُلوا بالطواعين والأوجاع التي لم تكن في أسلافهم الذين مضوا، ولا نقص قومٌ المكيالَ والميزان إلا ابتُلوا بالسنين وشدَّة المُؤْنة وجَوْر السلطان، وما منع قومٌ زكاةَ أموالهم إلاّ مُنعوا القطرَ من السماء، ولولا البهائمُ لم يُمطروا، ولا خفَر قومٌ العهدَ إلا سلَّط الله عليهم عدوًّا من غيرهم فأخذوا بعضَ ما في أيديهم، وما لم تعملْ أئمتُهم بما أنزل الله جل وعلا في كتابه إلا جعل الله بأسهم بينهم))،رواه ابن ماجه   اي  گروه مهاجرين به پنج خصلت اگر گرفتار شوید – که از رسیدن برای تان به خدا پناه میبرم-1- فحاشی در قومی آشکا را نمی گردد حتی آنرا آشکار انجام می دهند مگر  اینکه الله جل جلاله آن قوم را به مرض طاعون  وامراضی که د رگذشته گان شان نبوده گرفتا ر می شوند . 2- وهیچ قومی در ترازو وپیمانه خود نقصانی نمی آورند مگر اینکه  به خوشکسالی  ومشقت وظلم قدرتمندان گرفتار می شوند .3- وقومی خود را از زکات دادن بازنمی دارند مگر اینکه باران بارش وبرف ورحمت الهی  از ایشان باز داشته می شود اگر بهایم نمی بود  اصلا قطره باران هم نمی بارید. 4-  وقومی عهد شکنی نمی کنندمگر اینکه  خدا بر ایشان دشمنی بیگانه مسلط می نماید که بعضی از آنچه به د سترس دارند می رباید. 5- و پیشوایان شان به کتاب خدا عمل نمی کنند مگر اینکه خدا مشکلات شان در میان خداشان ایجاد می گرداند.

ودر حديثی که أم سلمة روایت می نماید فرمودند: ((إذا ظهرت المعاصي في أمّتي عمَّهم الله بعذاب من عنده)) وقتی گنا ه ومعاصی د رمیان امتم  آشکار ا گردید  الله د رعذاب فراگیر ی الهی گرفتا ر می شوند.  با توجه به حدیث و وآیا ت مطروحه هر آنچه ما می بینیم باز می گردد به اعمال  خود مان تا اصلاح نشویم وتوبه ننماییم  احتمالا صلح وصفا وآرامش را  نخواهیم دید.  والله جل جلاله می فرماید: ((وَمَنْ يُهِنْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ))[الحج:18]، هر كه را خدا خوار كند او را گرامى‏دارنده‏اى نيست ومیز الله جل جلاله می فرماید: ((وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ وَمَا هِيَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ)) [المدثر: 31] و [شماره] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‏داند و اين [آيات] جز تذكارى براى بشر نيست. ونیز می فرماید: (( فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ )﴾ پس خدا در زندگى دنيا رسوايى را به آنان چشانيد و اگر مى‏دانستند قطعا عذاب آخرت بزرگتر است لذا راه نجات بازکشت به سوی اوست  و عمل به فرامینش. چنانچه می فرماید: ونیز می فرماید: (( إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ ))[الرعد:11]. در حقيقت‏خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند  .

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در شنبه 1387/07/27 و ساعت 8 بعد از ظهر |

شریعت اسلامی؛ راه برون رفت از بحران مالی کنونی

تعدادی از روزنامه های بزرگ اقتصادی در اروپا تطبیق شریعت اسلامی در مجال اقتصادی را تنها راه حل نجات از چنگال سرمایه داری که عامل بحران اقتصادی اخیر است، دانستند.

“بوفیس فانسون” مدیر تحریر مجله ی اقتصادی “چالنجز” سرمقاله ای با عنوان “پاپ یا قرآن” نگاشته است که باعث عکس العمل های متفاوت و شدیدی از سوی محافل اقتصادی گردیده.

وی در این سرمقاله اخلاق سرمایه داری را به پرسش کشانده است و از نقشی که کلیسای کاتولیک با سهل انگاری نسبت به این پدیده و توجیه آن بازی کرده است انتقاد کرده. وی نوشته: این نسل بد اقتصادی انسانیت را به پرتگاه سقوط کشانده است.

وی در پرسشی سرزنش آمیز نسبت به پاپ و کلیسا می گوید: “من فکر می کنم ما برای آنکه بهتر بدانیم در این بحران چه بلایی دارد سر ما و بانک هایمان می آید باید به جای انجیل قرآن را بخوانیم زیرا اگر سردمداران بانکهای ما به آنچه در قرآن آمده است احترام می گذاشتند و آن را پیاده می کردند این همه فاجعه وبحران برای ما پیش نمی آمد که ما را به این وضعیت نامناسب بکشاند زیرا پول، پول تولید نمی کند”

در همین سیاق و البته صریح تر و با جرات بیشتر، “رولان لاسکین” رئیس تحریر مجله ی “لو ژورنال دو فاینانس” در سرمقاله ی این هفته پیشنهاد کرده است برای پایان دادن به بحران اخیر مالی، شریعت اسلامی مورد عمل قرار گیرد. لاسکین در مقاله ی خود به عنوان “آیا وال استریت آماده ی عمل به مبادی شریعت اسلامی است؟” خطراتی را که سرمایه داری را تهدید می کند مورد بررسی قرار داده و برای نجات وضعیت کنونی پیشنهاد داده است سریعا یک نظام جایگزین معرفی شود. وی سلسله ای ار راه حل های جنجال برانگیز را رائه داده است که در پیشاپیش آنها تطبیق شریعت اسلامی آمده است.این پیشنهاد با وجود تعارضی است که شریعت اسلامی با ارزش های غربی و اعتقادات دینی آن دارد.

اصل خبر: محمد النوری/ سایت اسلام آنلاین

اصل مقاله ی “بوفیس فانسون” در مجله ی چالنجز با عنوان “پاپ یا قرآن؟” (به فرانسه)

اصل مقاله ی “رولان لاسکین” در مجله ی “لو ژورنال دو فاینانس” (به فرانسه)

———– پایان خبر ————

ربا از بزرگترین حرام هایی است که در قرآن و سنت به شدت با آن برخورد شده است.

گرچه معاملات ربوی در ظاهر سودآور به نظر می رسند اما واقعیت امر این است که ربا چیزی تولید نمی کند. الله سبحانه و تعالی در باره ی ربا می فرماید:

{يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ} [بقره: 276]

(
الله ربا را کم می کند و صدقات را فزون می کند)

شاید سنگینترین وعیدها در قرآن و سنت علیه ربا و رباخواران آمده است.

برای نمونه:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ } [بقره: 278 ـ 279]

(
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از الله بترسید و اگر مؤمنيد، آنچه را از ربا باقى مانده است رها کنید * و اگر (چنين‏) نكرديد، بدانيد به جنگ با الله و رسول وى‏، برخاسته‏ايد؛ و اگر توبه كنيد، سرمايه‏هاى شما از خودتان است )

عبدالله بن حنظله (رضی الله عنما) از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می کند که ایشان فرمودند: “یک درهم ربا از سوی شخصی که به تحریم آن آگاه است نزد پروردگار از 36 بار زنا بدتر است” [به روایت احمد و دارقطنی و ابن عساکر]

همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: “ربا هفتاد و چند باب است که کمترین آن به مانند زنای شخص با مادرش است”

این چند مورد تهدید شدید از قرآن و سنت برای فهمیدن خطر ربا و زشتی آن کافی است. رفتن به جنگ خدا و رسول و … علاوه بر عاقبت شدید ربا در آخرت، معاملات ربوی در دنیا نیز عاقبت خوبی نخواهد داشت:

{يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ} [بقره: 276]

(
الله ربا را کم می کند و صدقات را فزون می کند)

همچنین ابن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند: “هیچ کس در گرفتن ربا زیاده روی نکرد مگر آنکه عاقبت به کمی گرفتار شد” [به روایت ابن ماجه]

عاقبت ربا بسوی کمی و از بین رفتن است زیرا ربا ثروت واقعی تولید نمی کند و به مانند دزدی است. یعنی تنها ثروت را جابجا می کند اما به روشی مکارانه و زشت.

ربا در رسالت های آسمانی تحریم شده است. اما یهود این تحریم را نادیده گرفتند و ربا را بر خود مشروع دانستند:

{فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا * وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا} [نساء: 160ـ 161]

(
پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زد و به سبب آنكه [مردم را] بسيار از راه خدا باز داشتند چيزهاى پاكيزه‏اى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم * و [به سبب] رباگرفتنشان با آنكه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى كافران آنان عذابى دردناک آماده كرده‏ايم)

بعدها نیز سرمایه داری به تبعیت از یهود تمام روش های ربوی را وارد اقتصاد کرد.

فروپاشی نظام اقتصادی سرمایه داری شاید به این سادگی که برخی فکر می کنند نباشد. این اقتصاد به قدری قوی هست که فعلا در برابر بحران ها استقامت کند اما دیر یا زود پایه ای که بر اساس خطا گذاشته شده است باید فروریزد.

از سویی دیگر این فروپاشی خیلی نیز به نفع ما نیست. متاسفانه وضعیت اکثر کشورهای اسلامی به اقتصاد آمریکا و دلار وابسته است. راه برون رفت از این بحران همانگونه که برخی از تحلیلگران غربی عنوان کرده اند تغییر این نظام است و ما مسلمانان باید پیش از آنان به دین خویش عمل کنیم.

اولین قدم در این راه نیز جدا کردن زندگی شخصی خویش از ربا و معاملات ربوی است.

اگر مسلمانان از ربا حمایت نمی کردند بانک های ما نیز اینچین علنی معاملات ربوی انجام نمی دادند. متاسفانه اکثر بانکها در کشورهای اسلامی از جمله همه ی بانک های ایرانی به شدت ربوی هستند.

امام مسلم از رسول الله صلی الله علیه وسلم چنین روایت می کند: {لعنت خداوند بر گیرنده ی ربا و دهنده ی آن و نویسنده معامله ی ربوی و دو شاهد آن}

 (از سايت بيداري اسلامي)
+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/07/19 و ساعت 8 بعد از ظهر |

بسم الله الرحمن الرحیم

خلا صه ازموعظه دینی قبل از نماز جمعه مسجد جامع اویس قرنی (رح ) چهارم شوال  برابربه 12ميزان   1387

استقامت

الحمد لله حمدًا كثيرًا طيّبًا مباركًا فيه كما يحبّ ربنا ويرضى، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أنّ محمّدًا عبده ورسوله، صلى الله عليه وعلى آله وصحبه، وسلّم تسليمًا كثيرًا إلى يوم الدين اما بعد:

عبادَ الله، يقول الله جلّ جلاله وهو أصدق القائلين: ((وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ)) [التوبة:105]. و بگو [هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد پس ما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد

وقال صلي الله عليه وسلم لرجل سأله، قال: قل لي في الإسلام قولاً لا أسأل عنه أحدًا غيرك، قال: ((قل: آمنتُ بالله، ثم استقم)).وپیامبر صلی الله علیه وسلم د رجواب کسی که به ایشان گفت برای در باره اسلام سخمی بگویید که ازکسی دیگر غیر از شما سوال ننمایم . فرمودن: اقرار نما که به خدا ایمان آوردم .سپس استقامت بورز.

 برادران وخواهران  خود وشما را توصیه بر تقوا می نمایم

 در اولین جمعه بعد از فارغ شدن از مکتب رمضان قرار داریم و به حمد الله ایام پربرکت رمضان وعید سعید فطر هم  با دید وبازدید از اقارب وبجای آوردن صله رحم و  معاونت وهمکاری با فقراء ومستمندان وخانواده های معظم شهداء انقلاب اسلامی ما  به خوبی سپری شد وگذشت و واز فرداشنبه همه کس بسوی محل کار وشغل خود میرود و. وعملا فارغین مکتب رمضان وماه نزول قران با دستآوردهای  های خود از رمضان عملا مشغول کار می شوند ویقینا کسا نی روزه صحیح داشتند که نتیجه اش بر اخلاق وروش شان  عملا به مشاهده برسد وخدا را حاضر ناظر برخود بدانند. چنامچه الله تبارک وتعالی می فرماید: ((وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ)) [التوبة:105]. و بگو [هر كارى مى‏خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‏شويد پس ما را به آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد. هما ن  طوریکه می دانید هدف از خلقت ما عبادت وشناخت ذات الله الله است که با قو لو عمل وزبان وجوارح عملااطاعت نموده وبا اخلاص ویقین کامل دیه دساتیرش عمل نماییم و اگر در قول وعمل ماکدام خللی باشد این را یقین داشته باشیم که ذات الله آنرا  دانشته وبه تمام ظاهر وباطن ماآگاهی کامل دارد. چنانچه می فرماید: ((قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير)) [آل عمران:29]. بگو اگر آنچه در سينه‏هاى شماست نهان داريد يا آشكارش كنيد خدا آن را مى داند و [نيز] آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است مى‏داند و خداوند بر هر چيزى تواناست. واز صفات مونین برحق هم این است  که زذات الله جل جلاله خوف داشته باشند.چنانچه الله پاک می فرماید:

((إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ  وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ)) [المؤمنون:57-60]. در حقيقت كسانى كه از بيم پروردگارشان هراسانند  و كسانى كه به نشانه‏هاى پروردگارشان ايمان مى‏آورند  و آنان كه به پروردگارشان شرك نمى‏آورند  وكسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مى‏دهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مى‏دانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت . و صلحاء همیشه ازین که در عمل شان ریائی  پید اشود ترس وبیم داشتند ودعا می نمودند:((رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ)) [آل عمران:8]، [مى‏گويند] پروردگارا پس از آنكه ما را هدايت كردى دلهايمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشايشگرى. و دستور الهی است که انسان مؤ من همیشه تا وقت مردن از خدا

((يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)) [آل عمران:102]، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد   . برادر وخواهر مسلمان دین را لازم گرفته وبراطاعت  از آن ثابت قدم بمانید وخطی را پیروی نمایید کهدر برگیرنده دساتیر دینی باشد.  وسید نا ابراهیم و یعقوب  علیهما السلام برفرزندان خودرابر آ ن ( استقامت) وصیت می نمایند : ((وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)) [البقرة:132]، و ابراهيم و يعقوب پسران خود را به همان [آيين] سفارش كردند [و هر دو در وصيتشان چنين گفتند] اى پسران من خداوند براى شما اين دين را برگزيد پس البته نبايد جز مسلمان بميريد  .  لذا برما هم لازم وضروری است که اطاعت از حق را لازم گرفته  وازخدا طلب ثبات را بنماییم وحضرترسول سید اولین وآخرین  وامام انبیاء همیشه این دعا رامی خوانندند:   ((اللّهمّ مقلبَ القلوب، ثبِّت قلبي على دينك))،بارالها که تو گرداننده قلبها هستی  قلبم را بر دین خودثابت نگه دار وحضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها وعن ابیها سوال نمود آیا یا رسول الله شما خوف داریدکهطلب ثبات رامی نمایید؟ فر مودند: ((إنَّ قلوبَ العباد بين أصبعين من أصابِع الرحمن، يقلِّبها كيف يشاء، إذا أراد أن يقلِبَ قلبَ عبدٍ قلَبَه)). یقینا قلبوب بندگان در بین دوامگشت رحمن است، به قسمس که بخواهد آنرا تغییر می دهد  ووقتی اراده قلب کردن قلب بنده ای را بخواهد آنرامی گرداند.  لذا از نشانه هاي توفيق الله بر بنده اينست مه بقی عمر خود را بااعمال صالحه بگزراند.

چنانچه حضرت  أنس رضي الله عنه می فرماید: که رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: ((إذا أراد الله بعبدٍ خيرًا استعمَله))، قالوا: كيف يستعمِلُه يا رسولَ الله؟! قال: ((يوفِّقُه لعملٍ صالحٍ قبل الموت))، وقتی خدا نسبت به بنده ای اراده خیر داشته باشد بكار وعمل واد اشته واز آن برای دین کار می گیرد وپیرسیدن چطور ؟ فرمودند: امرا به انجام عمل صالح ونیک قبل از موت نوفيق می دهد. \س يرا ىر وخواهر برانجام اعمال صالحه بكوشيد  وخدا هم یار ی دهندهاست  تا در وقت رفتن از دنیابه بشارت ملائک روبرو شوید چنانچه الله جل مجده می فرماید: ((إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ)) [فصلت:30-32]. در حقيقت كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست‏سپس ايستادگى كردند فرشتگان بر آنان فرود مى‏آيند [و مى‏گويند] هان بيم مداريد و غمين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد   در زندگى دنيا و در آخرت دوستانتان ماييم و هر چه دلهايتان بخواهد در [بهشت] براى شماست و هر چه خواستار باشيد در آنجا خواهيد داشت  روزى آماده‏اى از سوى آمرزنده مهربان است . ود ردنیا بنده به خداباشید تا پاداش اخرت رابدست آورید.

((تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ)) [القصص:83]. آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مى‏دهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است.

وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه أجمعين

+ نوشته شده توسط الحاج مولوی میرعبدالبصیر صدیقی خطیب مسجد در جمعه 1387/07/12 و ساعت 9 بعد از ظهر |